جعفر شانظری

جعفر شانظری

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۳ مورد از کل ۷۳ مورد.
۶۱.

دیدگاه ملاصدرا پیرامون توانمندیهای ناشی از تجرد عقلی در انسان و عوامل و موانع آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۳۷۱
بعقیده ملاصدرا نفس میتواند به انواعی از تجرد دست یابد و همین امر سبب ایجاد ویژگیها و توانمندیهای خاصی برای انسان میشود. هدف نوشتار حاضر آنست که تحلیل ملاصدرا از چگونگی وصول نفس به مراتب تجرد عقلی، عوامل مؤثر، موانع وصول به آن و ویژگیهای ایجاد شده بواسطه این تجرد در حیات دنیوی را بررسی نماید. با رسیدن قوه عاقله به مرحله بالملکه، نفس در مرز تجرد عقلی قرار میگیرد و نهایت تجرد در مرحله عقل مستفاد حاصل میشود. تقویت عقل عملی، عشق و عبادت ازجمله عوامل مؤثر در وصول انسان به درجات تجرد عقلی است و موانعی نیز همچون پیروی از شهوات، انجام گناهان، تقلید و حبّ دنیا در این مسیر وجود دارد. تجرد عقلی در پایینترین مرتبه، نطق را در انسان پدید می آورد و تشخیص خیر و شر را برای او امکانپذیر میکند. با ارتقای مرتبه تجرد، انسان میتواند آگاهانه برای سلوک الی الله تلاش کند و از نتایج آن بهره مند گردد. در مرتبه کمال عقل نظری و عملی، انسان به مقام خلیفه اللهی میرسد و در اعلی مرتبه تجرد عقلی شایسته مقام ولایت میشود. با توجه به دیدگاه ملاصدرا درباره چگونگی تجرد عقلی نفس، تبیین فلسفیِ برخی وظایف نبی مانند دریافت وحی و اطمینان به حقانیت آن، امکانپذیر خواهد بود.
۶۲.

تأملی بر مختصات آرمان شهرِ اقتصادی (زیستِ مادی) بر مبنای علم اشتدادی در نظرگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۵۱
آرمان شهر یا اتوپیای اقتصادی در حکمت متعالیه حاکی از مدینه ای است که به نحو اتمّ کمالات نشئه جسمانی نفوس در آن محقق باشد. نوشتار حاضر ابتدا با ترسیم «نظریه علم اشتدادی» به عنوان مبنایی معرفت شناختی مبتنی بر اصول حِکمی چون تناظر انسان با مراتب هستی، تناظر مراتب هستی با علم، نسبت انسان با حقیقت و روش تأویل محور، نگرشی بدیع از علم در حکمت متعالیه ارائه می دهد و با عنایت به آن مختصات اتوپیای اقتصادی را ترسیم می نماید. بالاترین مرتبه در سلسله علم اشتدادی متعلق به نبی است که به عنوان زعیم، بیشترین احاطه وجودی را بر مدینه دارد و بر اساس منطق وحیانی و عدالت توزیعی با زیربنای معرفتی مدینه را به حدّ اعلی تکاملی می رساند و پس از نبی، مقربان به او عهده دار این امور هستند. ترسیم اتوپیای اقتصادی بر اساس مختصات علم اشتدادی، برآیندهایی نظیر «بهره مندی از امکانات مادی»، «توسعه سرمایه انسانی»، «اشتغال متناسب با ظرفیت های هر مرتبه وجودی»، «رضایت شغلی»، «ثبات اقتصادی»، «گسترش رفاه اقتصادی» و «توسعه اقتصادی» را به دست می دهد. از موانع تحقق اتوپیای اقتصادی می توان به «انباشت ثروت»، «گسترش فقر»، «وابستگی به امور مادی» اشاره نمود که در این نوشتار به آن پرداخته شده است.  
۶۳.

تحلیلی بر نظریه اخلاقی علامه مجلسی در پارادایم نظریات اخلاق هنجاری و پیامدهای کاربردی آن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۵۹
اخلاق یک امر مهم و نیاز ضروری برای همه جوامع بشری هست و تاکنون نظریات اخلاقی مختلفی از سوی هر یک از اندیشمندان و اخلاق پژوهان شرقی و غربی ارائه شده است . عمده این نظریات در سه نظریه اصلی وظیفه گرایی،فضیلت گرایی و غایت گرایی خلاصه می شود . اندیشمندان اسلامی نیز به این امر اهتمام ویژه داشته و رسالت اصلی دین را پرورش انسان ها در حوزه اخلاق می دانند از جمله این اندیشمندان علامه محمدباقر مجلسی است .ایشان داعیه دار طرح اخلاقی نقلی با بهره گیری از آموزه های وحیانی می باشد و در کتب و نگاشته های خویش بسیار به اخلاق پرداخته است . لذا این سوال مطرح می شود که نظریه اخلاقی علامه مجلسی چیست ؟و ایشان ملاک ارزش گذاری افعال اخلاقی را در چه چیزی می داند؟ و نظریه وی با کدام یک از نظریات مطرح در اخلاق هنجاری مطابقت و هم سویی دارد؟این پژوهش در پاسخ به این سوال و با رویکرد تحقیقی –تحلیلی با مطالعه آثار علامه به این نتیجه رسید که مهمترین جنبه ابداعی و نوآورانه در نظریه ایشان این است که نظریه اخلاقی وی یک نظریه تلفیقی است که شامل هر سه نظریه اصلی مطرح در اخلاق هنجاری می باشد . علامه در پایین ترین مرتبه و به حکم فطرت و پاره ای از اخلاقیات ذاتی انسان، ملاک ارزش گذاری افعال را در وظیفه گرایی می داند.
۶۴.

سعادت و نیک بختی انسان از نگاه فارابی و زمینه های فلسفی و فرهنگی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۲۹
سعادت طلبی، نیک بختی و کمال خواهی در گوهر وجود آدمیان سرشته شده و بی تردید تمامی انسان ها در طول زندگی خود در جستجوی کامیابی، رستگاری و خوشبختی خوداند. ازاینرو مسئله سعادت و نیک بختی از دیرگاه در حوزه علم النفس و انسان شناسی همواره دغدغه اندیشمندان و حکیمان در طول تاریخ تفکر و اندیشه بوده است و گویا گمشده انسان سعادت اوست. فارابی معلم ثانی سعادت انسان را به «الخیر المطلوب لذاته الذی لیس ورائه شیء آخر یمکن أن یناله الإنسان» و ابن سینا به « هی افضل ما سعی الحیّ لتحصیله» و به دیگرعبارات مشابه تعریف نموده و البته دیگر اندیشمندان نیز هر یک، از منظر و مبنای منتخب، سعادت و نیک بختی انسان را مورد شناسایی قرار داده اند. در این نوشتار نخست به تبیین و تحلیل دیدگاه ها و رویکردهای عقلی و نقلی پرداخته، سپس نظر فارابی در مسئله سعادت را تحلیل و تمایز دیدگاه او را با دیگر آراء اشاره نموده و سرانجام به داوری برترین سخن در تبیین کامیابی و نیک بختی انسان خواهیم پرداخت.
۶۵.

بررسی و واکاوی مبانی فلسفی مسئله رئالیسم و نارئالیسم دینی با تأکید بر نظرگاه پیتر برن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
این مقاله با تأکید بر اندیشه پیتر برن، که یکی از مهم ترین چهره های شاخص فلسفه دین معاصر است، افزون بر تبیین دیدگاه او درباره رئالیسم و نارئالیسم و همچنین خداباوری، دین و الاهیات، به واکاوی و بررسی بنیان های فلسفی این مسئله پرداخته است. نظرگاه پیتر برن با این که یک رویکرد انتقادی به ابعاد مختلف نارئالیسم است، دربردارنده تمییزی اساسی میان خداباوری و الاهیات در اتخاذ نظرگاه رئالیستی و نارئالیستی درباره آن هاست. با توجه به تفکیک دو ساحت الاهیات و خداباوری، می توان چنین گفت که وی معتقد به نارئالیستی بودن الاهیات-لیبرال- به عنوان یک رشته علمی و آکادمیک و رئالیستی بودن دین، خدا و گفتمان خداباورانه است. در نظرگاه او، غایت گفتمان خداباورانه به موجودی فراذهنی، فرادنیایی و متعالی اشاره دارد. این نوشتار در نهایت به واکاوی و بررسی مبانی فلسفی این موضوع پرداخته و اشارت اجمالی پیتر برن در بررسی ریشه تمایز رئالیسم و نارئالیسم و همچنین تفسیر نارئالیستی مدرن از دین را مورد مداقه قرار داده و افزون بر واکاوی ریشه های مسئله رئالیسم و نارئالیسم دینی و با تأکید بر نسبت سوژه و ابژه - بالاخص در فلسفه کانت - به نقد و بررسی این بنیان فلسفی در نظرگاه پیتر برن پرداخته است.
۶۶.

تحلیل و تطبیق تاریخی از مسئله خیر و شر در حکمت ایرانی، اشراقی و صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
شناخت دقیق و تحلیل صحیح افکار و آرای حکمای اسلامی، وابسته به شناسایی و زمینه ها و عوامل پیدایش اندیشه ها و اثرپذیری آنان از خردورزی پیشینیان است. انسان شناسی یکی از مواریث حِکمی ایران باستان است که بن مایه های آن در آرای حکیان مسلمان و فلسفه آنان (فلسفه مشاء، فلسفه اشراق و حکمت صدرایی) مشاهده می شود؛ ازاین رو، تحلیل فلسفی خیر و شر در حوزه انسان شناسی ، ناظر به معنای خیر و شر در حکمت ایران باستان است که اهمیت بسزایی داشته است. در این نوشتار برای تأیید و صدق این گفتار، مبانی فلسفی برگرفته از خیر و شر در حکمت ایرانی با حکمت اسلامی بررسی تحلیلی تطبیقی شده است. روی آوردی که حاصل آن، گواه از وجود نقاط مشترک فلسفی در تطبیق تاریخی مبانی حکمی ایرانی ، اشراقی و صدرایی دارد؛ اشتراکاتی چون، اشتراک مفهوم خیر و شر (نور و ظلمت)، وجود اختیار انسان و مختاربودن وی در پیداش خیر و شر و اینکه فرشتگان مصادیق خیر و شیاطین مصادیق شر هستند، به تمامی گواه بر سیر تاریخی اندیشه خیر و شر به لحاظ وجودشناسی و معرفت شناسی از حکمت ایرانی تا صدرایی است.
۶۷.

تحلیل عروض و معیت با توجه به تقسیم اضافه به عقلی و وجودی در فلسفۀ ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۹
اضافه در حکمت سینوی به اضافه وجودی و عقلی تقسیم می شود. اضافه وجودی اضافه ای است که در خارج تحقق دارد. این تحقق خارجی مستلزم این است که عارض شدن اضافه بر موضوع و معیتش با طرف دیگر از اوصاف خارجی باشد و به دلیل لزوم تسلسل، این امر محال است و محال بودنش، محال بودن اضافه وجودی را به دنبال دارد. در این پژوهش، با تجزیه و تحلیل پاسخ های ابن سینا این نتیجه به دست می آید که از طرفی، او عروض را برای اضافه وجودی اضافه ای خارجی می داند که به نفس ذاتش عارض است، نه به واسطه عروضی دیگر، تا تسلسل لازم آید و از طرف دیگر، باور دارد معیت یک ویژگی ذاتی برای وجود اضافه است؛ بنابراین، وجود اضافه امری غیرقائم به ذات معرفی می شود. این نوع وجود که تمامی اشیاء را با یکدیگر مرتبط و متصل می کند، از علاقه ای حکایت دارد که در ماهیتِ اضافه نهفته است و در ذهن و در خارج جعل می شود و بر همین اساس، رابطه بین موجودات در عقل و خارج را نوعی عینیت می بخشد.
۶۸.

تحلیلی بر جاودانگی انسان و کارکرد آن در اخلاق از دیدگاه علامه مجلسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
علامه مجلسی یکی از معدود محدثانی است که به حوزه کلام و اخلاق ورود پیدا کردند. از نظرگاه ایشان، بسیاری از مباحث کلامی تاثیر و نقش برجسته در اخلاق دارد. ایشان، جاودانگی انسان را در پیوندی وثیق با مباحث اخلاقی قرار می دهند و معتقدند انسان بعد از مرگ با هر دو ساحت نفس و بدن دنیوی خود تا ابد به مصلحت الهی خلود خواهد داشت. جنبه نوآوری دیدگاه ایشان این است که ملاک این همانی بعنوان شرط بقاء در عالم اخروی، صرفا نفس یا بدن دنیوی نیست و هر دوی این ها توأمان در جاودانگی انسان دخیل هستند. لذا این تفسیر از جاودانگی در سه حوزه معنابخشی، انگیزه بخشی و هدف داری در آموزه های اخلاقی، نقش و کارکرد خود را ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی با رجوع به آثار ایشان به بازخوانی اندیشه های وی در این زمینه می پردازد.
۶۹.

تحلیلی برکاربردهای عملی نظریه اخلاقی علامه مجلسی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
اخلاق یک امر مهم و نیاز ضروری برای همه جوامع بشری بوده و تا کنون در حوزه اخلاق نظری و عملی دیدگاه های مختلفی از سوی هریک از اندیشمندان و اخلاق پژوهان شرقی و غربی ارائه شده است. اندیشمندان اسلامی نیز به این امر اهتمام ویژه داشته و رسالت اصلی دین را پرورش انسان ها در حوزه اخلاق می دانند. از جمله این اندیشمندان علامه محمدباقر مجلسی است. ایشان داعیه دار «طرح اخلاقی نقلی» با بهره گیری از آموزه های وحیانی است و در کتا ب ها و نگاشته های خویش به اخلاق عنایت بسیار داشته است. ازاین رو در جهت دستیابی به دیدگاه های اخلاقی ایشان، این پژوهش با رویکرد تحقیقی تحلیلی و با مطالعه آثار وی در پی پاسخ به این سؤال است که نظریه اخلاقی علامه مجلسی چیست؟ و چه تأثیری در حوزه اخلاق کاربردی و عملی دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که نظریه اخلاقی ایشان نظریه ای تلفیقی است که شامل هر سه نظریه اصلی مطرح در اخلاق هنجاری می شود و می توان آن را یک «کلان نظریه» دانست. این مطلب مهم ترین جنبه ابداعی و نوآورانه در نظریه ایشان است. اما مهم تر آنکه نظریه علامه مجلسی در تمام حوزه های اخلاق کاربردی و عملی، از جمله اخلاق فردی، اجتماعی، محیط زیست و اخلاق خدایی اثرگذار است. در واقع نظریه ایشان برخلاف دیگر نظریات مطرح، به ویژه نظریات مطرح در جهان غرب که خالی از هر نوع اخلاق خداباور هستند، تمام ارتباطات اخلاقی انسانی (ارتباط با خود و با دیگری و مهم تر از همه با خدا) را پوشش می دهد.
۷۰.

نسبت متافیزیک و دانش های هنجاری نزد فارابی و هیلاری پاتنم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
فارابی و پاتنم تأثیر مخرّب یا مولّد متافیزیک در دانش های هنجاری، مثل حکمت عملی و فقه در علوم قدیم و اخلاق و اقتصاد در علوم جدید را امری آشکار می دانند و معتقدند عدم توجه به این نقش، به اثرات غیر قابل جبران منجر می گردد. برای فارابی این نقش ضروری و حیاتی در قالب استفاده دانش های هنجاری از معارفی است که در متافیزیک تبیین و مبرهن شده است و بدین جهت حذف متافیزیک نزد فارابی، به معنای حذف برخی مبادی آن دانش ها و رد عینیت در ارزش ها و ورود به وادی نسبی گرایی است. در طرف مقابل، پاتنم منکر متافیزیک سنتی بوده و به دنبال حذف آن از دانش های هنجاری است. به همین جهت برای کارکردی که متافیزیک سنتی در دانش های هنجاری داشته است، جایگزینی معرفی می کند. این جایگزین، تفسیر و روایت خاص او از فلسفه پراگماتیسم است. پاتنم در این روایت، پراگماتیسم را نوعی از متافیزیک می داند که بدون مرز بوده و در نقش آسیب شناسی و اصلاح گری سایر فلسفه ها ظاهر می شود. بر این مبنای جدید، پاتنم تصویر دیگری از دانش های هنجاری و معیار عینیت و نسبی گرایی ارائه می کند. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل منطقی_فلسفی، اعم از تحلیل مفهومی، تحلیل گزاره ای، تحلیل سیستمی، با رویکرد تطبیقی، جهت تضارب آراء، تبیین و گفت وگوی آن دو اندیشمند است.
۷۱.

تحلیلی از دوگانه واقعیت/ارزش در پرتو نسبت توصیف و توصیه نزد هیلاری پاتنم و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۸
این باور وجود دارد که دوگانه توصیفی/توصیه ای وجه زبانی/مفهومی، دوگانه ی واقعیت/ارزش است. مقصود از دوگانه ی توصیفی/توصیه ای آن است که الفاظ/مفاهیم به طور کلی به دو دسته ی ارزش گذارانه و غیر ارزش گذارانه تقسیم می شوند، به نحوی که الفاظ/مفاهیم ارزش گذارانه، خالی از هرگونه واقع نمایی بوده و غیر صدق و کذب پذیرند. در مقابل، الفاظ/مفاهیم توصیفی و غیر ارزش گذارانه وجود دارند که حکایت گر ویژگی های واقعیت خارجی بوده و صدق و کذب پذیرند. برخی معتقدند الفاظ/مفاهیمی وجود دارد که هر دو خاصیت توصیف و توصیه را توأمان دارا هستند و این الفاظ/مفاهیم، که غلیظ اخلاقی نامیده می شوند، توانایی نقض دوگانه ی توصیفی/توصیه ای را دارند و به دنبال آن با رد این دوگانه، دوگانه واقعیت/ارزش نیز فرو می ریزد. مقصود از دوگانه واقعیت/ارزش آن است که ارزش ها واقعی و عینی نبوده و ویژگی اصیل واقعیت خارجی نیستند. در این پژوهش قصد داریم در آثار هیلاری پاتنم و فارابی دو مسأله را واکاوی کنیم: اول، نقش الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی در رد دوگانه ی توصیفی/توصیه ای و به تبع آن دوگانه ی واقعیت/ارزش. دوم، نحوه درهم تنیدگی توصیف و توصیه و رابطه ی آن با مسأله واقعیت/ارزش. اهمیت این موضوع ازآن جهت است که واقع نمایی، عقلانیت، استدلال پذیری و نسبی گرایی احکام و جملات اخلاقی مستقیماً به حل این مسأله وابسته است؛ بدین خاطر در فلسفه اخلاق و حکمت عملی دارای جایگاه مبنایی بوده و سایر مسائل اخلاقی از آن تأثیر می پذیرند. هدف از مقایسه این دو فیلسوف، علی رغم اشتراک در صرف اعتقاد به واقع گرایی اخلاقی، نشان دادن اختلاف اساسی آن دو در تبیین و تفسیر از واقع گرایی است. فارابی از منظر واقع گرایی متافیزیکی و پاتنم درمقابل، از منظر واقع گرایی درونی و واقع گرایی فهم متعارفی به اخلاق نظر می کند.
۷۲.

مدل کیهان شناختی جهان نوسانی استاینهارت و دلالت های الحادی آن تحلیلی انتقادی در پرتو فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
براساس باور سنتی متکلمان توحیدی، خداوند جهان را از عدم خلق کرده و عالم ازلی نیست. در دیدگاه مقابل پل استاینهارت- یکی از برجسته ترین فیزیکدانان معاصر- با ارائه «مدل جهان نوسانی» جهان را متشکل از دوره های بی پایان کیهانی دانسته و با تأکید بر وجود جهانی بدون آغاز، درصدد ارائه تصویری از ازلیت عالم و بی نیازی از فرضیه خدای خالق است. این مقاله ابتدا مدل کیهانی جهان نوسانی استاینهارت را معرفی و تبیین کرده و پیامدهای فلسفی-الهیّاتی آن را استخراج کرده و بر اساس فلسفه صدرایی آن را تحلیل و بررسی می کند. استاینهارت بی نیازی از نقطه آغاز را دال بر نفی ضرورت خالق بیرونی دانسته و مسئله خلقت را به تحلیلی صرفاً علمی فرو می کاهد. دراین سو در فلسفه اسلامی، ملاصدرا نیز گاهی تفسیر ادواری از ساختار کیهان مطرح می کند اما دیدگاه نوین وی از حدوث عالم، امکان بازخوانی مدل نوسانی را در چارچوبی توحیدی فراهم می آورد. این مقاله نشان می دهد که فهم ما از «حدوث» در حکمت متعالیه، می تواند ساختار نوسانی عالم را به عنوان تبیینی از تجلی مستمر نظام علّی مطلق بازخوانی کند و تعارض ظاهری میان ابدیت در مدل فیزیکی و حدوث زمانی را حل نماید.
۷۳.

نقش تربیت معنوی درفرایند تمدن سازی (با تکیه بر اندیشه علامه جعفری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
تمدن، اصل تعالی فرهنگی و پذیرش نظم اجتماعی است. هر تمدنی برای پویایی و اعتلای خود بر ارکانی استوار است. این ارکان نیز نیازمند بستری مناسب برای پرورش فرصت های تمدن سازی است که تربیت معنوی چنین بستری را فراهم می کند. تربیت معنوی افراد جامعه از یک سو خود بر مبانی ای استوار است که زمینه ساز شکل گیری و اعتلای تمدن است و از سوی دیگر، جامعه متمدن، با تکیه بر همان مبانی می تواند در یک پیوستار، زمینه اعتلای معنوی و بقای تمدن را فراهم کند. نظر به اهمیت این مسئله، در این پژوهش تلاش شده با روش توصیفی-تحلیلی و واکاوی دیدگاه علامه جعفری ، نقش تربیت معنوی در فرایند تمدن سازی تبیین شود. هرچند تربیت معنوی به صورت خاص در اندیشه علامه جعفری نیامده ولی با واکاوی آرای ایشان در مورد تربیت می توان گفت وظیفه اساسی تعلیم و تربیت در حیات معقول، گردیدنِ تکاملیِ نظام روحی و روانی متعلم با فراگیری اصول اساسی تربیت است. کاوش در اندیشه علامه جعفری با تکیه بر مبانی ای چون ایمان به خدا، تفکر و اندیشه ورزی، کرامت انسانی، اختیار، آزادی، محبت و اخلاق این نتیجه را به دست داد که لایه های تمدن ساز با نظر به این مبانی در چند سطح قابل تبیین است. در واقع تمدن سازی نیازمند نظام سازی از طریق قانونمندی و اجرای آن، حق محوری، پرهیز از فساد و نیز پیشگامی مسئولان در صلاح و پاکی درون است. علاوه بر این تربیت نیروی انسانی و حرکت به سمت مدینه فاضله هم از طریق خودخواهی مسئولیت زا و انصاف محوری محقق می شود. لایه دیگری که برای تمدن سازی نیاز است حضور در صحنه و توجه به عظمت آرمان های افرادی است که در فرایند تربیت معنوی به دنبال اعتلای تمدن هستند. به بیان بهتر تصعید آزادی به اختیار، خدمت به بشریت و حرکت تکاملی دل ها رقم زننده این اعتلاست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان