این مقاله به موضوع ظرفیت نوآوری و نحوه اندازه گیری آن در بنگاه های اقتصادی می پردازد. ظرفیت نوآوری، توان بالقوه یک بنگاه/کشور در انجام فعالیت های نوآورانه است که از آن جمله می توان به معرفی و عرضه محصولات و خدمات جدید، رویه ها و فرایندهای نو و یا ایده های جدید در رابطه با سازمان اشاره کرد. در این مقاله مفهوم ظرفیت نوآوری و دیگر مفاهیم مرتبط با آن تبیین شده و معیارها و مدل های ارزیابی ظرفیت نوآوری مورد بررسی قرار گرفته است. از میان مدل های موجود، مدل نظری ارائه شده توسط مورل و بولی (محققین فرانسوی)، انتخاب و توسعه داده شده است. همچنین ابزاری (یک پرسشنامه) برای ارزیابی ظرفیت نوآوری در سطح بنگاه های اقتصادی، بر مبنای این مدل طراحی و به هدف اعتبارسنجی سازه ای، در میان 108 شرکت اتوماسیون صنعتی ایران توزیع شده و مورد آزمایش قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، پایایی و روایی پرسشنامه را مورد تایید قرار داده و به علاوه امکان بکارگیری آن را در شرایط کسب و کار ایران نشان می دهد. دستاورد دیگر تحقیق، ارائه یک دسته بندی اولیه از عوامل شکل دهنده ظرفیت نوآوری است که در قالب پنج شاخصه کلی تقسیم می شوند: «ایجاد فضای کاری مناسب از طریق رهبری فعالیت های نوآوری»، «رویه مند بودن فرایندها و ارتباطات درون و برون سازمانی»، «مدیریت استراتژیک دانش»، «جمع آوری و تولید ایده های نو» و «مدیریت منابع انسانی بر محور نوآوری». این عوامل به همراه پرسشنامه تایید شده می تواند مبنای تحقیقات بعدی را تشکیل دهد.
کارآفرینی سازمانی یکی از عواملی است که بیش ترین تاثیر را بر موفقیت و رشد اقتصادی بنگاه ها، کشورها و دولت ها داشته و از طرف دیگر، یکی از مؤلفه های مهم جهت ایجاد کارآفرینی در داخل سازمان، ساختار سازمانی مناسب است. در این تحقیق رابطهی بین مولفه های ساختار سازمانی (رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز) با کارآفرینی سازمانی بررسی شده و برای ابزار تحقیق پرسش نامه ای حاوی 25 سوال با ضریب اعتبار برابر با 94/0 طراحی شد. نتایج به دست آمده از پرسش نامه های توزیع شده بین نمونه 106 نفری مدیران ادارات مرکزی بانکهای خصوصی، نشان دهندهی آن است که بین ابعاد ساختار سازمانی یعنی رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز سازمانی با ابعاد کارآفرینی سازمانی شامل نوآوری، خطرپذیری و پیش گام بودن رابطه معنیداری وجود دارد. میزان هم بستگی ابعاد ساختار سازمانی با کارآفرینی سازمانی برابر با رسمیت (526/0-)، پیچیدگی (215/0-)، و تمرکز (501/0-) است. در انتهای مقاله نیز نتایج و پیشنهادهای به دست آمده از این تحقیق ارایه شده اند.
هدف اصلی این مقاله بازآفرینی و آزمون فرایندکارآفرینی در موسسات آموزشی شهر تهران است. جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران در سه حیطه علمی (اعضای هیأت علمی دانشگاه)، تخصصی (کارشناسان مراکز کارآفرینی) و اجرایی (اعضای هیأت مدیره موسسات آموزشی) تشکیل داده و به صورت روش سرشماری کامل با توجه به شاخص های تدوین شده، 76 نفر را شامل میشود. ابزار جمع آوری اطلاعات این طرح، پرسش نامهی تدوین شده توسط محقق بوده و اعتبار پرسش نامه در مولفه های فرایند کارآفرینی در طیف 91/0 تا.96/. به دست آمد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و روش های آمار توصیفی و آزمون خیدو استفاده شده و نتایج به دست آمده از پژوهش عبارت است از: 1) مؤلفه های ارایهی الگوی مناسب فرایند کارآفرینی که هشت مولفه تشکیل دهندهی آن است که عبارتند از: فرصت شناسی، ایده پردازی، امکان سنجی، تأسیس موسسه، تجهیز و تخصیص منابع، تولید، بازاریابی و فروش و توسعه؛ 2) با توجه نتایج به دست آمده صاحب نظران الگوی مناسب فرایند کارآفرینی در موسسات آموزشی را مهم و در حد93%بررسی کردند. در اولویت بندی نهایی از بحث فرایند در طراحی الگو به نتیجه گیری زیر میرسیم: فرصت شناسی در اولویت اول (100%)؛ تأسیس موسسه و توسعه در اولویت دوم (99%)؛ بازاریابی و فروش در اولویت سوم (96%)؛ ایده پردازی در اولویت چهارم (95%)؛ امکان سنجی در اولویت پنجم (91%)؛ تجهیز و تخصیص منابع در اولویت ششم (76%) و تولید در اولویت هفتم (75%) قرار دارد.
موسسه ی اینتربرند (Interbrand) برای آشنایی هرچه بیشتر صاحبان کسب و کار جهانی، مطالعه ی جامعی دارد با عنوان: ساخت چین: مطالعه ی برندهای چینی در سال 2007.
در نگاه پژوهشگران اینتربرند، ایجاد برندهای چینی به صورت جهانی، غیرقابل اجتناب است. برندهای چینی با خود این مشعل را حمل می کنند که از روی سایر برندهای آسیایی مثل تویوتا، سونی، سامسونگ عبور کرده اند. گزارش مزبور حاوی تعداد صفحات گسترده ای است که مترجم، سال گذشته آن را با دقت به انجام رسانده و در اختیار این فصلنامه قرارداد.
بحران اقتصادی، تازه ترین موضوع مورد بحث محافل اقتصادی و پژوهشهای بین المللی است. نظرگاههای متفاوتی در تبیین و ترسیم این موقعیت، آرا و دیدگاههای خود را ارائه کرده اند. یکی از این روشها، روش استعاره ای (ZMET) است که در شماره پیشین ( شماره ی 8- زمستان 1387؛ فصلنامه توسعه مهندسی بازار) به تفصیل تشریح شد.
در این شماره یک مطالعه ی موردی (Case Study) انجام شده است که مبتنی بر روش تکنیک تازه ی بازاریابی است.
شرکت بوز آلن همیلتن و انجمن شرکتهای تبلیغاتی ملی برای دستیابی به چنین هدفی با کمک یکدیگر مطالعه ای را به انجام رسانیده اند که مشخص کننده ی نوع سازمان بازاریابی شرکتها است.
1.قهرمان رشد
2.استاد بازاریابی
3.مشاور ارشد
4.مشاور کاربلد
5.برند ساز
6.خدمت رسان
رضا نورائی مدرس دوره های جامع کاربردی مدیریت بازاریابی؛ دوره ای 200 ساعته که به ابتکار شرکت TMBA با همکاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار می کند.
گفتگوی ما با نورائی در دفتر ماهنامه ی صنعت بسته بندی آغاز و انجام یافت. وی در این گفتگو بیش از آنکه به موضوعات فنی بسته بندی بپردازد، به بینشها و نگرشهایی پرداخت که برای مدیران عامل، مدیران بازاریابی، مدیران برند سودمند است.