کودکی در ادیان: تحلیل کودکی در مسیحیت و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال مطالعه و شناسایی مفهوم کودکی در ادیان، با تمرکز بر مسیحیت و اسلام است. در این راه، با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته است. کودکی در مسیحیت پیرو گناه نخستین، ذاتاً شرّ پنداشته می شود. زیرا طغیان گر از امر الهی و گرایش به بدی دارد. پیرو این موضوع باید با تعمید گناه نخستین در ذات او شسته شود. چنین نگاه بدبینانه ای به کودکان با اسطوره ی دیونوسوسی مطرح شد. لذا کودک دیونوسوسی مستحق بد اخلاقی، بد رفتاری، سقط جنین، تنبیه سخت، به کار واداشته شدن، عدم حمایت، گرسنگی، فقر، بیماری، بی سوادی و جهل و... است. نگاه مسیحیت به کودکی به دلیل اقدامات اومانیستی دوره رنسانس به بعد از جمله تحولات کلیسا و اقدامات جهان مدرن در قرن بیستم، بخصوص اعلامیه ی حقوق بشر 1948م، و اعلامیه و کنوانسیون حقوق کودک 1989م، منجر به تحول رویکرد مسیحیت به کودکی و تضعیف رویکرد شرّانگاری و کودک دیونوسوسی شد. دین اسلام، کودک را ذاتاً خیر و الهی می پندارد، کودک آپولونی است، زیرا کودک روح خداوند را در خود داشته و معصوم و مقدس است. اما پیرو قدرت اختیار ممکن است به گناهان و آلودگی های نفسانی دنیا، آلوده شود. نیازمند مراقبت و تربیت مناسب است که آلوده به بدی ها و گناهان نشود و ذات الهی او مصون از هرگونه بدی بماند. هرگونه آسیب جسمی، روحی و روانی به کودک ممنوع است و باید با او بر اساس احترام و رعایت شأن انسانی برخورد شود و مورد حمایت همه جانبه در جهت رشد و تعالی قرار گیرد.