مطالب مرتبط با کلید واژه " نور "


۱.

توجیه نظریه پیدایی عالم در ترازوی نقد: (مدل سینایی، مدل اشراقی)

کلید واژه ها: خدااشراقعالمپیدایشتعقلنورصدور

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه اشراق
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی الهیات بالمعنی الاخص براهین اثبات واجب
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۳۸
مقاله ای که در پیش روی دارید در پی تبیین دو مدل از مدلهایی است که نظام پیدایی عالم را به تصویر می کشند. در حوزه تفکر اسلامی، الگوهای سینایی و اشراقی، نسبت به دیگر الگوهای شده، معروف تر و درخور توجه بیشتری هستند.گر چه اصل مساله ارتباط خدا با عالم، خصوصا در باب پیدایش آن (و نه صرفا تدبیر آن)، پس از مساله خدا، مهمترین مساله فلسفی، به خصوص برای فیلسوفان متاله تلقی می شود، اما نویسندگان این مقاله درصددند تا نشان دهند که اتفاقا ناکامی فیلسوفان در این مساله بیش از هر مساله دیگری است و برای اثبات فرض خود به اندیشه دو فیلسوف بزرگ مسلمان (ابن سینا و شیخ اشراق) که تلاشهایی جدی برای ارایه مدلی نظام مند از خلقت نموده اند، تمسک جسته اند. در نهایت پس از تحلیل محتوایی و در حد ظرفیت یک مقاله، برخی از نقدهایی که ممکن است آرای این بزرگان را آسیب پذیر نماید، مطرح کرده و امر داوری را به خوانندگان واگذار نموده اند.
۲.

بررسی مقایسه‌ای عنصر نور در مثنوی با مهم‌ترین آثار عرفانی ادب فارسی

کلید واژه ها: عرفانوحدت وجودنورتجلیمثنوی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
تعداد بازدید : ۶۸۱ تعداد دانلود : ۶۵۶
این مقاله بر آن است که جلوه¬های گوناگون معرفت¬شناختی و هستی¬شناختی عنصر نور را در مثنوی بررسی و آن را با آثار عرفانی مهم فارسی مقایسه کند. نتیجه کار نشان می¬دهد که مولوی بیشتر به جنبه¬های معرفتشناختی عنصر نور با تکیه بر قرآن و شریعت پرداخته است و تلقّی او از عنصر نور و توابع آن، هم با تلقّی اصطلاحی صوفیانی مثل علی بن عثمان هجویری و ابوالقاسم قشیری و هم با تلقّی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی ویژه امثال عینالقضات همدانی و احمد غزّالی و نیز نظام اندیشه‌ای ساختارمند و منسجم تأویلی ابن عربی و پیروانش تفاوت دارد. مولوی هرچند به ویژگیها و ارزشهای معرفت¬شناختی عنصر نور از جنبه¬های مختلف اشاره دارد، اما از دید هستی‌شناختی از چهارچوب قرآن و حدیث پا را فراتر نمی¬نهد.
۳.

آیینه حضور تجلیگاه خداوند از دیدگاه مولانا (با تکیه بر مثنوی معنوی )

نویسنده:

کلید واژه ها: نورعشقدلآیینهجلوه گاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۷ تعداد دانلود : ۸۵۳
جلوه گاه حقیقی خداوند از دیدگاه عرفا ‘ دل انسان است که با تکیه به تعالیم آسمانی و قرآنی می کوشند با مصقل ذکر و فکر ‘ زنگار ظلام از چهره آینه دل بزدایند تا محل تجلی و ظهور گوهری باشد که آسمانها و زمین و کوهها تحمل آن را نداشت . مولانا نیز درآثار ارزشمند خود ‘ جلوه ها و نمودهای گوناگون دل را که شرق آفتاب حق است ‘ مورد بررسی قرار داده و اهمیت فراوان برای آن قائل شده است . او دل را عرش و فرش و تکیه گاه تخت سلطانی و دریای پرنوری می داند که نظرگاه خداوند در دو سراست و ایمن آباد و حصن محکم و موضع امن و امانی می خواند که انسان در آن آرام و قرار می گیرد . او همچنین دل صیقل یافته به ذکر خداوند را گنجینه راز حق ‘ عشق حق ‘ الهام و وحی حق و بیت الله و بیت الحرام می نامد . ما در این نوشته کوشش می کنیم تا نظرات مولانا را با توجه به گفته های وی تحلیل و بررسی کنیم .
۴.

شورانگیزی در مثنوی مولوی

نویسنده:

کلید واژه ها: نورخورشیدحسام الدینشمس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۰ تعداد دانلود : ۵۱۱
بی شک تراوش های اندیشه به عواملی بستگی دارد که بتواند ذهن و زبان و سبک بیان سخنور راتحت تأثیر قرار دهد و ممیز هنجار سخن او با سخن گویندگان دیگر شود. در مثنوی مولوی نیز انگیزه های گوناگونی مایه شورانگیزی تعابیر عارفانه می شود که خود در حوزه سبک شناسی اثار مولانا قابل تأمل بسیار است . از این گونه عوامل می توان به سیمای پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع)‘حسام الدین چلیی‘شمس تبریزی و ... اشاره کرد و جلوه های نور‘عشق‘خورشید‘آتش و ... را در تبیین تعابیر بلند مولانا در زمینه های گوناگن دید . این مقاله به اختصار گونه هایی از این موارد را در مثنوی نشان میدهد.
۵.

نظریه ملاصدرا درباره چگونگی پیدایش کثیر از واحد(نظام فیض)

نویسنده:

کلید واژه ها: نفسعقلنظام فیضنورفلکوجود منبسط

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۵
پیش از ملاصدرا دانشوران مسلمان مثل فارابی، ابن سینا و ... درباره نظام فیض سخن گفته اند: ملاصدرا در بعضی از آثار خویش از قبیل «المشاعر» به کلیات بحث نظام فیض اشاره کرده و در برخی از رسائل خویش مثل «اجوبه المسائل النصیریه»، نظام فیض را به شکل ثنایی و مشابه فارابی و در رساله «شواهد الربوبیه» و «المبدا و المعاد» به شکل ثلاثی و مشابه ابن سینا تقریر می کند- البته میان نظریه ملاصدرا با فارابی و ابن سینا علاوه بر شباهت، تمایزهایی هم وجود دارد - اما در رساله «الواردات القلبیه فی معرفه الربوبیه» از نظام مشایی کمی فاصله می گیرد و به نظام اشراقی نزدیک می شود و در کتاب «الشواهد الربوییه» و «الاسفار الاربعه»، نظام فیض را به صورت عرفانی تفسیر می کند. وجه ممیزه نظریه صدرا درباره نظام فیض با نظریه های حکیمان مشایی و اشراقی و عرفا، تاکید صدرا بر روی اصالت و تشکیک وجود است.
۶.

آموزه هماهنگی با نظام کیهانی در فلسفه اشراق سهروردی

کلید واژه ها: نورعشقهستى‏شناسىحکمت اشراقنظام کیهانى

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰
چکیده یکى از مهم‏ترین جریان‏هاى فکرى در ایران اسلامى، جریان «حکمت اشراق» است. بنیان‏گذار این مشرب فکرى، «شهاب الدین سهروردى» است که پیوندى بین اندیشه ایران باستان و اندیشه اسلامى ایجاد کرده است. سهروردى هماهنگى و سازگارى انسان و جامعه را با نظام کیهانى لازم مى‏داند، چرا که معتقد است در پرتو آموزه هماهنگى با نظام کیهانى، وجود آدمى مشرقى و نورانى مى‏شود. سهروردى همانند ایرانیان باستان، وجود را به عنوان «نور» تعبیر مى‏کند. مفهوم نور از یک سو، با مفهوم «خرّه» و از سوى دیگر، با آیات سوره نور در قرآن کریم پیوند پیدا مى‏کند. وى «خرّه» را نورى مى‏داند که نفس و بدن به آن روشن مى‏شوند. او در کتاب هیاکل النور، از آرمان رهایى نور اسیر شده در جسم سخن مى‏گوید. هم‏چنین «عشق» را به مثابه اساس نظام کیهانى مى‏داند که در تمام پدیده‏هاى جهان هستى جارى و سارى است. «هانرى کربن»، حکمت اشراق را گذار از «حماسه پهلوانى» ایران باستان به «حماسه عرفانى» ایران در دوره اسلامى مى‏داند.
۷.

مراتب خلقت از دیدگاه آیات و روایات

نویسنده:

کلید واژه ها: عقلنورروحخلقعالم انوار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن جهان و طبیعت در قرآن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی جهان و طبیعت در روایات
تعداد بازدید : ۱۱۹۳۳
چکیده مطابق آیات و روایات، عالم تکوین در دو بخش عالم انوار و عالم اجسام خلق شده است. عالم اجسام متوقف و وابسته به عالم انوار و عالم انوار مدبّر آن است. اولین مخلوق خداوند، نور وجودی حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که همه چیز از آن‏پیدا شده و اصل عالم خلقت است. تعابیر مختلفی چون عقل، نور، روح و قلم درباره آن به کار رفته است. انوار حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام ، فاطمه علیهاالسلام ، ائمه اطهار، انوار 124 هزار پیامبر، عرش، کرسی، لوح، بهشت و انوار مؤمنین از نور وجودی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آفریده شده است. آب اولین مخلوق در عالم اجسام است که با واسطه از نور پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خلق شده و از آن تمام این عالم ماده در شش روز از ایام ربوبی پدید آمده است.
۸.

علم ، حجاب نورانی

نویسنده:

کلید واژه ها: علمحجابعلم حقیقیعالمنورمتعلق علم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
تعداد بازدید : ۵۲۷ تعداد دانلود : ۵۳۴
انسان موجودی پژوهشگر، پرسش کننده و پاسخ طلب است . همواره در پی پرسش از علم ، عالم ، معلوم ، اغراض ، نتایج و ارزش گذاری علم است و هنگامی این حالت در او اوج می گیرد که «علم » را با دو صفت متضاد «نور» و «حجاب » متصف می بیند. به همین دلیل می خواهد بداند چگونه حقیقتی که «الظاهر لذاته و المظهر لغیره »اش می دانند، می تواند حجاب ، آن هم حجاب اکبر باشد. در این نوشتار نخست ، از کاربرد علم در دو معنی (علم عام و مطلق ) و (علم خاص و تخصصی ) که همان دانش متکی بر تجربه و آزمون است ، سخن گفته و سپس به آرای برخی از بزرگان اندیشه و معرفت که «علم » را مساوق «وجود» و «نور» دانسته اند، اشاره کرده ایم . محور اصلی بحث ، نظریه های عارفانه امام خمینی (س ) است که «علم » را از شئون فطرت دانسته و آن را به وجهه نورانی وجودِ موجودات منتسب می دانند و بر این باورند که تمام موجودات متناسب با حدود وجودی خود مظهر اسم «علیم » حضرت حقند؛ راز تسبیح موجودات و نیز رمز جاودانگی و ملکوتی شدن انسان را در علم و آگاهی بیان می دارند. علم حقیقی را «طریق جنت » و هر مرتبه ای از این علم را متناسب با مراتب بهشت (افعال ، صفات ، ذات ) می دانند و ازآیات نخستین سوره علق نکات زیبا و تازه ای در بیان ارزش و منزلت علم مطرح می نمایند که به طور مختصر به آن پرداخته ایم .
۹.

بررسی عرفان مانوی

نویسنده:

کلید واژه ها: عرفانجهان شناسیاسطورهنورگنوسیمغتسله

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۸۲
مانی در سال 215 میلادی در قلمرو ایران زمین و در بابل به دنیا آمده و در سال 242 میلادی دینی ایرانی را عرضه نموده و خود را پیامبر خوانده است. بخش عمده ای از دین او براساس پارسایی و در حقیقت آموزه های عرفانی است. پیروان او بیش از هزار سال از اروپا تا چین غربی و ترکستان پراکنده بوده اند. در این مقاله کوشش گردیده پیوندهای مستحکم دین مانی با آئین گنوسی و عرفانی نشان داده شود و درباره عرفان مانی که نجات روح از قید و بندهای زمینی است بحث شود.
۱۰.

سهروردی و اندیشمندانِ پس از وی

کلید واژه ها: علم حضورینورفلسفه یونانفلسفه اشراقحقیقات تطبیقیجاویدان خردبهبودگراییوالایش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۴۴
مطالعات تطبیقی برای شناسایی اندیشه ها و نحله های فکری جایگاهی اساسی دارد. اندیشه های سهروردی نیز در این مقایسه ها روشن می گردد. یکی از دستاوردهای حکمت اشراق این است که هویتی گم کرده را عیان می سازد وبا از خود رمیدگی مقابله می کند. از جمله اندیشمندانی که به شیخ اشراق ارادت می ورزیدند، قطب الدین شیرازی، جلال الدین دوانی، میرداماد استرآبادی، پیروان آذر کیوان، حاج ملاهادی سبزواری و دیگران بودند که بررسی آثار آنها، خواننده را به اندیشه های سهروردی نزدیک می نماید. همینطور مقایسه سهروردی با هگل ونیچه و فلاسفه دیگر غرب نشان می دهد که شباهت هایی بین آنها وجود دارد. مانند کتاب سفر به شرق از هرمان هسه که شباهت بسیاری با رسالات رمزی شیخ اشراق دارد.
۱۱.

«مولانا و قرآن»

کلید واژه ها: عرفاننفستفسیرقرآنهدایتنابیناایمانتاویلنورذکرظاهرباطنپیامبرقصهحالعارفانمحکضلالتانبیاءحبل اللهاساطیر الاولین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات رابطه تصوف و عرفان با علوم دیگر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۵۸
این مقاله به طور اجمال ارتباط مولانا و دریافت های او را از قرآن کریم مورد تتبع قرار می دهد و مراد این است که بیان کند عرفان مولانا آن گونه که در آثار او موجود است برگرفته از بطن و متنِ قرآن است و او خود نیز به منزله نوعی مفسر قرآن به حساب می آید. از طرفی نیز باورمندی و ایمان و عشق مولانا به این کتاب و کلام وحیانی و آسمانی را به نمایش می گذارد تا نشان دهد که عرفان مولانا عرفانی در جریان وحی و نبوت بوده و لاجرم تابع سنت نبوی هم خواهد بود و از کژی ها و خواسته های نفسانی به دور بوده و آنچه آن سلطان خوبان گفته را به عبارت منظوم کشیده و به فهم ما نزدیک کرده است، هر چند که از کج فهمی های خاصه امروزِ برخی از افراد به فغان است و می گوید:کرده ای تاویل حرف بکر راخویش را تاویل کن نه ذکر رابر هوا تاویل قرآن می کنیپست و کژ شد از تو معنیِ سنی
۱۲.

«آتش در عرفان اسلامی و زرتشتی»

نویسنده:

کلید واژه ها: عرفاننفساشراقنورعشقنیرواناآتش

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات فرقه ها و سلسله ها
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی سایر
تعداد بازدید : ۱۰۸۸ تعداد دانلود : ۸۶۶
آتش در عرفان نماد نور، عشق،اشراق، خرد و پیوند با خداوند است که در عرفان جهانی عمومیت دارد و در عرفان اسلامی و زرتشتی نیز که بخش های اصلی عرفان ایرانی به شمار می آیند همین مطلب دیده می شود. آتش به صورت عشق در عرفان حضور یافته و در همه کشف و شهودهای عارفان همواره نور وآتش به نوعی دیده می شود. در دین زرتشت نیز همواره خدای یکتا پرستیده می شده و نور و آتش برترین جلوه حق قلمداد می شده است. آموزه های زرتشتی در اغلب ادیان تاثیر نهاده و به ویژه در ادیان ابراهیمی نقش آفرینی نموده است. خداوند در این ادیان نور دانسته شده و همواره به صورت نور یا آتش بر انبیاء و اولیاء و عرفا جلوه نموده است.
۱۳.

«وحدت وجود زرتشتی»

نویسنده:

کلید واژه ها: اشراقنوراساطیرمکاشفهعرفان و تصوفوحدت شخصی وجود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۳۹۷
این مقاله ماخوذ از پایان نامه نگارنده با عنوان «پژوهشی در مراسم، اسطوره ها و عرفان دین زرتشت» است که در آن به نظریه وحدت وجود در عرفان زرتشتی و مقایسه آن با این نظریه در عرفان اسلامی، بودایی و مسیحی پرداخته و کوشش گردیده نشان داده شود که دین و عرفان زرتشتی در دیگر ادیان تاثیر داشته و دستاوردهای فرهنگ ایرانی به حیات خود ادامه داده و تا به امروز به شکل های مختلف به تمدن بشری خدمت کرده است.وحدت وجود در نظریه آفرینش زرتشتی دیده می شود که امشاسپندان صفات و جلوه های خدا هستند و دیگر موجودات نیز جلوه های همان صفات به شمار می آیند. تنها نور است که وجود دارد و تایکی «نبودنِ نور» است و هستیِ او استقلالی نیست. نور حقیقی نیز خدای یکتا یا اهورامزدا است. همین دیدگاه در نزد عارفان اسلامی، ایرانی و حتی مسیحی و یهودی و ... دیده می شود.
۱۴.

مراتب انوار و تطبیق آن با نصوص عرفانی و شعر مولوی

کلید واژه ها: عرفاناشراقنورقرآن و حدیث

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۴۱۷
نور یکی از واژگان کلیدیِ قرآن و فرهنگ اسلامی است و حکمت اشراق بر مبنای آن بنا نهاده شده است؛ در عرفان و بویژه اشعار مولانا نیز نور و ترادفات آن به وفور به کار رفته است. پژوهش حاضر از سه منظر قرآن، حکمت و عرفان به نور و مراتب و هاله های معنایی پیرامون آن می پردازد و مناسبات و مشابهات آنها را بررسی و تبیین می نماید. در این سه دیدگاه، نور، نماد خالق هستی است و نور اقرب یا نور محمدی حاصل نورالانوار است. فلسفه به تبیین کلی کلام حق (قرآن) می پردازد و عرفان با بیانی لطیف و هنری، آن را برای طیف وسیع تری از مخاطبان تفسیر می کند.
۱۵.

نور و مباحث مشترک آن در فلسفه اشراق و شعر مولوی

کلید واژه ها: مراتب هستینورحکمت اشراقاشعار مولانانشآت انسانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۵
اساس فلسفه اشراق «نور برتر» است که اصل و منشا هستی به شمار می رود و با حکمت خسروانی و پهلوی ایرانیان باستان و نیز حکمت یونانیان قدیم مرتبط است و سهروردی احیا کننده این فلسفه، در دامن عرفان و حکمت اسلامی است. با توجه به کاربرد واژه «نور» و ترادفات آن با بسامد بالا در اشعار مولانا، متوجه جایگاه خاص این واژه در افق فکری وی می شویم. براین اساس، در این نوشته سعی شده است مناسبات و مشابهات محتوایی نور در آثار سهروردی و اشعار مولانا بررسی و نمایانده شود.
۱۶.

تاثیر نور در فضاهای خالی بر کیفیت زندگی و رفتارهای اخلاقی انسان

کلید واژه ها: کیفیت زندگیسلامت رواننورهوش هیجانیمعماری و فضاهای داخلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۶ تعداد دانلود : ۱۴۹۵
بینایی که مهم ترین حس انتقالی در میان دیگر حواس انسان می باشد در منتقل کردن احساسات مختلف و ادراکات گوناگون به مغز انسان نقش بسزایی دارد. در این نقل و انتقال عناصر و عوامل بسیاری از جمله محیط و فضاهای پیرامون انسان و به ویژه نقش ""نور"" از اهمیت خاص برخوردار است . هدف از این تحقیق، اهمیت و تاثیر نور در فضاهای داخلی با توجه به تاثیر پذیری جسم و روان انسان از ""نور"" می باشد. همانگونه که اصل آفرینش و بقا و حیات موجودات بر پایه و اساس و پدیده نورخواست ادامه می یابد، باید به این مهم که یکی از عوامل حیاتی جهت حفظ سلامت جسم و تعادل روان و نیز ارتقاء کیفیت زندگی و در نتیجه حفظ و رعایت شئونات اخلاقی است، بیشتر پرداخته شود. در این مقاله که صرفاً به نورهای مرعی پرداخته سعی بر آن است که اهمیت ""نور"" در معماری ایرانی و بهره برداری از نور در طراحی ها و ایجاد فضاهای مطلوب و مناسب و همچنین ارتباط محیط و فضاهای پیرامونی باسلامت تن و روان، رشد و شکوفایی هوش هیجانی و رعایت اصول اخلاقی با توجه به اهمیت فوق العاده و تاثیر پذیری انسان از محیط، جهت ارتقاء کیفیت زندگی بررسی گردد.
۱۷.

عشق از منظر شیخ اشراق

کلید واژه ها: عقلنورعشقحُزنحسنمعرفت و محبت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۷ تعداد دانلود : ۶۴۰
نگاه «سهروردی» به مقوله « عشق»، نگاهی فیلسوفانه و عارفانه است. وی «عشق»، «حسن» و «حزن» را سه فرزند «عقل» می خواند، «حزن» و «رنج» را همواره ملازم و همرکاب «عشق» می شمارد و رسیدن به «حسن» وکمال را جز از طریق «عشق» میسر نمی داند. به تعبیر وی عشق پیچکی را ماند که درخت را در میان می گیرد، رطوبت آن را در خود کشیده، می خشکاند، تن را فانی کرده و جان را بقا می بخشد. در نگاه او «عشق» محبتی مفرط و بیرون از حد است که در مجموعه هستی، سریان دارد و هر موجودی، چه نوری و چه غیر نوری، از آن بهره و نصیبی دارد و این «عشق» است که رابط وجودی، میان موجودات عالم است. سالک طریق، باید از دو وادی «معرفت» و«محبت» گذر کند و گاو نفس را در پیش پای «عشق» قربانی نماید تا به آب حیات «عشق» رسد و از آن جرعه ای برگیرد. غایت این «عشق» تشبه به خدا و فنای در اوست.
۱۸.

دیدگاه عارفان مسلمان درباره نور وتأثیر آن برسا حت هنر

کلید واژه ها: نورنگارگریعارفان مسلمانعالم خیال

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۷۱۶
نحوة تلقی عارفان مسلمان از جمله غزالی، سهروردی و نجم الدین کبری دربارة نور، مراتب انوار، انوار رنگین و عالم مثال، مسائلی است که این مقاله درپی بررسی آنها است. همچنین در این پژوهش، مطالبی دربار? تاثیر آرای حکمای مسلمان، مخصوصاً شیخ شهاب الدین سهروردی برهنر نگارگری ایرانی مطرح گردیده است. مسلماً اگر هنرمندی واجد بینش عمیق عارفان مسلمان دربارة نور و عالم مثال باشد، در آفرینش آثار هنری، با هنرمندی که واجد چنین بینش عمیقی نیست، متفاوت است. فی المثل نگارگران ایرانی به دلیل اینکه به عالم مثال توجه می کردند در آثارشان سایه روشن وعمق نمایی وجود ندارد. هنرمند از آن جهت که هنرمند است، در آفرینش هنری با ادراک خیالی عمل میکند. از این رو در مقاله حاضر، هم موقعیت ادراک خیالی در نظام ادراکی آدمی، و هم عالم خیال، که متمایز از قوة خیال و امری هستی شناختی، در نظام هستی است، مورد تحلیل قرار گرفته است. اگر قوة خیال هنرمند متذکر امور روحانی باشد، هنری که توسط او آفریده میشود، هنری مقدس است. هنر مقدس به رؤیای صادقه شباهت دارد زیرا مبتنی بر حقیقت و شناخت آن است. اما اگر قو? خیال هنرمند متذکر امور شیطانی باشد، هنری که توسط او آفریده می شود، هنری پست و دنیوی است.
۱۹.

بررسی نسبت نور، سایه و تاریکی با تئاتردر قبل و بعد از آدولف آپیا

کلید واژه ها: نورتئاترسایهتاریکیآدولف آپیا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۰ تعداد دانلود : ۵۵۶
نور از آغازین روزهای پیدایش تئاتر به مفهوم امروزین آن، همراه تئاتر بوده و تا به امروز کارکردهای گوناگونی برای آن تعریف شده است. وجود نور در صحنهی نمایش همیشه همراه با سایه بوده و غیاب آن، تاریکی را به وجود آورده است. به همین دلیل میتوان نور، سایه و تاریکی را عناصر یک حوزهی مشترک دانست و نسبت ها و کارکردهای آنها را مورد بررسی قرار داد . جایگاه نور، سایه و تاریکی و کارکردهای آنها در تاریخ تئاتر دارای یک نقطهی عطف اساسی است و آن نقطهی حضور متفکرانه و نظریه پردازانهی آدولف آپیا در عرصهی تئاتر میباشد. تا زمان حضور آپیا در تئاتر، تنها کارکردی را که برای نور متصور بودند؛ روشن سازی صحنه جهت دیده شدن عناصر موجود بر روی صحنه بود. لیکن با حضور آپیا در تئاتر سایه و تاریکی به همراه نور سه عنصر تشکیل دهندهی هنر نمایش شده و هر یک جایگاه و کارکرد متفاوتی را یافتند. این مقاله میکوشد با بررسی شرایط تئاتر در قبل و بعد از حضور آپیا کارکردها و نسبت نور، سایه و تاریکی را در صحنهی تئاتر مورد بررسی و تطبیق قرار دهد. روش تحقیق بکار برده شده در این مقاله توصیفی- تحلیلی بوده و از تکنیک کتابخانه ای بهره برده شده است.
۲۰.

رنگ و تحلیل زمینه های تأویل رمزی آن در هفت پیکر

کلید واژه ها: نورهفت پیکرنظامیرنگتأویل رمزی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات نمادین رمز و رمزپردازی
تعداد بازدید : ۶۷۲
رنگ یکی از نشانه های مهم روایتگری نظامی برای بیان وجه تمثیلی نگرش هستی شناسانه اوست، به این دلیل رنگ ساحتی رمزگرایانه و تأویل پذیر دارد، فهم معنی رمزی آن مستلزم شناخت زمینه های تأویلی آن است. شناخت این زمینه ها، سبب فهم پیوند رمزی رنگ و منشأ آن، نور، می شود. ارتباط نور و رنگ در روایت پردازی نظامی کانون جذب عناصری دیگر، از قبیل هفت ستاره، هفت گنبد، هفت اقلیم، هفت بانو، هفت فلز، بهرام، زمان و... شده که با رنگ ارتباط صوری و محتوایی یافته اند. این ارتباط در تأویل رمزی آن سبب شده که «آفریننده» مرموزٌالیه نور و «انسان مثالی» با اطوار وجودش مرموزٌالیه رنگ گردد و نور و رنگ جلوه ای از «وحدت و کثرت» باشد. در این مقاله کوشش شده تا دیدگاه نظامی در این باره توضیح داده شود و پیوندهای آشکار و پنهان میان رنگ و صورت و محتوای حکایتی که در هر یک از گنبدهای هفتگانه روایت می شود و زمینه های تأویلی آنها بیان گردد.