رضوان حکیم زاده

رضوان حکیم زاده

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۹۶ مورد از کل ۹۶ مورد.
۸۱.

مدل تلفیقی فرایند تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل پوششی داده ها برای اولویتبندی شاخص ها و ارزیابی کارایی واحدهای تصمیمگیرآموزشی (مطالعه ی موردی استان آذربایجان شرقی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بهره گیری از یک مدل تلفیقی شامل فرایند تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل پوششی داده ها برای اولویت بندی شاخص ها و ارزیابی کارایی واحدهای تصمیم گیری آموزشی می باشد؛ لذا، به لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. روش پژوهش: رویکرد تحقیق حاضر از نوع پژوهش های آمیخته بوده و ﺑﺮ اﺳﺎس ماهیت و روش، ﯾﮏ پژوهش توصیفی - تحلیلی اﺳﺖ. میدان پژوهش ﺣﺎﺿﺮ ﻣﻨﺎﻃﻖ 39 ﮔﺎﻧﻪ ی آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی می باشد. به منظور ﺗﻌﯿﯿﻦ با اهمیت ترین شاخص ها پیمایشی از نوع دلفی بر مبنای سندکاوی و مطالعات اسنادی صورت گرفت و شاخص های با اهمیت بر مبنای نظرات 13 تن از متخصصان تعلیم و تربیت انتخاب گردید. سپس با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن شاخص های مهم با دسته بندی در دو گروه درونداد و برونداد نسبت به یکدیگر تعیین گردید و این اوزان در تحلیل پوششی داده ها به کار گرفته شد. در نهایت کارایی نواحی و مناطق آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی به عنوان مورد مطالعه با استفاده از مدل جمعی موزون ارزیابی گردید و با استفاده از مدل ابرکارایی رتبه ی هر منطقه مشخص شد. یافته ها: تعداد پنج شاخص به عنوان درونداد و پنج شاخص به عنوان برونداد انتخاب گردید. از بین شاخص های درونداد، شاخص "نسبت دانش آموز به کلاس دایر" و در شاخص های برونداد، "نرخ ترک تحصیل" نسبت به دیگر شاخص ها وزن بیشتری داشتند. یافته های حاصل از تحلیل پوششی داده ها نشان داد که نزدیک به 57 درصد از مناطق آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی، ناکارا هستند و در رتبه بندی انجام شده، منطقه خداآفرین به عنوان کارا ترین منطقه شناخته شد. نتیجه گیری: مناطق ناکارا بایستی با راهبرد کاهش مقادیر مازاد دروندادها و جبران کمبود در بروندادها در جهت بهبود کارایی خود قدم بردارند. همچنین شاخص هایی احصاء شده اند که اهمیت بالایی در تحقیقات حوزه کارایی آموزش و پرورش دارند.
۸۲.

رهبری معلم در اجرای برنامه درسی؛ چالش ها و فرصت ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۵
برای سالیان بسیاری بحث در خصوص نقش معلم در اجرای برنامه درسی از جنبه های مختلفی در مباحث مدیریت آموزشی، نظارت و راهنمایی تعلیماتی و تأکید بر نقش وی در راهنماهای معلم مطرح بوده است. با این وجود توجه به نقش معلم در قالب عنوان«رهبری معلم» با محوریت اجرای برنامه درسی در ادبیات پژوهشی داخل موضوعی مغفول و ناشناخته می باشد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل رهبری معلم در برنامه درسی به ویژگی ها، مزایا و معایب آن پرداخته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین رهبری معلم و رهبری توزیع یافته در مدرسه رابطه وجود داشته و رهبری در مدرسه می تواند در میان معلمان «توزیع» گردد که این امر می تواند اثربخشی معلمان در اجرای برنامه درسی را در پی داشته باشد. در نهایت این مطالعه نتیجه می گیرد که رهبری معلم امری شدنی است که اقتضاء و امکان برای مؤفقیت کامل در این نقش به انجام پژوهش های بیشتر، وجود شرایط مناسب در مدارس و البته خود معلمان بستگی دارد.
۸۳.

واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با تاکید بر نقش های جنسیتی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با توجه به نقش های جنسیتی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان قزوین بود که با نمونه گیری هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ملاک ها شامل تمایل معلمان برای مشارکت در پژوهش، داشتن سابقه تجربی 2 تا 10 سال و اشتغال در مدارس مختلط روستایی استان قزوین، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. سرانجام با 20 نفر از معلمان دوره ابتدایی شاغل در مدارس مختلط استان قزوین، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی، 3 مضمون کلی بازتولید نقش های جنسیتی در کلاس درس، آفرینش نقش های نوین در کلاس درس و تعاملات جنسیت زده معلمان در کلاس درس به دست آمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اغلب معلمان در اجرای برنامه درسی در کلاس های مختلط، در حال تداوم نقش های جنسیتی سنتی میان دختران و پسران هستند و کلیشه های جنسیتی همچنان در کلاس های درس پابرجاست.
۸۴.

بررسی ادراک معلمان از فرصت ها و چالش های برنامه ویژه مدرسه: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۷
هدف این پژوهش، بررسی ادراک معلمان در خصوص فرصت ها و چالش های برنامه ویژه مدرسه بود. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسانه صورت گرفت. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، پس از انجام 2۴ مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته با معلمان اشباع داده ها حاصل شد. تحلیل دیدگاه های معلمان موجب شناسایی هشت فرصت شامل: آشنایی عملی دانش آموزان با انواع مهارت ها، افزایش انگیزه در دانش آموزان به یادگیری، افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان، فراهم شدن زمینه ای برای شناخت توانمندی های دانش آموزان، ایجاد زمینه ای برای اصلاح سبک زندگی، افزایش تفکر خلاق در دانش آموزان، افزایش انگیزه شغلی معلمان، ترغیب معلمان به کسب اطلاعات در خصوص مهارت های حرفه ای متناسب با شرایط محلی و هم چنین شش چالش شامل: محدودیت در زمان اجرا، نبود امکانات اجرایی در مناطق حاشیه شهر و روستاها، محدودیت اجرا برنامه در کلاس های چندپایه، بی رغبتی برخی معلمان به اجرا، ناهماهنگی در فرآیند اجرای برنامه و مشکلات مرتبط به ارزیابی دستاوردهای طرح گردید. یافته های این پژوهش می تواند در گسترش و تقویت برنامه ریزی درسی مبتنی بر مدرسه به عنوان راهبردی برای تمرکززدایی نظام برنامه ریزی درسی کشور به مسئولین امر یاری رساند.
۸۵.

تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی، ملی و بومی برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۱
امروزه با توجه به برداشته شدن مرزها، و پیدایش فرهنگ های متفاوت در کنار یکدیگر، ضرورت تدوین یک برنامه درسی منسجم مستلزم توجه به فرهنگی های متنوع و متکثر موجود در جامعه می باشد. در این میان بدیهی است که نظام تعلیم و تربیت هر جامعه ای برای زنده نگه داشتن خرده فرهنگ ها و همچنین زیست مسالمت آمیز آنها در کنار یکدیگر باید بر یک برنامه درسی چند فرهنگی تاکید کند، اما این گستردگی فرهنگی علاوه بر در نظر گرفتن خرده فرهنگ های بومی لزوم توجه به فرهنگ های ملی و فرا ملی را نیز بیش از پیش ضروری می سازد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی برنامه درسی، هویت ملی برنامه درسی و هویت بومی برنامه درسی است. پژوهش حاضر از نوع کیفی به شمار می رود، که با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که ساختار برنامه درسی چند فرهنگی به سه لایه هویتی برنامه درسی وابسته است، که در بالاترین سطح این لایه هویت بین المللی برنامه درسی قرار دارد، که ضمن در بر گرفتن لایه هویت ملی برنامه درسی، لایه هویت بومی برنامه درسی نیز در هسته مرکزی آن جای گرفته است.
۸۶.

شناسایی پیشران های تغییر در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعه فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
نظام آموزش عالی ایران، همانند بسیاری از نظام های دانشگاهی جهان، در مواجهه با تحولات پرشتاب اقتصادی، فناورانه، اجتماعی و زیست محیطی، با ضرورت بازطراحی ساختارها، مأموریت ها و کارکردهای خود روبه رو است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های کلیدی تغییر در آموزش عالی ایران، با بهره گیری از روش کیفی «فراترکیب» و تحلیل ۴۲ مطالعه معتبر و دو منبع مرجع، به استخراج و تحلیل نظام مند نیروهای مؤثر بر آینده این نظام پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که پیشران ها در ۹ بعد اصلی شامل تحولات آموزشی–پژوهشی، ساختاری، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، فناورانه، جمعیت شناختی و زیست محیطی قابل دسته بندی اند. از میان آن ها، تحولات آموزشی–پژوهشی (با سهم ۳۲ درصد) و ساختاری (۲۲ درصد) نقش غالب را در جهت دهی آینده ایفا می کنند. پیشران هایی چون دیجیتالی شدن فرایندهای آموزش، ظهور نسل جدید دانشجویان (نسل زد)، گسترش یادگیری مادام العمر، بین المللی شدن دانشگاه ها، پیوند با صنعت، و بازنگری در حکمرانی دانشگاهی در کانون این تحولات قرار دارند. همچنین، محور پژوهش به ویژه بر اهمیت توسعه پژوهش های کاربردی و میان رشته ای، تجاری سازی نتایج علمی، شکل گیری شبکه های تحقیقاتی، و حرکت به سوی پژوهش در تراز جهانی با رعایت استانداردهای بین المللی تأکید دارد. دانشگاه های آینده نیازمند بازتعریف نقش خود به عنوان نهادهای تولید دانش جهانی، توسعه دهنده نوآوری، و بازیگر فعال در عرصه رقابت علمی بین المللی هستند. این مطالعه با ارائه تصویری جامع از پیشران های تغییر، افق های نوینی برای سیاست گذاری، برنامه ریزی راهبردی، و مدیریت آینده نگر نظام آموزش عالی ایران ترسیم می کند.
۸۷.

تبیین عناصر ارزیابی عملکرد مدارس اثربخش و ارائه الگوی بهینه با رویکرد داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه: بهبود کیفیت آموزشی و تضمین موفقیت دانش آموزان، نیازمند شناسایی و تحلیل دقیق عوامل مؤثر بر ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش است. در این راستا، استفاده از مدل های ترکیبی که بتوانند ابعاد مختلف این ارزیابی را پوشش دهند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف: این پژوهش ارائه الگوی ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش شهر تهران مبتنی بر رهیافت ترکیبی داده بنیاد با روش آمیخته است. روش ها: جامعه پژوهش در بخش داده بنیاد شامل کلیه خبرگان حوزه آموزش و پرورش تا اشباع نظری به تعداد 15 نفر و جامعه آماری بخش کمی مدیران دوره ابتدایی شهر تهران در سال 1402-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 295 نفر بر اساس نواحی پنج گانه شهر تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش داده بنیاد مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بدست آمد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد، مدل پارادایمی تحقیق از عوامل علی، شاملِ عوامل کالبدی و تکنولوژیکی، تضمین سلامت محیطی، تضمن سلامتی فردی دانش آموزان؛ پدیده محوری شاملِ بازیگران فعال و فرآیند یادهی و یادگیری؛ شرایط زمینه ای شاملِ اجزا و عناصر ارزیابی عملکرد؛ شرایط مداخله گر شاملِ اصول و ارزش های مدرسه اثربخش و سازمان ها و سیاست گذاران آموزشی، راهبرد موثر بر ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش شامل تدراک مقدمات اجرای ارزیابی و نیز پیامدهای ناشی از ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش شامل کسب دستاوردهای علمی و عملی تشکیل شده است. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده، به عنوان ابزاری مؤثر برای ارزیابی عملکرد مدارس اثربخش در تهران، می تواند به بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری و دستیابی به نتایج علمی و عملی کمک کند.
۸۸.

مطالعه تطبیقی دروس عمومی کارشناسی در دانشگاه های میسوری، یوسی داویس، بیروت و تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۸
در دنیای کنونی که بیش از پیش نیاز به دانش آموختگان دارای اطلاعات و مهارت های عمومی، توانمند در دسترسی به اطلاعات، برقراری ارتباطات مؤثر، تجزیه و تحلیل مسائل و ارائه ی راه حل ها، تفکر خلاق و شناسایی محیط ملی و بین المللی احساس می شود. علاوه بر برنامه درسی تخصصی، دانشجویان کارشناسی ملزم به شرکت در تعداد معینی از دروس با موضوعات متعددی است که به طور معمول در طی سال های اول و دوم دانشگاه گذرانده می شود. این دوره که به عنوان برنامه درسی آموزش عمومی اشاره شده است، بخشی از برنامه درسی است که برای تمام دانشجویان مشترک است. در پژوهش حاضر برنامه های آموزش عمومی دانشگاه ها مورد مطالعه قرار گرفت. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی می باشد که دانشگاه های میسوری، یوسی داویس، بیروت و تهران به عنوان نمونه انتخاب شده اند. محور های اصلی در این پژوهش، بررسی چگونگی ارزیابی و تغییرات در برنامه ها، مقررات آموزشی، موضوعات، دوره ها و واحد های درسی آموزش عمومی است. طی مطالعه دانشگاه های نمونه نکات مثبت و قابل تأمل از این مطالعه حاصل شده است که می توان برای بهبود برنامه دروس عمومی در دانشگاه های ایران پیشنهاد نمود.
۸۹.

به گزینی دانش بومی در بومی سازی برنامه های درسی با توجه به آموزه های تربیتی رضوی(ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با هدف بررسی نحوه تأثیر دانش بومی در بومی سازی برنامه های درسی و با تأسی بر فرهنگ رضوی با رویه ای تحلیلی-اکتشافی داده های خود را استخراج نموده است. لذا بر اساس ماهیت کیفی، مبتنی بر هدف کاربردی و ازلحاظ گردآوری داده ها توصیفی– تحلیلی می باشد. برنامه های درسی را در چارچوبی مبتنی بر هدف، روش، محتوا و ارزشیابی مورد واکاوی قرارگرفته شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دانش بومی می تواند در بومی سازی برنامه های درسی مؤثر افتد و با توجه به ارزش های غالب و حدیث ثقلین تأسی به ائمه اطهار(س)، به گزینی در دانش بومی محسوب می شود. یافته های پژوهش نشان داد که هدف غایی در تعلیم و تربیت اسلامی ربوبی شدن و به تعبیر دیگر دست یازیدن به حیات پاک(طیبه)است. این ربوبی شدن اتکا بر سه عنصر انتخاب آزاد، باور و شناخت و نهایتاً عمل به دستورات و فرامین الهی است. در بخش روش تربیتی نیز آموزه های رضوی(ع) بر محبت و نوع دوستی تأکید داشته و با گفتمانی تعاملی محور و در خور شأن مخاطب به هدایتگری او همت گمارده می شود. در این فرهنگ علم و علم آموزی باارزش تلقی شده و محتوایی ارزشمند است که در خدمت به جامعه اسلامی باشد و ارزشیابی مطلوب می باشد که در ابعاد چهارگانه تعاملی انسان باخدا، خلق، خلقت و خود زمینه ساز تعالی بوده و مبتنی بر تعالیم اسلامی باشد.
۹۰.

نقد دیدگاه پست مدرنیسم در برنامه درسی با شاخص های مبانی فلسفی تربیت اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۲
در سال های اخیر بحث های متعددی پیرامون جایگزین شدن دیدگاه پست مدرن به عنوان نوعی تفکر و نگاهی فرهنگی –اجتماعی به مسائل و باور های انسان ها با دیدگاه مدرنیسم در موضوعات مختلف در جریان است. عرصه ی تعلیم وتربیت به شکل عام و برنامه درسی به شکل خاص نیز درگیر این جریان شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های مبانی فلسفه پست مدرنیسم در برنامه درسی و نقد این مبانی با شاخص های مبانی فلسفی تربیت اسلامی صورت گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش اسنادی- تحلیلی صورت گرفته است. یافته های حاکی از این است که مبانی فلسفه برنامه درسی پست مدرن در اصول هستی شناختی بر عدم اعتقاد به ماوراءطبیعت؛ در اصول انسان شناختی بر شکل گیری جوهر انسان از طریق روابط اجتماعی، تاریخی و فرهنگی ؛ در اصول معرفت- شناختی بر رد عقلانیت، فطرت، وحی و حاکمیت زبان به عنوان محور آگاهی؛ در اصول ارزش شناختی بر محوریت فرد و نسبی بودن اصول جهانشمول و در اصول زیبایی شناختی بر معیار ذهنی زیبایی و دوری از فهم ظاهری و غور در باطن تجارب هنری استوار است. در مقابل مبانی فلسفی تربیت اسلامی در اصول هستی شناختی معتقد به حقیقت ماوراء طبیعی؛ در اصول انسان شناختی بر اعتقاد به متکی بودن وجود حقیقی انسان بر روح؛ در اصول معرفت شناختی بر قابل وصول بودن معرفت؛ در اصول ارزش شناختی بر تکیه بر قرآن و مبانی دین اسلام و ارزش های ثابت و متغیر؛ و در اصول زیبایی شناختی بر گرایش ذاتی انسان به زیبایی و عینی و ذهنی بودن زیبایی ها استوار است
۹۱.

پژواک نقش های جنسیتی در فضای مدرسه: مطالعه ای پدیدارشناختی از دید معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۵
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از نقش های جنسیتی یادگیرندگان در فضای مدارس مختلط روستایی دوره ابتدایی در استان قزوین انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل کلیه معلمان زن و مرد دوره ابتدایی استان قزوین بود که بر اساس ملاک های تعیین شده نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. پس از انتخاب نمونه، با 20 نفر از معلمان مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با استفاده از روش کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. در نهایت 4 مفهوم محوری شامل بازتولید نظم جنسیتی در تعاملات آموزشی، عاملیت جنسیتی پسران در یادگیری، بازتاب تفاوت های جنسیتی در توانمندی ها و نیز بازتولید نقش های جنسیتی در انتخاب های تحصیلی – شغلی به دست آمد. نتایج بیانگر آن است که معلمان، آگاهانه یا ناخودآگاه، در تفسیر و هدایت رفتارهای یادگیرندگان از الگوهای فرهنگی و کلیشه های جنسیتی رایج در جامعه تأثیر می پذیرند؛ به گونه ای که این ادراکات در نوبه ی خود منجر به بازتولید نابرابری های جنسیتی در فرایند یاددهی - یادگیری می شود.
۹۲.

شناسایی و رتبه بندی مولفه های اساسی برنامه درسیِ دانشجو از نگاه متخصصان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۸
هدف مطالعه حاضر معرفی برنامه درسی جدیدی به نام برنامه درسی دانشجو می باشد. این مطالعه از حیث نوع بنیادی از حیث رویکرد توصیفی_تحلیلی و از نوع طرح های آمیخته اکتشافی است. ابزار در بخش کیفی مصاحبه بازپاسخ و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه در بخش کیفی هشت نفر از صاحبنظران تعلیم و تربیت و در بخش کمی 100 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش سیستماتیک در تئوری داده بنیاد و در بخش کمی از آزمون فریدمن استفاده شد. در مجموع چهار مولفه محوری از مصاحبه های انجام گرفته بدست آمدند: ویژگی های برنامه درسی دانشجو؛ عناصر اصلی آن شامل دانشجو، استاد و سازمان؛ گام های موثر در شکل گیری؛ و موانع و چالش های شکل گیری این برنامه درسی. کد گزینشی بدست آمده عبارتست از: عناصر اصلی این برنامه درسی. همچنین رتبه بندی مولفه های مربوط به دانشجو به ترتیب نزولی عبارتند از: مولفه های روان شناختی و انگیزشی، فراشناختی، اجتماعی و مهارتی. نتایج نهاییِ بدست آمده وجه متمایز کننده این برنامه درسی را نقش آفرینیِ فعال دانشجو در جهت گیری و هدفگذاری مستمر برای خود دانسته که در این مسیر از دو عنصر اصلی دیگر یعنی استاد و دانشگاه استفاده لازم را می برد. در تعریفی مقدماتی برنامه درسی دانشجو فرآیند منظم و هدفمندِ تصمیم گیری، هدفگذاری و آینده نگریِ دغدغه مند دانشجوست که در آن از ویژگی های اساتید برتر و دانشگاه ها استفاده می کند و عنصر کیفیت در همه عناصر اصلی و جزئی آن شرطی اساسی می باشد. این برنامه درسی با فارغ التحصیل شدن دانشجو و خروج او از دانشگاه پایان نمی پذیرد بلکه ادامه داشته و با تثبیت آن در فرد، به نوعی یادگیری خود-راهبر و هدفدار تبدیل می شود.
۹۳.

پدیدارشناسی نشانه های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر با هدف پدیدارشناسی نشانه های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش، پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان شامل ۶۱ نفر از معلمان، دانش آموزان، والدین و متخصصان آموزش و پرورش دوره ابتدایی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری تا مرحله اشباع داده ها ادامه یافت. جهت تحلیل، روش کدگذاری و مقوله بندی به کار گرفته شد. تحلیل یافته ها به شناسایی ۵ مضمون و ۱۳ مقوله منجر گردید. نتایج پژوهش حاکی از این بود که متراکم شدن محتوا از لحاظ حجم، چگالی، دشواری و ابهام، کمبود زمان ناشی از توزیع نامتوازن و کم بودن روزهای آموزش، قربانی شدن برخی دروس به بهای توجه به درس های دیگر، نتایج ضعیف پیشرفت تحصیلی و نارضایتی ذی نفعان در اثر فشار کاری، دلزدگی و تحمیل هزینه های آموزش بر والدین، نشانه هایی از وجود تراکم در برنامه درسی دوره ابتدایی ایران است.
۹۴.

شایستگی های دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان در زمینه آموزش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
این پژوهش با هدف شناسایی شایستگی های موردنیاز دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان در زمینه آموزش ترکیبی به اجرا درآمد. برای تحقق این هدف از روش پژوهش کیفی عام استفاده شد. جامعه آماری شامل مطالعات، کتاب ها و مقالات، اسناد و متخصصان دانشگاه فرهنگیان بود که حداکثر ممکن مطالعات، دو سند و 25 نفر از متخصصان به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از فرم های تحلیل محتوا و مصاحبه استفاده شد.داده های پژوهش از طریق تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزارمکس کیودی ای تحلیل شد. در این پژوهش در مرحله اول تعداد 110 کد باز شناسایی و در قالب 12 کد محوری تنظیم شد. در نهایت کدهای محوری به 4 کد انتخابی بازآرایی گردید. براساس یافته های این پژوهش، شایستگی های آموزش ترکیبی موردنیاز دانشجومعلمان شامل شایستگی های شناختی، پداگوژیکی، حرفه ای و فناوری است. شایستگی های شاختی خود از زیرمجموعه یادگیری، تفکر و خردمندی، خلاقیت و نوآوری و روانی تشکیل می شود.زیرمجموعه شایستگی های پداگوژیکی شامل شایستگی های راهبردها و روش های آموزش،مدیریت کلاس ترکیبی و ارزیابی و بازخورد ترکیبی است.شایستگی های حرفه ای دربرگیرنده شایستگی های خودتوسعه ای، دانشی و حرفه ای و ارتباطی و اجتماعی است و زیرمجموعه شایستگی های فناوری شامل شایستگی های دیجیتال و شبکه سازی است.
۹۵.

مقایسه روایت های سه گانه ذی نفعان از برنامه درسی تجربه شده دوره ابتدایی با نظر به استعاره تربیتی سفر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۱
هدف کلی پژوهش حاضر، مقایسه و تحلیل روایت های سه گروه ذی نفع اصلی برنامه درسی، یعنی معلمان، فراگیران و والدین آن ها، ذیل دو کلان استعاره «سفرتربیتی» و «جهان های موازی»، است. طرح پژوهش از نوع کیفی و روش اصلی پژوهش، از نوع «روایی» و مبتنی بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. مکان پژوهش نیز به صورت عام، عرصه تعلیم و تربیت ایرانی-اسلامی و به طور خاص، مدرسه دولتی ابتدایی واقع در ناحیه دو آموزش و پرورش استان قم است. نمونه پژوهش نیز شامل 3 تَن از معلمان دوره ابتدایی،2 تَن از فراگیران و نیز والدین آن ها (به سبب متارکه یک گروه از والدین، جمعاً 3 نفر) می باشد. در خصوص روش تحلیل داده ها نیز باید گفت که تحلیل روایتی با نگاهی فراگیر در سراسر پژوهش جریان داشته و علاوه بر آن، فرآیند اصلی استخراج مفاهیم و مضامین اصلی، با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی (1987) انجام شده است. یافته ها حاکی از شکاف و فاصله جدی میان ساختار کلان حاکم بر نظام آموزشی و حوزه مطالعات برنامه درسی با میدان عمل برنامه درسی و داستانِ واقعی است که در مدرسه جریان دارد. در چنین مختصاتی، ضمن این که نمی توان تربیت را از برنامه درسی جدا دانست، مؤلفه های برنامه درسی، با دفع منطق حاکم بر برنامه درسی (تایلریسم خطی) ماهیتی پیچیده و غیرخطی یافته و به کلی دگرگون می شوند.
۹۶.

تبیین راهبردهای عملیاتی در تربیت تمام ساحتی با تکیه بر صدای آموزگاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر، با هدف شناسایی راهبردهای عملیاتی اجرای برنامه درسی تمام ساحتی از منظر معلمان دوره ابتدایی است. روش ها : این پژوهش، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۳۰ معلم گردآوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی و تحلیل گردید. اعتبار یافته ها نیز بر اساس ملاک های لینکن و گوبا بررسی شد. بدین منظور از راهبردهایی نظیر بازبینی توسط مشارکت کنندگان، توصیف عمیق یافته ها جهت انتقال پذیری، و نظارت همتایان، در فرآیند تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که راهبردهای عملیاتی در سه محور اصلی قرار می گیرد: توانمندسازی حرفه ای معلمان، تحول در محتوا و سازمان دهی تدریس، و تقویت زیرساخت ها و پشتیبانی های محیطی. برخی راهکارهای خلاقانه شامل طراحی کتابچه های راهنمای بومی بر پایه تجربه های معلمان، و تربیت دانشجومعلمان به عنوان سفیران تحول بود. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که اجرای موفق برنامه درسی تمام ساحتی مستلزم رویکردی مشارکتی و چندسطحی است؛ رویکردی که هم بر رشد حرفه ای معلمان تمرکز داشته باشد و هم اصلاحاتی در محتوای درسی، سازمان دهی فرآیند تدریس، توسعه زیرساخت های مدرسه و سیاست های حمایتی نظام آموزشی ایجاد کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان