فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳٬۴۵۴ مورد.
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
۱۱۹-۱۰۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی مجموعه ای از خصیصه های محیطی و روابط اجتماعی تعریف شده است که موجب دستیابی به مقاصد و منافع مشترک در سازمان می شود. دانشگاه های علوم پزشکی برای تحقق اهداف خود باید از الگوی سرمایه اجتماعی مناسب پیروی کنند.. روش ها: پژوهش حاضر ازنظر هدف، توسعه ای و کاربردی و ازنظر ماهیت داده ها، کیفی است. عوامل شکل دهنده سرمایه اجتماعی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (Interpretive Structural Modelling (ISM، سطح بندی و با استفاده از تحلیل ساختاری (میک مک) (MICMACCross-Impact Matrix Multiplication Applied to Classification (طبقه بندی شد. جامعه آماری این تحقیق اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند و برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. نمونه گیری به روش نظری انجام و تا دستیابی به معیار کفایت نظری داده ها ادامه یافت و در مجموع با 15 نفر از اساتید مصاحبه شد. یافته ها: ابعاد سرمایه اجتماعی شامل هویت در سطح یک، اعتماد و تعهدات در سطح دو، زبان، شناسه ها و فرهنگ مشترک در سطح سه، پیوندهای شبکه ای در سطح چهار، پیکره بندی روابط شبکه ای و سازماندهی مناسب در سطح پنج و هنجارها در سطح شش قرار گرفتند. نتیجه گیری: ابعاد پیکره بندی روابط شبکه ای، سازماندهی مناسب و هنجارها در خوشه محرک (متغیرهایی با کمترین قدرت وابستگی و بیشترین قدرت نفوذ) قرار گرفتند. پیشنهاد می شود دانشگاه در جهت تعریف دقیق هنجارها، ایجاد ساختار منعطف، توسعه پیوندهای قوی تر بین افراد، شبکه سازی گسترده تر، تأکید بر اشتراکات بین افراد، شفاف سازی، یادگیری گروهی و ایجاد اعتماد و تعهد بین کارکنان گام بردارد.
تبیین و مقایسه پیش فرض های جهان بینی در رویکرد های اسلا می و غربی: کاربرد در سازمان و مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
225 - 255
حوزههای تخصصی:
جهان بینی و یا به عبارتی نوع برداشت، دریافت و احساس درباره هستی و محیط پیرامون خود، در رویکرد اسلام و غرب تفاوت های بنیادی دارد که بر رسالت سازمان ها در دو رویکرد تفاوت هایی ایجاد می کند. لذا هدف این مطالعه تبیین و مقایسه پیش فرض های جهان بینی در رویکرد اسلا می و رویکردهای رایج غربی و کاربرد آن در سازمان و مدیریت است. در این راستا ابتدا جهان بینی اسلا می با جهان بینی غربی براساس مفروضات معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، روش شناسی و ارزش شناسی مقایسه شده و سپس کاربرد آن در سازمان و مدیریت بیان گردیده و در نهایت نتیجه گیری انجام شده است. برای دست یابی به این هدف از روش تبیینی−تحلیلی و ابزار گرد آوری داده ها از نوع اسنادی استفاده شده است. براساس تتبعات صورت گرفته و مقایسه های انجام شده مشخص شد که جهان بینی اسلا می و غربی در این پیش فرض ها تفاوت های ریشه ای دارند و همین تفاوت هاست که باعث شده نگاه ها به جهان و محیط پیرامون و در نهایت نوع نگاه به سازمان و مدیریت متفاوت باشد. براساس نتایج در جهان بینی غربی انسان موجودی مادی است و در رابطه با انسان های دیگر معنا می شود؛ ولی در رویکرد اسلامی انسان موجودی چند بعدی است که هویتش را از خدا به دست می آورد. علی رغم معرفت شناسی های رایج در غرب، رویکرد اسلامی مبتنی بر رویکرد عقل گرایی خلاقانه است. در هستی شناسی رویکرد غربی متفاوت به هستی و جهان می نگرند؛ ولی در رویکرد اسلام خالق تمام جهان و هستی خداست. در رویکرد اسلامی تکثرگرایی روش شناختی وجود دارد و در بحث ارزش شناسی بحث نیت مطرح می شود. بر این اساس مدل مدیریت اسلامی تنها براساس جهان بینی اسلامی می تواند امکان پذیر شود و تناقض در نوع جهان بینی و نحوه مدیریت می تواند پیامدهای نامناسبی برای سازمان داشته باشد.
تاب آوری نظام سلامت ایران در برابر تغییر اقلیم: چالش ها و راهکارها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تغییر اقلیم، دگرگونی آب وهوایی طولانی ناشی از فعالیت های انسانی است که ترکیب جو جهانی را تغییر می دهد. کشور ایران در برابر تغییر اقلیم بسیار آسیب پذیر است. تغییرات اقلیمی یکی از بزرگ ترین تهدیدهای سلامت است. نظام سلامت ایران باید پاسخگوی نیازهای سلامتی ناشی از تغییر اقلیم مردم باشد. هدف از این مطالعه شناسایی چالش ها و راهکارهای تقویت تاب آوری نظام سلامت ایران در برابر اثرات تغییر اقلیم بود. روش ها: این مطالعه کیفی با روش پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 32 نفر از سیاستگذاران، مدیران، کارشناسان و پژوهشگران وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت راه و شهرسازی، معاونت حقوقی ریاست جمهوری، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان هواشناسی کشور، سازمان انرژی اتمی، سازمان برنامه و بودجه، دانشگاه ها، انجمن ها، پژوهشگاه ها و پژوهشکده ها در سال 1401 انجام شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی با حداکثر تنوع انتخاب شدند. از روش تحلیل چارچوبی برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: تعداد 84 چالش در زمینه تقویت تاب آوری نظام سلامت ایران در برابر تغییرات اقلیمی شناسایی شد که به دو دسته عوامل داخل نظام سلامت (شامل حیطه های حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تسهیلات، تجهیزات و داروها، سیستم اطلاعات سلامت و ارائه خدمات سلامت) و عوامل خارج نظام سلامت (شامل حیطه های سیاسی و قانونی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، فناوری و محیط زیست) طبقه بندی شدند. همچنین، 91 راهکار برای رفع این چالش ها به منظور تقویت تاب آوری نظام سلامت کشور ارائه شد. نتیجه گیری: نظام سلامت ایران با چالش های متعددی در زمینه تاب آوری نسبت به اثرات تغییرات اقلیمی مواجه است. اصلاحاتی در سطوح کلان، متوسط و خرد در داخل و خارج نظام سلامت به صورت سیستمی باید انجام شود تا منجر به افزایش سازگاری و تاب آوری مراکز بهداشتی و درمانی کشور شود.
طراحی الگوی رهبری خدمتگزار از دیدگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
11 - 86
حوزههای تخصصی:
به رغم تلاش های اندیشمندان غربی و اسلامی برای حمایّت از سازمان ها و منابع انسانی، وجود فقر و فاصله های طبقاتی و نارضایتی های شغلی گواه بر ضعف سبک های رهبری از جمله رهبری خدمتگزار است؛ بدین جهت، با هدف جبران این ضعف، با مرور پیشینه پژوهش رهبری خدمتگزار، بیش از 40 شاخص به دست آمد که پس از عرضه به محضر قرآن، بیش از 90% آن ها تأیید گردید و آنگاه از طریق واژه پژوهی و معناپژوهی در آیات قرآن، 300 شاخص (مفهوم) از 600 آیه استخراج گردید که با روش پژوهش داده بنیاد، تجزیه و تحلیل شد. پس از حذف شاخص های مشترک و مرتبط یا کم تأثیر، در مرحله کدگذاری باز، 185 شاخص به دست آمد و در مرحله کدگذری محوری 42 مقوله محوری و در مرحله کدگذاری انتخابی 6 مؤلّفه/ بُعد استخراج گردید که پس از مقایسه مقوله-ها با مقوله اصلی (رهبری خدمتگزار از دیدگاه قرآن)، مقوله ها به مقولات عِلّی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردی و پیامدی دسته بندی شد و آنگاه در قالب یک مدل مفهومی و پارادایمی داده بنیاد طراحی گردید.
معیارها و ملزومات طراحی و تدوین اینفوگرافی های سلامت: یک مرور حیطه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۹۲)
۱۴۵-۱۱۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اطلاعات سلامت از طریق منابع متفاوتی مانند اینترنت، رسانه های چاپی و الکترونیکی در دسترس قرار می گیرند و به شکل های متنوعی از جمله کتاب، مقاله و اینفوگرافی ارائه می شوند. اینفوگرافی ها، به عنوان ابزاری آموزشی، نقش مهمی در مدیریت و درمان بیماری ها و ارتقای سطح بهداشت عمومی ایفا می کنند. بنابراین، توجه به معیارها و الزامات کلیدی در طراحی و فرآیند تدوین اینفوگرافی ها حیاتی است تا اطلاعات دقیق، صحیح و با کیفیت به مخاطبان ارائه شود. روش ها: پژوهش حاضر، مروری حیطه ای با هدف شناسایی معیارهای محتوایی و ظاهری در طراحی اینفوگرافی های سلامتی و همچنین تعیین الزامات مربوط به فرآیند تدوین آن ها انجام گرفته است. برای این منظور، پایگاه های داده LISTA، ProQuest، Web of Science، PubMed، Embase و Scopus برای یافتن منابع مرتبط جستجو شد. در پی جستجوی اولیه، مقالات بر اساس معیارهای ورود و خروج دقیق ارزیابی و غربال شدند و در نهایت، 52 مقاله برای مطالعه انتخاب شدند. یافته ها: معیارهای محتوایی در طراحی اینفوگرافی های سلامت شامل ویژگی هایی مانند متن، زبان نوشتاری، عنوان، تصاویر، مخاطب و شاخص های اعتباری هستند. همچنین، معیارهای ظاهری اینفوگرافی ها شامل زیبایی شناسی، استفاده از تصاویر، فونت، رنگ بندی و قالب بندی می باشند. فرآیند تدوین اینفوگرافی های سلامت به دو بخش تقسیم می شود: نیروی انسانی، که شامل تیم طراحی و تولید، تیم ارزیابی، و تیم انتشار و اشاعه است، و ملزومات طراحی، که دربردارنده اجزاء و عناصر، اصول طراحی، مراحل طراحی و ابزارهای مورد استفاده در طراحی می باشند. نتیجه گیری: این تحقیق انتظار دارد که با شناسایی معیارها و الزامات طراحی و تدوین اینفوگرافی های سلامت، روشی کارآمد در اختیار طراحان و متخصصان سلامت قرار دهد تا بتوانند اینفوگرافی ها را به شیوه ای مؤثر طراحی، تولید و ارزیابی کنند. هدف از این کار، بهبود فرایند اطلاع رسانی در حوزه سلامت و دستیابی به نتایج مطلوب تر است.
طراحی نقشه بهبود فرایند ارایه خدمات سونوگرافی در یک بیمارستان نظامی با استفاده از نقشه جریان ارزش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقشه برداری جریان ارزش از مهم ترین و پرکاربردترین ابزارهای تفکر ناب است که از آن به منظور شناسایی فعالیت های غیرارزش افزا و بهبود فرایند ارائه خدمات استفاده می شود. این مطالعه با هدف طراحی نقشه بهبود فرایند ارایه خدمات سونوگرافی در یک بیمارستان نظامی با استفاده از نقشه جریان ارزش انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ترکیبی (کمی - کیفی) بر اساس رویکرد ناب است که در سال 1401 در یک بیمارستان نظامی انجام شد. در مرحله کمی، با استفاده از روش نمونه گیری آسان تعداد 100 نمونه انتخاب شد و از طریق روش مشاهده، زمان انجام سونوگرافی از ورود بیمار تا اتمام فرایند اندازه گیری و بر اساس آن نقشه فعلی ارزش ترسیم شد. سپس در مرحله کیفی، با استفاده از روش بحث گروهی متمرکز و با مشارکت 7 نفر از خبرگان انواع اتلاف و علل ریشه ای و راهکارهای آنها تعیین و بر اساس آن، نقشه آینده جریان ارزش با نرم افزار Edraw max 7 ترسیم گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که به طور متوسط در انجام سونوگرافی،42/6 دقیقه صرف زمان انتظار و 30/6 دقیقه صرف زمان چرخه اصلی فرایند ارائه خدمت م ی شود و به طور متوسط، زمان کل انجام هر سونوگرافی، 73/3 دقیقه است. بیشترین اتلاف در فرایند سونوگرافی مربوط به اتلاف ناشی از تصحیح است که مواردی همچون مخدوش بودن دستور سونوگرافی، ثبت ناقص دستور سونوگرافی، اشتباه در تدوین نوع و عضو سونوگرافی از طرف پزشک ارجاع دهنده است. در نهایت، امکان ارسال نسخه جهت اخذ نوبت و دریافت جواب از طریق نرم افزارهای موجود (واتساپ و غیره)، زمان بندی دقیق و نوبت دهی در حد ظرفیت، آموزش پزشکان درمانگاه به منظور انجام نسخه نویسی و تقویت زیرساختهای فناوری اطلاعات بهعنوان برخی از راهکارهای اصلی معرفی شدند. نتیجه گیری: زمان انتظار زیاد بین فعالیت ها و زیرفرایندهای ارائه خدمات سونوگرافی، عامل اصلی اتلاف زمان بیمار است و درصد بیشتر زمان حضور بیمار صرف زمان انتظار می شود. بنابراین، لازم است با اقدامات مدیریتی از قبیل مدیریت صف و سیستم های نوبت دهی و به کارگیری فناوری های جدید از زمان انتظار بیمار کاسته شود.
مقایسه ابعاد چابکی آموزشی در فضای حضوری و مجازی مبتنی بر دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی؛ تجربه یک تغییر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۹۲)
۱۷۱-۱۴۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چابکی سازمانی، توانایی سازمان در پاسخ سریع به شرایط نامطمئن و غیرقابل پیش بینی محیط پیرامونی است. در دوران پاندمی کووید-۱۹ دانشجویان، شیوه های متنوعی از خدمات آموزشی مجازی را تجربه کردند. پژوهش حاضر باهدف مقایسه چابکی آموزشی در دو شیوه حضوری و مجازی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است. روش ها: روش پژوهش، توصیفی پیمایشی بر روی 372 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1401 انجام شد که هم آموزش مجازی و هم حضوری را تجربه کرده بودند و به شیوه طبقه ای تصادفی از دانشکده های مختلف انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته در مقیاس لیکرت پنج گزینه ای بود که به شیوه الکترونیکی به ایمیل دانشجویان ارسال شد. در تحلیل داده ها از آزمون تی زوجی، تی گروه های مستقل، ANOVA و همبستگی پیرسون استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS 24 تحلیل شد. یافته ها: چابکی در مولفه های پاسخگویی (P<0/001)، یکپارچکی(P<0/001)، شایستگی (P<0/001)، در وضعیت حضوری به طور معناداری بیش از وضعیت مجازی گزارش شد، اما در مؤلفه انعطاف پذیری(P<0/001) و سرعت (P<0/001)، نمره محیط مجازی در حد معناداری بیش از حضوری بود. در مجموع میانگین کل چابکی آموزشی در دو محیط با هم تفاوت معناداری نداشت (P<0/225). همه مولفه های چابکی آموزشی با هم و با نمره کل همبستگی بالایی داشتند(P<0/001). نتیجه گیری: به نظر می رسد هر یک از محیط های حضوری و مجازی بخشی از مولفه های چابکی آموزشی را تقویت می کنند. ازاین رو استفاده ترکیبی از هر دو شیوه حضوری و مجازی می تواند در ارتقای سطح چابکی سازمان بسیار مؤثرتر باشد. مدیریت و توسعه فناوری یکی از راهکارهای اصلی و الزامات اصلی در افزایش چابکی سازمان های آموزشی محسوب می شود.
بررسی الگوی رفتاری نسل های ایکس، وای، زد در مواجهه با محتوای کرونا در شبکه اجتماعی توییتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
519 - 543
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش الگوی رفتاری کاربران فارسی زبان توییتر با محوریت بیماری کرونا و به تفکیک سه نسل بررسی و توصیف شده است. برای کشف این الگو، دو فرضیه تفاوت مضمون احساسی توییت های منتشرشده توسط هر نسل و بررسی تفاوت واکنش احساسی آنان به اخبار خاص کرونایی مدنظر قرار گرفت و در بازه یک ساله اول همه گیری این بیماری در ایران بررسی شد. برای تشریح جایگاه مخاطبان در فرایند ارتباط و نیز نحوه برداشت آنان از پیام، از نظریه های استفاده و رضامندی و نظریه دریافت بهره برده شد. ابعاد ناشناخته این بیماری و نحوه انتقال آن، به همکاری شهروندان با سیاست های بهداشتی حکومت ها نیاز دارد؛ از این رو ادراک مخاطبان رسانه از محتوای مرتبط با کرونا، بیش ازپیش در کانون توجه سیاست گذاران رسانه و سلامت قرار گرفت.
روش: به کمک فنون داده کاوی، نسل های مختلف کاربران فارسی این پلتفرم دسته بندی شد. در ادامه، توییت های آنان به صورت دستی جمع آوری و با ابزار جست وجوی پیشرفته و با کلمات کلیدی، دسته بندی و مدل سازی شد. برای تخمین سن و جنسیت کاربر، از شبکه فیس نت و مدل ماشین های بردار پشتیبان استفاده شد. برای استخراج ویژگی ها، از مدل Wordtovector و برای کلاس بندی این توییت ها و اطلاق یک احساس به آن ها، از مدل LSTM بهره برده شد.
یافته ها: در گروه نمونه سه احساس ترس، طنز و انتقاد، برای توصیف مضمون احساسی توییت ها بیشترین نمود را داشته است. در نهایت، مشاهده شد که الگوی رفتاری نسل زد در محیط توییتر با انتشار طنزآمیز محتوا همراه است؛ در حالی که سویه انتقادی آن کمتر است. این الگو زمانی که به سمت نسل ایکس و وای می رود، معکوس می شود؛ در حالی که سویه ترس در مضامین همه کاربران، روند و حجم کمابیش یکسانی داشت.
نتیجه گیری: بین ۲۰ تا ۳۰ درصد تمامی پیام های تولیدشده مخاطبان با محوریت کرونا، محتوایی داشت که حاوی ترس بود. این میزان برای هر گروه سنی یکسان بود و این تشابه را می توان در تعبیر هم گرایی نسلی مشاهده کرد؛ اما در دو احساس دیگر بروز یافته، یعنی احساس انتقاد و طنز، این هم گرایی دیده نمی شد. نسل زد، اغلب در برخورد با محدودیت های ناشی از کرونا و تبعات دامنه دار آن، نگرشی طنزآلود داشت. گویا نحوه برداشت، تفسیر و و در ادامه بازخورد آن ها به پدیده کرونا که در بدو امر، موضوعی ترسناک و خطرآفرین برای زندگی فردی و اجتماعی انسان است، کاملاً تفسیری متضاد است. این تفاوت را می توان در گزاره شکاف یا تعارض نسلی دسته بندی کرد.
موانع و راهکارهای ارتقای مدیران زن در سازمان های بهداشتی و درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
حدود 5/49 درصد جمعیت ایران در سال 1400 زن بودند. با وجود این، تفاوت زیادی بین اشتغال مردان و زنان در بازار کار وجود دارد. نرخ مشارکت اقتصادی مردان و زنان به ترتیب 63 و 11 درصد در سال 1400 بود. [1] فقط ۵/۵ درصد از زنان مدیران عالی، ۳/۹ درصد مدیران میانی و ۲۳ درصد مدیران پایه در سال ۱۳۹۸ بودند. سهم زنان از گروه عمده شغلی قانونگذاران، مقامات عالی رتبه و مدیران در کشور ۵/۲۰ درصد در سال ۱۳۹۸ بود. [2]زنان حدود 7/60 درصد کارکنان وزارت بهداشت را در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. [1]ولیکن، حضور آنها در پست های ارشد سازمان های بهداشتی و درمانی محدود است. در حالی که یک مسیر راهه شغلی خطی، نردبانی و سریع برای ارتقای شغلی مردان وجود دارد (پدیده پله برقی شیشه ای)، زنان با موانع ادراکی و سازمانی نامرئی زیادی برای جابجایی در پست های مدیریت همتراز (پدیده دیوار شیشه ای) یا ارتقا به سطوح بالای سازمانی (پدیده سقف شیشه ای) مواجه هستند. [3] موانع فردی، خانوادگی، سازمانی و اجتماعی بر سر راه ارتقای شغلی زنان به سطوح ارشد سازمان ها وجود دارد. احساساتی بودن، اعتماد به نفس و انعطاف پذیری پایین، تمایل به انجام عالی کارها و ترس از پذیرش مسئولیت، مانع پیشرفت زنان در مسیر راهه شغلی آن ها می شود. تعارض کار- خانواده از موانع اصلی زنان برای دستیابی به مشاغل مدیریتی بالای سازمان است. زنان به دلیل داشتن مسئولیت بیشتر کار در خانه، تمایل کمتری به پذیرش مسئولیت های مدیریتی دارند. همچنین، همسران مدیران زن به دلایلی مانند استقلال بیشتر اجتماعی و اقتصادی زن، آگاهی زن نسبت به حقوق خود و در نتیجه، تغییر رفتار و عدم اطاعت از همسر و امکان درگیری خانواده با مسائل کاری زن، ممکن است با ارتقای شغلی آن ها موافقت نکنند. علاوه براین، والدین در خانواده به نوعی در برنامه های توانمندسازی خود، بین فرزندان پسر و دختر تبعیض قائل می شوند. آنها برای پسران نقش های فعالی برای حضور در جامعه تعیین می کنند، ولیکن، ترجیح می دهند که فعالیت های دختران محدود به محیط خانه شود که منجر به کاهش اعتماد به نفس دختران می شود. تبعیض سازمانی مثل حقوق و دستمزد نابرابر، دسترسی نابرابر به منابع سازمانی، مشارکت نابرابر در تصمیم گیری ها، دسترسی محدود به شبکه های ارتباطی و فرصت نابرابر برای ارتقای شغلی از عوامل سازمانی محدودکننده زنان برای مشاغل مدیریت ارشد سازمان است. در نهایت، باورهای ذهنی و کلیشه های سنتی جنسیتی غلط در جامعه مثل «زن موجود ضعیفی است.»، «زن نباید تهاجمی رفتار کند»، «جای زن در خانه است.»، «زن احساساتی است و نمی توان روی قضاوت او حساب کرد.»، «زن نباید به مرد دستور دهد»، «مرد نباید از زن دستور بگیرد» و «مدیریت امور سازمان را نمی توان به زن سپرد.»، موجب کاهش حضور زنان در مشاغل مدیریتی می شود. [4] حضور مدیران زن و مرد در تیم مدیریت سازمان موجب ارتقای عملکرد و بهره وری سازمان می شود. بنابراین، مداخلاتی باید در سطوح مختلف بکار گرفته شود. در سطح خانواده باید تبعیض بین پسر و دختر کاهش یابد و دختران طوری تربیت شوند تا اعتماد به نفس، پشتکار، عزم راسخ و سخت کوشی را تجربه کنند. اعضای خانواده نظیر همسر، فرزند و والدین باید از مدیران زن حمایت کنند و وظایف ایشان در محیط خانه را کم کنند تا وظایف پست های رهبری ارشد سازمان را انجام دهند. مدیران ارشد باید فرصت های بیشتری برای توانمندسازی کارکنان و مدیران زن فراهم کنند. افزایش تعداد زنان در هیات مدیره سازمان های بهداشتی و درمانی، آموزش و ارتقای دانش و مهارت های مدیریت و رهبری آن ها، تعیین مربیانی برای آموزش و مشاوره مدیران زن، تعیین معیارهای علمی و عینی ارتقای شغلی مستقل از جنسیت و ایجاد فرصت های ارتقای شغلی برابر برای زنان ضروری است. برابری جنسیتی باید در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده شود تا نگرش عموم مردم در این زمینه تغییر یابد. ریشه کنی تبعیض جنسیتی از نظام سلامت نیازمند تعهد و تلاش سیاستگذاران و مدیران ارشد حکومت و دولت است. سیاستگذاران نظام سلامت با توجه به حضور زیاد کارکنان زن در سازمان های بهداشتی درمانی، باید سهمیه ای برای مدیران زن این سازمان ها تعیین کنند و سیاست ها، استراتژی ها و برنامه هایی برای افزایش برابری جنسیتی، جلوگیری از تبعیض علیه زنان و افزایش حضور آنها در سطوح ارشد سازمان ها تدوین و اجرا کنند.
راه کارهای نهادینه سازی سیاست های بالادستی در عناصر زنجیره ارزش تولید محتوا در بخش خبر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
237 - 256
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی راه کارهای نهادینه سازی سیاست های بالادستی در عناصر زنجیره ارزش تولید محتوا در سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر خبر صداوسیما بوده است.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و از حیث ماهیت داده های استفاده شده کیفی است. گردآوری اطلاعات کتابخانه ای این پژوهش، به صورت اسنادی و نیز مطالعات میدانی مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه خبر صداوسیما بوده است.
یافته ها: یافته های پژوهش مشتمل بر ۱۶ تم اصلی کاربردی و سازنده بود که در سه دسته راه کار ها، موانع و عوامل پیش برنده نهادینه سازی سیاست های بالادستی در عناصر زنجیره ارزش خبر صداوسیما معرفی شد. مبتنی بر یافته های پژوهش، در صورتی سازمان صداوسیما می تواند در مرحله اجرایی شدن سیاست های بالادستی در میان عناصر زنجیره ارزش خبر موفق عمل کند که در وهله نخست، سیاست گذاران آن با حوزه برنامه سازی در خبر، عملیات خبر و همچنین، دانش سیاست گذاری آشنا باشند. در وهله دوم، این سیاست ها به خوبی به عناصر زنجیره ارزش خبر انتقال داده شود و با پیوست های چگونگی اجرای سیاست ها، عناصر زنجیره ارزش خبر را به طور کامل در خصوص سیاست توجیه کند.
نتیجه گیری: در این راستا اگر در اجرای سیاست ها، به سردبیر و خبرنگار که دو عنصر مهم زنجیره ارزش خبر هستند و بیشترین تأثیر را روی خبر دارند، توجه بیشتری شود، نتیجه اجرای سیاست ها به خوبی روی خروجی خبر مشاهده خواهد شد. نکته مهم این است که در قسمت ارزیابی اجرای سیاست ها، فقط به جنبه های کمّی و کیفی تحقق سیاست توجه می شود، در صورتی که لازم است جنبه اثربخشی در مخاطب نیز در کانون توجه قرار گیرد.
تحلیلی قرآنی از تأثیر شواهد عینی بر رفتار؛ معرفی یک مدل توصیفی رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
143 - 169
حوزههای تخصصی:
گاهی در عمل مشاهده می شود افراد همان حساسیت و دقتی که هنگام تصمیم گیری برای خرید یک گوشی همراه دارند را نسبت به خرید سهام یک شرکت در بازار سرمایه ندارند. در اینجا فرایند خرید سهام یک شرکت در بورس اگر چه منافع و مضرات بالقوه بیشتری از فرد را درگیر خود می کند؛ ولی −برخلاف یک گوشی همراه− مبتنی بر شواهد ذهنی است. چگونه عینی بودن ملاک ها و شواهد یک موضوع می تواند بر نوع رفتار و تصمیم گیری های ما تأثیرگذار باشد؟ برای تحلیل اصولی این سؤال باید یافته های علمی در چارچوب مدل رفتاری ارائه شوند؛ اما چالش دیگر آن است که اساساً از مهمترین چالش های مرتبط با علوم رفتاری کمبود مدل های توصیفی رفتاری در منابع علمی بشری ذکر شده است. بنابراین این پژوهش مدل رفتاری عینی پذیری انسان را با کمک از منبع الهی قرآن کریم تبیین و ارائه می نماید. «این مدل رفتاری بیان می کند که انسان ها تمایل دارند که رخدادها و محیط شان را به صورت عینی تری ادراک کنند −و برای این تمایل خود گاه عجله نیز می کنند− چون شواهد عینی به ایشان آرامش می دهد. انسان ها معمولاً به میزانی که مصادیق عینی متعددتری مشاهده کنند −نسبت به شواهد ذهنی− زودتر قانع شده و تصمیماتی می گیرند که تأییدکننده آن شواهد عینی باشند. در این مقایسه، میزان منفعت و ضررهای ذهنی تأثیر کمتری −از آنچه پیشتر تصور می شده− در جهت گیری تصمیمات افراد دارد». مدل عینی پذیری به وسیله «روش تحلیل محتوای کیفی انطباق یافته با متن قرآن کریم» کشف شده و در نهایت توضیح داده شده که این مدل رفتاری در عرصه های دانشی و کاربردی چه جایگاهی دارد و قابل استفاده خواهد بود.
تدوین و اولویت بندی ویژگی های سازمان صبور با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
11 - 48
حوزههای تخصصی:
صبر واسطه اصلی در تحقق اهداف، به ویژه در دستیابی به هدفهای بزرگ است و این سنت قطعی الهی است که بدون صبر، پیامبران هم قادر به تحقق اهداف مدیریتی خود نبودند. هدف این پژوهش تدوین و اولویت بندی ویژگی های سازمان صبور با رویکرد اسلامی است که در آن ویژگی های مذکور در ارکان پنجگانه سازمان(افراد ، اهداف، ساختار،محیط و فناوری) شناسایی و تبیین شده است. این پژوهش از لحاظ نحوه اجرا توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه خبرگان متشکل از اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان دستگاههای حاکمیتی و اجرایی استان فارس بود که از میان آنها 15 نفر به صورت هدفمند و غیر تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در روند اجرای پژوهش، ابتدا ویژگی های اولیه سازمان صبور با توجه به مطالعه ادبیات پیشین، آیات قرآنی، نهج البلاغه و نظرات خبرگان شناسایی شد. در گام بعد با بکارگیری روش دلفی فازی، ویژگی های نهایی شناسایی و پالایش گردید. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی، ویژگی های نهایی در ارکان پنج گانه سازمان، رتبه بندی و اهمیت گذاری شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که از میان ارکان پنچ گانه سازمان، رکن افراد- مدیران با وزن 33352/0 مهمترین رکن سازمان صبور است. "تصمیم گیری غیرعجولانه مدیران در مواجهه با رویدادهای مختلف" با وزن 31502/0 دررکن افراد – مدیران، " برخورد همراه با احترام کارکنان با ارباب رجوع" با وزن 48131/0 در رکن افراد- کارکنان ، " استقامت و پایداری در دستیابی به اهداف سازمانی " با وزن 55431/0 در رکن اهداف، "ارتباطات کارآمد " با وزن 29174/0 در رکن ساختار، " برنامه ریزی و اقدام برای اتمام شرایط اضطرار که سازمان با آن مواجهه می شود " با وزن 57352/0در رکن محیط بیرونی، " فرهنگ عدم انتقام جویی در مقابل بدی های دیگران " با وزن 44573/0در رکن محیط درونی، " عدم وابستگی به فناوری های جدید " با وزن 66134/0 در رکن فن آوری مهمترین ویژگی های سازمان صبور هستند.
دلایل و عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در ارائه کنندگان و دریافت کنندگان خدمات سلامت: مرور دامنه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افراد مختلف گاهی از جستجو یا استفاده از اطلاعات سلامت اجتناب می کنند. مطالعه حاضر با هدف تعیین دلایل و عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در دریافتکنندگان و ارائه کنندگان خدمات سلامت انجام شده است. روش ها: در این مرور دامنه ای پایگاه های اطلاعاتی کاکرین، اسکاپوس، وب آو ساینس، پابمد، ام بیس و لیستا جستجو شد. در مجموع تعداد 1901 مطالعه بازیابی شد که پس از حذف موارد تکراری و غربالگری، در نهایت 30 مطالعه برای ورود به مرور انتخاب شد. داده های استخراج شده بر اساس اهداف مرور دسته بندی و به صورت روایتی و در قالب جدول گزارش گردید. یافته ها: دلایل اجتناب از اطلاعات سلامت در دریافت کنندگان خدمات سلامت شامل دلایل مرتبط با اطلاعات، دلایل مرتبط با نظام سلامت، و دلایل روان شناختی بودند. عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در دریافت کنندگان خدمات سلامت نیز عبارت بودند از: عوامل روان شناختی، عوامل جمعیت شناختی، عوامل مرتبط با نظام سلامت و عوامل مرتبط با اطلاعات. همچنین، دلایل اجتناب از اطلاعات سلامت در ارائه کنندگان خدمات سلامت، دلایل مرتبط با اطلاعات و دلایل مرتبط با نظام سلامت بودند. عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در ارائهکنندگان خدمات سلامت نیز شامل عوامل مرتبط با اطلاعات، عوامل مرتبط با نظام سلامت و عوامل روان شناختی بودند. نتیجه گیری: در این پژوهش، دلایل و عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در بین دریافت کنندگان خدمات سلامت و ارائه دهندگان این خدمات دسته بندی شد. شناخت این دلایل و عوامل می تواند سازوکاری در اختیار سیاست گذاران سلامت و کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی قرار دهد تا خدمات اطلاع رسانی سلامت را برای اجتناب کنندگان اطلاعات سلامت به گونه ای مناسب طراحی و برنامه ریزی کنند و موجب بهبود روند اطلاع رسانی سلامت شوند.
بررسی نقش آفرینی رسانه اجتماعی در موفقیت کارآفرینان هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
32 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: مفهوم کارآفرینی همیشه به معنای انجام کارهای بزرگ از طریق ایده ها، نوآوری ها و شانس مطلق نیست. هدف از اجرای این پژوهش، تبیین الگوی نقش آفرینی رسانه اجتماعی بر موفقیت کارآفرینان هنری است.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. مشارکت کنندگان مدنظر پژوهشگر، خبرگان و فعالان حوزه کارآفرینی رسانه ای و کارآفرینان هنری بوده است که با ۱۶ نفر از فعالان این حوزه در عرصه های دانشگاهی و کاری مصاحبه های عمیق صورت پذیرفت. در مصاحبه چهاردهم، پژوهشگر به اشباع نظری رسید؛ اما برای اطمینان، دو مصاحبه بعدی نیز صورت گرفت. استخراج اطلاعات از متن های آوانگاری شده مصاحبه ها صورت گرفت و تحلیل اطلاعات انجام شد و در نهایت مدل حاصل طی چند مرحله کدگذاری و نتایج به دست آمد. کدگذاری انتخابی بر اساس کدهایی که بیشترین تکرار را داشتند، انتخاب شدند.
یافته ها: تجزیه وتحلیل حاصل از نرم افزار اطلس تی ۸، در نهایت به شناسایی ۹ مؤلفه و ۳۷ کد انتخابی منجر شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بازاریابی، سازمانی، رسانه ای، ارتباطات، محیطی، مدیریتی، قانونی، اقتصادی و کارآفرینی، روی موفقیت کارآفرینان تأثیرگذار است. در مؤلفه بازاریابی، کسب وکارها می توانند با مشتریان هدف خود ارتباط قوی برقرار کنند و برای آن ها ایجاد ارزش کنند تا در ازای آن، از مشتری ارزش دریافت کنند. همچنین، مؤلفه رسانه ای (شبکه ها و رسانه های اجتماعی) فناوری هایی هستند که با ایجاد یا اشتراک اطلاعات، ایده ها و شبکه های مجازی، در قالب بسترهایی همچون وب و تلفن همراه موفقیت کارآفرینان هنری را تسهیل می کنند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش به پیامدهایی از قبیل ایده های خلاقانه، نوآورانه و خلاق، دانش کافی در حوزه کارآفرینی، ایجاد بسترهای کارآفرینی رسانه ای، داشتن ایده های جدید، استقلال طلبی و ریسک پذیری منتهی شد. همچنین اگر راهبردهای پیشنهادی در مدل توسط صاحبان و متولیان کسب وکارهای هنری، هنرمندان و حامیان هنر استفاده شود، می تواند سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را به همراه داشته باشد که به نفع هنرمندان، افراد جامعه و کشور است.
شناسایی چهارچوب تصمیم گیری در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه تصمیم گیری از کارکردهای عقل است هر تصمیم گیری، از نوع عقلانی است. اما در ادبیات این موضوع، تصمیم گیری عقلانی تأکید بر مراحل عمومی و منطقی در شناخت مسئله، ارائه راه حل ها و انتخاب بهترین راه حل با دوری از سلیقه ورزی و عواطف شخصی است، که به دلیل محدودیت های پیاده سازی آن، استفاده از رویکردهای شهودی، رضایت بخش و عقلانیت محدود مطرح شده است. درواقع محدودیت های تصمیم گیری عقلانی بیشتر مربوط به عقل است لذا باید به دنبال رویکردهایی برای جبران این نوع محدودیت ها بود ازجمله استفاده از آموزه های وحیانی است که می تواند عقل را در تصمیم گیری کمک و راهنمایی کند. پژوهش حاضر در این راستا با استفاده از روش تحقیق موضوعی به دنبال دستیابی به چهارچوب تصمیم گیری در قرآن کریم است. طبق روش، از آیات مربوط به تصمیم گیری برداشت های موضوعی صورت می گیرد. با شناخت مفهوم تصمیم گیری و مشورت با کارشناسان قرآنی سه کلیدواژه «عَزم»، «اِراده» و «خَیر» انتخاب شدند که 1892 آیه، آیات اصلی دربردارنده این کلیدواژه ها و سیاق های(واحدهای موضوعی) این آیات بودند. حدود ۱۵۰۰ برداشت موضوعی در قالب چهل وپنج شاخصه تصمیم گیری و پس از خلاصه سازی 13شاخص به دست آمدند که در قالب الگوی ورودی-فرایند-خروجی جای گرفتند. ورودی الگو شاخصه های جمع آوری اطلاعات، نشانه های تصمیم، شناخت توانمندی ها و سنجش پیامدهای تصمیم هستند. فرایند این الگو استفاده از فرصت های تصمیم و قاطعیت در تصمیم بوده و خروجی آن پذیرش مسئولیت تصمیم و بهره فرد از نتایج تصمیم و نتایج دنیایی و آخرتی تصمیم هستند. عوامل بر این الگو وجه به نقش خدای سبحان در فرصت های تصمیم و احاطه بر تصمیم و همچنین رعایت منافع ذینفعان و شناخت تهدیدات و مقابله با آن ها هستند. این نتایج با مراجعه مستقیم به قرآن به دست آمده اند که می تواند گامی در مسیر استخراج ادبیات علوم انسانی و اجتماعی از قرآن و حرکت تربیتی و سازنده در تصمیم گیری افراد باشد. در ادامه پیشنهاد ها و بحث پژوهشی ارائه شده است.
پلتفرم های خبری و دروازه بانی اخبار
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
277-278
حوزههای تخصصی:
پلتفرمهای خبری با توسعه الگوریتمهایی که میتوانند محتواهای خبری را به کاربران توصیه کنند، بهعنوان واسطهای تأثیرگذار در اکوسیستم خبری جهان نقش بسزایی ایفا میکنند. در واقع، آنها مفهوم سنتی دروازهبانی خبر را متحول کردهاند و تغییری را در این بخش از صنعت رسانه به وجود آوردهاند که در آن، دیدهشدن یک محتوای خبری برای مخاطبان، تحت تأثیرِ این پلتفرمها و الگوریتمهای آنها قرار میگیرد. در این زمینه، گوگل با پلتفرم گوگل نیوزِ[1] خود، بازیگر پیشروی دنیا محسوب میشود که اکنون بهعنوان یک پلتفرم تجمیع کننده[2] اخبار فعالیت میکند. در سال 2017، گوگل پُرکاربردترین پلتفرم تجمیعکننده اخبار در دنیا بود (ایوانز، جکسون و مورفی[3]، 2023) که کلیه اخبار جهان را پوشش میداد. علیرغم کاهش جزئی سالهای اخیر، در ترافیک این پلتفرم خبری، گوگل نیوز همچنان هدایتکننده کلیدی جریان اخبار در مقیاس بینالمللی است. بر اساس اعلام گوگل، این پلتفرم در سال 2021، هر ماه 24 میلیارد بار کاربران را به سایتهای خبری مختلف هدایت کرده است.
مقایسه شاخص های استنادی و دگرسنجی مقالات در حوزه اعتیاد به مواد مخدر افیونی با استفاده از ابزار پلام ایکس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحلیل استنادی یکی از روش های ارزیابی تولیدات علمی است که از دیرباز مورد توجه بوده است. با توجه به محدودیت های تحلیل استنادی و گسترش رسانه های اجتماعی و اهمیت آنها در اشاعه یافته های پژوهشی، ضروری است به شاخص های جدید، که دگرسنجی نام دارند، در کنار شاخص های سنتی، برای ارزیابی پژوهش توجه شود؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت مقالات حوزه اعتیاد به مواد مخدر افیونی براساس شاخص های کتا بسنجی و دگرسنجی و همچنین تعیین رابطه عملکرد استنادی و دگرسنجی مقاله های این حوزه است. روش ها: پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است که با استفاده از روش های کتاب سنجی و دگرسنجی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 16803 عنوان مقاله در حوزه اعتیاد به مواد مخدر افیونی، نمایه شده در پایگاه اسکوپوس از ابتدا تا انتهای سال2022 است. برای گردآوری داده ها از پایگاه اسکوپوس و ابزار پلام ایکس، و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای اکسل و اس پی اس اس استفاده شده است. یافته ها: از میان مقالات مطالعه حاضر، در مجموع 80/6 درصد مقالات استناد دریافت کرده اند و 95 درصد این تولیدات حداقل یک مرتبه در یکی از رسانه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان داد به لحاظ آماری، رابطه معنادار و مثبتی میان شمار استنادها و تمام دگرسنجه های مقالات شامل استفاده، کسب، اشاره، رسانه های اجتماعی، و استناد وجود دارد. نتیجه گیری: وجود همبستگی مثبت بین شاخص استنادی و دگرسنجی در مقالات حوزه اعتیاد به مواد مخدر افیونی، نشان دهنده تأثیر مثبت رسانه های اجتماعی بر میزان استناد به مقالات علمی است؛ بنابراین پژوهشگران حوزه اعتیاد به مواد مخدر افیونی نیز به منظور دریافت استناد می توانند از رسانه های اجتم اعی بهره مند شوند و آثار خود را در رسانه های اجتماعی گوناگون به اشتراک بگذارند.
مقایسه هزینه صورتحساب اعمال جراحی گلوبال زایمان (طبیعی، سزارین) با تعرفه مصوب شورای عالی بیمه: یک مطالعه توصیفی-تحلیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پرداخت به روش گلوبال یکی از روش های پرداخت به بیمارستان ها است. در برخی از اعمال جراحی گلوبال، هزینه صورت حساب کمتر و در برخی دیگر بیشتر از تعرفه مصوب گلوبال است؛ این مسئله زیان مالی برای سازمان های بیمه گر و بیمارستان ها به همراه دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی هزینه صورت حساب پرونده های گلوبال زایمان است. روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1400 انجام شده است. در این پژوهش، هزینه صورت حساب کلیه پرونده های زایمان (طبیعی و سزارین) بیمه سلامت در سه بیمارستان تخصصی زایمان استان تهران (الف، ب و ج) با تعرفه گلوبال مصوب مقایسه شده است. داده های مورد نیاز از داشبوردهای سازمان بیمه سلامت استخراج و در نرم افزار اکسل جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSSنسخه20 انجام گرفته است. یافته ها: در این مطالعه، 3742 پرونده زایمان بررسی شده اند که 35 درصد آن ها زایمان طبیعی و 65 درصد سزارین بوده اند. نتایج نشان داد که هم در زایمان طبیعی و هم در سزارین، هزینه صورت حساب در بیمارستان الف بالاتر از تعرفه مصوب است؛ در حالی که در دو بیمارستان دیگر کمتر از تعرفه مصوب بود. همچنین، تعداد روزهای بستری واقعی سزارین در هر سه بیمارستان کمتر از تعرفه مصوب بود. نتیجه گیری: محاسبه هزینه صورت حساب پرونده های زایمان به روش گلوبال برای بیمارستان الف فاقد توجیه اقتصادی است؛ لذا بهتر است این بیمارستان تمرکز بیشتری بر مدیریت هزینه های خود داشته باشد. علاوه بر این، تعرفه مصوب تخت-روز گلوبال در زایمان طبیعی و سزارین بیش از تعداد روزهای بستری واقعی بیماران بود؛ بنابراین این موضوع نیازمند بازنگری شورای عالی بیمه است.
ارتباط بین خودپنداره و سبک های مصرف از طریق نقش واسطه ای تبلیغات اثربخش در صنعت مُدوپوشاک زنان در میان شهروندان اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
391 - 413
حوزههای تخصصی:
هدف: فرد به عنوان مصرف کننده با متغیرهای اندیشه، احساسات، برنامه، تصمیم گیری، خرید و تجارت مرتبط است، به همین دلیل بازاریابان باید دامنه وسیعی از فعالیت های مصرف کنندگان را مطالعه کنند؛ زیرا این مطالعات راه های متنوعی را پیش روی آن ها می گذارد تا بدین طریق نیازهای مشتریان را ارضا کنند. بنابراین فهم فعالیت مصرف کنندگان مبنای مفیدی برای توسعه استراتژی های بازاریابی فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین خودپنداره با سبک های مصرف، از طریق نقش واسطه ای تبلیغات اثربخش در صنعت مُدوپوشاک زنان در بین زنان شهر اصفهان اجرا شده است.
روش: روش پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث ماهیت داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری آن، کلیه زنان شهر اصفهان بود که به دلیل تعداد نامحدودشان با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران برای جامعه نامحدود، ۴۲۶ نفر از آن ها به روش هدفمند وابسته به معیار برای نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش در دو سطح توصیفی با استفاده از آمارهایی همچون میانگین انحراف معیار و استنباطی و به کمک مدل معادلات ساختاری و تحلیل واریانس تجزیه وتحلیل شد. نرم افزارهای استفاده شده برای این پژوهش، اس پی اس اس و وارپ پی ال اس بود.
یافته ها: یافته های حاصل از فرضیه های پژوهش نشان داد که ابعاد خودپنداره بر انوع سبک مصرف تأثیر دارد و اثربخشی تبلیغات، روی برخی از سبک مصرف ها اثر واسطه ای می گذارد. تبلیغات نیز بر سبک مصرف متفکران نقش واسطه ای داشت که ضریب تأثیر آن 161/0 بود.
نتیجه گیری: در این پژوهش تلاش شد که ارتباط بین خودپنداره با سبک های مصرف، از طریق اثر نقش واسطه ای تبلیغات اثربخش بررسی شود. بر اساس نتایج، سبک مصرف زنان شهر اصفهان در خصوص انتخاب مُدوپوشاک به خودپنداره و تبلیغات بستگی دارد. زمانی که زنان به خود بپردازند و برخویشتنِ خویش واقف شوند، عامل کنترل عاملی درونی می شود و دیگر توان کنترل فراوان عوامل بیرونی را نخواهد داشت. زنانی که خود را شناخته اند و به خودآگاهی رسیده اند با راحتی بیشتری می توانند به تشریح خود و خواسته های خود، چه به گونه کلامی و چه غیرکلامی بپردازند.
ترسیم مختصات الگوی مفهومی تجویز خط مشی های ملّی بر پایه «معنویت، عقلانیت، عدالت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
169 - 204
حوزههای تخصصی:
جوهره خط مشی از وجوه مختلف قابل تحلیل است. از یک منظر خط مشی را می توان یک «انتخاب و تصمیم درست» تعریف کرد. از این رو بُعد تجویزی و قضاوتی در هر خط مشی جزو اجزای مهم و جدایی ناپذیر آن به حساب می آید. حسب این اهمیت، اندیشمندان این حوزه مدل های مفهومی مختلفی را ناظر به پشتوانه هنجاری خود به مثابه الگوی مطلوب جهت انتخاب یک یا مجموعه ای از خط مشی ها ارائه کرده اند. مسئله مهم پژوهش حاضر آن است که انقلاب اسلامی با توجه به مختصات متمایز خود در حوزه های گسترده هنوز از تولید و بکارگیری مدل های تجویزی خط مشی بومی رنج می برد. با توجه به چنین دغدغه ای مقاله پیش رو تلاش دارد با رویکردی اکتشافی و بهره گیری از روش تحلیل مضمون، بیانات و مکتوبات مقام معظم رهبری را در این زمینه واکاوی کند. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که سه گانه «معنویت، عقلانیت و عدالت» پایه و بنیان شکل گیری چنین الگویی است. از محل تقاطع عناصر این سه گان 9 بُعد فرعی «تعیین نقش برای مردم»، «منفعت و حقوق عمومی»، «ظرفیت علمی حل مسأله»، «انسجام و پیوندهای ملّی»، «تبیین زمین درگیری»، «ضابطه و قانون»، «راهبرد درگیری فوق فعال»، «جهاد» و «حجت شرعی» تولید شده اند. این ابعاد از مسیر 3 بازوی تجویزی «نهاد مردم«، «ساختارهای حقوقی» و «سازمان علمی» امکان و ظرفیت پیگیری داشته و در غایت و نهایت خود «اقتدار عادلانه» کشور را دنبال می کنند.