زبان شناسی و گویش های خراسان

زبان شناسی و گویش های خراسان

زبان شناسی و گویش های خراسان سال دهم بهار و تابستان 1397 شماره 18

مقالات

۱.

نشانه- معناشناسی نور در شعر سهراب سپهری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۱۹۹
در پژوهشِ حاضر کارکرد نور در شعر سهراب سپهری بر اساس دیدگاه نشانه- معناشناختی، بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی از پژوهشِ پیش رو، بررسی وضعیت گفتمانی و تحولی نور در شعر سپهری با تکیه بر چهار دیوان شعر او با عنوان های «شرق اندوه»، «مسافر»، «صدای پای آب» و «حجم سبز» می باشد. پرسش های اصلی پژوهشِ پیشِ رو این است که نور در شعر سپهری چه حالت هایی پیدا می کند، چگونه به جریان در می آید و گسترش می یابد؛ همچنین چگونه می تواند معناآفرینی کند؛ همچنین نور و همبسته های نوری با کدام نظام های نشانه- معناشناسی ارتباط دارند؟ و آیا می توان برای نظام نوری در شعر سپهری الگویی معرفی کرد. فرضیه ما این است که نور به عنوان یک ابژه معناساز عمل می کند و از طریق رابطه زنجیره ای حواس و در تعامل با حس های مختلف دیداری، جسمانه ای، لامسه ای، بویایی و حسی- حرکتی معناآفرینی می کند. درواقع، نظام رخدادی و شوشی نور بستری را فراهم می آورد تا نظام زنجیره ای حسی شکل بگیرد. سوژه و ابژه در پرتو این نظام و در رابطه ای ادراکی- حسی در تعامل با هم قرار می گیرند. نتیجه چنین فرایندی برخورداری شوش گر از حضوری استعلایی است. پژوهشِ حاضر با تحلیل نظام گفتمانی نوری توانسته الگویی را از چگونگی استحاله و استعلای گفتمان از منظر نور در شعر سپهری تبیین کند.
۲.

نظام آغازگر در دو زبان فارسی و انگلیسی: مطالعه ای رده شناختی

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۷
مقالة حاضر در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند و بر مبنای رده شناسی نقش گرای نظام مند و مشخصاً تعمیم های رده شناختی متیسن (2004) انجام یافته است. هدف از انجام این پژوهش توصیف رفتارهای رده شناختی نظام آغازگر در دستور بند سادة زبان فارسی بر مبنای تعمیم های رده شناختی متیسن و مقایسة رفتارهای رده شناختی یادشدة زبان فارسی با رفتارهای رده شناختی نظام آغازگر در دستور بند سادة زبان انگلیسی بوده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهند که با توجه به تعمیم های رده شناختی متیسن در ارتباط با نظام آغازگر، دو زبان فارسی و انگلیسی به استثنای یک مورد در بقیة مؤلفه های رده شناختی رفتارهای یکسانی دارند. به بیانی مشخص تر، هر دو زبان فارسی و انگلیسی (1) دارای ساخت آغازگری-پایان بخشی یکسان هستند، (2) با آغازگرهای بی نشان و نشان دار به یک شکل برخورد می کنند، (3) آغازگرهای نشان دار از نوع محض را از طریق واحدهای زبانی نشانه گذاری می کنند، (4) هر دو نوع آغازگر ساده و چندگانه را دارا هستند، و (5) با عناصر سازندة آغازگر چندگانه به یک شکل برخورد می کنند. اما زبان فارسی برخلاف زبان انگلیسی که نظام آغازگرش وجه مقید است دارای نظام آغازگر وجه آزاد می باشد.
۳.

بررسی رابطه قدرت : تحلیلی انتقادی از گفتمان نمایشی مرگ فروشنده

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
مرگ فروشنده اثر آرتور میلر نمایشنامه ای است با محوریت ماتریالسمِ دوران بعد از جنگ در آمریکا و همچنین سرخوردگی ویران گر رویای آمریکایی. مقاله حاضر به طور کلی بر بازنمایی مفاهیم ایدئولوژیک در یکی از مکالمه هایی که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، متمرکز است. این مکالمه بین شخصیت های ویلی و هوارد صورت می گیرد. درگیری های این دو شخصیت در ویژگی های زبانی این مکالمه نمایان است.با به کارگیری تحلیل مکالمه در دو سطح تحلیل گفتمان و کاربردشناسی ، مطالعه حاضر به بررسی روابط قدرت پنهان بین این دو شخصیت می پردازد. از طریق تحلیل عینی مکانیسم نوبت گیری در مکالمه و قواعد مشارکت زبانی ، هدف مقاله پیش رو آشکارسازی تأثیر روابط فرامتنی شخصیت های اثر بر رفتار مکالمه ای آنها است. نتایج بررسی این گونه نشان می دهد که برخلاف این که انتظار می رود نوبت گیری در گفت وگو و قواعد گرایس مستقیماً تحت تأثیر جایگاه اجتماعی و قدرت اقتصادی شخصیت ها باشد، روند ثابتی ندارند و دستخوش عوامل دیگری قرار دارد.
۴.

سبک شدن فعل سنگین: مطالعه ی موردی فعل «دادن» در چارچوب معنی شناسی شناختی

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۸۹
ساخت های سبک و مرکب در زبان فارسی بسیار فراوان هستند به گونه ای که یک فعل سنگین می تواند به عنوان فعل سبک در ساخت های متعددی حضور داشته باشد. این مسئله باعث می شود که فعل سنگین بخشی از معنی اصلی خود را در این ساخت ها از دست بدهد و از معنی سرنمون خود دور شود. با این حال، سبک شدن به معنی آن نیست که نتوان روابط نظام مندی را میان فعل سنگین و فعل سبک متناظر آن جست وجو کرد. هدف نوشتار حاضر بررسی این روابط در ارتباط با فعل سنگین «دادن» و ساخت های سبک حاصل از آن است. بررسی نمونه هایی از این ساخت ها در چارچوب کلی معنی شناسی شناختی نشان می دهد که کاربردهای سبک «دادن» تا حد زیادی تابع ساختار معنایی این فعل هستند. حضور جنبه های مختلف این ساختار معنایی در ساخت های سبک را می توان حاکی از آن دانست که سبک شدن فعل «دادن»، تا حد زیادی نظام مند بوده و تا چه حدی بر اساس انگیزه های شناختی قابل توضیح و تبیین است.
۵.

کافت و بندزدایی در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۱
زدودن عناصر زبانی از اشتقاق که با نام کلی حذف شناخته می شود، بحث پردامنه ای در میان زبان شناسان بوده است. هرچند این پدیده گونه های مختلفی دارد، اما در اغلب آنها سازه محذوف معمولاً دارای مرجعی زبانی یا غیرزبانی است. از آن میان، فرایند کافت که عنصر فعلی را (با یا بدون وابسته هایش) از جمله های همپایه حذف می کند، با توجه به ویژگی هایی که دارد، ساخت چالش برانگیزی در نظریه های نحوی به شمار می رود. جانسون (2009) نشان می دهد که به رغم شباهت های کافت و شبه کافت در انگلیسی، این دو پدیده ساخت های متفاوتی هستند و اولی از رهگذر فرایند گذر مشترک شکل می گیرد و دومی پیامد نوعی حذف گروه فعلی است. در تقابل با تحلیل جانسون درباره کافت در انگلیسی، مقاله حاضر استدلال می کند که کافت در فارسی گونه ای بندزدایی است که طی آن گروه زمان از ساخت همپایه دوم حذف می شود، اما پیش از آن، سازه های باقی مانده به شاخص یک یا چند گروه نقش نما (مانند گروه مبتدا یا گروه کانون) ارتقا می یابند. این تحلیل تصریح می کند که به دلیل ارتقای اجباری فعل از درون گروه فعلی، از یک سو ساخت شبه کافت در فارسی مجاز نیست و از سوی دیگر سازوکار حذف گروه فعلی به محو عنصر فعلی نمی انجامد.
۶.

بررسی تاریخی و تطبیقی چند واج ایرانی در گویش بلوچی بمپوری

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۲۰۸
بُمپوری، گویش بلوچی رایج در شهر تاریخی بمپور در شهرستان ایرانشهر است که بر اساس جدیدترین تقسیم بندی ها، در گروه گویش های جنوبی این زبان قرار می گیرد. با توجه به اینکه زبان بلوچی از کهن ترین زبان های ایرانی محسوب می شود و در تأثیرپذیری از زبان فارسی معیار تا حد زیادی محافظه کار بوده، بسیاری از گویش های آن، از جمله بمپوری برخی از ویژگی های زبان های کهن تر ایرانی را در خود حفظ کرده اند.در مقالة حاضر برخی از واج های ایرانی باستان که سیر تحول شان در این گویش با دورة میانه و جدید زبان های ایرانی متفاوت بوده است، از جمله واکه های مرکب /ai/، /au/، همخوان /v/ آغازی، همخوان های /f/، /x/ آغازی و میانی، همخوان های /p/، /t/، /č/، /d/، /k/، /g/ میانی و خوشه های همخوانی /ϑr/، /*dz/، /št/ و /*hv/ مورد بررسی قرار می گیرند و وجوه تشابه یا تفاوت آن ها با واج های دورة باستان، میانه و نو ایرانی مشخص می گردد، علاوه بر این، به فرایند گردش واکه ای و پیشین شدگی واکه ای در این گویش پرداخته می شود. در گام بعد هر کدام از واج های مورد نظر در این گویش با دو گویش بلوچی همجوار، یعنی دلگانی و لاشاری مقایسه می شوند و در پاره ای از موارد نیز مقایسه هایی با زبان رودباری کرمان صورت می گیرد.
۷.

بررسی نشانه تأکید در گویش های فارسی خراسان

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۳۶
دراین مقاله به بررسی نشانة تأکید در برخی گویش های فارسی خراسان پرداخته می شود. گویش های بررسی شده از هر سه استان یعنی شمالی، رضوی و جنوبی انتخاب شده اند و داده های موردبررسی عمدتاً از طریق گویشوران و در برخی موارد از پایان نامه های نگارش شده در خصوص این گویش ها گردآوری شده اند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و برای ارائه تبیین، برخی دیگر از گویش های ایرانی بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد گویش های موردبررسی را به لحاظ کاربرد نشانه تأکید می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته ای که همانند فارسی گفتاری امروز در نقش تأکیدی و غیرتأکیدی از نشانه /ke/ استفاده می کنند و دسته ای که دو نشانه مختلف با منشأ تاریخی مختلف یعنی /ke/ku و /xo/xâ/x/ را به کار می برند. بررسی دیگر گویش های ایرانی نیز مشخص کرد که این گویش ها مانند دسته دوم از گویش های خراسان/xo/xu/ را برای تأکید و /ke/ge/gǝ را برای نقش های غیرتأکیدی به کار می برند. با توجه به پیشینه تاریخی این دو نشانه، به نظر می رسدکه دسته دوم از گویش های خراسان و گویش های ایرانی موردبررسی، xu /xo/xâ/x/ را که بازمانده /xwad/ فارسی میانه است و به عنوان ضمیر یا قید تأکیدی استفاده می شده با اندکی دستوری شدگی به عنوان نشانه تأکید، مورداستفاده قرار داده اند حال آن که در فارسی و گویش های دسته اول خراسان این است که با گسترش نقش به عنوان نشانه تأکید نیز به کار گرفته شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹