روانشناسی معاصر

روانشناسی معاصر

روانشناسی معاصر پاییز 1386 شماره 4

مقالات

۱.

آزاد از فرهنگ یا صادق با فرهنگ؟ گزارش مطالعه مقدماتی مقیاس حرمت خود در کودکان

نویسنده:

کلید واژه ها: خود آزاد از فرهنگ استاندارد سازی صادق با فرهنگ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۸ تعداد دانلود : ۳۷۶
به منظور استاندارد سازی فرم بلند آزمون آزاد از فرهنگ حرمت خود، مطالعه ای در دو مرحله مقدماتی - نهایی در ایران انجام گرفت. در مرحله مقدماتی 199 کودک دوره ابتدایی (13-6 سال) مورد آزمون قرار گرفتند. جهت مطالعه روایی همگرای این مقیاس از آزمون حرمت خود کوپر اسمیت استفاده گردید. همچنین در مطالعه مقدماتی پایایی طول زمان این آزمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دهنده روایی و پایایی مقبول برای اجرای این آزمون در میان کودکان بود. تعدادی از سوالات این مقیاس بر اساس فرهنگ ایران اصلاح و مورد بازنگری از نظر محتوا قرار گرفت. مضافا بر اساس نتایج تحلیل عوامل مطالعه نهایی که با 1300 نفر آزمودنی انجام گرفت، مشخص شد این آزمون در جمعیت ایرانی سازه هایی از حرمت خود را می سنجد که در جمعیت کانادایی قادر به سنجش آن نبود. با توجه به نتایج این پژوهش و اصلاحات اعمال شده بر آزمون، این مقیاس مذکور صادق با فرهنگ است به جای آنکه آزاد از فرهنگ باشد.
۲.

بررسی عملکرد کودکان ایرانی در تکالیف استاندارد و محاوره ای باور کاذب

کلید واژه ها: نظریه ذهن محاوره باور کاذب شناخت اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۵
پژوهش حاضر، موضوع بحث انگیز چرایی دشواری کودکان 3 ساله در انجام تکالیف باور کاذب را، که جهت سنجش توانایی "نظریه ذهن" به کار می روند، مورد تحقیق قرار می دهد. سوال کلیدی اینست که آیا محدودیت خردسالان در آگاهی محاوره ای، می تواند دشواری آنان را در انجام تکالیف باور کاذب توضیح دهد. بدین منظور، سه آزمایش گزارش می شوند که در آن تعداد 182 کودک سه و چهار ساله ایرانی مشارکت داشتند. آزمودنی ها به مجموعه ای از تکالیف استاندارد و "محاوره ای حمایت شده" باور کاذب، پاسخ دادند. در مجموع، نتایج حاضر، همخوان با تحقیقات غربی، بیان می دارد که در چهار سالگی، کودکان قادر به حل صحیح تکالیف استاندارد باور کاذب می گردند. این نتایج، از این عقیده حمایت می کند که نظریه ذهن، صرف نظر از اختلافات زبانی و فرهنگی، در حدود زمانی یکسانی تحول می یابد. نتایج همچنین نشان می دهند که تکالیف باور کاذبی که از لحاظ محاوره ای مورد حمایت قرار گیرند، کودکان سه ساله را در محاسبه پاسخ صحیح یاری می رسانند. این یافته، دیدگاه پژوهشگرانی را مورد تایید قرار می دهد که معتقدند دشواری سه ساله ها در تکالیف باور کاذب، بیشتر از اینکه نقصی مفهومی در توانایی نظریه ذهن آنان باشد، ناشی از محدودیت های عملکردی آنان می باشد. بر اساس چنین رویکردی، ضرورت دارد تا در تبیین توانایی و عملکرد کودکان در تکالیف باور کاذب، آگاهی محاوره ای آنان، مورد توجه واقع شود.
۳.

رابطه ابعاد شخصیت و ناگویی خلقی

نویسنده:

کلید واژه ها: شخصیت مدل پنج عاملی ناگویی خلقی پردازش شناختی تنظیم هیجان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی
تعداد بازدید : ۳۵۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۶۱
در این پژوهش رابطه بین ابعاد شخصیت و ناگویی خلقی در یک نمونه دانشجویی مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه نوع رابطه ابعاد شخصیت شامل نوروزگرایی، برون گرایی، تجربه پذیری، همسازی و وظیفه شناسی با ناگویی خلقی و مولفه های آن شامل دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی (غیرتجسمی) بود. سیصد و چهل و شش دانشجو (156 پسر و 190 دختر) از رشته های مختلف دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد "مقیاس شخصیت NEOPI-R" و نسخه فارسی "مقیاس ناگویی خلقی تورنتو FTAS-20-" را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره، ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین نوروزگرایی و ناگویی خلقی رابطه مثبت معنادار و بین برونگرایی و تجربه پذیری با ناگویی خلقی رابطه منفی معنادار وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، نوروزگرایی، برونگرایی و تجربه پذیری می توانند تغییرات مربوط به ناگویی خلقی و مولفه های آن را پیش بینی کنند. نوروزگرایی با افزایش ناگویی خلقی و برونگرایی و تجربه پذیری با کاهش ناگویی خلقی در ارتباط قرار می گیرد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که خصیصه های شخصیتی بر توانمندی های فرد در زمینه پردازش شناختی اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجان ها تاثیر می گذارند. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله تشریح و تبیین خواهند شد
۴.

رابطه شخصیت و رضایت زناشویی

نویسنده:

کلید واژه ها: رضایت زناشویی همسازی مدل پنج عاملی شخصیت نوروز گرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره خانواده
تعداد بازدید : ۳۳۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۶۲
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین متغیرهای شخصیتی مدل پنج عاملی و رضایت زناشویی بود. نمونه پژوهش مشتمل بر 400 زن از مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پنج عاملی نئو و پرسشنامه انریچ استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین نوروزگرایی و رضایت زناشویی رابطه منفی معنادار وجود دارد ولی همسازی و وظیفه شناسی با رضایت زناشویی همبستگی مثبت دارند. این یافته ها دال بر آنست که همسازی و وظیفه شناسی به عنوان همبسته های مهم رضایت زناشویی سزاوار توجه بیشتری هستند.
۵.

ساخت و هنجاریابی مقیاس قصه عشق و بررسی رابطه آن با رضایت زناشویی

کلید واژه ها: روایی پایایی رضایت زناشویی مقیاس قصه عشق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱۴ تعداد دانلود : ۲۴۵۷
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و هنجاریابی مقیاس قصه عشق (LSS) و بررسی رابطه آن با رضایت زناشویی بود. نمونه آماری شامل 403 زوج از میان والدین دانش آموزان دبستانی و پیش دبستانی شهرستان تبریز، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. پژوهش با یک پرسشنامه 200 گویه ای آغاز و در دو مرحله انجام گرفت. در مرحله مطالعه مقدماتی با یک نمونه 38 زوجی، روایی محتوایی و همسانی درونی به روش ضریب آلفای کرونباخ و پایایی زمانی مقیاس بررسی شد و پرسشنامه 100 سوالی در دو فرم زنان و مردان تنظیم گردید. در مرحله نهایی، پس از اجرای مقیاس رضایت زناشویی هادسون (1379) و LSS روی 403 زوج، پایایی LSS به روش ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن به روش ملاکی و سازه به دو شیوه تحلیل عاملی اکتشافی و تفاوت های گروهی بررسی شد. در نهایت، این نتایج به دست آمد: مقیاس قصه عشق از ویژگی های روانسنجی قابل قبولی برخوردار است. بین قصه های زوج همسانی وجود دارد و هر چه تشابه نیمرخ قصه های زوج کمتر باشد، عدم رضایت آنها بیشتر خواهد بود. عموما، رابطه مثبت معناداری بین قصه های گروه جامعه پسند و رضایت زناشویی به دست آمد. این رابطه در مورد قصه های گروه سلطه جو منفی بود. در 24 قصه و نقش بین میانگین دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد. بین میانگین قصه ها و نقش ها در هر دو گروه تفاوت معنادار دیده شد. به طور کلی، یافته های به دست آمده با نتایج پژوهش های پیشین همخوانی دارد. با در نظر گرفتن یافته ها و محدودیت ها، می توان «LSS» را در کارهای پژوهشی و مراکز مشاوره به کار برد
۶.

نقش شیوه های فرزندپروری والدین در کمرویی دانش آموزان دبیرستانی

کلید واژه ها: کمرویی شیوه فرزندپروری جوخانوادگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶۱
خانواده به عنوان محوری ترین عامل در شکل گیری رفتارها و ویژگی های شخصیتی فرزندان شناخته شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش عوامل خانوادگی (شیوه های فرزندپروری مقتدرانه، آسان گیرانه، سلطه گرانه و بی توجه؛ ابعاد فرزندپروری مشتمل بر کنترل و محبت، و جو حاکم بر خانواده اعم از سردی و گرمی روابط) در بروز کمرویی صورت پذیرفته است. گروه نمونه پژوهش حاضر 197 دانش آموز (115 پسر و 82 دختر) بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از دبیرستان های نواحی 4 گانه شهر شیراز انتخاب شدند. در این پژوهش، از پرسشنامه شیوه های فرزندپروری شیفر و نسخه 20 گویه ای مقیاس کمرویی چیک و باس به عنوان ابزارهای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس یک طرفه، تحلیل رگرسیون، آزمون t برای گروه های مستقل و همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با توجه به ادراک دانش آموزان از شیوه فرزندپروری والدین، تفاوت های معناداری در زمینه کمرویی بین آنان وجود دارد. همچنین ابعاد کنترل و محبت، و سردی در فضای خانواده، پیش بینی کننده کمرویی هستند.
۷.

نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه بین هوش هیجانی و هوش عمومی با رضایت از زندگی

نویسنده:

کلید واژه ها: تاب آوری رضایت از زندگی هوش هیجانی هوش عمومی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هوش مفهوم هوش
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هوش هوش هیجانی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی مثبت گرا
تعداد بازدید : ۵۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۶۴۸
در پژوهش حاضر نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه بین هوش هیجانی و هوش عمومی با رضایت از زندگی مورد بررسی قرار گرفت. شرکت کنندگان پژوهش شامل 577 دانش آموز (284 دختر، 293 پسر) دبیرستانهای شهر شیراز بودند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش،‌ مقیاس های تاب آوری کانر و دیویدسن (2003)، هوش هیجانی شاته و همکاران (1998)، رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985) و همچنین مقیاس 3 آزمونی هوشی فرهنگ نابسته کتل، مورد استفاده قرار گرفتند. پایایی و روایی ابزارها با استفاده از ضریب پایایی آلفای کرونباخ و تحلیل عوامل احراز گردید. با استفاده از رگرسیون به شیوه متوالی همزمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986)، مدل فرضی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که اولا، هوش عمومی و هیجانی به صورت مستقیم پیش بینی ضعیفی از رضایت از زندگی دارند. ثانیا، هوش هیجانی نسبت به هوش عمومی، پیش بینی کننده قوی تر تاب آوری است. ثالثا تاب آوری نقش واسطه ای بین انواع هوش و رضایت از زندگی دارد، ضمن اینکه این نقش در مورد هوش هیجانی قوی تر بود. نتایج مقایسه دیاگرام مسیر دختران و پسران نشان داد که در مورد دختران مسیرها و ضرایب آنها با نتایج به دست آمده از کل گروه همخوانی ندارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۷