حسین اردلانی

حسین اردلانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۵ مورد از کل ۶۵ مورد.
۶۱.

بازنمایی نقش فرشته در پرده های نقاشی قهوه خانه ای و نگارگری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
پژوهش حاضر به تحلیل تأثیر مولفه های دینی بر بازنمایی نقش فرشته در نقاشی  قهوه خانه ای و نگارگری دوران معاصر در ایران می پردازد. ضرورت پرداختن به این موضوع از اهمیت نمادگرایی به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای انتقال معنا نشأت می گیرد که همواره مورد توجه هنرمندان اسلامی بوده است. در عرف عام جوامع اسلامی، فرشتگان موجوداتی تخیلی هستند که در ادبیات، افسانه ها و داستان های ملی و مذهبی مردمان این جوامع  به انحا مختلف بازنمایی شده اند. از این رو تصاویر و نقاشی های فرشتگان حاوی رمزگان و دلالت هایی اند که معرف شیوه های اندیشیدن آدمیان در برهه های متفاوت در باب موجودات آسمانی هستند. پژوهش حاضر در صدد است گونه های مختلف تصاویر فرشتگان در نقاشی های قهوه خانه ای و نیز در نگارگری ایرانی در دوران معاصر را با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مطالعه کند. میدان مطالعه مشتمل است بر پرده های نقاشی قهوه خانه ای مربوط به دوره قاجار و پهلوی اول موجود در موزه ها و نیز آثار نگارگری معاصر که نقش فرشته را بازنمایی کرده اند. انتخاب این آثار بر مبنای سه ملاک «حضور آشکار یا نمادین نقش فرشته در اثر»، «اصالت اثر» و «تنوع زمانی و مکانی برای پوشش دگرگونی های تاریخی فرهنگی» انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که به لحاظ ظاهری، فرشته های اسلامی نمایی انسان گونه، واقع گرا و با خصوصیاتی معمول دارند اما هنرمند، جز در دوره هایی خاص، برای آنان جنسیت قائل نشده است. فرشته ها از این حیث در هاله ای مقدس بازنمود یافته اند. فرشتگان نمایی از درون انسان را به نمایش می گذارند و انسان را در جدال با نفس خویش یاری می کنند. در برخی آثار، فرشته ها در نقش فرشته عدالت اکثرا با چشمانی بسته و شمشیر به دست نمایانده شده و همیشه در حال نبرد با نیروی شر می باشند، اما در برخی آثار نیز آنان به صورت زنان جوانی نمایش داده شده اند. نتایج همچنین حکایت از آن دارد که با وجود تقدس فرشته و جایگاه آن در تمامی ادیان، بازنمایی نقش فرشته در جهان بینی اسلامی متناسب با فضای حاکم و نیز رویکردهای هنری هر دوره دچار تحول شده است و به تدریج جنبه قدسی فرشته کم رنگ شده و وجوه مادی و انسانی آن برجسته  شده است.
۶۲.

تحلیل نمادشناسانۀ نگاره های نسخۀ شاهنامه میرزا صالح با تکیه بر مفاهیم «ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی» از دیدگاه پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۴
در فرهنگ کهن ایرانی، به فراخور اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، همواره جمعی از هنرمندان نگارگر در راستای اعتلای ادبیات غنی این مرزوبوم، به شاهنامه نگاری و مصور کردن آن اهتمام ورزیده اند که با توجه به مضمون اسطوره ای شاهنامه فردوسی و پیوند ناگسستنی آن با زبان نمادین، درک عالم لطیف و سرشار از رمز و راز نقاشی های ایرانی نیازمند تأویل و رمزگشایی است. یکی از نمونه های برجسته در این زمینه، نسخه ای از شاهنامه بدون تاریخ کتابت، معروف به نسخه میرزا صالح است که در کتابخانه کاخ گلستان نگه داری می شود و در سال 1400 شمسی رونمایی شد. هدف این پژوهش بنیادی افزون بر معرفی این نسخه، شناخت نمادهای تصویری مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در چهار نگاره برگزیده از شاهنامه میرزا صالح است. ازاین رو سؤال های پژوهش حاضر  عبارت اند از:  1. چهار مفهوم اصلی ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی در میان نگاره های منتخب با چه نماد هایی و چگونه به شیوه مکتب اصفهان بازنمایی شده اند؟ 2. کدام یک از مفاهیم ملیت ایرانی، خردمندی، عدالت و پاکی بیش از همه در شاهنامه میرزاصالح به تصویر کشیده شده است؟ روش تحقیق این پژوهش، توصیفی تحلیلی، از نوع کیفی است و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی همچنین با رویکرد نمادشناسانه پیرس است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار مفهوم موردنظر از طریق شخصیت های نمادین همچون سیاوش، موجودات موهوم اسطوره ای همچون اژد ها، عناصر نمادین مانند رنگ ها و ابزارهای اسطوره ای فراتر از معنای ظاهری و در چارچوب قرارداد های فرهنگی ایران باستان مصور شده اند و بیشترین ارتباط معنایی را ایجاد کرده اند. همچنین، با توجه به بررسی 43 نگاره نسخه میرزاصالح و تحلیل دقیق 4 نگاره منتخب، می توان نتیجه گرفت که مفهوم «ملیت ایرانی» پرتکرارترین و برجسته ترین مضمون به تصویر کشیده شده است، درحالی که مفاهیم «عدالت» و «پاکی» کمترین نگاره ها را به خود اختصاص داده اند.
۶۳.

An Interdisciplinary Study of the Theriomorphism Component in Human and Animal Figures in Some Illustrations of Literary Texts from the Ilkhanid and Safavid Periods(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۲
Iranian painting, in different periods, has been influenced by Persian literature, relying on the power of imagination, and has been transmitting narratives and moral themes. The topic of this research is related to the painting of Ilkhanid and Safavid periods. In the painting of this tow histori period, it is observed that various techniques such as animism and characterization have been used, which often try to depict imaginary and transformed creatures that originate from a folkloric component in anthropology called theromorphism, which is a combination of the body and spirits of animals and humans mixed together with a special and legendary force. Objective: To show the presence and function of the theromorphism component in two faces - human and animal - in the painting of the Ilkhanid and Safavid periods in Iran. Statement of the problem: On what basis and according to which definitions does the use of the theomorphic component create a two-level distinction between humans and animals? Research method: Descriptive-analytical. The collection of materials is based on library studies, articles, and documentary research methods. This study analyzes the methodological and content of Iranian painting works to examine the role and application of the theromorphic component in the creation of human and animal images. Findings: It seems that the author of the text or the painter was aware of the functional role of theomorphism by that time and used it to pursue two goals with moral and psychological dimensions.
۶۴.

بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۰
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
۶۵.

تحلیل انتقادیِ هوش مصنوعی به مثابهٔ «همکارِ آفرینش هنری»: بازاندیشیِ اصالت و خلاقیت انسانی در مطالعات هنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
با گسترش کاربرد هوش مصنوعی (AI) در طراحی، یکی از پرسش های اساسی در گرافیک تعاملی این است که چگونه می توان از هوش مصنوعی به عنوان همکار بهره برد، به گونه ای که خلاقیت و اصالت انسانی حفظ و بازتعریف شود. این مسئله به چالش های تعامل انسان و ماشین و تأثیر آن بر فرآیندهای خلاقانه و هنری می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و انتقادی تعاملات انسان و AI در طراحی گرافیک تعاملی را بررسی می کند. داده ها از طریق مرور ادبیات تحقیقاتی، مطالعه نمونه های عملی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و طراحان جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها باهدف شناسایی چالش ها، فرصت ها و شرایط مؤثر بر هم افزایی انسان و AI انجام شد. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان همکار خلاق عمل کند و فرآیند ایده پردازی، آزمایش ترکیب های بصری و خلق طرح های نوآورانه را تقویت کند، مشروط بر حفظ ارزش ها، قضاوت هنری، حساسیت فرهنگی و تصمیم گیری انسانی. توانمندی های الگوریتمی دامنه خلاقیت انسان را گسترش می دهند، اما جایگزین ظرفیت های انسانی برای تفسیر، اصالت و درک فرهنگی نمی شوند. آینده طراحی گرافیک تعاملی در ایجاد رابطه هم افزا میان انسان و AI نهفته است؛ جایی که خلاقیت و اصالت از طریق فرآیند طراحی مشترک شکل می گیرد، نه صرفاً محصول نهایی. استفاده از AI به عنوان ابزار تقویت کننده امکان می دهد طراحان تمرکز بیشتری بر جنبه های معنایی، فرهنگی و زیبایی شناختی اثر داشته باشند و تجربه ای پویا، زمینه مند و منطبق با اصول انسانی از اصالت هنری خلق کنند. این رویکرد تضمین می کند که خلاقیت انسانی تضعیف نمی شود و در محیط دیجیتال تقویت و بازتعریف می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان