روانشناسی شناختی

روانشناسی شناختی

روانشناسی شناختی دوره پنجم پاییز 1396 شماره 3 (پیاپی 13)

مقالات

۱.

تعامل بین حافظه فعال دیداری و توجه دیداری: اثر سرنخ پس گستر در بازشناسی اطلاعات

تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۸۶
تکالیف حافظه فعال می توانند با هدایت توجه مستقیم به یک گویه از حافظه، هنگامی که توجه به محتوای حافظه فعال قبل از آزمون کشیده شود، عملکرد را بهبود بخشد. (به اصطلاح اثر سرنخ پس گستر نامیده شده است). این پژوهش مزایای سرنخ پس گستر را در طی دو آزمایش که با نرم افزار سوپرلب طراحی شده، بررسی می کند: آزمایش اول، اثر سرنخ پس گستر معتبر در مقایسه با بدون سرنخ با وجود و عدم وجود سرنخ قبل از آزمون حافظه ، آزمایش دوم، این فرضیه که آیا اثر سرنخ پس گستر در حافظه فعال دیداری نیاز به توجه مداوم به گویه نشانه دار دارد، از طریق قرار دادن یک تکلیف خواستار وقفه ی توجه بین سرنخ و آزمون بررسی شد. در این مطالعه که از نوع شبه آزمایشی با اندازه های مکرر بود، تعداد 30 نفر (15 نفر برای هر آزمایش) از میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و آزمون t برای نمونه های همبسته تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که سرنخ پس گستر معتبر نسبت به دو شرایط بدون سرنخ هم در زمان واکنش و هم در درصد پاسخ صحیح عملکرد بهتری داشت. همچنین، مزایای سرنخ پس گستر با تغییر توجه از حافظه تضعیف نمی شود و برای حفظ افزایش دست یابی به بازنمایی گویه های نشانه دار نیازی به توجه مداوم و پیوسته نیست. نتایج نشان داد که سرنخ پس گستر موجب بهبود عملکرد حافظه فعال دیداری فرد می شود.
۲.

بررسی امواج مغزی افراد زودانگیخته در تکلیف شناختی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۳
هدف پژوهش، بررسی امواج مغزی افراد با رگه زودانگیختگی در هنگام انجام تکلیف شناختی بود. از میان 140 دانشجوی دختر که فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل کردند، بعد از کنترل معیارهای ورود، 2 گروه 15 نفره شامل زودانگیخته بالا (Imp+) و زودانگیخته پایین (Imp-) انتخاب شدند. از آزمودنی های انتخاب شده در دو موقعیت شامل الف) حالت استراحت (بدون انجام تکلیف) و ب) انجام تکلیف شناختی (آزمون ویسکانسین)،EEG گرفته شد. نتایج نشان داد در افراد Imp+ فعالیت نواحی پیش پیشانی، پیشانی و گیجگاهی هر دو نیمکره، هنگام انجام تکلیف شناختی افزایش معنادار می یابد. مقادیر موج آلفا و تتا نشان داد در هنگام انجام تکلیف شناختی میزان فعالیت تمام نواحی هر دو نیمکره، در گروه Imp+ بیشتر از گروه - Imp است. در مورد موج بتا نتایج حاکی از فعالیت بیشتر پیش پیشانی و گیجگاهی نیمکره چپ و پیشانی نیمکره راست در گروه Imp+در مقایسه با گروه دیگر بود. نتایج بر لزوم در نظر داشتن رگه های شخصیتی هنگام بررسی فعالیت ناحیه ای مغز و نیز بررسی زودانگیختی کنش ور و تمایز آن با زودانگیختگی ناکنش ور تأکید می کنند.
۳.

بازیابی خاطرات از حافظه سرگذشتی و ارتباط آن با حل مسئله در افراد افسرده و مضطرب

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد حافظه سرگذشتی و ارتباط آن با مسئله گشایی ناکارآمد در افراد افسرده و مضطرب صورت گرفت. بدین منظور45 نفر نمونه( 15 فرد افسرده، 15 فرد مضطرب و15فرد سالم) از بین مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره دانشگاه پیام نور انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها ، پس از تکمیل پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک، از آزمون حافظه شرح حال (سرگذشتی) وآزمون حل مسئله وسیله-غایت استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش، تحلیل واریانس یک متغیره برای مقایسه بیش کلی گرایی ومسئله گشایی در 3 گروه افسرده، مضطرب وسالم وآزمون توکی برای مقایسه دو به دو به کار برده شد. برای محاسبه ضریب های همبستگی بین بیش کلی گرایی وکارایی مسئله گشایی، روش همبستگی پیرسون به کار رفت. نتایج پژوهش نشان داد که بیش کلی گرایی در حافظه سرگذشتی افراد افسرده بیشتر از افراد مضطرب و سالم است. افراد افسرده در حل مسائل راه حل های ناکارآمدی را نسبت به افراد مضطرب و سالم به کار می گیرند و بین بیش کلی گرایی در حافظه سرگذشتی و مسئله گشایی ناکارآمد در افراد افسرده رابطه معنادار وجود دارد. بنابراین طبق مدل ویلیامز افراد افسرده به دلیل خلق منفی و سوگیری در پردازش اطلاعات نه تنها در بازیابی خاطرات سرگذشتی به طور اختصاصی دچار مشکل می شوند بلکه این مشکل در بازیابی، حل مسائل و مشکلات آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود که راه حل های کمتر موثری را تولید کنند.
۴.

رابطه علّی ذهن آگاهی با سرگردانی ذهنی با میانجیگری تنظیم التزام راهبردی، اضطراب، افسردگی و حافظه فعال

تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
سرگردانی ذهنی پدیده فراگیر و متداولی در شناخت بشری است که نقش آن در حیطه های مرتبط با ذهن انکارناپذیر می باشد. مطالعه حاضر قصد دارد به بررسی رابطه علّی ذهن آگاهی با سرگردانی ذهنی با میانجیگری تنظیم التزام راهبردی، اضطراب، افسردگی و حافظه فعال در بین دانشجویان بپردازد. از این رو، 434 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شهیدچمران اهواز به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس هشیاری به توجه ذهن آگاهانه، مقیاس تنظیم التزام راهبردی، نسخه کوتاه مقیاس حالتی پرسشنامه اضطراب حالتی-خصلتی اسپیلبرگر، مقیاس افسردگی اضطراب استرس، پرسشنامه حافظه فعال و مقیاس سرگردانی ذهنی عامدانه/خود به خودی در اختیار آنان قرار گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS (ویراست 21) و به کارگیری روش تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری آزمون شدند. به منظور کسب شاخص های برازش مناسب برای الگوی پیشنهادی از روش دسته بندی ماده ها در مورد متغیر ذهن آگاهی استفاده شد. در نهایت، بر اساس مقادیر برخی شاخص ها (برای مثال، 06/0 RMSEA = و 98/0GFI =) مدل از برازش خوبی برخوردار بود. همچنین، تمام مسیرهای مدل به جز دو مسیر اضطراب به حافظه فعال و اضطراب به سرگردانی ذهنی معنی دار بودند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که ذهن آگاهی نقش مهمی در پیش بینی سرگردانی ذهنی دارد که این اثر را از طریق مکانیزم هایی از جمله خودتنظیمی، خلق، و حافظه فعال انتقال می دهد.
۵.

بررسی اثربخشی تحریک دو طرفه مکرر مغناطیسی فراجمجمه ای بر روی عملکرد شناختی بیماران مبتلا به افسردگی دو قطبی

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تحریک دو طرفه مکرر مغناطیسی فراجمجمه ای (rTMS) بر روی عملکرد شناختی بیماران مبتلا به افسردگی دو قطبی بود. در یک طرح آزمایشی یک سو کور 20 بیمار مبتلا به افسردگی دو قطبی مراجعه کننده به مرکز علوم اعصاب آتیه از فروردین تا شهریور 1394 با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. rTMS دوطرفه را در طی 10 جلسه بر روی قشر خلفی جانبی پیش پیشانی چپ (فرکانس Hz10) و قشر خلفی جانبی پیش پیشانی راست (Hz1) دریافت کردند. آزمودنی ها از طریق آزمون سیّالی کلامی، آزمون یادگیری شنوایی- کلامی ری، آزمون استروپ، آزمون دسته بندی کارتهای ویسکانسین، مقیاس افسردگی بک در قبل و در بعد از درمان ارزیابی شدند و در نهایت داده ها به کمک روش آماری t همبسته تحلیل شدند.rTMS دوطرفه باعث تغییرات معناداری در عملکرد اجرایی و حافظه کلامی و علائم افسردگی شد. هیچ تغییر معناداری در توجه انتخابی و سیالی کلامی مشاهده نگردید (05/0<p). rTMS دو طرفه باعث بهبودی معناداری در علائم شناختی و کاهش علائم افسردگی بیماران مبتلا به افسردگی دو قطبی می گردد.
۶.

اثربخشی آموزش برنامه بازآموزی اسنادی بر ارزیابی های شناختی و رفتارهای پیشرفت دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه تاب آوری پنسیلوانیا بر ارزیابی های شناختی و رفتارهای پیشرفت در دانشجویان انجام شد. روش: در این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون، 51 دانشجوی کارشناسی دانشگاه خوارزمی که در سال 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. و بعد از آن بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش(25 نفر) و کنترل(26 نفر) منتسب شدند. از طریق 6 جلسه دو ساعته، آموزش برنامه تاب آوری به شیوه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. آزمودنی ها، قبل و بعد از آموزش به نسخه تجدیدنظر شده ابزار ارزیابی شناختی استرس (SAM-R؛ رویلی، روسچ، جاریکا و واگان، 2005) و پرسشنامه راهبردهای مدیریت منابع (MSLQ، پینتریچ، اسمیت، گارسیا و مک کیچی، 1991) پاسخ دادند.. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین گروه های آزمایش و کنترل در افزایش ارزیابی های شناختی مبتنی بر چالش و منابع و رفتارهای پیشرفت تحصیلی شامل کمک طلبی، مدیریت زمان و محیط، یادگیری از همسالان و نظم دهی به تلاش) و نیز در کاهش ارزیابی های شناختی مبتنی بر تهدید تفاوت معنی داری وجود دارد(05/0 >P). نتیجه گیری: به طور کلی، نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که برنامه تاب آوری پنسیلوانیا از طریق 1)کمک به فراگیران برای شناسایی توانمندی های فردی خویش (احساس فردی، نگرش ها و باورها) و2) همچنین غنی سازی مهارت های رابطه بین فردی، در بهبود ارزیابی های شناختی و رفتارهای پیشرفت دانشجویان موثر بوده است واژه های کلیدی: “برنامه تاب آوری پنسیلوانیا، ارزیابی های شناختی، رفتارهای پیشرفت.
۷.

مقایسه عدم تحمل بلاتکلیفی و ظرفیت حافظه کوتاه مدت در افراد مبتلابه وسواس فکری - عملی و افراد بهنجار

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر باهدف مقایسه عدم تحمل بلاتکلیفی و ظرفیت حافظه کوتاه مدت در افراد وسواس فکری-عملی و افراد عادی صورت گرفت. تعداد 30 نفر (16 زن و 14 مرد) از بیماران وسواسی به صورت در دسترس از مراکز و کلینیک های روان پزشکی شهر تبریز انتخاب و با 30 نفر (16 زن و 14 مرد) از افراد سالم که از طریق اطلاعات جمعیت شناختی همتا سازی شده بودند، با استفاده از مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی باهر و داگاس (2002) و آزمون خرده مقیاس فراخنای ارقام وکسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) و با نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در متغیر عدم تحمل بلاتکلیفی در سطح (01/0p ) تفاوت معناداری بین گروه های مورد مقایسه، به نفع گروه بالینی وجود دارد؛ و همچنین در متغیر ظرفیت حافظه کوتاه مدت در سطح(01/0p ) تفاوت به نفع گروه عادی است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که بیماران مبتلابه OCD نسبت به افراد عادی توانایی تحمل بلاتکلیفی کمتری رادارند و ظرفیت حافظه کوتاه مدت در این افراد پایین تر از افراد عادی است و اینکه عدم تحمل بلاتکلیفی و ظرفیت حافظه کاری پایین دو مؤلفه هستند که ممکن است بر علائم OCD تأثیر گذاشته و موجب تشدید و تداوم این اختلال شوند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۷