رضا افهمی

رضا افهمی

مدرک تحصیلی: دانشیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۹۰ مورد.
۴۱.

تبیین مدل روش طراحی اینفوگرافیک فرهنگی- تاریخی در محیط شهری (مطالعه موردی: اینفوگرافیک بنای گنبد خشتی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۷۲۵
بیان مساله: بخشی از هنر گرافیک که به طراحی اطلاعات می پردازد اینفوگرافیک نام دارد. پژوهش حاضر سعی دارد با بهره گیری از عناصر هنر سنتی، به طراحی اینفوگرافیک ها در محیط شهری، هویت ببخشد. بدین منظور به ارائه یک مدل روش طراحی پرداخته است.مساله اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه می توان در ارائه مدل روش طراحی اینفوگرافیک ها، از عناصر هنر سنتی چنان بهره برد که هم کارکرد اطلاع رسانی در اینفوگرافیک ها را تامین کند و هم در بعد بصری خود، منطبق بر فرهنگ تصویری و هنر سنتی سرزمین ایران باشد. هدف: هدف کلی این جستار، طراحی یک مدل مفهومی است که بر اساس آن برای طراحی و هویت بخشی به اینفوگرافیک ها در محیط شهری، از عناصر بصری هنر سنتی بهره برداری شود. در نهایت مدل مفهومی پژوهش با رویکرد مطالعه موردی، در محیط واقعی مورد آزمون قرار گرفته و به بنای گنبد خشتی تعمیم یافته است. فرضیه: فرض نخست اینکه با استفاده از عناصر تصویری، شیوه بیانی و بصری سازی داده ها در آثار هنر سنتی، می توان برای اینفوگرافیک های مدرن، جنبه هویت فرهنگی- تاریخی و بومی به وجود آورد. بنا بر فرض دوم، با توجه به ابعاد و ویژگی های فرهنگی و بومی مناطق تاریخی می توان اینفوگرافیک هایی متناسب با بافت های تاریخی شهرهای مختلف ایران در دوره معاصر طراحی نمود. روش تحقیق: روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و پیمایشی می باشد. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد می توان با استفاده از عناصر تصویری هنر سنتی، برای اینفوگرافیک های مدرن، جنبه هویت فرهنگی- تاریخی به وجود آورد و با توجه به ویژگی های فرهنگی و بومی مناطق تاریخی می توان اینفوگرافیک هایی متناسب با بافت تاریخی شهرهای معاصر  ایران طراحی نمود.
۴۲.

واکاوی اثربخشی قوانین سامان دهی سیما و منظر شهری بر انسجام نماهای شهری (از سال 1347 تا سال 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۳۸۷
بیان مسئله: انسجام نماهای شهری نقشی بی بدیل در سامان سیما و منظر شهری دارد. نماها خود ابعاد و اجزای متشکله متفاوتی دارند. کیفیت ساختاری و نحوه چینش این ابعاد و اجزا، چه در یک نمای واحد، چه در نحوه استقرار نماهای مجاور و چه در زمینه گسترده تری چون نماهای یک شهر نیاز به انسجام دارد. لازمه ایجاد این انسجام، وجود اصول و قوانینی است؛ اثربخشی مقررات در این زمینه مسئله تحقیق می باشد. اهداف: سنجش کارایی ضوابط و مقررات نماسازی مدون توسط شهرداری ها و دیگر دستگاه های ذی ربط در بازه زمانی سال های 1347 تا 1400 در ایجاد و حفظ انسجام در نماهای شهری و اجزای آن است. روش ها: نوع تحقیق کیفی و روش آن اکتشافی-تبیینی با نگرشی انتقادی است. ابتدا کاراترین «عوامل انسجام بخش نماهای شهری» تعیین گردید. تحلیل «قوانین نماسازی» در بازه زمانی ذکرشده، صورت پذیرفت. سپس هر یک از «مفاد مصوبات» با تک تک «مؤلفه های انسجام» با روش فوق تحلیل گردید. یافته ها: اثربخش ترین و جامع ترین قانون، مصوبه بهار 1393 طراحی نما در تهران می باشد. در زیر معیارهای انسجام بخش، جذابیت بصری و سپس ارتباطات محتوایی، ویژگی مصالح و معنا بیشتر متأثر از قوانین بودند. کمترین توجه نیز در مورد تناسب نما با زمینه، خوانائی، خطوط پیکره و تناسب عرض قطعات بود. نتیجه گیری: نتیجه بیانگر روند رو به رشد و در راستای حرکت به شمولیت هر چه فراتر و صراحت و شفافیت بیشتر قوانین نماسازی در انسجام بخشی نماهای شهری است؛ هرچند هنوز جای کار دارد.
۴۳.

بررسی تحلیلی تأثیرپذیری نگاره های رضا عباسی از نگاره های کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۵۰۹
رضا عباسی، نگارگر مکتب نقاشی اصفهان، در برهه ای از فعالیت هنری خود (1019-1029ه .ق/ 1611-1621م) به مثنی برداری از آثار کمال الدین بهزاد پرداخته است. در این نمونه از آثار رضا عباسی، پیکره ها برخلاف دیگر عناصر تصویری، به صورت غیرتقلیدی ترسیم شده اند و تفاوت هایی در نوع پیکرنگاری رضا عباسی با بهزاد وجود دارد. براین اساس هدف از این پژوهش بررسی تأثیراتی است که رضا عباسی در حین مثنی برداری از نگاره های کمال الدین بهزاد گرفته است. همچنین در صدد پاسخگویی به این پرسش است که تأثیرپذیری رضا عباسی از کمال الدین بهزاد در چه بخش هایی از نگاره می باشد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) با استفاده از ابزار فیش و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی است. با بررسی پیکره های ترسیمی رضا عباسی به تقلید از کمال الدین بهزاد می توان نتیجه گرفت که تأثیرِ تنوعِ موضوعی پیکره های رضا عباسی از کمال الدین بهزاد محدود به پیکره های عامه است. توجه و انتخاب پیکره های عامه از آثار بهزاد جهت مثنی برداری، احتمالاً متأثر از دوره دوم زندگی هنری رضا عباسی بوده است. اما رضا عباسی در مثنی برداری از آثار بهزاد در مقوله کیفیات تجسمی پیکره ها، به شیوه شخصیِ خود عمل کرده است، ازاین رو میزان تناسبات هر عضو، کشیدگی اندام، بلندی قامت و نوع طراحی چهره و صورت در آثار رضا عباسی متفاوت از بهزاد است. از طرفی رضا عباسی در چند مورد جزئی مانند نوع نمایش بالاتنه سه رخ، پایین تنه نیم رخ، انحنا و انعطاف در اندام ها و محل قرارگیری پیکره ها در ترکیب بندی از بهزاد تأثیر پذیرفته است و مورد اخیر نشان از اهمیت و تأکید انسان در نظر این دو هنرمند است.  
۴۴.

بررسی تطبیقی تناسبات نمای سردر مساجد شیخ لطف الله، جامع عباسی، حکیم و مدرسه چهارباغ اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۳۴۱
این مقاله به بررسی تناسبات نمای سردر چند نمونه از بناهای شاخص صفوی در شهر اصفهان به عنوان مهم ترین آثار این دوره پرداخته است. نمونه هایی که مورد سنجش و بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: مساجد شیخ لطف الله، جامع عباسی (مسجد شاه سابق یا مسجد امام)، حکیم و مدرسه چهارباغ (مادر شاه). مسئله مورد توجه تناسبات به کار رفته در نمای سردر این بناها به عنوان ابزاری در جهت خلق آثاری خردمندانه و مطلوب است. با توجه به اهمیت سردر بناها به عنوان عناصری شهری در دوره صفوی به نظر می رسد در طراحی نمای سردر این بناها تناسبات مشخصی به کار رفته است؛ همچنین تفاوت در کارکرد و اهمیت، تمایز در تناسبات را نیز در پی داشته است. این پژوهش بر مبنای الگوهای نظری معماری و به روش توصیفی و تحلیلی صورت گرفته است و فرآیند بررسی شامل استفاده از روش های هندسی است. برای تعیین تناسب نمای سردر نسبت ارتفاع به عرض در بخش های مختلف هر ورودی مورد سنجش قرار گرفته است. یافته های به دست آمده با تناسبات ایرانی، چون پنج ضلعی و شش ضلعی منتظم تطبیق داده شده است. نتیجه بررسی حاضر نشان می دهد مسجد جامع عباسی از تناسبات متمایزی در نمای سردر نسبت به سایر موارد برخوردار است؛ در حالی که نمای سردر سایر موارد دارای تناسباتی مشترک هستند. مستطیل نمای سردر مسجد جامع عباسی حاصل از تناسبات مشتق از پنج ضلعی منتظم است و تناسبات به کار رفته در نمای سردر سایر بناها از تناسبات مشتق از شش ضلعی منتظم برگرفته شده است. 
۴۵.

بررسی تجلی حکمت صدرایی در معماری اصفهان عصر صفوی (پل خواجو ترجمان اسفار اربعه ملاصدرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۴۶۷
پل های تاریخی ایران، همچون دیگر مصنوعات جوامع سنتی، علاوه بر کارکردی که دارند، مکانی برای تبلور و انتقال مفاهیم نهفته در جهان بینی پدیدآورندگان آن به شمار می آیند. هنر ایران ساحت ظاهر عناصر متعالی نهفته در باور اسلامی- ایرانی را شکل داده  و صورتی زمینی برای درک آن آفریده است. همچنین به واسطه آن که همه عالم را محضر الهی  می شمارد، این تجلی عالم کون و مثال به بناهای مذهبی محدود نشده و از منظر هنرمند ایرانی، تمام جهان، تجلی گاه جلوه حق است. مقاله حاضر با اتکا به نظر اندیشمندان درباره کیفیات معماری ایران در عصر صفوی که شهر اصفهان را به عنوان مدینه ای تمثیلی از  فلسفه اسلامی- ایرانی قلمداد نموده اند، سعی بر آن دارد تا  از پل خواجوی اصفهان، تأویلی برگرفته از اندیشه صدرایی ارایه دهد تا بدینوسیله بازتابِ اندیشه «جهانِ هستی به مثابه پل» را در  نمادپردازی معمارانه این پل آشکار نماید. این پژوهش نشانگر آن است که در پل خواجو، به عنوان نقطه اوج  پیوند این عنصر کارکردی و اندیشه ایرانی- اسلامی، مفاهیم پل درجایگاه نمادی از جهان گذرا، صراط مستقیم، راهی به بهشت و محل آزمون، با اندیشه صدرایی پیرامون طی طریق به سوی حق در قالب اسفار اربعه پیوند خورده است. چنین چیزی را می توان در همنشینی میان مراتب اسفار و سازمان معمارانه پل برسنجید.
۴۶.

پیکره بندی و موضوع در نگاره های ایرانی (بررسی نسخه نگاره های شاهنامه تهماسبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۳۲۰
شاهنامه تهماسبی یکی از غنی ترین مجموعه های نقاشی ایرانی است که منبع ارزشمندی از تصاویر را پیش روی پژوهشگران قرار داده است؛ همکاری جمعی از بزرگ ترین هنرمندان نگارگری در تهیه این نسخه، نشان دهنده اهمیت این اثر است. مقاله حاضر، درپی ایجاد شالوده ای بصری مبتنی بر وجود ارتباط میان موضوع و ترکیب بندی در نگاره های این نسخه است و با بررسی تصاویر درپی یافتن پاسخ این پرسش است که درصورت وجود ارتباط میان موضوع و پیکره بندی نگاره ها، مضمون و پیکره بندی تصاویر چگونه در کل اثر بر یکدیگر تأثیر می گذارند و چگونه می توان به الگوی معینی که بیانگر ارتباط میان دو عامل موضوع و ترکیب بندی باشد، دست یافت. روش تحقیق به کارگرفته شده، توصیفی- تطبیقی- تحلیلی است، بررسی ها به صورت سیستماتیک با تمرکز بر ساختار، به کمک دو روش عمومی گشتالت و تطبیقی انجام شده اند و گردآوری اطلاعات هم با روش کتابخانه ای- میدانی. ابتدا موضوع تمامی نگاره ها استخراج و سپس ساختار همه تصاویر نسخه برای دستیابی به ترکیب بندی کلی واکاوی شده است. درنهایت، مجموعه ای از الگوهای اولیه به دست آمد که با استفاده از تئوری گشتالت و بررسی های تطبیقی میان داده ها، به شکل گیری یک ساختار مشخص و با قاعده انجامید. جستجوهای بصری تصاویر نسخه، بیانگر ارتباطی مؤثر میان ترکیب بندی تصاویر و موضوع است به گونه ای که موضوعات خاص به یک یا چند ترکیب بندی مشخص، مربوط اند. همچنین، به نظر می رسد که الگوهای بصری آشکار شده، قالب های ازپیش معینی برای پیکره بندی تصاویر ازسوی هنرمند بوده است؛ به عبارت دیگر، هنرمند قواعد و اصول مشخصی را برای تصویرگری نسخه رعایت می کرده که این امر دلالت بر انسجام در عوامل کارگاهی دارد.
۴۷.

فرش به مثابه نماد؛ بررسی شکل مصرف فرش دستباف در اروپا از سده های میانه تا قرن 18 میلادی(12 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۱ تعداد دانلود : ۷۳۷
فرش دستباف در طول تاریخ به واسطه داشتن ظرفیت های گوناگون هنری، اقتصادی و مفهومی جلوه های ویژه ای در کنار ابعاد کاربردی و مصرفی خود یافته است. در تاریخ نگاری ها و سفرنامه ها همواره از فرش های گران قیمت و نفیس به نشانه شکوه و عظمت کاخ ها یاد شده است. این امر نشان میدهد فرش ها به مرور کارکردی فراتر از ارزش مصرفی خود یافته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است که بررسی ها در آن برپایه مطالعات کتابخانه ای و بررسی تصویری نقاشی های باقی مانده از سده های میانه تا قرن 18 میلادی/12 قمری و همچنین لیست اموال برخی از پادشاهان- به منظور بررسی شکل مصرف و زمینه های بروز انواع مصرف آن- می باشد. از آنجا که بررسی اسناد تاریخی تمامی کشور های اروپایی میسر نبود، به عمده ترین نمونه ها به صورت پراکنده در کشورهای مختلف و پر اهمیت به لحاظ اقتصادی، تجاری و هنری خواهیم پرداخت.  نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در پی رواج مصرف منسوجات و اهمیت آن ها در تزیینات و با رواج فرهنگ مصرف نمایشی از قرون میانه به بعد در اروپا و در میان طبقات بالای جامعه و سپس در میان طبقات متوسط جامعه، نوعی ارزش نمادین و غیر کارکردی برای فرش دستباف به وجود آمد. یافته ها نشان می دهد در سده های میانه و همچنین دوران رواج سرمایه داری در اروپا، فرش عنصر و نمادی از ثروت و مظهر تفاخر و عنصری هویت بخش برای صاحبان آن بوده است. به طوری که فرش به عنوان عنصری مهم در تزیینات کاخ ها، مساجد، کلیساها و نقاشی ها به کار گرفته شد و "کاربرد مصرفی" آن به عنوان کف پوش، جای خود را به "کاربرد نمادین" داده است.
۴۸.

اثربخشی شیوه های تدریس قصه گویی و نمایش خلاق مشارکتی بر یادگیری مفاهیم میراث ناملموس موزه توسط دانش آموزان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۶۷۹
این مقاله با هدف سنجش اثربخشی سه روش سخنرانی، قصه گویی و نمایش خلاق مشارکتی در یادگیری آموزش میراث معنوی همچون مفاهیم گاهشماری با تمرکز بر جشن ها و مراسم ایرانی بر دانش آموزان سوم ابتدایی موزه تماشاگه زمان تهران انجام شد.روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دبستانی بازدیدکننده موزه بوده اند که از این جامعه آماری90 دانش آموز دختر و پسر به روش تصادفی ساده در قالب آزمایش( گروه سخنرانی به عنوان گروه گواه و دو گروه قصه گویی و نمایش خلاق مشارکتی به عنوان گروه آزمایش) مورد مقایسه قرار گرفتند. در تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از تکنیک تحلیل واریانس بین گروهی دو عاملی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد بین سه روش آموزش قصه گویی، نمایش خلاق مشارکتی و سخنرانی در باب یادگیری میراث ناملموس(گاه شماری) تفاوت وجود دارد. همچنین بین دختران و پسران در باب یادگیری میراث ناملموس(گاه شماری) نیز تفاوت دیده می شود.
۴۹.

ارائه یک مدل خوانش گرافیکی مبلمان شهری با تا کید بر بهبود حس مکان، نمونه مورد مطالعه: منطقه 2 شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۰ تعداد دانلود : ۳۶۸
در دوران کنونی در حوزه گرافیک محیطی، به گرافیک محیطی و خلق تجربه های نو به منظور القای حس مکان، اهمیت چندانی داده نشده و گرافیک محیطی در این عرصه با سکون و بی تحرکی روبه روست. این امر ناشی از عدم شناخت و پرداخت کافی به آن در پژوهش های راهبردی است. از این رو پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی_کمی از نوع توصیفی_پیمایشی و ابزار کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه و مشاهده) و استفاده از آزمون فریدمن و تحلیل محتوا به دنبال رهیافت به هدف اصلی پژوهش" تدوین مدل خوانش گرافیک شهری با تأکید بر ارتقای حس مکان در منطقه 2 شهر قزوین" است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختار کالبدی گرافیک شهری منطقه 2 شهر قزوین، کیفیتی متعادل از نشانه های معنادار است که بسته به نوع فرم، رنگ و مصالح خود سبب جلب توجه مخاطبان شده و حس مکان را در این منطقه رقم می زنند. درضمن از میان مؤلفه های خوانش گرافیک محیطی در منطقه 2 شهر قزوین، مؤلفه ساختار بصری و معماری بیشترین نقش را دارند که در این میان توانسته اند از طریق تناسبات با بستر خود و نوع ترکیبات رنگی به کار رفته، حس مکان را در شهروندان این منطقه ایجاد نمایند. چرا که میان مؤلفه تناسبات و ترکیبات رنگی با خوانش گرافیک محیطی ارتباطی دوسویه و قوی برقرار است. همچنین در میان عناصر گرافیک شهری در ایجاد حس مکان در این منطقه، عنصر صندلی و مکان های نشستن همراه با المان های میادین، بالاترین رتبه و  عناصری مثل سطل های زباله و نقاشی های دیواری کمترین رتبه را از نگاه شهروندان در رابطه با القای حس مکان به آنها دارند.
۵۰.

نقش تعادل پویا در شهرسازی اسلامی ایرانی عصر صفوی نمونه موردی مسجد شیخ لطف الله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۵۰۷
در عصر صفوی، تحت تأثیر مکتب اصفهان و ب هویژه رواج و گسترش اندیشه های معنایی شیعی، نقش مخاطب در ادراک فضا اهمیت عمده ای یافت که این مهم در ساخت بناهای متفاوت ازجمله مساجد این دوره، آشکار است. در مسجد شیخ لطف الله، عاوه بر توجه به اهمیت نقش مخاطب، فرآیند شرکت دادن او در جریانِ ادراک فضا و درگیرکردن حرکت او با کانسپت معماری نیز قابل مشاهده است که این امر از طریق ایجاد تعادل پویا صورت گرفته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی، به بررسی جایگاه مسجد شیخ لط فالله از منظر فرآیند فکری در طراحی پیوسته معماری و شهر می پردازد. مسئلهآ غازینا ین پژوهش، بررسی دلایل عدولا ین بناا زا رزش های غالب معماریا یرانیا زجمله تقارن و تعادل محوری و گرایش به نوعی تعادل ناپایدار در طراحی است. نتایج تحلیل نشان می دهد که این بنا با هدف ایجاد رابطه ای جدید میان مخاطب، به عنوان فاعل شناسا و ایجاد فرآیند ادرا کی پیوسته میان شهر و بنا، به طرح تعادل ناپایدار در طراحی پرداخته تا زنجیره پیوسته ای را از تجارب بیرونی فرم و تجارب درونی فضا شکل داده و مخاطب را در کنشی فعال با مفاهیم درونی ساختمان درگیر نموده و او را به جزیی از این فرآیند ادرا کی بدل سازد.
۵۱.

طراحی الگوی برنامه درسی شخصی شده مبتنی بر هنر مفهومی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۴۲۳
هدف این مقاله طراحی الگوی برنامه درسی شخصی شده مبتنی بر هنرمفهومی در دوره ابتدایی است. هنرمفهومی یکی از اقسام هنرپست مدرن[1] است که از منظر آن آموزش وبرنامه درسی امری کاملا شخصی وموقعیتی است. بابکارگیری روش سنتزپژوهی به بررسی نظرات و منابع مربوط به هنرمفهومی اقدام شد و نُه مقوله اصلی هنرمفهومی شناسایی شده شامل توجه به: مسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی/ رویکرد انتقادی/ چند فرهنگی/ خلاقیت/ تعامل با مخاطب/ بعد جهانی وبومی/ مسائل زیست محیطی/ تنوع در تکنیک ورسانه. از سوی دیگر موضوع شخصی سازی آموزش، که طی چنددهه گذشته مجددأ دارای اهمیت شده است، نشان می دهد که برنامه درسی وقتی می تواند موثر و کارآمد باشد که با شخص به ماهوَ شخص ارتباط برقرار سازد. برای تحقق برنامه درسی شخصی شده، مفاهیم: «سبک، چگونگی، سطح، محتوا، راهبرد وروش تدریس، رسانه، ارزشیابی، وقت ومکان» مطرح هستند. براین اساس، تلاش شد تا الگویی از ترکیب مفاهیم اساسی هنرمفهومی درقالب کلی برنامه درسی شخصی شده فراهم گردد که به تأیید نهایی متخصصان برنامه درسی وهنرمفهومی رسیده است. [1]Postmodern Art
۵۲.

معرفی قطعه منظومی از رساله موسیقی منسوب به ابوالوفاء خوارزمی و بررسی درستی انتساب و تبار آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۴۲۲
این مقاله به بررسی قطعه منظوم کوتاهی منسوب به ابوالوفاء خوارزمی و صحت سنجی این انتساب می پردازد. این شعر در توضیح تناسب اوقات شبانه روز با مقامات دوازده گانه موسیقی قدیم ایران سروده شده است و محتوای آن سابقه ای در مکتوبات قدیمی تر دارد که می توان تبار آن را شناسایی کرد. هدف مقاله معرفی، تصحیح، شرح و تحلیل این قطعه ادبی با استفاده از مواد و منابع تاریخی و نیز اسناد و نسخ خطی کتابخانه ای است. در ضمنِ بحث، محتوای شعر یادشده با دو رساله دیگر موسیقی، یکی متقدم ( کنزالتُحَف اثر حسن کاشانی) و دیگری متأخر ( رساله علم موسیقی نوشته میرصدرالدین محمد قزوینی) به صورت تطبیقی مطالعه و مقایسه می شود. نتیجه اینکه مبحث فراموسیقاییِ مذکور از مباحث دوست داشتنی نویسندگان دوره گذار موسیقی ایران (اواخر قرن هشتم هجری تا پایان عصر صفوی) بوده است که با کمترین تغییری در شماری از رسالات این دوره دیده می شود. منشأ واقعی این مطالب رساله کنزالتُحَف است؛ اما استناد آن به آرای ابوعلی سیناست؛ حال آنکه این انتساب کاملاً از حقیقت تاریخی به دور است. نویسندگان برپایه شواهد و قراین نتیجه گرفته اند که اثر مدّنظر سروده شاعر و صوفی کمترشناخته شده ای به نام خواجه ابوالوفای خوارزمی (۷۶۰‑۸۳۵ ق.) است که برپایه گزارش های تاریخی، از علم ادوار و موسیقی آگاه بوده و رساله ای درباب موسیقی داشته است که نشانی از آن در دست نیست. به احتمال قوی، همین شعر نیز از رساله موسیقی مفقود او استخراج شده است. تاکنون درستی انتساب این اثر به خواجه ابوالوفاء بررسی نشده و درباره محتوای آن هم تحقیقی صورت نگرفته است.
۵۳.

فهم معماران از سلیقه شهروندان در طراحی نمای بناهای مسکونی با تأکید بر «نظریه تمایز بوردیو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۳۶۲
قشربندی های اجتماعی باعث به وجود آمدن تفاوت های پیچیده ای در میان اقشار جامعه می شود که ما به تبعیت از پیر بوردیو «تمایز» می گوییم. درنتیجه ی این تمایزها نماهای مختلفی در بناهای مسکونی طراحی می شود که سیمای شهر را تحت تأثیر خود قرار می دهد. تنوع سلیقه ها در طراحی نماهای مسکونی از سوی شهروندان موجب ایجاد ناهمگونی در سیمای شهری شده و گونه ای از عدم یکپارچگی و پیوستگی در مفاهیم مرتبط با معماری در حوزه نماهای شهری را به وجود آورده است. این پژوهش به تبیین فهم معماران در مواجهه با سلیقه شهروندان در طراحی نمای بناهای مسکونی بر اساس نظریه تمایز بوردیو می پردازد. روش تحقیق این پژوهش از حیث هدف، کاربردی، از نوع کیفی و به لحاظ «قصد » از پژوهش، «تفسیری » است و سعی دارد به این پرسش ها پاسخ دهد که « چه عواملی بر شکل دادن سلیقه کارفرما و مصرف کننده در تولید و مصرف نمادین مسکن شهر تهران در بازه زمانی 1384-1398 تأثیرگذار بوده اند؟ و فهم معماران در مواجهه با سلایق مصرف کننده و کارفرما در طراحی نماهای مسکونی در بازه زمانی 1384-1398 چگونه بوده است؟». در تبیین متغیرهای پژوهش، سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی افراد متغیر مستقل و الگوی مصرف معمار را متغیر وابسته تعریف شده است. در این پژوهش با استفاده از مصاحبه با متخصصین، شاخص ها و متغیرهای مؤثر بر تبیین نقش معماران در مواجهه با سلیقه شهروندان تهران در مورد معماری مسکونی از متن مصاحبه های صورت گرفته استخراج گردید، بنابراین «منطق» پژوهش «استقرایی» بوده و روش تحلیل داده ها نیز شامل کدگذاری باز و کدگذاری محوری است. این پژوهش نشان می دهد که دیدگاه اغلب معماران ایرانی در مورد مفهوم «سلیقه شهروندان در مورد بناهای مسکونی» را می توان در چهار صورت «سازه ساختمان»، «سازگاری نما با اقلیم»، «سازگاری نما با عملکرد بنا» و «زیبایی بصری نما» دسته بندی نمود که این الگوی مصرف متأثر از دو دسته ی کلی «سرمایه اقتصادی» و «سرمایه فرهنگی» است.
۵۴.

تحلیل ویژگی ها و سایه اندازی ایوان های خانه های قاجاری شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۱۹
ایوان شاخص ترین عنصر معماری خانه های یزد است. خانه های قاجاری شهر یزد بیشترین نمونه های خانه های قاجاری دارای ایوان جنوبی را در مقایسه با دیگر شهرهای ایران واقع در اقلیم گرم و خشک دارا هستند. هدف پژوهش، بررسی ویژگی های مختلف ایوان و بیان چگونگی سایه اندازی آن در خانه های قاجاری شهر یزد است. پژوهش درصدد پاسخ گویی به سوال های ذیل است: ویژگی های ایوان در معماری ابنیه ی مسکونی یزد در دوره ی قاجار چیست؟ - ایوان ها در معماری ابنیه ی مسکونی یزد در دوره قاجار تحت تأثیر چه عواملی شکل می گرفتند؟ - نقش اقلیمی (سایه اندازی) ایوان در معماری ابنیه ی مسکونی یزد در دوره ی قاجار چیست؟ یکی از راهکارهای اقلیمی برای نیل به آسایش حرارتی در شهرهای اقلیم گرم و خشک مانند یزد، استفاده از سایه و کاهش تأثیر تابش خورشید بود. با توجه به شرایط اقلیمی و جهت شکل گیری شهر تاریخی یزد، از عنصر ایوان به منظور ایجاد سایه و آسایش حرارتی استفاده می کردند. در نتیجه ایوان ها در خانه های قاجاری یزد به ترتیب تعدد در سمت جنوب غربی، جنوب شرقی و جنوبی قرار می گرفت. این در حالیست که قرارگیری ایوان در ضلع جنوب، بالاترین کارایی و بیشترین سایه اندازی در انقلاب تابستانی را دارد و به نظر می رسد دلایل دیگری در شکل گیری خانه های یزد مؤثر بوده که نسبت به سایه اندازی ارجحیت داشته است.
۵۵.

آموزش مبتنی بر توسعه پایدار در آموزش عالی با تأکید بر صلاحیت های پایداری دانش آموختگان (مطالعه موردی: دوره کارشناسی صنایع دستی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۶۷
هدف از این پژوهش، شناسایی تغییرات و الزامات اساسی در ساختار آموزش عالی صنایع دستی باهدف کسب صلاحیت های پایداری دانش آموختگان است. چنانچه فلسفه و هدف آموزش عالی تربیت انسان پایدار در نظر گرفته شود، دانش آموخته موفق کسی است که همه صلاحیت های پایداری را کسب کرده و بتواند آن ها را در دانش و کنش خود تلفیق نماید. پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از این که: چه نوع اقداماتی در ساختار آموزشی دوره کارشناسی صنایع دستی باید صورت گیرد تا دانش آموختگان صلاحیت های پایداری در این رشته را کسب نمایند؟ در این تحقیق که به روش کیفی و اکتشافی انجام شده، داده های اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 30 تن از خبرگان حوزه آموزش صنایع دستی و آموزش برای توسعه پایدار که به صورت هدفمند و گلوله برفی برگزیده شدند، به دست آمد و به روش تحلیل مضمون موردبررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد برای کسب صلاحیت های پایداری، ابتدا باید یکسری اقدام پژوهشی که عبارت است از بازآفرینی محتوای سواد پایداری در رشته صنایع دستی (مبانی نظری، اصول و روش های آموزش، اصول اخلاقی و بینشی) و سپس اقدامات اجرایی- آموزشی که شامل توانمندسازی استادان، گسترش تعاملات برون دانشگاهی، بازنگری برنامه درسی، تغییر روش آموزش به یادگیری فعال و مشارکتی و تأکید بر مهارت های ضروری پایداری است، انجام پذیرد. نتیجه اینکه اگرچه صنایع دستی دارای ظرفیت های مناسبی در مواجهه با توسعه پایدار است، اما برای دریافت نتیجه مطلوب الزامی است آموزش عالی توجه خود را بیش از گذشته به این رشته معطوف نماید تا بتوان به کسب صلاحیت ها و قابلیت های لازم پایداری دانش آموختگان امید بست.
۵۶.

بازنگری بهره گیری از فضای شهر تهران در جریان رویدادهای معاصر (بررسی موردی انقلاب مشروطه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۳۷۰
تحرک های اجتماعی، نقطه بر هم خوردن نظام دیرپای روابط درون فضا و دگرگونی آن از بعد معنایی و تولید فضاهای جدید است. ازاین رو پژوهش حاضر بر یافتن نحوه دگردیسی فضا در یکی از مهم ترین تحرکات اجتماعی معاصر یعنی انقلاب مشروطه در دوران قاجاریه می پردازد و قصد دارد تا نشان دهد که کنش متقابل میان امر اجتماعی/ فضایی چگونه منجر به تغییر مفهوم فضایی شهر تهران در آن دوره شده است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان فضای شهری و رخدادهای انقلاب مشروطه و دگرگونی نمادین فضاهای شهری ناشی از این کنش اجتماعی است. روش پژوهش حاضر تاریخی و توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای (اسنادی) و میدانی (بازدید از بناها) بوده است. نتایج پژوهش نشانگر آن است که در انقلاب مشروطه، سه مرحله مختلف از مصرف، تولید و مقابله فضایی قابل مشاهده است. در مرحله اول، رویدادها در کالبد فضایی که از منظر تاریخی مشروع محسوب می شوند، آغاز و در ادامه کنش اجتماعی به خلق و بازنمایی فضاهای خود اقدام می کنند و فضاهای روزمره به جزئی از یک نظام نمادین جدید فضای شهری بدل می شوند و در مرحله سوم انقلاب با دگردیسی مفهوم فضایی، تغییر معنای نمادین فضاهای از پیش موجود و تلاش برای تصرف فضاهای تعیین یافته با هدف مقابله گروه های درگیر در انقلاب روبرو هستیم.
۵۷.

خوانشی بر شیوه های اجرایی تحقق ادراک بینافرهنگی در فضای موزه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲ تعداد دانلود : ۳۵۳
برخلاف تصور رایج از موزه ها با رسالت حافظان میراث مادی، امروزه آنها به عنوان نهادی آموزشی هستند که با توجه به افزایش در خطر قرار گرفتن فرهنگ ها، از میان رفتن مرزها، تبادلات و تأثرهای فرهنگی و نبودِ ادراک و برتری جویی به دیگر فرهنگ ها ، به مکانی مؤثر برای شناسایی دیگر فرهنگ ها و توسعه توانش بینافرهنگی بازدیدکنندگان بدل شده اند؛ ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهبردها و راهکارهای توسعه تجارب بینا فرهنگی در موزه ها و ارائه تجاربی برای توسعه هدفمند آنها در قالب کاربردی، درصدد بر آمده تا با انتخاب هدفمند و بررسی برنامه پانزده موزه با زمینه بینافرهنگی و سنجش عملکردهای آنها با اتکا به نظریه صلاحیت بینافرهنگی بنت و بایرام و تحلیلی کیفی نشان دهد که بین تجارب طراحی شده و نحوه ادراک آنها در این فضای پویا و چند فرهنگی چه رابطه ای وجود دارد و آن را به عنوان یک مجموعه راهبردی ارتقای صلاحیت بینافرهنگی برای اجرا در دیگر موزه ها پیشنهاد کند. یافته های به دست آمده بیانگر رویکرد موزه ها به ارائه داده، پیرامون دیگر فرهنگ ها از طریق اجرای رویدادهای بینافرهنگی و ایجاد روایت بینافرهنگی شبکه ای و چیدمان بینافرهنگی اشیاست، البته با هدف اگاهی بخشی و همچنین توسعه خود اکتشافی و حس سازی، کشف بصری و تجربه فرهنگ دیگری، در ایجاد یک فرایند گفت وگو مدارانه و برابر بر پایه هم رتبگی فرهنگ ها تلاش می کند تا سبب تقلیل تمایز میان فرهنگ ها و برانگیختن حسِ کنجکاوی، علاقه و لذت دیداری مخاطبان شده و با کسب مهارت از منظر بایرام و گذر از مراحل صلاحیت بینافرهنگی نظریه بنت، به ادراکی بینافرهنگی دست یابد.  
۵۸.

مطالعۀ تأثیر عامل گشودگی به تجربه بر تغییرات ترجیح رنگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۵۲
رنگ زبانی خاموش، اما قدرتمند است. با توجه به اهمیت نقش رنگ در برقراری ارتباط و جلب توجه افراد، شناسایی ترجیح رنگی زنان و عوامل مؤثر بر آن می تواند ابزاری کارآمد در بسیاری از حوزه های جهان مدرن مانند ارتباطات، تجارت و تولید کالا و محتوا ایجاد نماید. این مقاله با هدف شناسایی تأثیر عامل گشودگی به تجربه (به عنوان یکی از ابعاد شخصیت) بر تغییرات ترجیح رنگی زنان انجام یافته است. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه جمعیت شناختی، ترجیح رنگی و آزمون ده گویه ای شخصیت (TIPI) استفاده شده است. نمونه آماری شامل ۲۱۳ نفر از زنان ساکن تهران است که به صورت تصادفی انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش واریانس یک طرفه در ارتباط با میزان ترجیح رنگی نشان می دهد که زنان با سطوح مختلف گشودگی به تجربه در ارتباط با میزان ترجیح رنگ های بنفش، قرمز و نارنجی دارای ترجیحات متفاوتی هستند به این صورت که با بالا رفتن سطح گشودگی به تجربه امتیاز به رنگ های قرمز و نارنجی افزایش و به رنگ بنفش کاهش می یابد. همچنین، تحلیل داده ها در بخش ترجیح رنگ منتخب بیانگر آن است که زنان با سطوح گشودگی به تجربه بالا رنگ قرمز را به عنوان رنگ ترجیحی خود انتخاب می نمایند. تفسیر نتایج در ارتباط با رنگ تنفری حاکی از آن است که زنانی که از رنگ آبی و سفید متنفر هستند، دارای سطح گشودگی به تجربه پایین تری می باشند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره در ارتباط با ترجیح رنگ های گرم، سرد و خنثی نشان می دهد زنان با سطوح گشودگی به تجربه مختلف در ارتباط با رنگ های گرم و خنثی دارای ترجیحات متفاوتی هستند.براساس نمودار با بالارفتن سطح گشودگی به تجربه میانگین امتیاز به رنگ های گرم افزایش و به رنگ های خنثی کاهش می یابد. در نهایت نتایج لزوم توجه به عاملیت گشودگی به تجربه در پیش بینی ترجیحات رنگی را مورد تایید قرار می دهد .. یافته های پژوهش حاضر می تواند در بسیاری از حوزه های کاربردی مانند روانشناسی، بازاریابی، ارتباطات، تبلیغات و طراحی مد مورداستفاده قرار گیرد.
۵۹.

بررسی تطبیقی مؤلفه های مؤثر بر شفابخشی منظر در باغ های تاریخی و معاصر (مطالعه موردی: باغ دلگشا و باغ خانواده شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۲۹
اهداف: منظر شفابخش در دنیای آشفته، پرتنش و متراکم امروزی که حاصل بحران های محیطی است یکی از رویکردهایی است که در فضا سبب کاهش بیماری های جسمی- روانی و اجتماعی شهروندآن که به دنبال دنیای آشفته، پرتنش و متراکم امروزی که حاصل بحران های محیطی است، به وجود آمده است، می شود. فضاهای معماری تاریخی و معاصر با توجه به الگوی ساختی که دارا می باشند در شفابخشی منظر نیز دارای اثرات متفاوتی هستند. روش ها: تحقیق حاضر بر اساس ماهیت و قلمرو موضوعی در حوزه تحقیقات کاربردی و توسعه ای است و از نظر روش انجام تحقیق توصیفی-تحلیلی است که به صورت آمیخته(کمی-کیفی) انجام شده است. تحلیل کیفی مقاله بر اساس مشاهدات و شاخص های اثرگذار بر شفابخشی صورت گرفته شده است و پس از آن به منظور تطبیق شاخص های تحلیل شده به اولویت بندی آن ها بر اساس نظر پرسش شوندگآن که کاربران باغ های مطالعاتی بوده اند با ضریب تغییرات پرداخته شده است. جامعه آماری شامل کلیه استفاده کنندگان از فضای باغ دلگشا و خانواده در نظر گرفته شده است که حجم نمونه 100 نفر (حداقل حدنصاب تحلیل توصیفی) در نظر گرفته شده است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. یافته ها: با استناد به نتایج قابل قبول مشاهده شد بررسی تطبیقی مؤلفه های مؤثر بر شفابخشی منظر در باغ های تاریخی و معاصر می تواند منجر به الگوی ساخت فضایی شود که مؤلفه های شفابخشی منظر در آن حائز اهمیت باشد. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در باغ سنتی دلگشا وضوح فضایی ، انتخاب کردن، خلوت گزیدن و تجربه ی کنترل امور باغ ، خوانایی ، تعامل اجتماعی و تحرک از سایر شاخص ها از نظر افراد مورد مطالعه دارای اهمیت بیشتری بوده است. در حالی که در باغ معاصر خانواده تحرک فضایی ، تعامل اجتماعی ، تنوع فضایی ، گونه های گیاهی سبز و وضوح فضایی از سایر شاخص ها از نظر افراد مورد مطالعه دارای اهمیت بیشتری بوده است.
۶۰.

رابطه زیبایی شناسی تصویر با آگاهی زیست محیطی از منظر نظریه پردازان اکوسینما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۱۴
از ابتدای هزاره سوم که «اکوسینما» به عنوان یک گرایش مطالعاتی سینمایی مطرح شد تا به امروز دامنه ی گسترده ای از مباحث مربوط به رابطه ی بین سینما و محیط زیست از تاثیرات سینما به عنوان صنعت بر محیط زیست تا تاثیرات اجتماعی و ادراکی سینما بر آگاهی زیست-محیطی مخاطبان را درون خویش جای داده است. در همین راستا، هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه زیبایی شناسی تصویر سینمایی با آگاهی زیست محیطی است. مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی و انتقادی به بررسی دیدگاه های مکتوب صاحب نظران این حوزه می پردازد. نتایج مقاله نشان می دهد در حالیکه گروهی از منتقدین با تاکید بر قابلیت عامه فهمی سینمای تجاری، بارگذاری صریح پیام زیست محیطی مطابق با الگوهای رایج فیلم سازی را در افزایش آگاهی زیست محیطی توصیه می کنند، عده ای دیگر سینمای آوانگارد، تجربی و مستقل را محمل مناسبی برای پرداخت جدی به دغدغه های زیست محیطی می دانند. همچنین بررسی انتقادی آرای دو گروه نشان می دهد نبود مبانی نظری متقن در بررسی رابطه ی زیبایی شناسی و ادراک زیست محیطی یکی از مشکلاتی است که غالب نظریه ها با آن مواجه اند. به لحاظ روش شناسی نیز در بسیاری از تحلیل ها به آثار سینمایی به عنوان متون اصلی تحلیل توجه جدی نمی شود. به همین گونه جای خالی پژوهش های میدانی در تحلیل-هایی که بر رفتار و ادراک مخاطبان استوارند به چشم می خورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان