این پژوهش به هدف بررسی تاثیر آموزش خلاقیت بر مولفه های فراشناختی تفکر خلاق دانشجویان اجرا گردید. روش پژوهش آزمایشی و در قالب طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. نمونه پژوهش شامل 26 دانشجوی دختر و پسر در مقطع کارشناسی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. برای ارزیابی سطح تفکر خلاق دانشجویان از آزمون تفکر خلاق تورنس فرم ب تصویری استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه آزمایشی و کنترل در مولفه های فراشناختی تفکر خلاق وجود دارد.
این پژوهش با هدف شناسایی برخی عوامل همبسته با ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی انجام شده است. به این منظور رابطه محتوای آموزشی، آموزشگران، آموزش های دانشگاهی، ویژگیهای کارآفرینانه دانشجویان و روشهای ترویجی اجرا شده در دانشگاه، با ترویج کارآفرینی مورد مطالعه قرار گرفته است. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل تعداد1746 نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشکده بودند که بر اساس جدول مورگان تعداد 313 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون ضریب همبستگی، مقایسه میانگینt ، رگرسیون چندگانه و رتبه بندی فریدمن انجام پذیرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد، ویژگیهای موفقیت طلبی، خلاقیت و نوآوری، ریسک پذیری، تعیین سرنوشت و استقلال طلبی دانشجویان رابطه مثبت و معناداری با متغیر ترویج کارآفرینی دارند. همچنین عوامل آموزشی های دانشگاهی، آموزشگران دانشگاه، محتوای آموزشی و روشهای ترویجی اجرا شده در دانشگاه، رابطه مثبت و معناداری با متغیر ترویج کارآفرینی دارند. نتیجه حاصل از رگرسیون چند گانه نیز نشان داد عوامل آموزشگران دانشگاه، آموزشهای فعلی دانشگاه، محتوای آموزشی، روشهای ترویجی اجرا شده در دانشگاه و همچنین ویژگیهای موفقیت طلبی و خلاقیت و نوآوری دانشجویان،,3 %50از تغییرات متغیر ترویج کارآفرینی را تبیین می کنند.
امروزه کارآفرینی به عنوان ابزار مهم تولید شغل و کاهش میزان بیکاری نزد کارشناسان و سیاستگذاران کشور اهمیتی فزاینده یافته است. در خصوص چگونگی رابطه مذکور، ابهامات بسیاری در کشورهای در حال توسعه ظهور یافته است. نتایج حاصل ازمطالعات گروهی از اقتصاددانان نشانگر رابطه مثبت بین بیکاری و کارآفرینی است. به عبارت دیگر این عده مطرح می سازند بالا رفتن نرخ بیکاری منجر به افزایش کارافرینی می گردد. حال آنکه برخی دیگر رابطه عکس بین این دو متغیر را مطرح می سازند و مستندا بیان می دارند که افزایش فعالیتهای کارافرینی، نرخ بیکاری را کاهش می دهد. هدف از این مقاله، بررسی رابطه علی بین کارآفرینی - به مفهوم ایجاد کسب و کارهای جدید- در صنعت ایران و نرخ بیکاری می باشد. در این راستا، آزمون علیت هیسائو برای بررسی رابطه علی بین نرخ بیکاری و کارآفرینی در بخش صنعت کشور به کار گرفته شده است.نتایج این مقاله حاکی از آن است که در بخش صنعت کشور رابطه علی یک طرفه از کارآفرینی به نرخ بیکاری وجود دارد.
"از سال 1373 روند کاهش صادرات فرش دستباف در کشور آغاز شدند و متأسفانه این روند تاکنون ادامه دارد. اما به دلیل ویژگی فرش کرمان، صادرات فرش کرمان بیشتر کاهش یافته است. بدین منظور در این مقاله سعی شده است مشکلات اقتصادی صنعت فرش دستباف کرمان مورد بررسی قرار گیرد.
روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی مبتنی بر روش علی و معلولی است. این مطالعه به صورت مقطعی در سال 1386 صورت گرفته و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. برای این که مقایسهای بین مشکلات سه بخش تولید، مصرف و صادرات فرش صورت گیرد با استفاده از نظر کارشناسان، پرسشنامهای طراحی شده است. 114 پرسشنامه بین تولیدکنندگان، صادرکنندگان و سایر دستاندرکاران فرش دستباف استان کرمان توزیع، و با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی این مشکلات رتبهبندی شده است. بر اساس نتایج این مطالعه رتبه اول مشکلات مصرف، تولید و صادرات فرش دستباف استان کرمان، مربوط به بخش دولتی، رتبه دوم مربوط به بازار، رتبه سوم مربوط به رقیبان و رتبه چهارم مشکلات مربوط به بخش خصوصی "