در این گفتوگو به سیر تحولات مدرنیسم و عوامل و شرایط تأثیرگذار در دگرگونی آن اشاره شده و بر این نکته تأکید شده که نمیتوان با قاطعیت گفت که دوران مدرنیسم به سر آمده و دورهای کاملاً جدید و متمایز آغاز شده است؛ بلکه دوران معاصر به نوعی ادامه مدرنیسم است که میتوان نام آن را مدرنیته متأخر گذارد. به عقیده آقای کاشی بهترین گزینه برای جایگزین کردن محور و مرجعی دیگر به جای خرد، رویکردهای اجتماعگرایانه است که میتواند به عنوان راه سومی برای گذر از سنت و مدرنیسم مطرح شود.
"در این مقاله بر مبنای تحلیل یافته های موج نخست پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان، تفاوت ارزش ها و نگرش های نسلی مورد بررسی قرار گرفته است. نگارندگان با تکیه بر رویکرد تجربه نسلی، دو تجربه گرم و فراگیر انقلاب و جنگ را کانون اصلی همگرایی و واگرایی هایی میان گروه های سنی در ایران امروز دانسته اند. در این مطالعه نسل های گوناگون بر مبنای نسبتی که با تجربیات یاد شده برقرار می کنند به پنج گروه طبقه بندی شده اند: نسل قبل از انقلاب، نسل انقلاب و جنگ، نسل جنگ، نسل دارای خاطره موثر از جنگ و سرانجام نسل فاقد خاطره موثر از جنگ. این پژوهش باورها و گرایش های گروه های نسلی را در سه حوزه ارتباطات چهره به چهره، حوزه تعمیم یافته اجتماعی و حوزه تعاملات نهادی مورد بررسی قرار داده است.
یافته های این پژوهش باور به تعارض ارزشی و نگرشی میان گروه های نسلی را تایید نمی کند اما نقش تجربیات نسلی در بروز تفاوت میان نسل های گوناگون را نمایان می سازد.
"
این مقاله به یکی از عوامل مؤثر بر بازتولید گفتار اسلام سیاسی پس از پیروزی انقلاب می پردازد. تأکید بر نقشی است که تحول الگوی شهرنشینی طی سه دهه گذشته ایفا کرده است. ظهور قلمرو زیستی ویژه در شهرهای کوچک در مقایسه با شهرهای بزرگ و روستاها، بازار مصرف تازه ای برای آموزه های این روایت دینی تولید کرده است. مقایسه یافته های کمی اثبات کننده آن است که ذهنیت اجتماعی شهرهای کوچک به منزله حاشیه هایی بر متن شهرهای بزرگ، بستر مستعد تولید و بازتولید اسلام سیاسی است.
این مقاله ناظر به ساختار ذهنیت سیاسی ایرانیان و تلاش برای بازیابی هویت در دوره مدرن است. اگر اسلام سیاسی را مهم ترین پاسخ جمعی برای بازیابی هویت در ایران پس از دهه 30 به شمار آوریم، قرآن چه نقشی در آن بر عهده گرفته است؟ اسلام سیاسی از منظرهای گوناگونی موضوع بررسی واقع شده است؟ این مقاله، از دریچه تلاش روشنفکران برای بازگشت به قرآن، به مطالعه ساختار معنایی اسلام سیاسی همت گماشته است. مطالعه مذکور که حاصل مطالعه ای تجربی با روش های اولیه آماری است، تصویری از میزان استناد به آیات قرآن در دوره های مختلف حیات روشنفکری به دست می دهد و آنگاه با توجه به موضوعات محوری مورد توجه این روشنفکران، ساختار معنایی اسلام سیاسی و تطورات آن طی حیات سنت مذکور را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.