حسین اردلانی

حسین اردلانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۳ مورد از کل ۶۳ مورد.
۶۱.

بررسی آثار آنیش کاپور با تمرکز بر مفهوم صیرورت از منظر ژیل دُلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژیل دلوز آنیش کاپور صیرورت پست مدرنیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۴
بیان مسئله: در دوران پست مدرن، هنر دیگر نه به مثابه بازنمایی ایستا، بلکه به عنوان فرایندی سیال و خلاقانه فهم می شود. در این بستر، مفاهیم فلسفی چون Becoming «صیرورت» در اندیشه ژیل دلوز، امکان تحلیل عمیق تری از آثار هنری معاصر را فراهم می آورد. با توجه به پیچیدگی های فرمی و مفهومی در آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه آثار موم قرمز و مجسمه های آینه ای، ضرورت دارد این آثار با رویکردی فلسفی و میان رشته ای مورد تحلیل قرار گیرند تا ابعاد مفهومی و زیبایی شناختی آن ها به درستی فهم شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل و تفسیر آثار آنیش کاپور از منظر فلسفه صیرورت در اندیشه ژیل دلوز است؛ مفهومی که جوهره پویایی، تغییر، بی ثباتی و آفرینش مداوم را در خود دارد. این پژوهش درصدد است نشان دهد چگونه آثار کاپور می توانند به مثابه مصادیق بصری صیرورت، تجربه ای فراتر از بازنمایی سنتی و در راستای خلق رخدادهای هنری در لحظه ارائه دهند.روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و نظری است و با رویکردی تحلیلی-تفسیری در چارچوب مطالعات میان رشته ای هنر و فلسفه انجام شده است. با تکیه بر منابع کتابخانه ای و آثار نظری دلوز، دو مجموعه موم قرمز و مجسمه های آینه ای کاپور، به دلیل پیوندشان با مفهوم صیرورت، به عنوان مطالعه موردی بررسی شده اند.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه یادشده، نه ابژه هایی ایستا، بلکه فرایندهایی درحال شدن و تغییر مداوم هستند. مجسمه هایی چون Svayambh، Past, Present, Future یا Cloud Gate، تجربه هایی از صیرورت را خلق می کنند که در آن مرزهای میان ماده، زمان، فضا و مخاطب از بین می رود. این آثار با درهم آمیختن ماده، حرکت، بازتاب و بی ثباتی، مصداقی عینی از اندیشه دلوزی اند که هنر را نه به مثابه بازنمایی، بلکه به مثابه رخداد، خلق معنا و تجربه زیسته در نظر می گیرد. در نهایت، این تحلیل نشان می دهد که فهم آثار کاپور بدون درک صیرورت دلوزی ناقص خواهد بود، و چنین رویکردی درک عمیق تری از هستی شناسی پویای هنر معاصر ارائه می دهد.
۶۲.

تحلیل نمادشناسانۀ نگاره های نسخۀ شاهنامه میرزا صالح با تکیه بر مفاهیم «ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی» از دیدگاه پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه میرزا صالح ملیت خردمندی عدالت پاکی کاخ گلستان نگارگری و مکتب اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
در فرهنگ کهن ایرانی، به فراخور اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، همواره جمعی از هنرمندان نگارگر در راستای اعتلای ادبیات غنی این مرزوبوم، به شاهنامه نگاری و مصور کردن آن اهتمام ورزیده اند که با توجه به مضمون اسطوره ای شاهنامه فردوسی و پیوند ناگسستنی آن با زبان نمادین، درک عالم لطیف و سرشار از رمز و راز نقاشی های ایرانی نیازمند تأویل و رمزگشایی است. یکی از نمونه های برجسته در این زمینه، نسخه ای از شاهنامه بدون تاریخ کتابت، معروف به نسخه میرزا صالح است که در کتابخانه کاخ گلستان نگه داری می شود و در سال 1400 شمسی رونمایی شد. هدف این پژوهش بنیادی افزون بر معرفی این نسخه، شناخت نمادهای تصویری مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در چهار نگاره برگزیده از شاهنامه میرزا صالح است. ازاین رو سؤال های پژوهش حاضر  عبارت اند از:  1. چهار مفهوم اصلی ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در میان نگاره های منتخب با چه نماد هایی و چگونه به شیوه مکتب اصفهان بازنمایی شده اند؟ 2. کدام یک از مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی بیش از همه در شاهنامه میرزاصالح به تصویر کشیده شده است؟ روش تحقیق این پژوهش، توصیفی تحلیلی، از نوع کیفی است و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی همچنین با رویکرد نمادشناسانه پیرس است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار مفهوم موردنظر از طریق شخصیت های نمادین همچون سیاوش، موجودات موهوم اسطوره ای همچون اژد ها، عناصر نمادین مانند رنگ ها و ابزارهای اسطوره ای فراتر از معنای ظاهری و در چارچوب قرارداد های فرهنگی ایران باستان مصور شده اند و بیشترین ارتباط معنایی را ایجاد کرده اند. همچنین، با توجه به بررسی 43 نگاره نسخه میرزاصالح و تحلیل دقیق 4 نگاره منتخب، می توان نتیجه گرفت که مفهوم «ملیت ایرانی» پرتکرارترین و برجسته ترین مضمون به تصویر کشیده شده است، درحالی که مفاهیم «عدالت» و «پاکی» کمترین نگاره ها را به خود اختصاص داده اند.
۶۳.

بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افسانه های آذربایجان انسان شناسی فرهنگی دیو فرهنگ کارکردگرایی مالینوفسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان