طراحی الگوی پیشایندهای اثربخش در رفتار یاری رسان کارکنان دانشگاه پیام نور (یک مطالعه پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۵
207 - 241
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: رفتار یاری رسان در سازمان ها به عنوان اقدامات داوطلبانه ای تعریف می شود که توسط کارمندان برای کمک به همکارانشان در حل مسائل مربوط به کار یا انجام وظایف صورت می گیرد (قسیم و همکاران، 2022، ص1). رفتار یاری رسان با تقویت همکاری، حل چالش های مرتبط با کار و حفظ روابط مثبت در محل کار، عملکرد کلی سازمان را بهبود می بخشد (بائو و همکاران، 2023، ص1) که می تواند به انسجام و عملکرد تیمی کمک و آن را به ابزاری حیاتی برای موفقیت سازمانی تبدیل کند. کارکنانی که به دیگران کمک می کنند، اغلب انگیزه و حس هدفمندی بیشتری را تجربه می کنند؛ به ویژه هنگامی که اقدامات آنها نیازهای استقلال، شایستگی و ارتباط را برآورده می کند. تعاملات مثبت یاری رسان می تواند به رضایت شغلی و رفاه عاطفی بالاتر منجر شود (هوانگ، 2024، ص25). انجام رفتار یاری رسان، عواطف مثبت -احساس رضایت و رفاه عاطفی- را افزایش می دهد که باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارکنان می شود و می تواند به افزایش رفتار نوآورانه منجر شود (شن و همکاران، 2022، ص9). رفتار یاری رسان، همکاری و هماهنگی بین کارکنان را تقویت می کند و به عملکرد بهتر وظایف و موفقیت کلی سازمان منجر می شود. رفتار یاری رسان نه تنها به نفع دریافت کنندگان است، بلکه تأثیر مثبت و معناداری روانی یاری رسان را نیز افزایش می دهد که به نوبه خود رفتار نوآورانه را تحریک می کند. کارکنانی که به دیگران کمک می کنند، تمایل دارند انعطاف پذیری شناختی و خلاقیت بیشتری را تجربه کنند و به نوآوری سازمانی کمک کنند (شن و همکاران، 2022، ص1). از نظر محققان دلیل انتخاب جامعه دانشگاهی این بود که مراکز دانشگاهی نقش محوری در پرورش دانشجویان دارند و رفتارهای یاری رسان در دانشگاه می تواند به ایجاد فرهنگ یاری رسان در جامعه کمک کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت و شینبورن در سال1403 انجام شده است. پدیدارشناسی روشی است که کانون توجه آن تجربیات افراد است و به منظور درک پدیده ها از طریق تجارب انسانی، توسعه یافته اس ت (محمودپور و همکاران، 1402، ص16). در مطالعه حاضر جامعه پژوهش شامل استادان و متخصصان رشته مدیریت دانشگاه پیام نور استان تهران بود. انجام نمونه گیری به صورت هدفمند و با مراجعه به مراکز دانشگاه پیام نور استان تهران صورت پذیرفت و دربرگیرنده 18 تن از استادان و متخصصان خبره رشته مدیریت دانشگاه پیام نور بود و در برخی موارد هم از روش گلوله برفی انجام گرفت. بدین صورت که پس از پیاده سازی کامل مصاحبه ها، هر مصاحبه توسط پژوهشگر چندین بار مرور و فعالانه مورد قضاوت قرار گرفت. سپس مصاحبه ها به صورت خط به خط مطالعه و نکات اساسی شناسایی شد. معیارهایی که مشخص کننده هریک از نکات اساسی بود، تعیین شدند و یک برچسب یا عنوان به آن تعلق گرفت. در مرحله بعد، معیار ها براساس ارتباطشان با یکدیگر در خوشه های مختلف قرار گرفتند و برای هر خوشه یک نام در نظر گرفته شد. به این ترتیب معیار های فرعی شکل گرفت. یافته ها: براساس درک و تجربه طرفداران از مفهوم الگوی پیشایندهای مؤثر در رفتار یاری رسان کارکنان 6 معیار اصلی به دست آمد و مطابق با داده های کیفی گردآوری شده براساس تحلیل داده ها، در مجموع 78 زیرمعیار، 16 معیار فرعی و 6 معیار اصلی، استخراج و طبقه بندی شدند. معیارهای فرعی پژوهش شامل عوامل مدیریتی، پویایی اجتماعی، سیاست های سازمانی، حمایت و رهبری سازمانی، حمایت همکاران، کیفیت محیط کار، مشارکت روان شناختی، موقعیت های استرس زا، عوامل معنوی، عوامل دینی، عوامل شخصی، آموزش و توسعه، مسئولیت شغلی، جهت گیری فرهنگی، سبک های ارتباطی، سبک های تصمیم گیری، رهبری و فرهنگ سازمانی بود. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه ها با شرکت کنندگان در طراحی الگوی پیشایندهای مؤثر در رفتار یاری رسان کارکنان 6 معیار اصلی به دست آمده است. معیار اول، شامل دو معیار فرعی به شرح عوامل مدیریتی و پویایی اجتماعی بود. معیار دوم، شامل سیاست های سازمانی بود. عوامل سیاسی در دانشگاه ها مانند ادراک بی عدالتی، رقابت برای منابع کمیاب، نقش های مبهم و رهبری سیاسی تمایل دارند رفتارهای کمک کننده کارکنان را تضعیف کنند. آنها تمرکز را از موفقیت و همکاری جمعی به بقا و پیشرفت فردی تغییر می دهند و به کاهش روحیه، اعتماد و همکاری بین کارکنان منجر می شوند. معیار سوم، شامل حمایت و رهبری سازمانی، حمایت همکاران و کیفیت محیط، مشارکت روان شناختی و موقعیت های استرس زا بود. بنابراین، دانشگاه پیام نور به منظور توسعه و پرورش فرهنگ کمک رسانی باید این ابعاد را در نظر بگیرند؛ از جمله انتخاب ویژگی های شخصیتی مرتبط، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه و تعریف واضح نقش های شغلی برای تشویق رفتارهای کمک رسان در نقش و خارج از نقش. معیارهای چهارم و پنجم شامل عوامل معنوی و فردی بود. عوامل شخصی مؤثر بر رفتار یاری رسان، ریشه در ویژگی های شخصیتی دارد، آموزش و توسعه با تجهیز کارکنان به مهارت ها، نگرش ها و تعهد سازمانی لازم، بر رفتار کمک رسانی تأثیر می گذارد. معیار ششم، که شامل عوامل فرهنگی بود می توان گفت: رفتار یاری رسان کارکنان یک پدیده مجزا نیست؛ بلکه عمیقاً تحت تأثیر تعامل جهت گیری فرهنگی، شیوه های ارتباطی، رویکردهای تصمیم گیری، سبک های رهبری و فرهنگ سازمانی قرار دارد. رفتار یاری رسان کارکنان چندبعدی و با تعامل پیچیده ای از ویژگی های شخصی، تجربیات آموزشی و توسعه ای و مسئولیت های شغلی شکل می گیرد. جوامع دانشگاهی که نیازمند پرورش فرهنگ کمک رسانی هستند، باید ابعاد انتخاب ویژگی های شخصیتی مرتبط، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه جامع و تعریف واضح نقش های شغلی برای تشویق رفتارهای کمک رسان در نقش و خارج از نقش را در نظر بگیرند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل معنوی همراه با سایر عوامل، محرک قدرتمندی برای رفتارهای یاری رسان در محیط کار هستند که اغلب نادیده گرفته می شوند. پیشنهاد می شود مدیریت دانشگاه پیام نور با تقویت اعتماد، مشارکت و قدردانی محیط هایی ایجاد کنند که در آنها رفتار یاری رسان رشد کند و به همکاری، روحیه و عملکرد کلی بهتر منجر شود..