نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۵۵۲ مورد.
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
حوزههای تخصصی:
کمردرد مشکلی شایع و فراگیر در جوامع امروزی است که در حدود 60 تا 80 درصد از تمام بزرگ سالان را در طول زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. راه رفتن، به عنوان مهارتی پایه، بخش عمده ای از فعالیت های روزمرة انسان است. اطلاعات اندکی در مورد ویژگی های راه رفتن در افراد مبتلا به کمردرد، در مقایسه با افراد سالم وجود دارد و تمرینات ثبات دهندة عمقی به عنوان یکی از درمان های مؤثر برای کمردرد مزمن مطرح است؛ از این رو، هدف از تحقیق حاضر بررسی یک دوره تمرینات ثبات دهندة عمقی بر برخی پارامترهای کینماتیک راه رفتن زنان دارای کمردرد مزمن است. 7 زن مبتلا به کمردرد به عنوان گروه تجربی و 9 زن سالم به عنوان گروه کنترل (20- 27 سال) در این مطالعه شرکت کردند. از معیار لبوف و همکاران (1996) برای ارزیابی حاد یا مزمن بودن کمردرد استفاده شد. قبل از دورة تمرینی، پارامترهای کینماتیک، از طریق راه رفتن در مسیری سه متری که دو صفحة نیرو روی آن قرار داشت و مجهز به شش دوربین مادون قرمز بود، اندازه گیری شد (پیش آزمون). برنامة تمرینی ثباتی در دوازده روز متوالی از ساده به مشکل اجرا شد. در نهایت، مجدداً آزمون راه رفتن به عمل آمد (پس آزمون). در مرحلة پیش آزمون بین طول گام زنان سالم و دارای کمردرد تفاوت معنی داری دیده شد (009/0 =P). تفاوت بین سرعت گام و زمان سکون (35/0= P) معنی دار نبود (56/0 =P). در مرحلة پس آزمون در هیچ یک از ویژگی های راه رفتن بین زنان سالم و زنان دارای کمردرد تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0>P)، در حالی که ویژگی های راه رفتن در زنان دارای کمردرد مزمن، قبل و بعد از دورة تمرینی، فقط در طول گام، تفاوتی معنی دار نشان داد ( 004/0 = P). با توجه به نتایج تحقیق، این احتمال وجود دارد که تمرینات ثباتی از طریق کاهش درد، باعث بهبود راه رفتن بیماران مبتلا به کمردرد شود؛ زیرا در این مطالعه طول گام آزمودنی ها بعد از دورة درمان افزایش یافت.
تأثیر نوع کفش بر جذب شوک در دختران با کف پای صاف حین راه رفتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افراد با کف پای صاف با مشکلات ناشی از نیروهای افزایش یافته به ویژه در ناحیة قوس میانی پا، داخل جلوی پا و انگشت شست مواجه هستند. پژوهش های پیشین نشان داده اند کفش ناپایدار، پا را در معرض نیروی اعمالی کمتری قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر، مقایسةسرعت بارگذاری و ضربه در هفت ناحیة کف پا در بین کفش ناپایدار و کنترل در دختران با کف پای صاف حین مرحلة اتکای راه رفتن بود. 16 دختر با کف پای صاف با میانگین جرم 1/6 ± 99/56 کیلوگرم، قد 9/3 ±96/161 سانتی متر و شماره پای 6/0± 43/38) انتخاب شدند. از آزمودنی ها خواسته شد با سرعت مورد نظر روی فوت اسکن که در وسط مسیر حرکت 12 متری جایگذاری شده بود، به طور تصادفی با هر دو کفش راه بروند. حداکثر سرعت بارگذاری و ضربه در هفت ناحیة کف پای راست حین مرحله اتکا اندازه گیری شد. یافته ها نشان داد کفش ناپایدار در حداکثر سرعت بارگذاری در نواحی شست 38%، انگشتان 109%، داخلی جلوی پا 40%، خارجی جلوی پا 3% و پاشنه 212% افزایش معنادار یافت. علاوه براین، افزایش معنادار حداکثر ضربه در انگشتان کوچک 61%،میانی پا 42% وپاشنه 21% در مقایسه با کفش کنترل مشاهده شد. با وجود این، حداکثر ضربه در ناحیة داخلی جلوی پا در کفش ناپایدار 17% کاهش معنا دار یافت. استفاده از کفش ناپایدار می تواند سرعت بارگذاری را افزایش دهد؛ بنابراین، نمی توان این کفش ها را برای جذب شوک در افراد با کف پای صاف توصیه کرد.
اثر بانداژ کشکک بر درد و کنترل وضعیتی پویا در فوتسالیست¬های زن مبتلا به سندرم درد پتلوفمورال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مشکلات و آسیب های زانو، به¬ویژه در میان زنان ورزشکار، سندرم درد پتلوفمورال (PFPS) است که می تواند عملکرد ورزشکاران را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر بانداژ کشکک بر درد و کنترل وضعیتی پویای افراد مبتلا به PFPS و مقایسه آن با گروه غیرمبتلاست. این تحقیق به روش نیمه¬تجربی روی 30 زن ورزشکار نخبه رشته فوتسال با میانگین سن 37/2± 22، قد 9/4±1/163 سانتی¬متر و وزن7/9 ± 76/61 کیلوگرم انجام شد که نیمی از آن¬ها به PFPS مبتلا بودند. نمونه ها به روش هدفمند از میان بازیکنان لیگ دانشگاه تهران انتخاب شدند. تعادل پویا در دو مرحله قبل و بعد از بانداژ، به¬وسیله دستگاه تعادل¬سنج بایودکس در دو سطح بی¬ثباتی کم (6) و زیاد (3) اندازه¬گیری شد. میزان درد در گروه مبتلا حین انجام حرکت اسکات، با استفاده از شاخص دیداری سنجش درد ثبت شد. برای مقایسه داده ها در هر گروه از آزمون t زوجی وابسته و برای مقایسه اثر بهبودی بانداژ بین دو گروه از آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد در گروه مبتلا ،درد قدامی زانو پس از بانداژ کاهش یافت (05/0>P) و تنها شاخص ثباتی قدامی خلقی در هر دو سطح بی¬ثباتی بهبود یافت. در گروه غیرمبتلا، شاخص¬های قدامی خلفی و طرفی در سطح بی¬ثباتی زیاد بهبود یافتند، ولی در سطح بی¬ثباتی کم، تنها شاخص قدامی خلفی بهبود یافت. مقایسه اثر بهبودی بانداژ بین دو گروه، در سطح بی¬ثباتی کم نشان¬دهنده تأثیر بیشتر بانداژ در گروه مبتلا (05/0>P) و نبود تفاوت در سطح بی¬ثباتی زیاد است (05/0<P). دلایل ارتقای تعادل در این تحقیق را می توان به اثر تحریک¬های پوستی بانداژ، اثر کاهش درد، افزایش حس عمقی یا افزایش فعالیت عضله چهارسر نسبت داد. به نظر می رسد این عوامل موجب افزایش ارسال اطلاعات حسی به مراکز کنترل حرکتی می¬شود و ارتقای تعادل را در پی دارند. هرچند بانداژ کشکک توانسته است درد قدامی زانو را کاهش و تعادل پویا را ارتقاء دهد، انجام بررسی های بیشتر لازم به نظر می رسد. همچنین پیشنهاد می شود کاربرد بانداژ کشکک علاوه بر افراد مبتلا، برای پیشگیری در افراد مستعد آسیب نیز استفاده شود.
پیش بینی آسیب های مچ پا و زانو به وسیله آزمون تعادل ایستا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش ورزش، آسیب های ورزشی نیز افرایش یافته است. مطالعات نشان داده اند که یکی از عوامل خطر زا در آسیب های اندام تحتانی، ضعف تعادل است؛ لذا، هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی آسیب های مچ پا و زانو به وسیله آزمون تعادل ایستا بود. جهت انجام پژوهش، 501 ورزشکار حرفه ای زن و مرد به صورت نمونه دردسترس مورد بررسی قرار گرفتند. پیش از شروع فصل ورزشی، آزمون تعادل تک پا از آزمودنی ها اخذ گردید و در انتهای فصل نیز گزارش آسیب های اندام تحتانی از پزشک تیم دریافت شد. براساس نتایج آزمون های تحلیلی خی دو و تحلیل تشخیص مشاهده می شود که بین تعادل ورزشکاران و آسیب های اندام تحتانی ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج بیانگر این هستند که آزمون تعادل تک پا می تواند به عنوان یک آزمون پیش بینی کننده در آسیب های اندام تحتانی مورد استفاده قرار گیرد.
اثر تمرین پلایومتریک، استقامتی و ترکیبی بر نرخ آسیبهای حاد در بازیکنان فوتبال آماتور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل شایع بودن آسیب دیدگی در فوتبال، به روش¬های موثر برای پیشگیری از آن نیاز است. هدف از این پژوهش، مقایسه اثر تمرین پلایومتریک، استقامتی و ترکیبی بر نرخ آسیبهای حاد در فوتبالیست های مرد آماتور بود. 32 فوتبالیست با میانگین سن 72/4 ± 42/25 سال، میانگین قد 1/7 ± 6/177 سانتیمتر و توده بدن 59/6 ± 2/73 کیلوگرم، به صورت تصادفی در یکی از سه گروه تمرین پلایومتریک (11=n)، استقامتی (11=n) و ترکیبی (10=n) قرار گرفتند. تمرین استقامتی شامل چهار نوبت چهار دقیقه ای دویدن اینتروال با شدت 90 تا 95 درصد حداکثر ضربان قلب با سه دقیقه دویدن آرام بین آنها بود. تمرین پلایومتریک شامل نه حرکت پرشی و پرتابی برای سه نوبت با 10 تکرار بود که با شدت کم تا بیشینه انجام گرفت. تمرین ترکیبی هم شامل اجرای هر دو تمرین استقامتی و پلایومتریک در یک جلسه بود که ابتدا تمرین پلایومتریک اجرا شد. آزمودنی¬ها، برنامه¬های تمرین را به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه اجرا کردند. از پرسشنامه گزارش آسیب فولر و همکاران برای جمع آوری داده¬ها استفاده شد. براساس نتایج، آسیب دیدگی در گروه تمرین ترکیبی به طور معناداری کمتر از گروه¬های تمرین پلایومتریک (037/0= (p و استقامتی (002/0= (p و نیز آسیب دیدگی غیربرخوردی در گروه تمرین ترکیبی و پلایومتریک به طور معناداری کمتر از گروه تمرین استقامتی بود )05/0 (p≤، اما تفاوت معناداری در سه گروه تمرین در متغیرهای محل آسیب (290/0= (p، برگشت به بازی(561/0= (p، نوع آسیب (352/0= (pو زمان وقوع آسیب (374/0= (p مشاهده نشد. بنابراین مربیان و پزشکان تیم¬ها باید به تمرینات توانی و پرشی توجه بیشتری داشته باشند.
توصیف برخی از عوامل ترکیب بدنی دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش توصیف برخی از عوامل ترکیب بدنی دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی تهران و مقایسه آن با هنجارهای متداول بود. بدین منظور 200 دانشجو از رشته های مختلف با دامنه سنی 18 تا 26 سال با میانگین وزن 7.57 ±160.24 سانتیمتر, به صورت تصادفی از کلاسهای درس تربیت بدنی انتخاب و شاخص هایی چون درصد چربی, شاخص توده بدن (BMI),شاخص پاندورال (HWR) , نسبت محیط کمر به محیط لگن (WHR) و شاخص توزیع چربی ذر بذت (C-Index) در آنها اندازه گیری و مورد توصیف قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین درصد چربی 4.08 ±24.22 (درصد),شاخص توده بدن 2.70 ±21.22 (کیلوگرم بر مترمربع), نسبت قد به ریشه دوم وزن 0.01±0.42 ( برحسب قد به سانتیمتر و وزن به کیلوگرم) و معادل 0.59 ±12.83 ( قد برحسب اینچ و وزن بر حسب پوند), نسبت محیط کمر به محیط لگن 0.07 ±0.7 و شاخص توزیع چربی در بدن 0.04 ±1.02 می باشد. مقایسه اطلاعات بدست آمده از آزمودنی ها با هنجاریهای متداول نشان داد که آزمودنی¬ها از نظر درصد چربی در طبقه بالای متوسط قرار گرفته و نوعاً مشکلی از بابت تندرسی نداشته اند. از نظر میزانBMI در طبقه قابل قبول و در دامنه کمتر از حد طبیعی قرار گرفتند. از نظر شاخص WHR در طبقه با میزان خطر کم قرار گرفته و خطری آنان را تهدید نمی کند. از نظر شاخص C آزمودنی ها بین حالت دو مخروطی و استوانه ای متغیر می باشند و همچنین در شاخص HWR, افراد در گروه های سنی مختلف در طبقه چاق و لاغر پراکنده بودند. بطور کلی نتایج نشان داد که آزمودنی ها از نظر ترکیب بدنی و شاخص آن دچار مشکلی خاص نبوده و خطرهای وابسته به بهداشت آنان را تهدید نمی کند.
تأثیر وزن کوله پشتی بر تغییرات قلبی - عروقی و تنفسی دانش آموزان نوجوان
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تغییرات پارامترهای قلبی – عروقی و تنفسی در دانش آموزان هنگام حمل کوله پشتی بود. به این منظور 15 دانش آموز پسر (با میانگین سنی 5/0± 53/12 سال، قد 8/1± 7/164 سانتی متر و وزن 6/1± 55 کیلوگرم) به طور داوطلبانه در پژوهش حاضر شرکت کردند. هر آزمودنی، کوله پشتی هایی با اوزان 0، 8، 5/10، 13 درصد وزن بدن خود را به طور تصادفی با سرعت 9/3 کیلومتر بر ساعت و به مدت 15 دقیقه بر روی تریدمیل حمل کرد ضربان قلب (HR)، تهویه دقیقه ای (VE) و تعداد تنفس (FR) به وسیله دستگاه گاز آنالایزر و فشار خون (BP) نیز توسط فشارسنج دیجیتالی در حالت های استراحت، فعالیت (دقیقه 15 ) و ریکاوری (3 دقیقه پس از آزمون راه رفتن) اندازه گیری شد. نتایج آزمون آماری نشان داد که در شرایط 5/10 و 13 درصد وزن بدن،BP و VE در حین حمل و نیز 3 دقیقه پس از حمل به طور معناداری بیشتر از شرایط باری 0 و 8 درصد بود (000/0 = P). همچنین، مقادیر متغیرهای مذکور در شرایط باری 5/10 و 13 درصد، 3 دقیقه پس از حمل، هنوز معناداری بیشتر از سطوح پایه استراحتی بود (000/0 = P) . بین شرایط باری 0 و 8 درصد تفاوت معنی داری در متغیرهای مذکور چه در حین حمل و چه 3 دقیقه پس از آن وجود نداشت. در مقادیر HR و FR آزمودنی ها چه در حین حمل و چه پس از حمل بارهای مختلف، تفاوت معناداری مشاهده نشد. برای اساس نتایج پژوهش حاضر، حمل کوله پشتی معادل 8% وزن بدن تغییرات معنی داری را در پارامترهای تنفسی و قلبی – عروقی دانش آموزان ایجاد نمی کند. ازاین رو می توان آن را به عنوان وزن مطلوب کوله پشتی برای حمل توسط دانش آموزان نوجوان پیشنهاد کرد.
مقایسه امتیازات آزمون های غربال گری حرکتی عملکردی افراد فعال و غیرفعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به ضرورت توجه به غربال گری آسیب ها، هدف مطالعه حاضر مقایسه امتیازات آزمون های غربال گری حرکتی عملکردی افراد فعال و غیرفعال است. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان مرد دانشگاهی در دامنه سنی 18 تا 25 سال تشکیل دادند که از بین آنها 50 دانشجو (25فعال و 25 غیرفعال) انتخاب شدند. از آزمون های غربال گری حرکتی عملکردی کوک برای غربال گری حرکتی عملکردی استفاده شد. بعد از تعیین نرمال بودن نمرات کلی FMS، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل در برنامه SPSS نسخه 16 و در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. طبق یافته های این تحقیق، نمرات کلی FMS در بین افراد فعال و غیرفعال اختلاف معنی داری داشت (001/0P=). نقطه برش برای همه آزمودنی ها برابر 17 به دست آمد. نمرات آزمون های تحرک پذیری شانه و بالا آوردن فعال پا در افراد فعال و غیرفعال اختلاف معنی داری نداشت، اما نمرات پنج آزمون دیگر اختلاف معنی داری نشان داد. این مطالعه آینده نگر نشان می دهد که با توجه به نمره کلی FMS، افراد غیر فعال نسبت به افراد فعال درمعرض آسیب دیدگی بیشتری قرار دارند. نمره کلی FMS یک پیش بینی کننده آسیب در افراد فعال و غیرفعال است.
تعیین فراوانی و سبب شناسی آسیب های ورزشی پسران ژیمناست نخبه در سطح لیگ برتر و دسته یک باشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین فراوانی و سبب شناسی آسیب های ورزشی ژیمناست های مرد نخبه در سطح لیگ برتر و دسته یک باشگاه های ایران بود. این پژوهش از نوع تحقیقات زمینه یابی، با بهره گیری از شیوه مطالعه ی گذشته نگر می باشد. نمونه ی آماری پژوهش شامل 42 ژیمناست با ویژگی سن: 09/9 ± 45/19 سال، قد: 58/5 ± 05/170 سانتی متر، وزن: 61/5 ± 5/63 کیلوگرم، BMI: 82/1 ± 97/21 کیلوگرم مترمربع و نیز سابقه ی ورزشی 15/3 ± 9/12 سال بودند. اطلاعات پژوهش از طریق پرسشنامه ی محقق ساخته با ضریب پایایی 85/0 جمع آوری شد. پرسشنامه ی ثبت آسیب های ورزشی شامل سه بخش: جمعیت شناسی با شش سؤال، سبب شناسی با 15 سؤال و جدول تعیین فراوانی آسیب ها در شش وسیله بود. داده ها با نرم افزار SPSS ویرایش 15 به کمک روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در حرکات زمینی و پرش خرک اندام تحتانی به ترتیب با 5/43 و 3/79 درصد و نیز در خرک حلقه، دارحلقه، پارالل و بارفیکس اندام فوقانی به ترتیب با 1/61، 9/61، 8/65، 1/67 درصد و هم چنین در مجموع شش وسیله اندام فوقانی با 1/54 درصد بیشترین درصد فراوانی محل آسیب ها را به خود اختصاص دادند. ژیمناست ها اظهار کردند که مهم ترین سبب، آسیب هایشان استفاده نکردن از وسایل کمک آموزشی و خستگی بود؛ بنابراین با در نظر گرفتن این ریسک فاکتورها می توان احتمال وقوع آسیب ها را کاهش داد.
اثر تمرین مقاومتی یکطرفه و بی تمرینی بر سازگاریهای عصبی عضو تمرین نکرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این تحقیق بررسی آثار تمرین مقاومتی یکطرفه و بی تمرینی بر سازگاریهای عصبی عضو تمرین نکرده طرف مقابل بود. 20 آزمودنی مرد سالم با سن 1.63± 20.35 سال، قد 3.47± 173.15سانتی متر و وزن 5.53 ± 72.6 که هیچ گونه سابقه آسیب در مفصل زانو، مچ پا، تاندونها و عضلات پلانتار فلکسور نداشتند، انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تجربی (10نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی، تمرین قدرتی را روی عضلات پلانتار فلکسور عضو غیر برتر، سه بار در هفته و به مدت هشت هفته اجرا کردند. انتگرال الکترومیوگرافی (IEMG) هنگام حداکثر انقباض ارادی (MVC) از گروه عضلات سه سرساقی که شامل: عضلات نعلی و دوقلو (عضلات موافق)، عضله درشت نئی قدامی (عضله مخالف) و MVC عضلات پلانتار فلکسور هر دو پای برتر و غیر برتر بودند در پیش آزمون، پس آزمون و پس از بی تمرینی اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز واریانس یک طرفه و اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 0.05?P استفاده شد. نتایج تحقیق نشان دادند که افزایش معناداری در حداکثر فعالیت EMG گروه عضلات سه سر ساقی، MVC عضلات پلانتار فلکسور و کاهش معناداری در حداکثر فعالیت EMG عضله مخالف (درشت نئی قدامی) به دنبال هشت هفته تمرین در هر دو پای تمرین کرده و تمرین نکرده مشاهده شد، در صورتی که در گروه کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت. همچنین، تغییرات معناداری در MVC و IEMG در عضو تمرین نکرده طرف مقابل در گروه تجربی بعد از بی تمرینی مشاهده نشد، اما کاهش معناداری در عضو تمرین کرده وجود داشت. نتایج کلی تحقیق نشان دادند که تمرینهای قدرتی یک طرفه سبب افزایش قدرت ایزومتریکی پلانتارفلکسورهای مچ پا و توسعه سازگاریهای عصبی درون عضلانی و میان عضلانی نه فقط در عضو تمرین کرده بلکه در عضو تمرین نکرده طرف مقابل نیز شدند. نتایج این تحقیق نشان دادند که سازوکارهایی که تحت آنها انتقال متقاطع قدرت عضلانی صورت می گیرند، ممکن است که به واسطه فاکتورهای عصبی مرکزی توضیح داده شوند، اما توجیه این سازوکار به دنبال بی تمرینی تنها به واسطه این فاکتورها قابل توجیه نیست.
تأثیر تمرینات توپ سوئیسی بر بهبود کارکرد حسی- حرکتی سه پسر اوتیستیک، پژوهش موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و مطالعه تأثیر تمرینات با توپ سوئیسی بر بهبود کارکرد حسی- حرکتی سه پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. در این پژوهش از روش مورد منفرد استفاده شد. سه شرکت کننده دچار اختلالات طیف اوتیسم تمرینات توپ سوئیسی را به مدت نه هفته انجام دادند. تغییر در نمره های خرده آزمون حیطه حسی- حرکتی از طریق آزمون عصب روان شناختی نپسی در طول مداخله و دو هفته پس از پایان مداخله در توالی های یک هفته ای اندازه گیری شد و در پایان پس از دو ماه دوباره از شرکت کنندگان آزمون گرفته شد. مداخله مورد نظر در مورد هر سه شرکت کننده اثربخش بود (با PND 100% برای شرکت کننده اول و 78/77 درصد برای شرکت کننده های دوم و سوم) و این کاهش دو هفته پس از مداخله پایدار ماند. یافته های پژوهش نشان داد تمرینات با توپ سوئیسی موجب بهبود چشمگیر کارکرد حسی- حرکتی پسران مبتلا به اوتیسم می شود.
زاویه قوس کیفوز، سر به جلو و دامنه حرکتی مفصل شانه در هندبالیست های نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود ورزشکار به سطوح حرفه ای فعالیت ممکن است با بروز ناهنجاری هایی همراه باشد که بسته به نوع فعالیت ورزشی متغیر است. وضعیت های سر به جلو، ناراستایی های شانه و ستون فقرات از عمده انحرافات قامتی در ورزشکاران دارای فعالیت های حرکتی بالای سر است. این ناراستایی ها ورزشکار را مستعد آسیب می کند. این تحقیق روی 68 نفر از بازیکنان تیم های مس کرمان، ستاره فروغ کرمان و ثامن الحجج مشهد که به صورت در دسترس انتخاب شدند، انجام گرفت. نمونه های تحقیق به دو گروه آسیب دیده (40N=، سن 43/4±27/24سال، قد24/7±.55/186 سانتی متر، وزن06/10±17/85 کیلوگرم) و سالم (28N=، سن82/3±85/23 سال، قد 36/8± 67/183سانتی متر، وزن 27/9±32/82 کیلوگرم) براساس معیارهای حذفی تقسیم شدند. برای ارزیابی وضعیت سر به جلو از گونیامتر، به منظور ارزیابی کیفوز از خط کش منعطف و برای ارزیابی دامنه حرکتی از انعطاف سنج جاذبه ای لیتون استفاده شد. همچنین برای بررسی وضعیت آسیب از فرم ثبت آسیب خود گزارشی ورزشکار استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار20spss و آزمون آماری t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون (05/0P≤) تجزیه وتحلیل شد. نتایج تحقیق اختلاف معناداری را در زاویه قوس کیفوز (013/0P≤) و سر به جلو (001/0P≤) در هندبالیست های سالم و آسیب دیده نشان داد. همچنین بین زاویه قوس کیفوز و دامنه حرکتی چرخش داخلی دست برتر (72/0r= ؛001/0P≤) و خارجی دست برتر (48/0-r= ؛002/0P≤)، چرخش داخلی دست غیر برتر (79/0r=؛ 001/0 P≤)، چرخش خارجی دست غیر برتر (42/0-r=؛ 038/0P≤) و مفصل شانه هندبالیست های آسیب دیده اختلاف معناداری مشاهده شد. با توجه به نتایج این تحقیق درمی یابیم که ورود ورزشکار به ورزش حرفه ای و همچنین تمرین مکرر مهارت های خاص ممکن است موجب بروز ناهنجاری های قامتی و آسیب دیدگی در ورزشکار شود که این ناهنجاری ها سبب تغییر کینماتیک مفاصل می شوند.
تأثیر و ماندگاری کوتاه مدت یک دوره تمرین ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویای کودکان دارای تأخیر در رشد تعادل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر و ماندگاری تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویای کودکان دارای تأخیر در رشد تعادل بود. بدین منظور 30 دانش آموز پسر پایه اول دبستان (با میانگین سنی 5/8 سال) از میان 162 نفر اولیه با خرده آزمون های تعادلی تبحر حرکتی بروینینکس- اوسرتسکی (BOT-2) غربال شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و تجربی (15 نفر) گمارده شدند. گروه کنترل برنامه عادی تمرینات کلاس ورزش را داشتند. قبل از اجرای برنامه تمرینی ثبات مرکزی، تعادل ایستای آزمودنی ها با تست رومبرگ و تعادل پویا با تست وای مورد سنجش قرار گرفت. گروه تجربی تمرین ثبات مرکزی را برای هشت هفته انجام دادند و تعادل ایستا و پویای آنان اندازه گیری شد. سپس جهت پی گیری ماندگاری کوتاه مدت اثر تمرین، آنان تمرین را برای چهار هفته متوقف کردند و متغیرهای مورد نظر دوباره اندازه گیری شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس یک طرفه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از تأثیر معنادار تمرین ثبات مرکزی بر عملکرد تعادل در گروه آزمایشی بود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری نمود که برنامه تمرینی ثبات مرکزی دارای اثرات کوتاه مدتی بر عملکرد حرکتی کودکان می باشد. یکی از پیشنهادات این پژوهش این است که این گونه برنامه های تمرینی جهت افزایش قابلیت حرکتی کودکان به ویژه تعادل استفاده شود.
اثر خستگی موضعی عضلات چهارسر رانی بر فعالیت الکترومایوگرافی برخی عضلات اطراف زانو در مرحلة استانس راه رفتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تعیین تأثیر خستگی موضعی عضلات چهارسر ران بر پارامترهای الکترومایوگرافی مرحلة استانس راه رفتن بود. به این منظور 12 مرد فعال (سن 27/2±5/24 سال، وزن 61/4±8/75 کیلوگرم، قد 46/6±6/178 سانتی متر) انتخاب شدند. برای ایجاد خستگی عضلات چهارسر ران از دستگاه Leg extension با بار 50 درصد یک تکرار بیشینه استفاده شد. فعالیت الکترومایوگرافی سطحی عضلات راست رانی، پهن خارجی، پهن داخلی، دوسررانی، نیم وتری، دوقلوی داخلی و درشت نیی قدامی هنگام راه رفتن قبل و بعد از اجرای پروتکل خستگی ثبت شد. از روش آماری t همبسته برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد بعد از خستگی موضعی، فعالیت عضلات مورد بررسی در مرحلة استانس راه رفتن کاهش یافته است. از این تحقیق می توان نتیجه گرفت که خستگی عضلات چهارسر ران با کاهش فعالیت دیگر عضلات و به ویژه همسترینگ همراه است که ممکن است سبب کاهش ثبات مفصل زانو در مرحلة استانس راه رفتن و در نتیجه احتمال آسیب دیدگی مفصل زانو شود.
رابطه بین ناهنجاری زانوی پرانتزی با اجرای برخی آزمون های آمادگی جسمانی– حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ناهنجاری زانوی پرانتزی و اجرای برخی آزمون های آمادگی جسمانی– حرکتی است. برای انجام این تحقیق، 60 فوتبالیست نوجوان با میانگین سن 78/0 ±2/15 سال، وزن 39/3 ±9/58 کیلوگرم و قد 21/6 ±166 سانتی متر انتخاب شدند. برای ارزیابی وضعیت بدنی آزمودنی ها از روش کندال و خط شاقولی استفاده شد. ناهنجاری زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس اندازه گیری و ثبت شد. همچنین برای بررسی اجرای آزمودنی ها از آزمون اسکوات روی یک پا و به¬دست آوردن حداکثر فاصله، بیشترین فاصله به¬دست آمده از پرش روی یک پا (لِی¬لِی)، انجام سه پرش متوالی روی یک پا و به دست آوردن بیشترین فاصله، پرش عمودی و آزمون تی استفاده شد. برای بررسی اختلاف آزمون ها در دو گروه تحقیقی از t مستقل استفاده شد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، اختلاف معنی داری بین دو گروه، در اجرای آزمون ها یافت نشد (پرش عمودی (005/0P=)، اسکوات روی یک پا و به¬دست آوردن حداکثر فاصله (019/0P=)، بیشترین فاصله به¬دست آمده از پرش روی یک پا (011/0P=)، انجام سه پرش متوالی روی یک پا و به¬دست آوردن بیشترین فاصله (008/0P=) و آزمون تی (003/0P=)). نتایج تحقیق نشان می¬دهد وضعیت بدنی در متغیرهای اجرا در فوتبالیست ها تأثیرگذار است و ناهنجاری زانوی پرانتزی می تواند باعث تضعیف اجرا شود.
اثر پیچ خوردگی یک جانبة مچ پا بر آزمون های عملکردی - اجرایی و تعادل پویا و ایستای فوتبالیست ها و والیبالیست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر پیچ خوردگی یک جانبة مچ پا بر آزمون های عملکردی - اجرایی و تعادل پویا و ایستای فوتبالیست ها و والیبالیست هاست. بدین منظور 42 فوتبالیست و والیبالیست، در دو گروه سالم و آسیب دیده، در این پژوهش شرکت کردند. برای برآورد نقص های عملکردی - اجرایی در اجرا، از آزمون جهش به شکل هشت لاتین و جهش جانبی استفاده شد. رکورد آزمودنی ها، با استفاده از کرونومتری با دقت 01/0 ثانیه ثبت شد. برای برآورد تعادل آزمودنی ها آزمون تعادلی ستاره در هشت جهت و آزمون تعادل ایستا بهکار گرفته شد. به منظور مقایسة بین گروه ها از آزمون تحلیل واریانس چندراهه (2 رشتة ورزشی × 2 گروه) و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد تعادل پویای ورزشکاران در همة جهت های آزمون ستاره در افراد اسپرین به طور معنی داری کمتر از افراد سالم است (05/0>p). همچنین بین امتیازات آزمون جهش به شکل هشت لاتین، جهش جانبی و تعادل ایستای در ورزشکاران گروه آسیب دیده و گروه سالم تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بنابراین، پزشکان، متخصصان طب ورزشی، فیزیوتراپ ها، مربیان و تمام افرادی که به نوعی با سلامتی ورزشکار در ارتباط اند می توانند به منظور پیشگیری، درمان و توان بخشی پیچ خوردگی مچ پا از نتایج این تحقیق استفاده کنند.