جستارهای ادبی

جستارهای ادبی

جستارهای ادبی پاییز 1397 شماره 202

مقالات

۱.

کند شدن لبه تیز رئالیسم با استفاده از «رئالیسم سمبولیک» در رمان «سووشون»

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
«سووشون»(1348) شاهکار سیمین دانشور در ادبیات داستانی دهه چهل ایران است. دانشور در این اثر، مرزهای ادبیات رئالیستیِ تعهدگرایانه با رویکرد اجتماعی، انتقادی و سوسیالیستی را با تأکید بر دو مقوله معنا و خواننده به سمت ادبیاتی نوگرایانه گسترش می دهد. نویسنده در متن، معنا را در یک شبکه چند وجهی قرار می دهد و در بازی دلالت های معنایی، خواننده را در درک و دریافت معنا به چالش می کشد. با توجه به این امر سووشون با چند سطح از خوانندگان روبرو است: خوانندۀ عام که در سطرهای واقع گرایانه متن می ماند و خوانندۀ خاص که با توجه به نشانه های درون متنی به لایه های دیگری از معنا دست می یابد. این کارکرد معناگرایانه در متن، ما را به یکی از شاخصه ها و صنعت برجسته سبکی و ادبی در «سووشون» راه می نمایاند: «رئالیسم سمبولیک» که می توان این شاخصه را شیوه بیانی و رویکرد رئالیستی این رمان نیز به شمار آورد. رئالیسم سمبولیک به عنوان شیوه ای در بیان دو یا چند معنای هم زمان در آثار واقع گرایانه، به صورت جدی اواسط قرن نوزدهم در هنر، ادبیات و معماری در غرب مطرح شد. این پژوهش به دنبال آن است رمان سووشون را در ارتباط با «رئالیسم سمبولیک» بررسی نماید. پژوهش های انجام گرفته در این حوزه تاکنون بیشتر بر بحث «نماد» در این اثر تأکید داشته اند؛ این پژوهش ضمن تمایز ظریف این دو شگرد، شیوه دانشور را در چارچوب مکتب رئالیسم، برای فراروی از رئالیسم خشک و یک سونگر ابتدایی با توجه به نمادپردازی، تحلیل نموده و با روشی تحلیلی مروری به نقد عملی این اثر می پردازد.
۲.

دیالکتیک ذهن و عین نقدی تحلیلی بر رمان آینه های دردار گلشیری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
دیالکتیک ذهن و عین، یعنی به رسمیت شناختن توأمان متافیزیک و واقعیت؛ بدین صورت که هر معرفتی ناشی از مبادلۀ دو جریان ذهن و تجربه است. این دیدگاه فلسفی که قابل توجه فیلسوفان غربی و شرقی بوده، به عرصۀ نظریه پردازی در حوزۀ نقد ادبی وارد شده و مکتب ساختگرا را درگیر خود نموده است. گاستون باشلار از نظریه پردازان ساختگرا، بحث ذهن و عین را به روش های نقد ادبی متون توسع داده است. بر اساس نظریۀ او می توان از طریق عناصر تقابلی متنوع متن، به تحلیل ذهن مؤلف رمان و تطبیق آن در عینیت نوشتار دست یافت. حاصل این روش نقد، حتی ممکن است از ذهنیت مؤلف فراتر رفته و محصولی تولید کند که مفهوم گسترده تری را به معنای متن بیفزاید. رمان آینه های دردار، یکی از رمان های مدرن با تمی اجتماعی و درامی با نگرش فلسفی است که در تنظیم ساختار آگاهانه اش، تقابلی زیربنایی تعبیه شده است. روش بررسی مبتنی بر دیالکتیک ذهن و عین باشلار در راستای معنی بخشیدن به این تقابل ها که مبتنی بر تعلیقی روانکاوانه و در پاره ای از موارد هستی شناسانه هستند، کارساز به نظر می رسد. مقالۀ حاضر می کوشد تا به کمک این نظریه به تحلیل متفاوتی از اثر هوشنگ گلشیری دست یابد.
۳.

بررسی ارتباط پلورالیسم با فروپاشی سامان زمان و تعدد روایت در فراداستان فارسی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت، خصیصه هایی هستند که در اکثر فراداستان های ایرانی به وضوح دیده می شوند و می توان گفت جزو ویژگی های غالب فراداستان فارسی هستند. در واقع فراداستان ویژگی های بسیار زیادی دارد، اما در فراداستان فارسی تنها چند ویژگی غالب است که فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت از آن ویژگی هایند. غلبه این دو ویژگی در فراداستان فارسی با توجه به پراکندگی ویژگی های فراداستان در آثار خارجی در ارتباط با مسئله پلورالیسم در جامعۀ ایران قابل بررسی است. به طورکلی می توان گفت در ایران، در دهه هفتاد با مطرح شدن مبحث نواندیشی دینی و سپس چندگانگی فرهنگی و پلورالیسم، نوعی نگرش نسبی اندیشی رواج پیدا کرد. این مباحث با مقاله های مجله کیان آغاز شد و به چاپ کتاب صراط های مستقیم و هویت چهل تکه منجر شد. آنچه بیش از همه از چالش مطرح شدن مبحث پلورالیسم برآمد نگرش نسبی اندیشی بود که با وجود مطلق اندیشی هایی که پیش ازاین در گفتمان دینی مردم وجود داشت به یک مسئله حساسیت برانگیز بدل شد و ازاین رو تأثیر این وضعیت در فراداستان فارسی به عنوان غلبه دو کنش فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت ظهور کرد که زاییده یک نگرش نسبی گراست. با نظر به آرای بوردیو می توان پیدایش مبحث پلورالیسم را موقعیت در نظر گرفت و فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت را کنش. طی بررسی موقعیت، ما به ویژگی ای از کنش رسیدیم که بوردیو آن را منش می نامد و بر این باور است که منش ها با موقعیت ها ارتباط دارند و این منش همان نگرش نسبی اندیشی است که منجر به خلق و غلبه چنین ویژگی هایی در فراداستان فارسی شده است.
۴.

آسیب شناسی در مقاله های فارسی ناصرخسرو پژوهی از سال 1300تا 1393

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
رشد کمّی مقاله نویسی در سال های اخیر، باعث شده است از کیفیت علمی مقاله ها کاسته شود. گاهی رعایت معیارهای مربوط به ساختار یک مقاله به ضعف محتوا انجامیده است و گاهی توجه به صرفِ محتوا و غافل ماندن از ساختار، باعث کاستی هایی در چهارچوب علمی مقاله ها شده است. در حوزه ناصرخسرو پژوهی نیز با بازخوانی و نقد مقاله های نوشته شده، کاستی هایی از نظر ساختاری و محتوایی مشاهده می شود که شناخت و بررسی آنها می تواند به محققان برای اتخاذ رویکرد اصلاحی کمک کند. در این مقاله آسیب های مقاله های سال های 1300 تا 1393 حوزۀ ناصرخسرو پژوهی بررسی شده و درنهایت نتایجی مانند مناسب نبودن عنوان و موضوع مقاله در بعضی موارد، ناقص بودن ساختار و روش علمی مقاله، مطابق نبودن رشد کمی و کیفی مقاله ها، یک جانبه نگری و باقی ماندن ابهامات در خصوص جنبه هایی از زندگی و افکار ناصرخسرو به دست آمده است.
۵.

بازنگری در تاریخ استقلال فن بدیع در بلاغت اسلامی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
بسیاری از پژوهش گران معاصر بلاغت بر این باورند که علم «بدیع» را سکاکی از علم بیان جدا کرد و بدرالدین بن مالک آن را به عنوان «فن» نامید. این روایت نمی تواند بازتاب درستی از حقیقت باشد؛ چرا که روند استقلال این علم دست کم دو قرن پیش از سکاکی آغاز شده بود. علی بن خلف کاتب (ح 427 ق) با جدا کردن تشبیه و استعاره از بخش «بدیع»ِ کتابِ خود یکی از گام های اساسی را در این باب برداشته بود. در واقع علت این جدایی به این سبب بود که استعاره در کتاب های مشهور بلاغت به دو مبحثِ نامرتبط تعلق داشت؛ از یک سو آن را تحت جنس «مجاز» می دانستند و از سویی دیگر آن را به چشم یک صنعت بدیعی می نگریستند. در قرن ششم مطرزی خوارزمی (ف 610 ق) نخستین کسی بود که از این دوگانگی پرسش کرد و به صورتی قاطع استعاره و تشبیه و تمثیل را از قلمرو بدیع خارج نمود. در حوزه منطق نیز مبحث مجاز تحولاتی را از سرگذراند و با ابتکار ابن سینا به بخش «تصورات» و «مبحث الفاظ» راه یافت و در قرن ششم عملاً به مبحثی مستقل تبدیل شد؛ بنابراین سکاکی و ابن مالک در واقع میراث دارانی بودند که عملاً فقط میوه جدایی علم بدیع از علم بیان را، چیدند. این مسئله نباید ما را به داوری نادرست در خصوص سهم کسانی که در این ماجرا نقشی اساسی داشتند وادارد. هدف از این تحقیق، اصلاح تاریخ بلاغت اسلامی است.
۶.

دو امشاسپند خرداد و امرداد و نشانه های آنان در شاهنامه

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
در میان آثار ادب فارسی، شاهنامه بی شک نزدیک ترین آنها به سامانۀ باور شناختی ایران باستان است. در این مقاله کوشیده ایم که با استفاده از روش تحلیل محتوا نشانه های استوار و گمان آمیز دو امشاسپند خرداد و امرداد را در شاهنامه تحلیل نماییم. هدف پژوهش پاسخ به این سؤال است که چرا اندیشۀ امشاسپندان با وجود اهمیت معرفتی آن در متن شاهنامه به حسب ظاهر چنین کم اثر و بی فروغ است. در این پژوهش پس از ذکر معانی و ویژگی های عمومی امشاسپندان و نیز کارکرد های اختصاصی خرداد و امرداد به جست و جوی نشانه های آشکار و پنهان این دو امشاسپند در شاهنامه پرداختیم. علاوه بر یافتن تنها ذکر صریح این دو امشاسپند در شاهنامه، تمامی مواردی که ویژگی های عمومی امشاسپندان و اختصاصات این دو را در بر دارند شمارش کردیم و پس از محاسبۀ میزان بسامد آنها به تحلیل محتوایی و مفهومی یافته ها پرداختیم. در اثر این پژوهش، نتایجی همچون یافتن تنها یادکرد امشاسپندان در داستان کیخسرو و پیوند آن با کمال و جاودانگی وی، حضور کارکرد مذهبی و باور شناختی امشاسپندان و عدم تلقی فلسفی و هستی شناختی از آنان، وجود هشت یادکرد از امشاسپند خرداد به عنوان خرداد ماه و خرداد روز و عدم یادکرد امرداد در این معانی و دست یافت های دیگر حاصل گردید.
۷.

نقدی بر مقالۀ «قرآن درست کردن (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی)»

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
نوشته حاضر، نقدی است بر مقاله «قرآن درست کردن» (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی) به قلم آقای دکتر مجتبی مجرد، که در مجلۀ جستارهای ادبی شمارۀ 201 تابستان 1397 به چاپ رسیده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۹