ژئوپلیتیک

ژئوپلیتیک

فصلنامه ژئوپلیتیک 1388 شماره 1

مقالات

۱.

ارتباط بین پراکندگی اقوام ایرانی و امنیت مرزها

کلید واژه ها: امنیتمرزترکمنعرببلوچکردآذری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶۹ تعداد دانلود : ۱۳۳۲
عمده ترین تفاوت ها در هر کشور، نابرابری در فرصت های اقتصادی، طبیعت، زبان، هویت خواهی و تاریخ است. وقتی این تفاوت های مکانی عمیق باشد و انسان های مکان های کمتر توسعه یافته نسبت به این تفاوت ها آگاهی یابند و سهم خود را در مشارکت ملی به علت همین تفاوت ها در حداقل ببینند، تنش هایی را برای حکومت ایجاد می کنند و احساس منطقه گرایی در مقابل ملی گرایی تقویت می شود. در حال حاضر مرزها در مسایل مربوط به امنیت ملی، پدیدآورنده بحران اند. در صورت وجود اختلافات مرزی ریشه دار، امنیت ملی به شدت مورد تهدید قرار می گیرد. اهمیت مرزها و مناطق مرزی، ضرورت امنیت را ایجاب می نماید و جهت ایجاد امنیت مرزها، نقش قومیتهای ساکن در حاشیه مرزها بسیار حایز اهمیت می باشد.ایران کشوری متنوع از نظر قومی است. ویژگی های متمایز کننده اقوام از یکدیگر در ایران بویژه بر مولفه های زبانی، مذهبی و نژادی متمرکز می شود. اقوام در ایران به شکل اقلیت های مشخص در مناطق و استان های مرزی پراکنده شده اند. سکونت پنج قومیت ایرانی در مناطق مرزی و همجوار با کشورهای همزبان خود? زمینه مناسبی را برای وقوع بحرانهای قومی در نقاط مرزی به وجود می آورد. شاخص هایی چون داشتن زبان رسمی? رادیو و تلویزیون محلی درخواست سهیم شدن در قدرت یا مشارکت در انتخابات محلی به این معنا است که اقوام مختلف ایرانی اعم از آذری کرد? بلوچ ترکمن و عرب تا حد زیادی به خود آگاهی قومی رسیده اند و اتخاذ سیاست های قومی مناسبی را از طرف دولت مرکزی می طلبند. اگر دولت مرکزی با توجه به این خود آگاهی های قومی? با اتخاذ سیاست های خاص آنها را به سوی مشارکت ملی سوق دهد در این صورت هویت ملی آنان تقویت خواهد شد
۲.

بررسی الگوهای حل و فصل منازعات و ارایه مدل بهینه حل منازعات سرزمینی

کلید واژه ها: منازعات بین المللیمنازعات سرزمینیحل و فصل منازعه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۹ تعداد دانلود : ۶۳۵
به تناسب نیازهای گوناگون جوامع بشری، عوامل مختلفی می توانند منازعات بین المللی را به وجود آورند. شدت این منازعات در نقاط مختلف جهان بسته به میزان اهمیت استراتژیک هر منطقه متغیر است. با این حال، همه مناطق ژئوپلیتیک جهان کم و بیش منازعه و کشمکش را تجربه کرده اند. تاکنون پژوهشگران نظریه های مختلفی برای حل و فصل این منازعات ارایه کرده اند. با بررسی نظریات مختلف حل و فصل منازعات بین المللی و بکارگیری روش تحلیلی و انتقادی، پژوهش حاضر این فرضیه را مورد ارزیابی قرار داده است که «به دلیل ویژگی های خاص منازعات سرزمینی، الگوی حل و فصل آنها متفاوت از روش های بکار رفته در سایر کشمکش های بین المللی است و نیازمند ارایه الگوی ویژه است». این بررسی نشان می دهد که حل و فصل منازعات سرزمینی سرشتی منطقه ای داشته و مستلزم بکار گیری همزمان تاکتیک های متنوع و نسبتا فراوان سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی است.
۳.

تحلیل عوامل موثر بر ارتقا سطوح تقسیمات کشوری مطالعه موردی: شهرستانهای استان فارس

کلید واژه ها: استان فارسسازماندهی سیاسی فضاناحیه بندیسطوح تقسیمات کشوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱۸ تعداد دانلود : ۹۶۹
نظام سازماندهی سیاسی کشور که در قالب تقسیمات کشوری به مرحله اجرا در می آید، یکی از مهمترین و ضروری ترین بخش نظام اداری کشور به حساب می آید. این اصطلاح به معنی ناحیه بندی مناطق جغرافیایی یا به عبارت دیگر شناسایی مناطق و نواحی همگنِ طبیعی، اجتماعی و اقتصادی و سازمان دهی آنها در قالب واحدهای سیاسی جهت اعمال حاکمیت سیاسی می باشد و بدین ترتیب واحدهای سیاسی - اداری علاوه بر کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، اداری، دارای کارکردهای سیاسی نیز می باشند.نظام سیاسی و شکل آن، نظام اداری، فضای جغرافیایی، پیوندهای عاطفی و سیاسی میان مردم و مکان، شبکه مناسبات اجتماعی و جمعیت و پراکنش جغرافیایی آن از شاخصهای تأثیرگذار در فرایند تقسیمات کشوری به شمار می آیند. در ایران در اعصار طول تاریخی گذشته همواره نحوه دریافت مالیات، دفاع از مرزهای کشور در مقابل حملات احتمالی قدرتهای بیگانه، مسایل قومی، فرهنگی و نظامی به منظور کنترل بیشتر دولت بر رفتار خوانین و ایالات مختلف کشور، بر نحوه آرایش سیاسی فضا موثر بوده اند. در استان فارس نیز عواملی نظیر وسعت زیاد استان، محرومیت مناطق جنوبی استان، تفاوتهای فرهنگی - مذهبی و قومی، رقابتهای مکانی و ... در تقسیمات سرزمینی نقش داشته اند. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است که عوامل موثر بر ارتقا سطوح تقسیمات کشوری در استان فارس کدامند؟ روش تحقیق این پژوهش تحلیلی - توصیفی بوده که با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی اسناد و مدارک صورت گرفته است
۴.

فرهنگ اجتماعی و ژئوپلیتیک قدرت در افغانستان

نویسنده:

کلید واژه ها: کنترل اجتماعیسازه انگاریاشغال نظامیمنازعه منطقه ایژئوپلیتیک قدرتساختار دوقطبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۴ تعداد دانلود : ۶۱۵
در سالهای دهه 1990 به بعد از رهیافت های سازه انگارانه در راستای تبیین منازعات منطقه ای بهره گرفته شده است. علت چنین موضوعی را می توان نقش مسایل فرهنگی و همچنین مولفه های درون ساختاری در تفسیر تحولات منطقه ای بویژه موضوعات بحرانی دانست. منازعات منطقه ای در دوران نظام دوقطبی تحت تاثیر «ساختار نظام بین الملل» و همچنین قواعد رفتار بازیگران موثر بین المللی بویژه آمریکا و اتحاد شوروی قرار داشته است. اشغال افغانستان در دسامبر 1979 توسط اتحاد شوروی، بیانگر چنین استدلالی است؛ در حالیکه روندهای تغییر و دگرگونی در کنش استراتژیک کشور یاد شده از سال 1991 به بعد بیش از آنکه تحت تاثیر موضوعات بین المللی قرار گیرد، ناشی از کنش بازیگرانی است که به قالب های ایدئولوژیک، فرهنگی، نژادی و قومی وابسته اند.سازه انگاری در زمره رهیافت هایی محسوب می شود که زمینه های تحلیل موضوعات روابط بین الملل بر اساس نشانه های فرهنگی، اجتماعی و قومی را فراهم می سازد. افغانستان در زمره کشورهایی تلقی می شود که از تنوع نژادی و فرهنگی برخوردار است. چنین کشورهایی عمدتا در فضای بی ثباتی، ناامنی و مخاطره استراتژیک قرار می گیرند. بر این اساس تلاش می شود تا ضمن بهره گیری از رهیافت سازه انگاری، دگرگونی های سیاسی و فرایندهای تغییر ژئوپلیتیکی در افغانستان مورد بررسی قرار گیرد.این امر نشان می دهد که شکل بندی های ژئوپلیتیک در دوران بعد از جنگ سرد، تحت تاثیر موضوعات قومی، نژادی، مذهبی و فرهنگی قرار گرفته است. این امر تضادهایی را در حوزه های مختلف ژئوپلیتیکی ایجاد کرده است. به هر میزان که موضوعات تاثیرگذار فرو ملی همانند نژاد، هویت و مذهب بر تحولات بین الملل از تنوع و تحرک بیشتری برخودار باشد، طبیعی است که امکان تاثیرگذاری آنها بر تحولات منطقه ای نیز افزایش بیشتری پیدا خواهد کرد. تحولات افغانستان در دوران بعد از جنگ سرد چنین نشانه هایی را منعکس می سازد. برای تبیین این موضوع از رهیافت سازه انگاری استفاده خواهد شد. این رهیافت می تواند بین موضوعات فرهنگی – نژادی با فرایندهای بین المللی رابطه موثر و معنی داری را به وجود آورد
۵.

گفتمان نامگذاری خیابانهای تهران پس از انقلاب اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: ایدئولوژیجنگسیاست خارجیتغییر نام و نامگذاری خیابانهویت اسمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۸ تعداد دانلود : ۷۷۷
اسامی خیابانها، مباحث سیاسی تاریخ و جغرافیای سیاسی شهرها را در هم می آمیزند. تغییر نام خیابانها نقش عمده ای در تغییرات انقلابی یک رژیم سیاسی دارند به طوری که تغییر نامهای صورت گرفته، بازتابی از تغییر شکل قدرت سیاسی جدید نیز به شمار می رود. این مقاله فرایند تغییر نام صورت گرفته در خیابانهای شهر تهران را به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران به جای پایتخت کشور شاهنشاهی ایران در بعد از انقلاب و نیز پیامد این تغییرات را به عنوان ویژگی بارز جمهوری اسلامی بیان می دارد. در این مقاله تلاش شده است تا به این موضوع که چرا و چگونه نامگذاری و تغییر نام معابر در تهران پس از انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته است، بپردازد. در این راستا نقش عواملی مانند خواست ایدئولوژیکی، ساخت سیاسی، جنگ، مذهب و ... به عنوان عوامل کنترل کننده و هدایت گر فرایند تغییر نام و نامگذاری خیابانها مورد بررسی قرار گرفته است. این مقاله از نوع کاربردی بوده که با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای – آرشیوی انجام شده است. نتایج نشان می دهند که پایدارترین اسامی خیابانهای تغییر نام یافته پس از انقلاب اسلامی ناشی از جنگ بوده است به بیان دیگر اسامی خیابانها به نام شهدا همچنان با قدرت بر روی معابر تهران از سوی مردم به کار گرفته می شود. اما در عین حال ناپایدارترین اسامی خیابانها آنهایی هستند که بدون ارتباط با ایدئولوژی سیاسی انقلاب می باشند.
۶.

نقش ژئوپلیتیکی قفقاز در تعیین مرزهای هویتی ایران با انیران در شمال غرب

نویسنده:

کلید واژه ها: ایرانکوههای قفقازنقش ژئوپلیتیکیهویت تاریخی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹ تعداد دانلود : ۴۳۲
اگر چه مطالعه علمی تاثیرگذاری جغرافیا بر سیاست عمر چندانی ندارد، ولی بهره برداری از پدیده های طبیعی به منظور اهداف سیاسی، عمری به قدمت زندگی اجتماعی انسان دارد. با تشکیل واحدهای سیاسی به نام کشور در جهان و تهدیداتی که از این ناحیه متوجه این واحدها بود، دولتمردان را بر آن داشت مرزهای خود را که بدون آن کشور مفهوم خود را از دست می داد، در چهار سوی جغرافیا به پدیده های طبیعی که از نقش بازدارندگی مناسب برخوردار بودند، محدود کنند تا بتوانند امنیت ملی خود را تا حد مقدور و با هزینه کمتر تأمین نمایند. بدین ترتیب یکی از رشته های پیوند بین جغرافیا و سیاست برای دولتمردان برقرار شد.با تشکیل حکومت های بزرگ در ایران از عهد ماد به بعد و با عنایت به قرار داشتن ایران در یک موقعیت بری (خشکی) کوههای قفقاز بزرگ به طول 1200 کیلومتر در شمال غربی، گزینه مناسبی برای حکومت های ایرانی جهت انتخاب مرز طبیعی بود. این مقاله در پی پاسخگویی به سوالات زیر است:1- کوههای قفقاز در طول تاریخ از چه موقعیت ژئوپلیتیکی برای حکومتهای ایرانی برخوردار بوده است؟ 2- نسبت محدود شدن مرزهای ایران در یک زمان طولانی به قفقاز و تشکیل هویت تاریخی در جنوب آن کدام است؟مقاله حاضر تلاش کرده است با استفاده از روش تاریخی به پرسش های یاد شده پاسخ دهد. بر اساس نتایج به دست آمده، مشخص گردید که وجود مرزهای ایران در یک مدت طولانی در کوههای قفقاز موجب تشکیل هویت ایرانی در مناطق جنوبی آن گردید

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰