فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۲۸۱ تا ۸٬۳۰۰ مورد از کل ۱۰٬۶۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Critical thinking (CT) abilities have failed to receive the necessary consideration in applied linguistics. Thus, this study was intended to explore English as a Foreign Language (EFL) academics and Doctor of Philosophy (PhD) candidates’ perceptions of embedding CT into the EFL curricula in Iran. Moreover, it aimed to identify the primary obstacles teachers may have while employing CT skills, and suggest some necessary strategies to strengthen students' CT abilities. To do so, a total of 50 male and female EFL academics as well as 50 male and female PhD candidates specializing in Applied Linguistics, Linguistics and Literature, as well as Translation at different universities in Iran participated in this study. The present investigation employed a mixed-methods design. To this end, an adapted version of Stapleton's (2011) CT questionnaire was used. Moreover, semi-structured interviews were undertaken with a cohort of 5 EFL academics and 5 PhD candidates. The outcomes underscore the need for educational policymakers and curriculum developers to recognize the significance of CT in language learning and to infuse more systematic and explicit approaches to teaching CT in Iranian EFL context. The pedagogical implications of the study were accordingly discussed.
Code-switching in Vietnamese EFL Context: Attitudes of Vietnamese ELF Teachers, Educators, and Students
حوزههای تخصصی:
This study aims to investigate university students’, teachers’ and educators’ attitudes toward the use of code-switching (CS) in the Vietnamese EFL context. It also measures the relationship between students’ type and level of anxiety with their preferences toward CS. Participants were five teachers and educators, and 94 non-English major students from a university in Vietnam. Both quantitative (FLCAS by Horwitz et al., 1986) and qualitative (semi-structured interviews) research methods were used to gather data. Results of the interviews highlight that both teachers and students had positive attitudes toward CS, claiming CS as an effective tool. This finding was in agreement with previous research and supported the use of CS in some situations (e.g. explaining complex grammar or vocabulary; medium of instruction; checking for understanding; expressing terms with no equivalent in L1/L2; showing solidarity; disciplining students; encouraging/ aiding learning process; saving time; and aiding students with low level of English proficiency). It also highlights that avoidance of CS is impractical and a natural process in EFL context. However, the educators in this study showed different views, indicating CS may hinder students from learning L2. Results of the questionnaire survey indicate a positive correlation between students’ type/level of anxiety and their preferences toward CS (r=.60). The results also reveal that students with high and moderate levels of anxiety preferred the use of CS in class to handle their test anxiety and fear of negative evaluation. Students with low anxiety, however, expressed negative views toward CS. Drawing upon the findings of this study, the article presents the benefits of CS in EFL context, especially for students with anxiety. It also suggests teacher training courses in Vietnam to offer supplementary advice and information about the use of CS in EFL classrooms.
زندگی برهنه، مسخِ واقعیت و خشونت در پسران نیکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مفاهیم «مسخِ واقعیت» و «خشونت» و تأثیر آن بر «دیگری نژادی» می پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات فرهنگی و بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر باتلر و ژیژک و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «خشونت آشکار/سوبژکتیو»، «خشونت پنهان/ ابژکتیو» و «سوگ» در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که ساختار سیاسی آمریکایی، علی رغم داعیه دموکراسی و تساوی، از چه روش هایی در راستای حفظ ساختار سنتی آپارتاید استفاده می کند؟ بدین منظور، رمان پسران نیکل ( 2019)، اثر کلسان وایت هد بررسی می شود تا با تمرکز بر انواع خشونت و روش های «مسخِ واقعیت» به چگونگی حذف تدریجی «دیگری نژادی» و درنتیجه حفظ سلسله مراتب قدرت بپردازد. چنین استدلال می شود که اعمال پدیده «مسخِ واقعیت» علیه «دیگری نژادی»، نسخه افراطی «زیست سیاست» فوکویی است؛ چراکه همانند «زیست سیاست»، در این پدیده نیز قتلِ «دیگری نژادی» از سوی غرب با مصونیت قضایی همراه است؛ با این تفاوت که در پدیده «مسخ واقعیت»، ماهیت وجودیِ «دیگری نژادی» از همان ابتدای امر انکار می شود: یعنی، «دیگریِ» غرب ابتداً با مکانیسم های بازنمایی، از رده «انسانیت» خارج و سپس به «مرگ مدنی» دچار می شوند، به طوری که گویا هرگز فردی نبوده که زنده باشد تا قربانی جنایتی شود. درچنین حالتی، «دیگری» با کمترین هزینه سیاسی و درنتیجه بدون «سوگ» از اجتماع حذف می شود. گستردگی این امر، دال بر تقلیل یافتگی مفهوم «انسانیت» و خشونت عمیق ساختاری در عصر حاضر است.
معرفی و نقد کتاب «مبانی جامعه شناسی زبان» اثر رضا غفارثمر؛ (چاپ دوم) انتشارات دانشگاه تربیت مدرس،(1398). 435 صفحه. شابک 978-600-7589-45-8(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال دهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۶
117 - 131
حوزههای تخصصی:
کتاب مبانی جامعه شناسی زبان (چاپ دوم، 1398) حاصل چند دهه مطالعه، تدریس و پژوهش رضا غفار ثمر در حوزه های گوناگون پژوهشی ازجمله فراگیری زبان دوم، تحلیل کلام و زبان شناسی اجتماعی است که انتشارات دانشگاه تربیت مدرس آن را به چاپ رسانده است. رضا غفارثمر دانشیار سابق گروه آموزش زبان انگلیسی دانشگاه تربیت مدرس است. از مؤلّف تاکنون چند عنوان کتاب به زبان انگلیسی و همچنین مقاله های علمی و پژوهشی فراوانی به زبان انگلیسی و فارسی به چاپ رسیده است. کتاب مبانی جامعه شناسی زبان در چهار بخش و پانزده فصل تنظیم شده است و هر فصل به یکی از موضوعات عمده زبان شناسی اجتماعی با ارجاع به پژوهش های داخلی می پردازد. هدف از تألیف این کتاب معرفی گرایش ها و حیطه های نو پژوهشی در زبان شناسی اجتماعی به علاقه مندان به ویژه دانشجویان رشته زبان شناسی است. با توجّه به اقبال روزافزون جامعه علمی و دانشگاهی به مطالعه و پژوهش در زمینه زبان شناسی اجتماعی، این نوشتار کوتاه کوششی در جهت معرفی و نقد این کتاب است.
Exploring Authorial Identity in terms of Voice Intensity and Subject-Positioning in the Argumentative Writings of Male and Female Iranian Advanced EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۴ , ۲۰۱۹
559 - 584
حوزههای تخصصی:
Academic writing is not just about presenting a set of ideas, but through the act of writing, the authors position themselves as individuals having particular identities which mostly reflect the dominant sociocultural values and practices of the discourse communities in which they are living and performing. The present study, using a mixed method approach, attempted to explore the evidences of voice and subject positioning, as reflections of authorial identity, in the argumentative writings of 41 advanced Iranian EFL learners. At first, the relationship between voice intensity and overall writing quality of the participants was assessed and the results indicated a positive relationship between the constructs. The multiple regression analysis conducted also revealed that assertiveness, as one of the main subcomponents of voice in writing, had the highest level of contribution in accounting for the writing competence of the learners. Afterwards, some representative instances of subject-positioning (i.e., ideational, interpersonal and textual) in the written texts were identified and discussed based on the ideological context of the study since it is believed that authorial identity and voice can vividly reflect the overall ideology of the specific discourse community in which they are constructed. Finally, it was suggested that raising the awareness of learners and even instructing them about the significance of authorial identity, voice and subject-positioning in writing can assist them in constructing more authentic texts in terms of idea presentation, consideration of readers and specific textual and linguistic features used.
تأثیر نماز بر نام گذاری اوقات شبانه روز در زبان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط دو زبان فارسی و عربی و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر غیرقابل کتمان است. در دوره قبل و بعد از اسلام این دو زبان بر همدیگر تأثیر بسیار گذاشته اند. پذیرش دین اسلام توسط ایرانیان باعث رواج لغات عربی بسیاری شد. نمازهای پنچگانه که در اوقات مختلفی از شبانه روز خوانده می شود، باعث توجه خاص به زمان نمازگزاری شده و لحظات و زمان های نماز، اهمیت خاصی پیدا کرده است. به همین دلیل، عباراتی که برای اشاره به زمان ادای نماز به کار می رفت، بعد از مدتی برای اشاره به زمان به طور مطلق به کار رفت و کم کم عباراتی همچون «نماز دیگر»، «نماز پیشین» و «پسین» و کلمات دیگر، علاوه بر اشاره به زمان نماز، به عنوان قید زمان به معنای «عصر، غروب و مانند آن» در بین زبان های ایرانی رایج شدند. این تحقیق در پی آن است نشان دهد که در گویش های ایرانی چه واژه هایی تحت تأثیر نماز ایجاد شده و یا معانی تازه ای پیدا کرده اند. داده های این تحقیق هم به روش کتابخانه ای از کتبی همچون ترجمه تفسیر طبری و هم به روش میدانی از گویش های مختلف ایرانی گردآوری شده اند. نتیجه تحقیق نشان می دهد هم در متون ادب فارسی و هم در گویش های ایرانی واژه های زمان نَمای قابل ملاحظه ای تحت تأثیر نماز رایج شده اند.
بررسی میزان فرسایش واژگان زبان اول در میان دوزبانه های کردی-فارسی شهر اسلام آباد غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درصد قابل توجّهی از جمعیت سرزمین ایران دوزبانه هایی هستند که زبان های اقلیت را در محیط خانواده و زبان رسمی، یعنی فارسی را در محیط های آموزشی یاد می گیرند. تماس دائمی غیر فارسی زبانان با زبان فارسی و یادگیری فارسی به مثابه زبان دوم، زمینه فرسایش زبان اوّل را فراهم آورده است. پژوهش حاضر به بررسی فرسایش واژگان زبان اوّل در میان دوزبانه های کردی - فارسی در شهر اسلام آباد غرب پرداخته است. نوشتار پیش رو با شرکت 120 نفر از زنان و مردان دوزبانه ساکن در شهر اسلام آباد بین دو گروه سنی 18 تا 30 و 65 سال و بالاتر انجام شد. نتایج بررسی ها نشان داد که گویشوران مرد توانایی بیشتری در حفظ واژگان زبان اوّل (کردی کلهری) دارند و توانش واژگانی آن ها نسبت به زنان هم سنّ خود کمتر دچار فرسایش شده است؛ همچنین گروه سنّی بالا (65 سال و بالاتر) توانایی بیشتری در حفظ واژگان زبان اوّل دارند و توانش واژگانی آن ها نسبت به افراد جوان تر (18 تا 30) کمتر دچار فرسایش شده است. با توجّه به گرایش ها و انتخاب های زبانی زنان و جوانان و توجّه آن ها به زبان معتبر و رسمی، بالاتربودن درصد فرسایش واژگانی میان زنان و جوانان نشان گر درجریان بودن روند فرسایش زبان اوّل درمیان دوزبانه های کردی - فارسی اسلام آباد است.
Applying IRT Model to Determine Gender and Discipline-based DIF and DDF: A Study of the IAU English Proficiency Test(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to examine gender and discipline-based Differential Item Functioning (DIF) and Differential Distractor Functioning (DDF) on the Islamic Azad University English Proficiency Test (IAUEPT). The study evaluated DIF and DDF across genders and disciplines using the Rasch model. To conduct DIF and DDF analysis, the examinees were divided into two groups: Humanities and Social Sciences (HSS) and Non-Humanities and Social Sciences (N-HSS). The results of the DIF analysis showed that four out of 100 items had DIF across gender, and two items had discipline DIF. Additionally, gender DDF analysis identified one item each for Options A, B, and C, and four items for Option D. Similarly, the discipline DDF analysis revealed one item for Option A, three items for Option B, four items for Option C, and three items for Option D. The findings of this study have significant implications for test developers. The identification of potential biases in high-stakes proficiency tests can help ensure fairness and equity for all examinees. Furthermore, identifying gender DIF can shed light on potential gender-based gaps in the curriculum, highlighting areas where male or female learners may be disadvantaged or underrepresented in terms of knowledge or skills.
A Corpus-Based Investigation of Euphemistic Expressions in Iranian and American Journalistic Materials (2014-2019): A Political Correctness Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۴ , ۲۰۲۰
429 - 448
حوزههای تخصصی:
To date, a number of studies have investigated the use of euphemism in media to classify and analyze the euphemisms of different categories. However, these studies were mostly based on political contexts and the corpora have been limited due to the qualitative nature of the studies. Moreover, few studies have investigated the use of euphemism in countries where English is practiced as a foreign language. This study was an attempt to not only compare and contrast Iranian-published English newspapers and the New York Times thematically in terms of euphemistic expressions but also to ascertain the most frequently used ones in both.To this end,three corpora of all the sections of three journalistic materials within (2014-2019) were thoroughly examined. The data were collected using the search section of the three newspapers to look for the euphemistic expressions based on the Oxford Dictionary of Euphemisms as a point of reference. The results indicated that the most frequently used expression in the New York Times was ‘African American’ whereas the most frequently used expression in both Iran Daily and Tehran Times was ‘conflict’.The thematic changes between the three journalistic materials were also examined. The results revealed that the most frequently used category of euphemistic expressions in the New York Times was ‘Commerce, Banking, and Industry’, and the most frequently used category of euphemistic expression in Iran Daily and Tehran Times was similarly ‘Warfare’. The study might inform learners about a rich source of euphemistic expressions and enable them to recognize the most prevalent categories of euphemistic expressions thematically
بررسی تحول و تعداد وقوع فعل سبکِ «داشتن، دیدن، آمدن، آوردن و گرفتن»از سال 1220 تا 1320 هجری شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعل سبک فارسی در طول زمان به لحاظ بسامد کاربرد و انواع آن دچار تطور شده است. مطالعه تغییرات بسامدی و انواع فعل سبک رایج در دوره های طولانی تاریخ تطور زبان فارسی امری معقول به نظر می رسد، اما مطالعه افعال سبک در دوره زمانی نسبتاً کوتاه حدوداً یک قرن برای تحولات نحوی امری جالب توجه می باشد که تحقیق حاضر به آن پرداخته است. بررسی در زمانی میزان کاربرد فعل سبک فارسی در دوره های مختلف می تواند ظهور و شکل گیری فعل سبک زبان فارسی را نشان دهد. بنابراین بررسی تعداد وقوع برخی از افعال سبک طی یک قرن می تواند به کشف چگونگی روند سبک شدن آن ها بیانجامد. به این منظور در این پژوهش، در پنج دوره 15000 فعل (ساده /مرکب) از متون روزنامه ای استخراج گردیده؛ سپس پنج فعل سبک «داشتن، آمدن، آوردن، گرفتن و دیدن» که از افعال سبک فارسی به حساب می آید، در طول یک قرن (1220-1320) در پنج دوره مورد بررسی قرار گرفته اند. با تحلیل افعال مرکب به دست آمده درهر دوره میزان افعال هم به لحاظ «نوع» و هم به لحاظ «رخداد» مشخص گردیده است. این پژوهش نشان می دهد که فعل «داشتن» فعل سبک اصلی در هر پنج دوره مورد بررسی بوده است. همچنین فعل «دیدن» در سه دوره آخر کاربردی از آن به عنوان فعل سبک مشاهده نشده است؛ در صورتیکه در دو دوره اول رواج داشته است، که نشان می دهد در دوره های اولیه به عنوان فعل سبک رواج داشته ولی به مرور زمان کاربرد فعل واژگانی پیدا کرده است. این پژوهش همچنین نشان می دهد که بسامد فعل سبک در دوره های پنج گانه مورد بررسی دارای نوساناتی می باشد، ولی می توان از نظم حاصل از تغییرات بسامدی قواعدی استخراج و نتایجی مطرح نمود.
بررسی مقایسه ای مفهوم سازی ها و رمزگذاری های زبانی حس بویایی در زبان های فارسی و روسی امروز از منظر زبان شناسی فرهنگی- شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار مفهوم سازی ها و رمزگذاری های زبانی حس بویایی را در دو زبان فارسی و روسی امروز از منظر زبان شناسی فرهنگی شناختی با بهره گیری از چارچوب های شریفیان ( 2017 ) و کووچش ( 2018 ) بررسی می کنیم. داده های اصلی از وبلاگ ها و صفحات مجازی و به طور کلی از اینترنت اخذ شده است، اما برای بررسی مترادف های واژه «بو» و هم نشین های آن از فرهنگ لغت های این دو زبان هم استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در دو زبان فارسی و روسی حس بویایی هم به عنوان حوزه مبدأ و هم مقصد نقش آفرینی کرده و در حس آمیزی از هر دو مرتبه بالاتر و پایین تر از خود به عنوان حوزه مبدأ استفاده می کند. در حوزه مفهوم سازی دو کلان استعاره «خوب بودار است» و «بد بودار است» در هر دو زبان وجود دارد. «ظن بردن/ مشکوک بودن، فهمیدن/ پی بردن، برطرف شدن، پرکردن، نشان از چیزی داشتن، به دردسر افتادن/ خراب شدن اوضاع» ازجمله مفهوم سازی های مشترک این دو زبان است. درعین حال تفاوت هایی هم در این دو زبان در مفهوم سازی حس بویایی وجود دارد. جدا از مفهوم سازی ها، در رمزگذاری های زبانی هم شباهت ها و تفاوت هایی بین دو زبان مشاهده می شود. شباهت ها در تأیید نظر کووچش ( 2010 ) مبنی بر نزدیک به همگانی بودن برخی استعاره های مفهومی در حوزه حس ها در زبان های مختلف است که از نظر او ناشی از تجارب مشترک انسان هاست و تفاوت ها هم منعکس کننده نظر شریفیان ( 2017 ) است که معتقد است آبشخور مفهوم سازی ها، شناخت فرهنگی است که حتی در یک جامعه زبانی هم، به دلیل توزیع نامتقارن، ممکن است کاملاً یکسان نباشد.
صرف رابطه ای و تحلیل پدیده هایی ایستا از واژه سازی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صرف رابطه ای رویکردی جدید به صرف در امتداد صرف ساختی است. . صرف رابطه ای نشان می دهد که روابط بین گره های واژگانی به رابطه وراثت محدود نمی شود و توجیه برخی پدیده های صرفی در گرو قایل شدن به انواع دیگر روابط در شبکه واژگانی است. این رویکرد علاوه بر نقش زایا در روابط وراثتی بین طرحواره ها و عناصر واژگانی تحت تسلط آنها، به روابط غیرزایا و اصطلاحاً نقش رابطه ای برای طرحواره ها نیز قائل می شود. برای صورت بندی انواع روابط در شبکه واژگانی، صرف رابطه ای از نظامی نشانه ای بهره می برد که برگرفته از دستور موازی است. در نوشته حاضر به چهار نوع پدیده چالش برانگیز واژه سازی زبان فارسی می پردازیم که توجیه آنها در گرو قایل شدن به روابط غیروراثتی است. این پدیده ها عبارتند از: واژه های دارای وند های کرنبری، واژه های دارای پایه های کرنبری، طرحواره های غیر زایا، و نهایتاً طرحواره های خواهر. در تحلیل این پدیده ها، نشان داده می شود که روابطی فراتر از رابطه زایای بین طرحواره ها با عناصر تحت تسلط آنها نقش اساسی ایفا می کنند. روابط توصیف شده در این پدیده ها عامل انگیختگی نسبی واژه های حاصل از آنها شده است. صرف رابطه ای، با گسترش دامنه برقراری روابط در میان گره های شبکه واژگانی، چهارچوبی را به دست داده است که می توان به کمک آن توصیف و تحلیل مناسبی برای این نوع پدیده های چالش برانگیز به دست داد.
The Effect of Computer Assisted Cooperative Language Learning on Iranian High School Students' Language Anxiety and Reading Comprehension
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱, Issue ۳, Autumn ۲۰۱۳
45 - 59
حوزههای تخصصی:
This study explored the effectiveness of the two computer-assisted modes: cooperative and individual on improving Iranian high school students’ reading comprehension. It was also concerned with investigating the effectiveness of the two computer-assisted modes on the participants’ foreign language learning anxiety (FLLA). The sample of the study consisted of two intact groups, each containing 24 students, which were randomly assigned into a control and an experimental group. The control group completed the study according to the individual computer-assisted learning while the experimental group was taught via computer-assisted cooperative language learning. The participants in the experimental and the control groups, which consisted of 48 female students, took reading comprehension pretest and posttest. They were also given foreign language classroom anxiety scale (FLCAS) questionnaire both at the beginning and at the end of the treatment. The collected data were analyzed using SPSS 16.0. The results of the independent and paired samples t tests indicated that the experimental group, in which cooperative learning was integrated into computer-assisted language learning, outperformed the control group in terms of reading comprehension. In addition, the level of foreign language anxiety improved after the treatment in the experimental group. The findings of this study provide some insights for teachers to consider the integrating of cooperative learning into computer-assisted language learning setting.
نقش ساخت هجا در فرایند ارتقاء واکه در زبان ها و گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از زبان ها و گویش های ایرانی واکه [a] به [e] ارتقا می یابد و این فرایند عاملی غیر از هماهنگی با واکه یا همگونی با همخوان مجاور دارد. برای مثال، در دلواری [a] در «در» [dar] در صورت جمع این واژه یعنی [der-ɑ] به [e] ارتقا پیدا می کند و مشخص است که این فرایند متأثر از هماهنگی واکه ای یا همگونی با همخوان نیست. پژوهش های پیشین این فرایند را متأثر از تعداد و جایگاه هجا و تکیه دانسته اند، اما بررسی دقیق تر نشان می دهد که این فرایند به تعداد هجا و تکیه حساس نیست و آنچه در ارتقاء واکه [a] به [e] دخالت دارد ساخت هجاست. نمونه های متعدد این فرایند در زبان ها و گویش های ایرانی نشان می دهد که بازشدنِ هجای بسته به دنبال حذف همخوان پایانی یا بازهجابندی آن در فرایندهای صرفی عامل ارتقاء [a] به [e] است. حذف برخی از همخوان های پایانی در سیر تحول زبان فارسی از دوره میانه تا به امروز به بازشدن هجای پایانی، ارتقاء [a] به [e] و درنهایت خنثی شدگی تقابل آنها در این جایگاه منجر شده است. حتی به نظر می رسد که گوناگونی آزاد [a] و [e] در بسیاری از واژه های زبان فارسی نیز ناشی از این باشد که [a] در هجای بسته و [e] در هجای باز مطلوبتر است. بررسی صوت شناختی فضای واکه ایِ زبان فارسی در دو نوع هجای باز و بسته پایانی نیز نشان می دهد که ساخت هجا حتی در سطح صوت شناختی نیز بر ارتفاع واکه ها تأثیرگذار است، به گونه ای که واکه ها در هجای بسته بازتر و در هجای باز بسته ترند و این ویژگی به خصوص در مورد واکه [a] تفاوت معنی داری را نشان می دهد. این ویژگی بسیار به آنچه که در نظام های واکه ای مبتنی بر تمایز در سختی و نرمی مشاهده می شود شبیه است. در این زبان ها، واکه های نرم (بازتر) در هجای بسته و واکه های سخت (بسته تر) در هجای باز مطلوب ترند.
Les traits identitaires et l’ethos dans les discours d’Atatürk, un leader exceptionnel(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’identité et l’ethos sont deux des notions importantes qui servent à révéler les traits de caractère intradiscursifs et extradiscursifs du sujet parlant dans les analyses du discours. Cet article a pour but de jeter quelque lumière sur les traits identitaires et l’ethos discursif d’un leader exceptionnel qu’est Mustafa Kemal Atatürk, commandant de la Guerre d’indépendance turque et fondateur de la République de Turquie. Le corpus étudié a été délimité par certains extraits de discours tenus entre 1919 et 1939, où Atatürk a utilisé le pronom « je » (et « nous »). Le cadre théorique est composé de deux notions relevant de l’analyse du discours : l’identité et l’ethos. Dans les analyses effectuées, il a été traité d’une part l’identité personnelle, l’identité de positionnement et l’identité discussive d’Atatürk, de l’autre, la dimension catégorielle, expérientielle et idéologique dans les extraits de discours d’Atatürk. Et les différents ethos ressortis à travers le corpus ont été précisés comme ethos combatif, solidaire et honnête ; ethos résolu et hardi ; ethos humble ; et ethos collectif.
بسط نظریّه جرالد پرینس در باب درک روایی مخاطبان از روایت های داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
167 - 194
حوزههای تخصصی:
میزان درک مخاطبان درونی و بیرونی داستان ها همواره موضوعی پیچیده و نسبی است و به طور مطلق نمی توان درباره میزان درک دو دسته از مخاطبان روایت به قضاوت پرداخت. این قضیه از کهن ترین موضوعات روایت پردازی بشری است به طوری که حساسیت های راوی نسبت به ارتباط با مخاطبی دل نشین نشانگر طبقه بندی پایگاه مخاطبان و نسبی بودن ارتباط آنها با روایت است. همچنین مباحثی چون بی اهمّیّت بودن «ساختار» در برابر «انتظار» و پاسخ به سؤال «بعد چه خواهد شد؟» که ادوارد مورگان فورستر مطرح نموده است، نشانه هایی از طبقات مختلف مخاطبان و درک نسبی آنها از روایت ها است. این مبحث اوّلین بار توسّط جرالد پرینس با موضع پایگان روایت شنوها مطرح گردید و ازآنجایی که مصداق های متنی نظریّه از متون غربی انتخاب شده است، درک آن برای مخاطب فارسی غریب می نماید، بر همین اساس پژوهش حاضر به واکاوی و بسط این نظریّه با شواهدی دقیق از متون داستانی فارسی پرداخته است.
The Effect of Teaching Critical Thinking Strategies on Students’ Academic Writing, Critical Thinking Ability, and Critical Thinking Dispositions(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۸, Winter ۲۰۱۹
37-55
حوزههای تخصصی:
This study intended to investigate the interplay of critical thinking explicit instruction, academic writing performance, critical thinking ability, and critical thinking dispositions of Iranian students. To this end, 140 students of Jahrom University of Medical Sciences (73 males and 67 females) were selected. They were divided into the experimental and control groups. Both groups received instruction in academic writing course for 15 weeks 3 hours per week. However, the experimental group received instruction integrated with critical thinking strategies. The students in both groups were administered pre- and post-instruction tests to examine the effectiveness of instruction. Three instruments were utilized in this study including, the researcher-developed essay test, Ennis-Weir Critical Thinking Essay Test, and California Critical Thinking Dispositions Inventory (CCTDI). Descriptive statistics and independent-samples t-test were used to analyze the data. The results indicated that there were statistically significant differences between the mean scores of the experimental and the control groups. The results also showed that some CCTDI subscales were not significantly different at the posttest such as, truth-seeking, cognitive maturity, and open- mindedness, whereas the mean posttest scores of other CCTDI subscales had significant difference such as, analyticity, CT inquisitiveness, CT self-confidence, and systematicity. The experimental group had a higher score in the academic writing test compared with the control group. Changes in students’ critical thinking ability, academic writing performance, and their critical thinking dispositions suggest that the CT techniques have been fruitful, and more efforts should be made to integrate the explicit instruction in critical thinking into academic courses.
فرهنگ واژگان تبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Exploring the Predicting Role of Emotional Intelligence (EQ) in Reading Comprehension Proficiency among Iranian EFL Learners
حوزههای تخصصی:
The present study scrutinized the probable significant correlation between Iranian language learners’ emotional intelligence (EQ) and reading proficiency. Moreover, the significant predicting role of the participants’ EQ for their reading comprehension proficiency was investigated. To this end, 196 Iranian B.A. English language teaching students at Islamic Azad university of Neyshabur attended the study. They formed unequal proportion of gender. The study followed a quantitative descriptive design, in which the significant correlation between the variables and the significant predicting role of EQ were investigated. As the normality of data was proved through Kolmogrow-smirnow test, the parametric statistical analyses, including descriptive statistics, Pearson correlation coefficient, independent sample T-test, and linear regression analyses were employed. The data collection instruments were an ETS TOEFL reading comprehension test and Bar On’s (1997) inventory of emotional quotient. The findings demonstrated significant positive correlation coefficients between the participants’ reading proficiency and overall EQ as well as most of its subcategories. Three highest positive significant correlation coefficients were seen among the participants’ reading proficiency level, happiness, problem-solving, and emotional self-awareness successively. The results of linear regression analysis also reflected that EQ significantly predicted the participants’ reading proficiency. No significant differences were found between the genders concerning EQ. The findings laid emphasis on the influential importance of psychological non-linguistic factors in improving linguistic competence of language learners. Language teachers should be acutely conscious of the highly influential role of psychological paradigms in boosting language learning process of language learners.