سید مرتضی حسینی شاهرودی

سید مرتضی حسینی شاهرودی

مدرک تحصیلی: استاد گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
پست الکترونیکی: shahrudi@ferdowsi.um.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۸۰ مورد.
۱۶۱.

بررسی و نقد دلالت عقلی معجزات بر صدق ادعای نبوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۲۹
دیدگاه اندیشمندان دینی در تبیین رابطه معجزات و مدلول آن، یعنی صدق ادعای نبوت به دو رویکرد عقلی و اقناعی قابل تقسیم است. بر اساس رویکرد اقناعی، هیچ رابطه منطقی و ضروری میان معجزات و مدلول آن در عالم واقع وجود ندارد، در حالی که بر اساس رویکرد عقلی این رابطه منطقی و ضروری و کاملاً قابل تبیین است و معجزات از براهین صدق نبوت هستند. با توجه به نقش بسیار مهم معجزات در ایمان دینی، در این مقاله تلاش شده است دلایل دیدگاه دلالت عقلی معجزات از جهت تمامیت و استحکام مورد بررسی و نقد قرار گیرد. دستاورد این پژوهش نشان خواهد داد که تبیین های رایج از دلالت عقلی معجزات، دلالت آشکار آن بر صدق ادعای نبوت را به روشنی نشان نمی دهد.
۱۶۲.

مستندات بساطت وجودی حضرت حق وشئونات آن در ادعیه مأثوره رهیافتی به توحید حقیقی از منظر ائمه بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۹۳
دست یابی به معنای توحید الهی در گرو مبانی ای از جمله بساطت ذاتی حق تعالی می باشد. در منظومه فکری جناب صدرا بساطت الهی به نحو تامّ و محض بوده و حقیقتی است که از هر نوع ترکّب مبرّاست و لذا واحد و اَحد خواهد بود؛ یعنی وجود بسیط حقیقی، واحد و اَحد حقیقی نیز می باشد؛ یعنی میان وجود بسیط تام و توحید حقیقی خداوند تلازم وجود دارد. وی بر اساس برهانی که آن را عرشی و از تأییدات خداوند می داند، اظهار داشته است برهان بسیط الحقیقه برای اثبات توحید خداوند گویای آن است که حقیقت واجب الوجود بدون دخالت چیزی بیرون از ذاتش و نیز بدون لحاظ هر گونه حیثیت تقییدیه یا تعلیلیه بذاته مصداق واجبیّت است؛ یعنی وجود بسیط حقیقی خداوند که مبرّا از تمامی حیثیّات ترکیبی و نواقص امکانی است، به تبع وجوباً به اقتضای ذاتش در بردارنده تمام کمالات است. بدین سان وجود خداوند بسیط محضی است که نه تنها هیچ ترکیبی در او راه ندارد، بلکه وجود خارجىِ برتر همه ماهیات و مفاهیم کمالى است و وجود خاص هیچ یک از آنها نیست. بنابراین حقیقتِ وجود حق تعالی که بسیط حقیقی است، واحد به وحدت حقیقی نیز خواهد بود. ما در این مجال به دنبال آنیم که آیا این نگاه به توحید الهی و لوازمات آن دارای مستنداتی در ادعیه و مناجات های ائمه هدی می باشد یا صرفاً یک ایده فلسفی است؟ در صورت نخست به لسان خاصِ ائمه و تخاطب ویژه آنها با حضرت حق، رهیافتی به «توحید حقیقی» خواهیم داشت.
۱۶۳.

انکشاف سعادت بر انسان صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۶
 یکی از مهم ترین دغدغه های متفکران، مباحث اخلاقی است که غایت این مباحث سعادت بشر است. در میان آموزه های ناظر به سعادت در فلسفه اخلاق اسلامی، رویکرد صدرالمتألهین قابل تأمل است؛ چرا که سعادت از نظر وی با ادراک عقلانی وجود متناظر است. در این نوشتار، برآنیم تا بر پایه های سازنده نظام حکمت متعالیه، شاکله تفسیر صدرالمتألهین شیرازی را در مورد سعادت ترسیم کنیم. در پرتو نتایج این بازخوانی، نوآوری حکمت متعالیه در مسأله سعادت متجلی می گردد که آن «کشف المحجوب بودن سعادت بر انسان صدرایی» است، تفسیری که تاکنون نوشته های گذشته که به سعادت صدرایی پرداخته اند، بدان توجه نداشته اند. نگارنده با رویکردی تحلیلی و اکتشافی با ارائه مبانی لازم از نظام حکمت متعالیه، تشکیل مختصاتی را قصد دارد که خطوطش از سه شاخه وجودشناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی متعالیه نشأت بگیرد تا بتواند نظریه ی «انکشافی بودن سعادت انسان صدرایی» را به بار بنشاند. بر مبنای این نظریه، سعادت از منظر حکمت متعالیه، امری اکتسابی و عروضی نیست؛ بلکه انکشافی است و آشکارگشتگی کمالات باطنی نهفته ذات آدمی در حرکتی اظهاری اشتدادی است.
۱۶۴.

تعیین موضوع فروعات اصالت وجود و بررسی میزان ابتکاری بودن آنها در نگاه علامه طباطبایی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۴۸
اصالت وجود مهمترین اصل فلسفی و سنگ بنای حکمت متعالیه و برجسته ترین نوآوری فلسفی ملاصدرا است. این اصل اصیل، فروعات و نتایج فلسفی فراوانی را نیز در پی دارد که مورد توجه حکمای صدرایی قرار گرفته است که هرکدام این قابلیت را دارد تا یک نوآوری حِکمی محسوب شود. البته جایگاه طرح این نتایج در آثار ملاصدرا و شارحانش پراکنده است. در این میان، مرحوم علامه طباطبایی در کتاب «نهایه الحکمه» به درستی و با صراحت، مقام بحث را مشخص کرده و دقیقاً پس از تبیین و اثبات اصالت وجود، به مهمترین نتایج و فروعات آن اشاره کرده است. بررسی گزاره هایی که به عنوان نتیجه و فرع اصالت وجود مطرح شده، نشان می دهد که موضوع تمام آنها، دقیقاً همان موضوع اصالت وجود نیست و نمی توان آن را حکمی عام برای تمام وجودات دانست. مسأله ای که می تواند در میزان نوآوری این فروعات مؤثر باشد. قابلیت استخراج مستقیم این فروعات از اصالت وجود نیز، در این مهم اثرگذار است.
۱۶۵.

بررسی انتقادی نظریه «انکشاف» و ارائه نظریه «انفطار» درباب حصول علم بر اساس آثار و مبانی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۵۸
چگونگی تحقق علم در نفس ناطقه انسان از محوریترین مباحث معرفت شناسی است. این مهم، بر اساس مبانی صدرایی، بویژه اصل نظام توحیدی ذات مظاهر یا همان وحدت شخصی وجود ، تبیینی نو بخود گرفته که نظریه «انکشاف» جدیدترین نظریه در اینباره است. اما بر نظریه «انکشاف» نقدهایی وارد شده که عبارتند از: خلط میان نفس کلیه و نفوس جزئیه؛ عدم بساطت تام نفوس جزئی، نقض بساطت با بطون و ظهور، عدم استکمال نفس، تبیین ناپذیری علم اجمالی و تفصیلی، منافات بساطت با وجود حجابها. مقاله حاضر، با بازخوانی دقیق آثار صدرایی و توجه خاص به نوآوریهای وی در موضوع نفس، ضمن رفع نقد وارده بر نظریه «انکشاف»، به نظریه یی جدید رسیده که آن را «انفطار» نام نهادیم. تقریر کلی نظریه «انفطار» چنین است: نفس انسان بر اساس تجرد، بساطت و اشتداد وجودی حاصل از حرکت جوهری، وجود واحد سیال اتصالی است که هر «آن»، در صیرورت است؛ بهمان نحو که خود نیز صیرورت و نمودی از نفس کلیه الهی است. هر مرحله از این صیرورت، نحوه یی از حصول علم است که با نظر به نوع معدات، حصولی یا حضوری خوانده میشود. «انکشاف»، ناظر بر «بودن» است اما «انفطار» مبین «شدن و شکوفایی» خواهد بود.
۱۶۶.

جدا-انگاری حقیقت «علم» و «وجود ذهنی» (خوانش و تقویت انگاره معرفت شناختی حکیم الهی، جوادی آملی با مبانی اَدَقّ صدرایی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۵۴
موضوع این نوشتار، تبیین و تقویت دیدگاهی کاملاً صدرایی است که از سوی حکیم الهی، جوادی آملی مطرح گردیده و در سال های پایانی از سوی برخی نقد و انکار شده است. در این جُستار، نگارندگان با روش توصیفی- تحلیلی، نخست، نظریه جداانگاری حقیقت علم از وجود ذهنی (به تقریر استاد جوادی آملی) را تبیین نموده، سپس مبانی و اصولی را که به عنوان مبانیِ دقیق صدرایی از آن یاد می شود (همانند اصالت هستی با تقریر وحدت شخصیه وجود؛ عین الکمال و کل الکمال بودن وجود، بسیط الحقیقه بودن یا جهان صغیر/ کبیر بودن نفس و نظریه انکشاف نفس) در راستای استحکام دیدگاه یادشده به کار برده اند. هدف نوشتار حاضر این است که از طریق بازخوانی نظریه حکیم جوادی آملی، دیدگاه واقعیِ حکمت متعالیه درباره چیستیِ «علم» روشن گردد. برون داد پژوهش حاضر نیز، جایگزینی واژه «وحدت» برای «علم و عالم» به جای واژه «اتّحاد» است؛ زیرا بر اساس مقدمات به کار رفته در انگاره یادشده، به ویژه لحاظ هستیِ خارجی برای علم و مساوقت آن با وجود، طرح هر گونه دوگانگی میان فاعل شناسا و حقیقتِ علم، بی معنا است.     
۱۶۷.

تحلیل هستی شناختی ارتباط قوا با جنسیت در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
بحث درباره قوای زن و مرد از مباحثی است که فیلسوفانی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو متناسب با مباحث فلسفه سیاسی خود، ذیل عناوینی همانند «دولت شهر، شهروندی، تدبیر منزل و آموزش» بدان پرداخته اند. فیلسوفان مسلمان نیز ضمن بیان مطالبی در باب نفس و ارتباط آن با قوا، اشاراتی به بحث مذکور داشته اند. در این میان، با اتکا به نوآوری های صدرالمتألهین در بحث قوا، به ویژه قوه واهمه، بحث وحدت نفس و قوا و مانند آن و تحلیل مبانی هستی شناختی حکمت وی، ازجمله تشکیک وجود و وحدت شخصی وجود می توان تفاوت قوا بر اساس جنسیت را نتیجه گرفت. این مسئله در هریک از قوای نباتی، حیوانی و انسانی جاری است. اصلی ترین قوه انسان قوه عاقله است که گرچه با نظر ابتدایی در توضیحات صدرا در باب عقل، به نظر می رسد وی تفاوتی میان زن و مرد در طی مراحل عقلانی وجود قائل نیست و این امر برابری قوای دو جنس را به ذهن تبادر می کند، اما از عبارات صریحی که درباره زن بیان می کند و نیز مبانی وی، برمی آید که به چنین تفاوتی باور داشته است. مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و تحلیلی، در پی تبیین این تفاوت در کلام اوست.
۱۶۸.

عدم تناهی عالم طبیعت و نسبت آن با عدم تناهی خداوند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۵۲
عالم طبیعت، ضرورتاً نامتناهی است و نسبت تناهی به آن محال است، زیرا در آن صورت به وجود عدم مطلق و محض، یعنی تناقض می رسیم. از طرف دیگر عالم جسمانی، چون ظاهر عوالم مجرّد و حکایت گر آن هاست، باید همانند آن ها نامتناهی باشد و بر اساس بساطت و وحدت تشکیکی وجود، مرتبه نازل و مظهرِ حقیقت وجود است، پس عالم طبیعت ضرورتاً نامتناهی است و این امر با مخلوق بودن آن منافاتی ندارد. نظریه مخالف این مدعا، تناهی ابعاد جسم و عالم جسمانی است که دلایل آن مخدوش و نوعی مغالطه می باشد. فرض قِدم زمانی کلّ عالم، به معنای خاص نیز، با توجّه به حدوث زمانی تک تک موجودات طبیعی، قابل قبول است و می توان تا حدّی مشکل وجود موجودات متناهی در جهانی نامتناهی را قابل حل دانست.
۱۶۹.

بررسی امکان و ضرورت سبک زندگی سیاسی امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی امکان و ضرورت سبک زندگی سیاسی امام خمینی(ره) انجام شد. روش: روش انجام این تحقیق، کتابخانه ای بود که با روش تحلیل داده ها از آثار امام خمینی انجام شد. بدین صورت که ضمن ارائه تعریف سبک زندگی سیاسی با ترسیم مهم ترین عوامل مؤثر در تحقق سبک زندگی سیاسی، امکان تحقق این سبک در ساحت زندگی سیاسی امام، بررسی و با بررسی جایگاه عرفانی ایشان، نحوه ضرورت یافتن آن سبک تبیین شد. یافته ها: تحقق سبک زندگی سیاسی، مستلزم برخورداری صاحب سبک از باورهای فکری خاص، تشخیص مهم ترین وظایف و اهداف سیاسی و در نهایت، الزام به تحقق سبک در ساحت زندگی سیاسی بود. علاوه بر آن، عواطف و شرایط محیطی صاحب سبک بایستی با باورها و تلقی او از سیاست رابطه هم افزایی داشته باشد. همچنین سبک پذیری مخاطبان و پیروان صاحب سبک، شرط نهایی برخورداری از سبک بود. نتیجه گیری: سبک زندگی سیاسی امام از فاخرترین سبکهای این ساحت از زندگی بود. امکان تحقق سبک، ریشه در نگرش فقهی و فلسفی ایشان داشت، ولی ضرورت تحقق آن در ساحت زندگی سیاسی، در پی ریزی و رهبری یک انقلاب مردمی- الهی، ناشی از مقام عرفانی امام بود.  
۱۷۰.

هوش مصنوعی، ایجاد یا آشکارگی(بازخوانی مساله هوش مصنوعی مبتنی بر نظریه انکشاف علم صدر المتالهین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۷
ملاصدرا برخلاف فیلسوفان پیش از خود، علم را از مقولات جدا ساخته و ذیل وجودشناسی قرار داده است. تعریف خاص ملاصدرا از علم دارای لوازمی است که یکی از آن ها نظریه انکشاف است. با پذیرفتن علم به عنوان وجود و با توجه به مساوقت وجود با همه کمالات،مساوقت همه موجودات با کمالات(ازجمله علم) قابل انتاج است. با فرض پذیرش نظریه انکشاف به عنوان دیدگاه اصلی ملاصدرا درادراک، می توان علم و آگاهی را به همه موجودات تسری داده و برای همه آن ها، سطحی از آگاهی متناسب با مرتبه وجودی شان لحاظ کرد. همچنین یکی از چالش های فلسفی در هوش مصنوعی، بحث از امکان یا عدم امکان به وجود آمدن ماشین هوشمند است. چنانچه فرض طرح شده(نظریه انکشاف) را بپذیریم، می توان این مساله فلسفی را از منظری دیگر به بحث گذاشت؛ یعنی مساله،از ایجاد هوش به آشکارگی یا انکشاف هوش تبدیل خواهد شد. براین مبنا، می توان گفت تعبیر «ایجاد هوش» ناصواب بوده یعنی به شیوه ای متفاوت قابل طرح است و آن امکان آشکار شدن هوش یا عدم این امکان درماشین هوشمند به عنوان یک جسم است. در این پژوهش اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانه ای گردآوری شده و تحلیل آن مبتنی بر مساله مورد بحث در مسائل هوش مصنوعی انجام شده است.
۱۷۱.

بررسی تحلیلی ملازمات فلسفی «معرفت نفس» با «معرفت ربّ» با محوریت رابطه نفس و بدن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۹
یکی از احادیث بسیار مهم در باب ارتباط خودشناسی با خداشناسی حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» می باشد. روایت یادشده، توسط بسیاری از اندیشمندان مسلمان، مورد بررسی، تبیین و تحلیل قرار گرفته است. در این میان، علامه حسن زاده آملی، اندیشمند فیلسوف و عارف معاصری است که در یکی از آثار خود 92 معنای فلسفی و عرفانی و کلامی برای این حدیث بیان نموده است. در میان این تفاسیر، وجوه متعددی به رابطه میان نفس و بدن اشاره دارد و رابطه نفس و بدن از جهات گوناگونی می تواند باعث شناخت رابطه حق و خلق شود. در پژوهش حاضر به شانزده وجه فلسفی و عرفانی در باب رابطه نفس و بدن و رابطه حق و خلق اشاره شده است. در پایان این نتیجه حاصل آمده که مبانی فلسفی و عرفانی فراوانی همچون «احاطه وجودی خداوند بر موجودات، قیام صدوری موجودات به حق متعال، علم احاطی خداوند به موجودات، تساوی نسبت حق متعال به همه اجزای عالم، توحید در ربوبیت، قیامت صغری و قیامت کبری، آینه بودن خلق برای حق و حق برای خلق، تدبیر عالم با عالم، طاعت ذاتی موجودات و...» از طریق رابطه نفس و بدن، قابل استنباط و اثبات است؛ و بدین وسیله اهمیت توجه به مبانی حکمی و شهودی برای فهم لایه های عمیق آموزه های صادر از لسان اهل بیت، بیش از پیش برای خردمندان آشکار می شود.
۱۷۲.

هویت انسان کامل در اندیشه نهایی حکمت متعالیه: ظهور نخستین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۷
مسئله انسان کامل یکی از مباحث مهم حکمی عرفانی است که با آموزه های روایی شیعی نیز پیوندی نزدیک دارد، از اینرو در علوم متفاوتی چون عرفان، حکمت، کلام و... مطرح میشود. با این حال، هر یک از این علوم بر اساس مبانی و روش خاص خود به مسئله انسان کامل توجه کرده اند. بر اساس نگاه رایج به فلسفه ملاصدرا، میتوان گفت او انسان کامل را بشری میداند که حرکت خود را از مهد طبیعت آغاز کرده و در اعلی علیین، به مقام عندیت رسیده است. پژوهش پیش رو که بروش تحلیلی توصیفی نگاشته شده، میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که «آیا حقیقت انسان کامل در دیدگاه نهایی بنیانگذار حکمت متعالیه، منحصر به تلقی رایج است؟» بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد با نظر به مبانی عرفانی حکمت متعالیه و نیز اشارات کوتاه ملاصدرا، نمیتوان انسان کامل را منحصر به افرادی دانست که سلوک خود را از عالم طبیعت آغاز میکنند، بلکه در نگاه نهایی صدرالمتألهین، انسان کامل حقیقی، مظهر بالاصاله اسم اعظم، یعنی اولین معلول حق تعالی یا بتعبیر بهتر، ظهور نخستین پروردگار است؛ اگرچه این مظهر بعینه دارای ظهور جسمانی و طبیعی خاص نیز هست، همانگونه که بزرگان عرفان به این مسئله باور دارند. بدین ترتیب، اگر انسانهای رشدیافته از بستر طبیعت انسان کامل نامیده میشوند، بسبب رسیدن به مقام انسان کامل حقیقی است.
۱۷۳.

نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
۱۷۴.

بدن مادی از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
شناخت حقیقت بدن مادی در حکمت متعالیه، مستلزم شناخت نفس و در نتیجه منجر به معرفت نفس خواهد شد؛ اما با وجود اهمیت آن، در آثار فیلسوفان به طور پراکنده و موجز بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر در صدد است تا با توجه به مبانی خاص صدرالمتألهین به بررسی تفصیلی حقیقت بدن مادی بپردازد. بر اساس سه اصل وجود شناختی در حکمت متعالیه یعنی اصالت وجود، تشکیک، حرکت اشتدادی و اصل دیگر مطرح در علم النفس صدرایی یعنی «النفس فی وحدتها کل القوا»، وجود واحد انسانی با حرکت جوهری سیر خود را از ماده عنصری آغاز کرده و با طی درجات وجود تدریجاً به تجرد می رسد. این پژوهش ضمن بررسی تفصیلی سیر از ماده به مجرد، به تبیین معنای مادی مجرد بودن نفس و رفع دو شبهه مهم در این زمینه پرداخته و در پایان به این دستاورد رسیده که حیثیت مادی نفس با حیثیت تجردی اش توأم با یکدیگر و بلکه یگانه است و حقیقت بدن که عبارت است از ظهور و بروز قوا و کمالات نفس به شکل صور مقداری؛ متمایز با حیث مادی نفس می باشد.
۱۷۵.

کیفیت ظهور کثرت اسمایی و صفاتی از ذات الهی در عرفان نظری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۰
در اندیشه وحدت گرایانه عرفانی، حقیقت هستی در ذات حضرت حق، منحصر است و مقام ذات نیز غیب محض و مقام لااسم له و لارسم له می باشد. براین اساس، اسما و صفات الهی از جایگاهی بی بدیل در تبیین نظام هستی برخوردار هستند و محور اصلی تمام مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی عرفانی را تشکیل می دهند. در میان مسائل متعدد مرتبط با اسما و صفات، مسئله کیفیت انتشاء کثرات اسمائی از ذات واحد الهی دشواری ویژه و اهمیتی مضاعف دارد. در نوشتار پیش رو بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی عقلی و با استناد به آرای عرفای مسلمان، ابتدا ابعاد هستی شناختی و معرفت شناختی اسما و صفات حق تعالی تشریح شده و برخی نظریات رایج در تبیین چگونگی پیدایش کثرت اسمائی و صفاتی نقد و بررسی می شود. سپس تبیین خواهد شد که منشأ تحقق این نوع از کثرت، حیثیت اطلاقی ذات حضرت حق است که در مقام ظهور، از اطلاق به تقیید می گراید و به کثرت تعیّنی مظاهر و مجالی حق تعالی منتهی می شود. در این رویکرد، منطق حاکم بر رابطه اسما و صفات با ذات حق تعالی، نفی عینیت در عین نفی غیریت است که بیان دقیقی از «عینیت ظاهر و مظهر» است.
۱۷۶.

دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل مولی عبدالصمد همدانی؛ تحلیلی فقهی- عرفانی بر اساس منابع شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
مولی عبدالصمد همدانی (متوفی، ۱۲۱۶ق / ۱۸۰۱م)، عارف، فقیه و متکلم شیعی قرن سیزدهم هجری، اندیشه هایی عمیق در حوزه حکمرانی ارائه کرده است که ریشه در تلفیق فقه، کلام و عرفان دارد. این مقاله با هدف بررسی دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل وی، بر اساس تحلیل اسنادی آثار او مانند بحرالمعارف و رسائل فقهی، به همراه منابع ثانویه فارسی، عربی و انگلیسی تدوین شده است. روش شناسی پژوهش بر پایه تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تماتیک استوار است که شامل جمع آوری داده ها از منابع اولیه و ثانویه، شناسه گذاری تم ها و تحلیل دلالت های سیاسی اجتماعی می شود. یافته ها نشان می دهد اندیشه همدانی بر اصول ولایت عارفانه، عدالت فقهی و اخلاق حکمرانی تأکید می کند که می تواند الگویی برای حکومت اسلامی معاصر باشد. این پژوهش بر پایه شواهد تاریخی، دلالت های عملی حکمرانی را در عمل همدانی، مانند تعامل با قدرت های سیاسی و تربیت شاگردان، برجسته می کند. 
۱۷۷.

نگاهی به اصل عدم تناهی حقیقت وجود و کارکرد آن در توجیه اثبات پذیری خداوند و تعیین گستره براهین صدیقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۷
هدف این نوشتار آن است که ضمن تبیین اصل عدم تناهی حقیقت وجود و برخی از لوازم و فروعات آن، کارکرد این اصل را در توجیه اثبات پذیری خداوند و نیز تعیین گستره براهین صدیقین مشخص نماید. امتناع تحقق علم حصولی به خداوند، امتناع تحقق علم حضوری به خداوند، امتناع اقامه برهان لم و عدم اعتبار برهان إن برای اثبات خداوند، امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه ضرورت ازلیه و اطلاق مقسمی خداوند و امتناع اقامه برهان بر وجود خداوند به واسطه فقدان شرط تعریف و اثبات پذیری از دلایلی هستند که در این تحقیق بر اثبات ناپذیری خداوند، اقامه شده اند. نگارنده معتقد است نه تنها به کارگیری اصل عدم تناهی حقیقت وجود می تواند تمام ادله مذکور را توجیه و خداوند را به عنوان حقیقتی اثبات پذیر مطرح نماید؛ بلکه توجه به این اصل می تواند بیان کننده نتیجه ای بدیع در زمینه تعیین گستره براهین صدیقین باشد؛ به نحوی که جمیع براهین اثبات وجود خداوند می توانند واجد ملاک برهان صدیقین باشند؛ البته با لحاظ این تفاوت که میزان شرافت این براهین بسته به شدت ظهور خداوند در مظاهر حقیقت وجود متفاوت خواهد بود.         
۱۷۸.

تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف این مقاله استنباط و ارائه تعریفی صحیح از یکی از مهم ترین مسائل و چالش های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشه ملاصدرا را می توان به دو دسته میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریه انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه اش توسعه وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریه ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه های رایج می گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.
۱۷۹.

تبیین بقاء و فناء موجودات بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۲۹
ملاصدرا با توجه به روش شناسی فلسفی ویژه خود و با توجه به مبانی میانی و نهایی که ازنظریات ایشان به دست می آید، در جاهای مختلف سخنان متفاوتی درباره فنا و بقای موجودات بیان کرده است. ایشان اسماء و صفات خداوند را باقی به بقای الهی می داند اما عقول و جهان عقل را گاهی باقی به ابقای خدای متعال، و در اکثر موارد باقی به بقای خدای متعال معرفی می کند. ملاصدرا بر این باور است که نفوس بعد از خروج از عالم طبیعت باقی به ابقا و پس از تحقق آن ها به وجود حقانی باقی به بقا می باشند. جهان طبیعت را مانند سایر فیلسوفان، به جهت ویژگی هایی مانند حدوث، تغییر و حرکت مکرراً فانی نامیده است. اما آن چه را از مجموع گفته های عرفا و فیلسوفان حکمت متعالیه و بر اساس مبانی نهایی آنان مانند وحدت شخصی وجود، بساطت موجودات و تفسیر علیت به تجلّی می توان به دست آورد این است که همه موجودات عالم هستی و تمام مراتب عوالم هستی باقی به بقای خدای متعال هستند نه تنها فنا معنا ندارد بلکه باقی به ابقا نیز بی معنا می باشد.
۱۸۰.

نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی از دیدگاه ملاصدرا و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۱
مسئله این مقاله بررسی تطبیقی نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی در نگاه ملاصدرا و هایدگر است. مرگ اندیشی نزد این دو فیلسوف ارتباط وثیقی با مسئله آزادی دارد. آزادی صدرایی به معنای «فراروی در تعالی» و «تقرب به حقیقت نامتناهی از طریق معرفت نفس» و آزادی هایدگری به معنای «برون ایستایی و فراروی در بستر پرسش از هستی» است. مرگ صدرایی یعنی «ورود به ساحت و عوالم باطنی» و مرگ هایدگری یعنی «نه دازاین». این مقاله با استفاده از آثار این دو فیلسوف و شارحان آنان با روش توصیفی_تحلیلی به تبیین حقیقت آزادی، اسارت، مرگ اندیشی و مقومات آن و نقش مرگ اندیشی در آزادی نزد آنان، و سپس به صورت تحلیلی_تطبیقی به مقایسه این دو دیدگاه پرداخته است. نتایج: فلسفه هایدگر دارای نقصان بوده و برتری با دیدگاه ملاصدرا است. کاستی های دیدگاه هایدگر که با فلسفه ملاصدرا می توانند التیام یابند: یک) غفلت از ابعاد مجرد انسان و ادله آن. دو) نگاه پاره خطی به حقیقت انسان؛ غفلت از مبدأ و معاد. سه) ضعف در ترسیم آزادی ایجابی (مقصد آزادی). چهار) فقدان مسئله اخلاق و آزادی اخلاقی. پنج) عدم ارائه برنامه عملی (شریعت) برای تحقق آزادی. شش) نداشتن تصور درستی از حقیقت معاد به مثابه ظرف ظهورِ باطن، نه ظرف حدوث. هفت) عدم انسجام وجودشناسی، خداشناسی و معادشناسی. بنابراین فلسفه و آزادی هایدگری بدون نظریه وحدت شخصی یا سریانی صدرایی (برای تامین عقبه و مبدأ انسان) و نظریه انکشاف، خلاقیّت نفس و تجسم اَعمال صدرایی (برای تامین فرارو، معاد، تجرد و جاودانگی انسان)، به کمال نمی رسد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان