طاهر افشارنژاد

طاهر افشارنژاد

مدرک تحصیلی: استادیار فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه شمال

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

اعمال سرمای موضعی به عنوان یک تکنیک جدید کاهش جریان خون: بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی با اعمال سرمای موضعی بر ضخامت، قدرت و فعال سازی عضلات اکستنسور ران

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۱
فواید بالقوه اعمال سرمای موضعی درطول تمرین شامل کاهش جریان خون، به تأخیرانداختن خستگی و اثرهای ضددرد هستند. هدف این پژوهش، بررسی اثر هشت هفته اعمال سرمای موضعی درطول تمرینات مقاومتی بر قدرت عضلانی، هایپرتروفی و فعال سازی عضلات اکستنسورزانو بود. در این مطالعه تجربی، دوازده مرد و زن فعال (با میانگین سنی 5/3 ± 1/24 سال، وزن 8/18 ± 3/69 کیلوگرم و قد 7/12 ± 2/175سانتی متر) به طور مساوی به دو گروه تمرین مقاومتی ( RT ) و تمرین مقاومتی- سرمای موضعی ( RT-Cold ) تقسیم شدند. هر دو گروه، هشت هفته تمرین مقاومتی پیش رونده (دو حرکت پرس پا و جلو پا، چهار ست، 12-6 تکرار، 85-70 درصد یک تکرار بیشینه، سه جلسه در هفته) انجام دادند. از یک دستگاه کرایوکاف با دمای مختلف (25 درجه برای RT و 10 درجه برای RT-Cold ) برای اعمال سرما روی ران آزمودنی ها به مدت 25 دقیقه قبل و درطی تمرین استفاده شد. قدرت دینامیک ( 1RM )، سطح مقطع عضلات اکستنسورران ( CSA ) و میزان فعال سازی این عضلات ( RMS نرمالیزه شده الکترومیوگرافی) در شروع پژوهش و پس از هشت هفته اندازه گیری شدند. تفاوت بین دو گروه با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری P 0.05 تجزیه وتحلیل شد. افزایش قدرت دینامیک ( 1RM ) تفاوت معنا داری بین دو گروه RT و RT-Cold ندارد. درمورد فعال سازی عضلانی، هیچ تفاوت معنا داری بین میانگین RMS عضلات اکستنسورران بین دو گروه وجود ندارد. اندازه گیری التراسوند نشان داد که میزان CSA عضو سرمادیده گروه RT-Cold به طور معنا داری بیش از گروه RT است. این نتایج نشان می دهد که سردکردن موضعی عضلات باعث افزایش هایپرتروفی ناشی از تمرین مقاومتی می شود؛ درحالی که این تکنیک بر قدرت و فعال سازی عضلات بی تأثیر است.
۲.

اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر سطوح هورمون جنسی متصل به گلوبولین در زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان

کلید واژه ها: سرطان پستانفعالیت ورزشی ترکیبیهورمون جنسی متصل به گلوبولین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۶ تعداد دانلود : ۵۷۲
تحقیقات نشان داده اند که کاهش سطوح هورمون جنسی متصل به گلوبولین (SHBG)، ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن را در زنان یائسه افزایش دهد. هدف این پژوهش بررسی اثر 15 هفته فعالیت ورزشی ترکیبی بر سطوح SHBG در زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود. به این منظور 29 زن یائسه مبتلا به سرطان پستان به دو گروه تجربی (میانگین سن 21/6 ± 14/57 سال) و کنترل (میانگین سن 43/6 ± 33/57 سال) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته، هر هفته 4 جلسه (2 جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به فعالیت ورزشی پرداختند. در این مدت گروه کنترل در هیچ برنامه فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. وزن بدن،BMI،WHR و سطوح سرمی SHBG پیش و پس از 15 هفته اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA)انجام گرفت (05/0p). یافته های پژوهش حاضر حاکی از اثر معنی-دار فعالیت ورزشی ترکیبی بر وزن بدن،BMI و سطوح سرمی SHBGزنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود (05/0p< ). در گروه تجربی، پس از 15 هفته، وزن بدن و BMI به طور معنی دار کاهش و سطوح سرمی SHBG به طور معنی دار افزایش یافته بود. ازآنجا که افزایش سطوح سرمی یا پلاسمایی SHBG، خطر ابتلا به سرطان پستان و یا بازرخداد آن را کاهش می دهد، فعالیت ورزشی ترکیبی همزمان با درمان سرطان پستان ممکن است با افزایش سطوح SHBG خطر بازرخداد آن را کاهش دهد.
۳.

تعیین عوامل روان شناختی مرتبط با ناتوانی جسمی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن

کلید واژه ها: ناتوانی جسمیکمردرد مزمنعوامل روان شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷۲ تعداد دانلود : ۸۵۸
مقدمه: کمردرد مزمن یکی ازشایع ترین و چالش برانگیزترین جلوه های درد در افراد بزرگسال است. در این میان عوامل روان شناختی در ایجاد و تداوم ناتوانی جسمی و محدودیت عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن با اهمیت قلمداد شده اند. هدف این پژوهش تعیین عوامل روان شناختی مرتبط باناتوانی جسمی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بود. روش: پژوهش حاضر دارای طرحی مقطعی و از نوع همبستگی بود که در آن 279 بیمار (81 مرد، 198 زن) واجد شرایط مبتلا به کمردرد مزمن بیش از3 ماه (با میانگین سنی 77/11 ± 77/44 سال) که به کلینیک تخصصی و فوق تخصصی جراحی اعصاب بیمارستان پورسینای شهرستان رشت مراجعه کرده بودند، به شیوه نمونه گیری غیر احتمالی و پیاپی انتخاب شدند. کلیه بیماران ابتدا پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مرتبط با کمردرد را تکمیل نمودند و سپس توسط مقیاس ناتوانی رولند و موریس، مقیاس پیوسته بصری، مقیاس ترس از حرکت، خرده مقیاس فاجعه انگاری پرسشنامه راهبردهای مقابله، مقیاس افسردگی استانفورد و مقیاس خوداثربخشی درد مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل های همبستگی نشانگر ارتباط معنی دار بین ناتوانی جسمی با همه متغیرهای پیش بین بود. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام نشان داد عوامل روان شناختی 52% از واریانس ناتوانی جسمی را تبیین می نماید. در مدل نهایی سطوح بالاتر باورهای خوداثربخشی، شدت درد، تحصیلات و ترس مرتبط با درد که حاصل از نمره مرکب مقادیر دو مقیاس فاجعه انگاری و ترس از حرکت بود، به طور معنی داری توانستند شدت ناتوانی جسمی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که قطع نظر از عوامل جمعیت شناختی رابطه ی نسبتاً قوی بین عوامل روان شناختی و ناتوانی جسمی وجود دارد. بنابراین متخصصان بالینی می بایست نسبت به اثرات قدرتمند باورهای خوداثربخشی، ترس مرتبط با درد، شدت درد و میزان آگاهی بیماران از بهداشت ستون فقرات خود در کاهش و مدیریت ناتوانی جسمی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن آگاه باشند. برخی دلالت های بالینی و رهنمودهای پژوهشی حاصل از این نتایج، جهت پیشگیری و کنترل ناتوانی جسمی در این بیماران مورد بحث قرار گرفته است.
۴.

اثرات ماساژ پیش از فعالیت و گرم کردن بر خستگی عصبی - عضلانی عضلة گاستروکنمیوس در طول انقباض وامانده ساز

کلید واژه ها: گرم کردنماساژ پیش از فعالیتخستگی عصبی- عضلانیانقباض وامانده ساز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۴ تعداد دانلود : ۴۷۶
هدف از این تحقیق مقایسه اثر ماساژ و گرم کردن پیش از فعالیت بر خستگی عصبی- عضلانی عضله گاستروکنمیوس در طول انقباض ایزومتریک زیربیشینه بود. طرح تحقیق از نوع اندازه گیری مجدد بود. 15 مرد سالم بدون سابقه آسیب دیدگی اندام تحتانی و تمرین منظم برای این تحقیق داوطلب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی برای اجرای یک پروتکل گرم کردن یا ماساژ تخصیص یافتند. این فرآیند چند روز بعد تحت شرایط دیگر تکرار شد. انقباض وامانده ساز شامل50 تکرار ایستادن روی پنجه پا و بلافاصله 60 ثانیه انقباض ایزومتریک پلانتار فلکشن مچ پا بود. فرکانس میانه(MF)، فرکانس توان میانگین(MPF)، نرخ تقاطع صفر (ZCR) و میانگین الکترومیوگرافی (AEMG)، از سیگنال های الکترومیوگرافی ثبت شده از عضلات گاستروکنمیوس داخلی و خارجی پای غیربرتر، در طول انقباض ایزومتریک پلانتار فلکشن مچ پا مورد محاسبه قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه (2×12، شرایط×زمان) و آزمون t وابسته در سطح معنی داری P≤0.05 استفاده شد. در بخش خارجی عضله گاستروکنمیوس، تحت شرایط ماساژ، تمام شاخص های خستگی کاهش را نشان داد، اما پس از گرم کردنMF، MPF و ZCR افزایش یافت. در بخش داخلی عضله، در هر دو شرایط، تغییر قابل ملاحظه ای رخ نداد. به طور کلی تفاوت معنی داری در MF وMPF بین گرم کردن با ماساژ وجود داشت. یافته های این تحقیق از ماساژ پیش از فعالیت به واسطه بالا بردن مقادیر پایه MF و MPF حمایت می کند. همچنین ورزشکاران را جهت به تأخیر انداختن خستگی عصبی- عضلانی تشویق به گرم کردن فعال می کند.
۵.

اعتباریابی نسخه ی فارسی مقیاس خوداثربخشی درد: تجربه ی روان سنجی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن

تعداد بازدید : ۹۶۶ تعداد دانلود : ۴۵۲
مقدمه: مقیاس خوداثربخشی درد، اطمینان بیماران را از توانایی انجام فعالیت های روزمره با وجود درد، ارزیابی می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه ی فارسی مقیاس خوداثربخشی درد در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن (CLBP) بود. روش کار: مطالعه ی حاضر، توصیفی و از نوع اعتبارسنجی بود. در آن 160 نفر از بیماران مبتلا به CLBP که در سال 1388 به بیمارستان پورسینای شهرستان رشت مراجعه کرده بودند، به شیوه ی نمونه گیری پیاپی انتخاب شدند. ساختار عاملی مقیاس خوداثربخشی درد توسط تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی گردید. هم چنین همسانی درونی، پایایی بازآزمایی، اعتبار پیش بین و سازه (واگرا و همگرا) این مقیاس نیز مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور آزمودنی ها مقیاس پیوسته ی بصری، پرسش نامه ی ناتوانی رولند-موریس، فرم کوتاه مقیاس افسردگی، مقیاس تامپای ترس از حرکت و پرسش نامه ی راهبردهای مقابله را تکمیل کردند. یافته ها: همسانی درونی مقیاس عالی بود (91/0=α)، ضریب پایایی بازآزمایی 73/0 و ضریب همبستگی گویه-نمره ی کل برای هر یک از گویه ها در دامنه ی 73/0 تا 78/0 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی بیانگر استخراج عامل خوداثربخشی درد بود که 16/65 درصد از کل واریانس را با حداقل بارعاملی 73/0 تبیین می نمود. هم چنین نمرات مقیاس خوداثربخشی نسبت معنی داری از واریانس نمرات آزمون های ترس از حرکت، افسردگی، ناتوانی و راهبردهای مقابله را حتی پس از کنترل اثرات مخدوش کننده احتمالی سن، شدت و مدت درد و مدت مصرف دارو پیش بینی کرد و در جهات مورد انتظار با آن ها همبسته بود. نتیجه گیری: نسخه ی فارسی مقیاس خوداثربخشی درد ویژگی های روان سنجی رضایت بخشی دارد و می تواند در موقعیت های بالینی و پژوهشی در بیماران CLBP به کار رود.
۶.

ارتباط ترس از حرکت و شدت درد با ناتوانی جسمی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن

کلید واژه ها: کمردرد مزمنترس از حرکتشدت دردناتوانی جسمانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات جنسی اختلال های کنشی جنسی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
تعداد بازدید : ۱۴۹۲ تعداد دانلود : ۷۱۷
هدف: شواهد روزافزونی وجود دارد که در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، ترس از حرکت می تواند به اندازه شدت درد ناتوان کننده باشد. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین ترس از حرکت و شدت درد با ناتوانی جسمی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن و تأثیر عواملی چون سابقه کمردرد، سن و جنسیت بر این ارتباط صورت گرفت. روش بررسی: در این تحقیق تحلیلی و مقطعی، ۱۹۴ بیمار با سابقه کمردرد مزمن بیش از ۳ ماه، که در یک دوره چهار ماهه به هفت کلینیک شهر رشت مراجعه کرده بودند، به روش تمام شمار انتخاب و با استفاده از مقیاسهای درجه‌بندی عددی شدت درد، ناتوانی جسمانی رولند و موریس، ترس ازحرکت تمپا و پرسشنامه مشخصات جمعیت‌شناختی، اطلاعات لازم از آنها اخذ و با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره، تحت تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معناداری بین ناتوانی با ترس از حرکت، شدت درد و سن (۰/۰۰۱>P) و همچنین مدت ابتلا به کمردرد (۰/۰۳۶=P) وجود داشت که البته این روابط بین زنان و مردان متفاوت نبود. در مدل رگرسیون چند متغیره اجرا شده، ترس از حرکت و شدت درد، پیش‌بینی‌کننده‌هایی قوی برای ناتوانی بوده و تفاوتی بین آنها یافت نشد. سپس مدل پیش بینی با افزودن متغیرهای سن، جنسیت و مدت ابتلا انجام شد که ترس از حرکت و شدت درد در پیش بینی ناتوانی برتر از سایر متغیرها بودند. در میان ویژگیهای جمعیت‌شناختی تنها سن دارای ضریب بتای معناداری در پیش‌بینی ناتوانی جسمی بود (۰/۰۰۲=P). نتیجه گیری: ترس از حرکت، شدت درد و سن از عوامل مهم و مؤثر بر میزان ناتوانی ادراک شده در افراد مبتلا به کمردرد مزمن هستند. بنابراین جهت به حداقل رساندن ناتوانی، علاوه بر کاهش شدت درد، می توان به بیماران دچار ترس از حرکت، روش های درمانی را که بر کاهش این ترس تمرکز دارند پیشنهاد کرد.
۷.

ارزشیابی مسابقات علمی - تخصصی معلمان تربیت بدنی و تاثیر آن بر عملکرد حرفه ای

کلید واژه ها: عملکرد شغلیمعلم تربیت بدنیمسابقات علمی- تخصصی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۵ تعداد دانلود : ۵۵۵
مسابقات علمی- تخصصی معلمان تربیت بدنی، یکی از روش های آموزشی و انگیزشی ضمن خدمت است که هرساله در سه مرحله شهرستانی، استانی و کشوری برگزار میشود. این مسابقات شامل دو بخش علمی و عملی بوده، و هدف تحقیق حاضر بررسی ارزشیابی این مسابقات و تأثیر آن بر عملکرد حرفه ای معلمان تربیت بدنی بوده است. شرکتکنندگان در مرحله کشوری بیستمین دوره این مسابقات (تعداد 805 نفر) به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. برای جمع آوری اطلاعات در ارتباط با بخشی از اهداف تحقیق از سه پرسشنامه استفاده شد و برای این منظور تعداد 621 نفر به عنوان نمونه تحقیق در گروه های 197 نفر، 201 نفر و 223 نفر، تعداد سه پرسشنامه را تکمیل کردند. در نمونه گیری از میان 30 استان کشور، معلمان هر 10 استان به طور تصادفی یکی از پرسشنامه ها را تکمیل کردند. پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ بیشتر از 9/0 محاسبه شد. داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف یک گروهی، آزمون t، یو من ویتنی، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن در سطح معنیداری 05/0P≤ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داده است که بین میزان شرکت در این مسابقات و عملکرد معلمان تربیت بدنی، ارتباط معنیداری وجود ندارد (099/0=r و 223/0=p). از نظر معلمان تربیت بدنی شرکت در مسابقات بر متغیر های شغلی معلمان تأثیر معنیداری دارد (68/081/3=x و 651/4=z و 001/0=p). بین میزان انگیزش شرکت در مسابقات علمی- تخصصی و شرکت در کلاس های آموزش ضمن خدمت تفاوت معنیداری وجود داشته است (182/6=t و 001/0=p) و معلمان امکانات رفاهی مناسب، توجه به وضعیت اجرایی مسابقات و مفاد آزمون ها، فراهم کردن نتایج و جوایز قابل ملاحظه و زمینه برای اثربخشی مسابقات بر عملکرد حرفه ای را از عوامل مؤثر بر میزان انگیزش شرکت خود در این مسابقات معرفی کرده اند. در ارزشیابی آزمون های عملی، پایایی آزمون ها به روش آزمون- آزمون مجدد بررسی شد و میزان آن در مردان در دامنه 59 تا 67 صدم قرار داشت (001/0=p). این میزان در زنان، در دامنه 62 تا84 صدم قرار داشته است (001/0=p). بیشتر آزمون های عملی با ضریب همبستگی10 تا 53 صدم با یکدیگر همبستگی معنیداری دارند (001/0=p).
۸.

ارزشیابی سیستم ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی

تعداد بازدید : ۲۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۷۱
هدف از تحقیق حاضر، ارزشیابی سیستم ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی به منظور رفع برخی از نواقص این سیستم است. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری خوشه ای تصادفی 310 معلم تربیت بدنی به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب و برگه های ارزشیابی عملکرد آنها بررسی شد. برای بررسی اعتبار عوامل ارزشیابی، خطای ارزشیابی، ارتباط درونی بین عوامل ارزشیابی و مقایسه تفاوت بین معلمان زن و مرد، به ترتیب از آزمون های آلفا کرونباخ، کلموگروف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و U مان ویتنی استفاده شد (در سطح معناداری 05/0 P?). یافته های تحقیق نشان داد، اعتبار عوامل ارزشیابی معلمان تربیت بدنی در دو عامل اصلی (عوامل عملکردی و عوامل فرایندی) برابر 16/0 است، که خیلی ضعیف است. بررسی توزیع نمره ها در ارزشیابی عملکرد معلمان نشان داد که ارزیاب ها دچار خطای نرمش و ارفاق شدند. همبستگی بین عوامل عملکردی و فرایندی معلمان معنادار بود (41/0 P=). با وجود معنادار بودن همبستگی بین عوامل، این مقدار همبستگی برای حذف یکی از عوامل کافی نبود. همبستگی بین عوامل عملکردی و فرایندی با نمره نهایی ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی به ترتیب 56/0، 85/0 به دست آمد که معنادار بود (000/0 P=). این موضوع نشان می دهد که هر یک از عوامل ارزشیابی به درستی معلمان را مورد ارزشیابی قرار می دهند. همبستگی بین نمره های ارزشیابی معلمان تربیت بدنی با میزان تشویق و اصلاح به ترتیب 036/0، 028/0 به دست آمد که معنادار نبود، بدین معنی که معلمان تربیت بدنی نسبت به نمره هایی که دریافت کردند، مورد تشویق و اصلاح قرار نگرفتند. تفاوت معناداری بین نمره های ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی مرد و زن وجود نداشت. همچنین معلمان تقریباً به یک اندازه مورد تشویق و اصلاح قرار گرفتند. تفاوت بین نمره ارزشیابی عملکرد معلمان تربیت بدنی دوره راهنمایی و متوسطه معنادار بود، بدین صورت که معلمان دوره راهنمایی نمره بهتری دریافت کرده بودند، ولی تفاوت معناداری بین این دو گروه از معلمان در عوامل تشویق و اصلاح مشاهده نشد.
۹.

مقایسه فعالیت الکتریکی عضلات شکمی و تا کننده های ران در وضعیت های مختلف از حرکات دراز و نشست و کرانچ

کلید واژه ها: عضلات شکمیدراز و نشستعضلات تا کننده رانفعالیت الکتریکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۸ تعداد دانلود : ۵۰۵
هدف پژوهش حاضر عبارت است از بررسی میزان فعالیت الکتریکی عضلات شکمی و تاکننده های ران در وضعیتهای مختلف از حرکات دراز و نشست و کرانچ. آزمودنیهای این پژوهش را 15 داوطلب مرد سالم 4/1+52/21 سال، قد 86/5+3/175 سانتی متر،وزن 2/6+4/73 کیلوگرم، و چربی بدن 1/2+4/12 ، بدون سابقه بیماریهای عصبی، کمر درد...
۱۰.

رابطه آموزش های ضمن خدمت با خودکارآمدی معلمان تربیت بدنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۱ تعداد دانلود : ۷۵۳
هدف از این تحقیق، بررسی رابطه آموزش های ضمن خدمت با خودکارامدی معلمان تربیت بدنی بود. بدین منظور، 242 نفر (134 مرد و 108 زن) از معلمان تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی براساس جدول مورگان به طور تصادفی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استفاده شد که اعتبار آنها به روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0 و 81/0 محاسبه شد. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، t مستقل و در سطح معناداری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین خودکارامدی معلمان تربیت بدنی و شرکت آنها در کلاس های ضمن خدمت ارتباط معناداری وجود ندارد، همچنین بین خودکارامدی معلمان تربیت بدنی شرکت کرده در مسابقات علمی – تخصصی و شرکت نکرده در این مسابقات تفاوت معناداری وجود ندارد. در پایان می توان نتیجه گرفت که آموزش های ضمن خدمت تاثیری بر خودکارامدی معلمان تربیت بدنی ندارد
۱۱.

بررسی و مقایسه نظرهای معلمان و مسئولان تربیت بدنی پیرامون اثربخشی مسابقات علمی - تخصصی

کلید واژه ها: شیوه زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۳۷۱
هدف این مقاله، توصیف شیوه زندگی و وضعیت قامت دانشجویان دانشگاه الزهرا و ارتباط آنها با یکدیگر بود. بدین منظور تمام دانشجویان (261 زن) دانشگاه الزهرا که در نیمسال دوم تحصیلی 83-1382 واحد تربیت بدنی (1) را می گذراندند، به صورت هدفمند انتخاب شدند. بنابراین جامعه آماری منطبق بر نمونه آماری بود. پرسشنامه محقق ساخته شیوه زندگی توسط شرکت کنندگان تکمیل و وضعیت بدنی دانشجویان تحت آزمون استاندارد نیویورک از طریق دستگاه اسپاندیلومتر و صفحه شطرنجی بررسی شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون خی دو استفاده شد. نتایج نشان داد نزدیک به نیمی از آزمودنی ها کیف خود را با شانه راست بدن حمل می کنند و وزن کیف بیش از نیمی از آنها متوسط بود. بیشتر دانشجویان در هیج فعالیت بدنی شرکت نداشتند و حدود 30 درصد آنها از کفش های ورزشی استفاده می کردند. حدود نیمی از آنها کمردرد، درد عضلات پشت، سرشانه و گردن داشتند. بیش از نیمی از آنها هنگام استراحت به صورت چهارزانو می نشستند. بیشتر آنها دارای افت شانه در سمت راست بودند. بین وضعیت نشستن دانشجویان به هنگام مطالعه با پای پرانتزی، نحوه حمل کیف با افت شانه، وضعیت خوابیدن با پشت گود و گرد، نوع کفش با شست کج و همچنین بین ورزش و دردها کمر و عضلات شانه ارتباط معناداری وجود داشت.
۱۲.

اثر تمرین مقاومتی یکطرفه و بی تمرینی بر سازگاریهای عصبی عضو تمرین نکرده

کلید واژه ها: الکترومیوگرافیتمرین مقاومتی یکطرفهعضلات سه سر ساقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۳ تعداد دانلود : ۵۲۹
هدف از اجرای این تحقیق بررسی آثار تمرین مقاومتی یکطرفه و بی تمرینی بر سازگاریهای عصبی عضو تمرین نکرده طرف مقابل بود. 20 آزمودنی مرد سالم با سن 1.63± 20.35 سال، قد 3.47± 173.15سانتی متر و وزن 5.53 ± 72.6 که هیچ گونه سابقه آسیب در مفصل زانو، مچ پا، تاندونها و عضلات پلانتار فلکسور نداشتند، انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تجربی (10نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی، تمرین قدرتی را روی عضلات پلانتار فلکسور عضو غیر برتر، سه بار در هفته و به مدت هشت هفته اجرا کردند. انتگرال الکترومیوگرافی (IEMG) هنگام حداکثر انقباض ارادی (MVC) از گروه عضلات سه سرساقی که شامل: عضلات نعلی و دوقلو (عضلات موافق)، عضله درشت نئی قدامی (عضله مخالف) و MVC عضلات پلانتار فلکسور هر دو پای برتر و غیر برتر بودند در پیش آزمون، پس آزمون و پس از بی تمرینی اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز واریانس یک طرفه و اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 0.05?P استفاده شد. نتایج تحقیق نشان دادند که افزایش معناداری در حداکثر فعالیت EMG گروه عضلات سه سر ساقی، MVC عضلات پلانتار فلکسور و کاهش معناداری در حداکثر فعالیت EMG عضله مخالف (درشت نئی قدامی) به دنبال هشت هفته تمرین در هر دو پای تمرین کرده و تمرین نکرده مشاهده شد، در صورتی که در گروه کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت. همچنین، تغییرات معناداری در MVC و IEMG در عضو تمرین نکرده طرف مقابل در گروه تجربی بعد از بی تمرینی مشاهده نشد، اما کاهش معناداری در عضو تمرین کرده وجود داشت. نتایج کلی تحقیق نشان دادند که تمرینهای قدرتی یک طرفه سبب افزایش قدرت ایزومتریکی پلانتارفلکسورهای مچ پا و توسعه سازگاریهای عصبی درون عضلانی و میان عضلانی نه فقط در عضو تمرین کرده بلکه در عضو تمرین نکرده طرف مقابل نیز شدند. نتایج این تحقیق نشان دادند که سازوکارهایی که تحت آنها انتقال متقاطع قدرت عضلانی صورت می گیرند، ممکن است که به واسطه فاکتورهای عصبی مرکزی توضیح داده شوند، اما توجیه این سازوکار به دنبال بی تمرینی تنها به واسطه این فاکتورها قابل توجیه نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان