محمدمنصور فلامکی

محمدمنصور فلامکی

مدرک تحصیلی: استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

Determining the Influential Components on the Continuity of 'Iranian Architectural Identity' during the first Pahlavi Era (Case Study: The Selected Buildings in Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴
Iranian architecture started to develop at the beginning of the Pahlavi era, and a historical gap happened between what was identified as traditional and contemporary architecture. Meanwhile, some efforts were made to establish a connection with the identity of Iranian architecture, which this confrontation has been extended up to now. This study aims to explain the factors affecting the continuity of architectural Identity to reconsider how the Identity of Iranian architecture started to extend and continue during the first Pahlavi era. The qualitative research method, an interpretive-historical type, was adopted for this study, and to deal with the Identity, library resources have been used to analyze the selected buildings in Tehran city as a case study by determining the relevant theoretical framework using the bibliographic research, and both field and visual interpretations. The continuity of Identity in architecture initiates through the objective encounter with the building's physical structure, through its physical characteristics and recognition. Then it will be realized by the audience's vision according to the thought processes and eventually by comprehension and cognition within the life current, events and determining its location. The Identity of Iranian architecture during the first Pahlavi era has been continued by reviving the nationalistic and ancient styles. This has influenced the idea of architecture relying on Iran's historical and cultural memory. Despite their representation in new functions, some of these identical concepts have continued. 
۲.

واکاوی ریشه های بحران هویت و تأثیر آن بر سطح کیفی محلات مسکونی (نمونه مورد مطالعه: محله سنگ سیاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۹
مسئله بحران هویت که ریشه در جریان مدرن دارد، محلات مسکونی را به عنوان واحدهای شهری، دچار آشفتگی نموده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ریشه های بحران هویت در محلات مسکونی، شاخص های شکل دهنده هویت در محلات مسکونی تاریخی(نمونه مورد مطالعه: محله سنگ سیاه شیراز) را مورد بررسی قرار داده تا به کمک آنها، راهکارهایی جهت باززنده سازی هویت در محلات مسکونی جدید ارائه دهد. این پژوهش از نوع کاربردی- توسعه ای و روش انجام آن کمی-کیفی است. چهارچوب نظری با استفاده از روش کتابخانه ای و مرور نوشتارهای تخصصی مربوط به هویت و محلات مسکونی تعیین شده، مدل ارزیابی هویتمندی محلات مسکونی بر اساس شاخص ها و معیارهای مستخرج از مطالعات نظری تبیین گشته و جهت ارزیابی محدوده مورد مطالعه تعیین گردید. برای سنجش هر یک از معیارها از تکنیک های مختلف مصاحبه، مشاهده عینی، سنجش طرز برخورد، مرور نوشتارها، اسناد، تحلیل نقشه های مربوط و سایر تکنیک های تجربی استفاده شده است. پس از گردآوری پرسشنامه ها و امتیازدهی به سوالات پاسخ داده شده، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری نظیر روش دلفی، تجزیه و تحلیل صورت گرفت. بنا بر یافته های تحقیق: بازشناسی هویت محله سنگ سیاه به عنوان حوزه شهری (درهم تنیدگی، نفوذ پذیری، خوانایی) در سطح بالایی قرار دارد. این بدان معنا است که بافت محله سنگ سیاه از نقطه نظر کالبدی از شرایط مساعدی برخوردار است، اما از نظر متخصصین حوزه، برخی از تغییرات این محله در سالهای نه چندان دور، میزان هویتمندی این محله را در معرض خطر قرار داده است که به عنوان نمونه می توان به درهم تنیدگی اجتماعی از دست رفته در این محله اشاره کرد. شاخص های بازشناسی هویت این محله به عنوان سکونتگاه (امنیت، آسایش، آرامش و خودمانی بودن) نیز از میانگین نسبتا مناسبی برخوردار هستند. در قسمت تشخص که مرحله بعد از بازشناسی می باشد، این محله نمره قابل قبولی کسب نموده و در نهایت محله مزبور هویتمند تلقی گردید.
۳.

بازخوانی نشانه های زبان ارتباطی بخشی از کتیبه عمارت قلم فرسا در شیراز از منظر نظریه ارتباطی یاکوبسن

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۵
نشانه شناسی روشی است که در تداوم خردی فلسفی در غرب شکل گرفت اما به صورت ناملموس و منسجم با مخاطب ارتباط برقرار می کند. نشانه شناسی فرآیندی است که هویت خود را بر اساس متن به دست می آورد و به عنوان ابزاری ارتباطی بین معماری و مخاطب به گفت وشنود می نشیند. به عقیده یاکوبسن زبان مبین نشانه ها است و نظریه ارتباطی خود را با ۶ کارکرد (ارجاعی، عاطفی، کنایی، هنری، همدلی و فرازبانی) معرفی می کند. در اینجا ۶ مصداق معماری (زمینه فرهنگی، رمزگان معماری، کاربرد صحیح، ابزار ارتباطی، کارکردی نمادین و رمزگان فرا معماری) را معادل با آن می توان در نظر گرفت. این پژوهش با هدف بازخوانی بخشی از کتیبه عمارت قلم فرسا در شیراز از منظر نظریه ارتباطی یاکوبسن صورت گرفت و دو پرسش در آن مطرح شد. چگونه می توان با تأکید بر نظریه ارتباطی یاکوبسن کتیبه ملحق به فضای معماری را بازخوانی نمود؟ چرا باید این کارکردهای زبانی را در یک اثر بازخوانی کرد؟ در راستای پاسخ به این پرسش ها نخست با استناد به متون کتابخانه ای و مقالات، به تبیین دیدگاه مبتنی بر نظریه زبان شناسی یاکوبسن پرداخته می شود و در ادامه با تأکید بر نشانه شناسی از منظر ساختارگرایان و نیز اندیشه یاکوبسن، مبانی نظری پژوهش تدقیق می گردد. بخش نخست که از نوع کلامی و متن است، واژگان کلیدی و متغیرها توصیف و تحلیل می شوند و در ادامه، این نظریه با بخشی از کتیبه عمارت قلم فرسا مورد تطابق قرار می گیرد. نتایج حاکی از آن است که گاهی چندین کارکرد را در یک اثر می توان مشاهده نمود درحالی که یکی از آنها بارزتر از باقی موارد است.
۴.

خوانش نسبت تاریخ گرایی و مفهوم هویت در میراث معماری مدرن شهر تهران (1320- 1310)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵
اهداف: میراث معماری مدرن اولیه در دوره پهلوی اول، بیانگر مفهوم هویت در ساحتی جدید بوده که حاصل انقطاع معماری سنتی ایران است. تجربه معماری تاریخ گرا در دوره پهلوی اول، از نخستین تلاش های صورت گرفته در راستای امتداد هویت معماری ایران در این قالب نوین می باشد. هدف از این پژوهش بازخوانی ریشه ها و سطوح رویکرد تاریخ گرا در دوره پهلوی اول است تا چگونگی استمرار هویت در میراث معماری مدرن این دوره تبیین گردد. روش ها : رویکرد این پژوهش کیفی است که با روشی توصیفی-تحلیلی، ارتباط ارزش فرهنگی میراث معماری مدرن را با مفهوم هویت در معماری تعیین نموده، از طریق رجوع به اسناد مربوطه، روند شکل گیری معماری را در دوره پهلوی اول مورد بررسی قرار داده و با مطالعه منابع کتابخانه ای، به واکاوی مفهوم هویت در معماری و مؤلفه های وابسته به آن می پردازد. سپس با روشی استنباطی، ارتباط سطوح تاریخ گرایی و هویت پذیری در میراث معماری مدرن را واکاوی نموده و بر اساس آن ابنیه منتخب از جریان تاریخ گرای پهلوی اول را مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهد. یافته ها: تاریخ گرایی تقلیدی، الگویی و مفهومی سه سطح شکل دهنده رویکرد بازگشت به گذشته هستند که با مراحل مختلف هویت یعنی فرمی، استنباطی و معنایی ارتباط مستقیم دارند. نتیجه گیری: هویت در میراث معماری دوره پهلوی اول با نگرش تاریخ گرا، در ابتدا از طریق برداشت مستقیم و انطباق عینی با شاخصه های معماری تاریخی ایران، به شکلی فرمی انتقال می یابد. در امتداد آن، گروهی دیگر از ابنیه شکل می گیرند، که هویت در آن ها به واسطه به کارگیری غیرمستقیم عناصر معماری ایران و پالایش و تجرید مؤلفه های تاریخی، از طریق بازنمایی محتوایی امتدادیافته و ضمن تأکید بر تشابه، تمایزی فرهنگی را در میراث معماری این دوران، به نمایش می گذارند.
۵.

از زبان نسفی؛ بازخوانی پژوهش های صورت گرفته درباره عزیزالدین نسفی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر، پاسخی به حوزه نسفی پژوهی است و با هدف آشناسازی عرفان پژوهان و دوست داران عرفان در ایران، با مطالعات و پژوهش های عرفانی ذیل آثار و شخصیت علمی- فلسفی عزیزالدین نسفی، فراهم گردید. در این پژوهش، نسفی پژوهی در عرصه آثار خطی، کتب، مقالات(علمی و کنفرانسی) و پایان نامه ها در ایران از آغاز تا زمان معاصر معرفی می شود. روش پژوهش حاضر، جستجو بر پایه کلیدواژه «عزیزالدین(عزیز، عزالدین، عزیزبن محمد) نسفی» است که با توجه به جستجوی آن در بانک های اطلاعاتی مانند مجلات، اسناد، سایت ها، کتابخانه ها و ... مجموعه آثار مرتبط با نسفی پژوهی نیز شناسایی و تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سیر تحول نسفی پژوهی در ایران از نظر زمانی، سیر صعودی دارد و از اواخر دهه 80 و 90، پژوهش ها به سوی مقایسه دیدگاه های عزیزالدین نسفی با سایر اندیشمندان و متفکران در حوزه ها و رشته های مختلف پیش رفت. آسیب شناسی در زمینه پایان نامه ها و مقالات حوزه نسفی پژوهی، نشان می دهد به دلیل فقدان اطلاعات پژوهشی جامع به منظور غنی سازی مطالعات در این حوزه، شاهد تکرار تحقیقات پیشین هستیم. نگارندگان امیدوار هستند این پژوهش بتواند با معرفی آثار به جای مانده از عزیزالدین نسفی و تحلیل و تبیینِ تحقیقات و مطالعات علمی عرفان پژوهان معاصر در حوزه شخصیت علمی- فلسفی ایشان و تحلیل آثار و اندیشه های نسفی، راه میانبر و کوتاهی بر سر راه علاقه مندان ترسیم نماید تا بهره برداری از این آثار گران سنگ، سهل الوصول تر گردد و از طریق دانشجویان با آشنا شدن نقاط ضعف روش شناسی موجود در پژوهش های قبلی، بتوانند در جهت رفع آن تلاش کنند.
۶.

تبیین الگوی فرایند طراحی فردمحور و مدل آموزش طراحی معماری بر مبنای تفاوت های شناختی یادگیرندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۴۵
بخشی از خطاهای آموزش طراحی معماری ناشی از نادیده گرفتن قابلیت های دانشجو و انجام برنامه های آموزشی هماهنگ است. این پژوهش به دنبال ارائه مدل فرایند طراحی و مدل آموزش دروس طراحی معماری بر مبنای تفاوت های فردی است. از طریق نظریه زمینه ای و با استفاده از یک پرسش نامه چند وجهی در میان مدرسان جوان دروس طراحی معماری، با کدگذاری باز از میان 472 مفهوم اولیه مستخرج از مبانی نظری و مطالعات میدانی، 83 مقوله محوری و در پی آن 9 مقوله عمده تولید گردید و در مدل پارادایمی، مقوله هسته با عنوان فرایند فرد محور طراحی حاصل شد. با استفاده از مفاهیم سازنده نظریه و پارادایم مارپیچ گونه فرایند طراحی، مدل فرایند فرد محور طراحی که کنشی است میان ویژگی های فردی تدوین گردید. رسالت یاد دهندگان شناخت این ویژگی ها و ارتقای آن در راستای اهداف طراحانه است. در انتها راهکارهای آموزشی در قالب مدل آموزش طراحی معماری بر مبنای این تفاوت ها ارائه شد.
۷.

خوانش مؤلفه های جنسیتی در طراحی مراکز خرید شهر تهران (مطالعه موردی: مرکز خرید پالادیوم، مرکز خرید کوروش، مرکز خرید تیراژه 2، پاساژ کویتی های رضا)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۲۹
جنسیت به عنوان مقوله ای اجتماعی و متأثر از فرهنگ جامعه و متغیر در طول زمان، با واژه جنس که به مسائل زیست شناختی و تفاوت های فیزیکی اشاره می نماید متفاوت است. این مقاله در صدد بررسی ارتباط جنسیت و فضا بوده و با تبیین مؤلفه های برگرفته از جنسیت و تحلیل آنان در مراکز خرید، در پی رسیدن به تعادل جنسیتی در فضا است. نتایج مشخص می نماید که مؤلفه های کیفی اشاره شده سبب می شوند تا کاربران مختلف ازنظر جنسیتی، استفاده های متفاوت از فضا داشته باشند. در صورت عدم توجه به جنسیت، فضا از کیفیت لازم برخوردار نبوده، بنابراین کاربران بخصوص زنان که حساسیت بیشتری به فضا داشته، در پاره ای موارد آن را به دلخواه خود تغییر داده و یا استفاده از فضا اجتناب می کنند. روش پژوهش، روش تحقیق کیفی در قالب نمونه های موردی است که 4 مرکز خرید در شهر تهران جهت بررسی انتخاب شده و مورد مشاهده، مصاحبه و تحلیل قرارگرفته اند.
۸.

بازتاب کهن الگوی مادر در معماری تاریخی ایران براساس آرای یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۵۱۵
روان ناخودآگاه جمعی انسان ها متشکل از کهن الگوهایی است که از طریق انتخاب ها، آئین ها و رفتار آنها در قالبی نمادین بازتاب می شود. یکی از رسانه هایی که می تواند با بازتاب این نمادها عرصه تبلور کهن الگوهای روان ناخودآگاه باشد، معماری و از مهم ترین کهن الگوها، کهن الگوی مادر است. بیان مسئله: مادر برای جنس مذکر بار نمادین بیشتری دارد. براساس آرای یونگ، مادر برای جنس مؤنث، جنبه واقع گرایانه بیشتر و برای جنس مذکر وجه نمادین مؤثرتر دارد. از آنجا که معماری تاریخی ایران ظاهراً عرصه ای مردانه است، می تواند بستر مناسبی برای بازتاب وجوه نمادین کهن الگوی مادر باشد. مسئله این پژوهش چگونگی بازتاب نمادهای کهن الگوی مادر در معماری تاریخی ایران است. ضرورتپژوهش: بررسی آثار معماری تاریخی ایران غالباً شامل نقدهای سبک شناسانه، فنی، تاریخی و یا رمزگشایی از نمادهای تصویری مبتنی بر دانش نمادشناسی و فرهنگ دینی بوده است که بیشتر بنیانی خردمحور دارند؛ لذا خلأ نقدهای روانکاوانه در معماری ایران مشهود است. هدف: این پژوهش قصد دارد با اخذ رویکردی میان دانشی، به مفاهیم بنیادین در معماری تاریخی ایران بپردازد و با خوانشی روانکاوانه جنبه های جدیدی را ورای منظر کلی پژوهش هایی که تاکنون انجام شده است، فراهم آورد. پرسش: معماری ایران چگونه از ناخودآگاه جمعی تأثیر پذیرفته است؟ مظاهر کهن الگوی مادر در معماری ایران کدام اند؟ روشتحقیق: تحقیق، کیفی و بنیادین و متکی بر روش توصیفی- تحلیلی است. داده ها براساس مطالعات اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. نتایج: نتایج پژوهش حاکی است که انگاره زمین مادر در ناخودآگاه ایرانیان وجه تقدس داشته است. این انگاره در نشانه های یونگی کهن الگوی مادر در فضاهای معماری و از طریق آمیزش این فضاها با زمین و عوارض آن بروز یافته است. واژگانکلیدی: معماری تاریخی ایران، کهن الگوی مادر، یونگ.
۹.

بازتاب آرکی تایپ های مادینه در معماری تاریخی ایران براساس آرای یونگ؛ رمزمادینگی در طرح واره های ماندالاوار معماری تاریخی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳۲ تعداد دانلود : ۴۳۸
بیان مسئله: باور به ذات مادینه هستی و تقدم آیین نیایشی ایزدبانوان در غالب تمدن ها پذیرفته شده است. طبق آرای یونگ این باور در قالب آرکی تایپ های مادینه (آنیما و مادر)، که عامل مؤثر درخلاقیت هنری است، در ناخودآگاه جمعی بشر نهادینه شده و به صورت رمزهای مادینه در آثار هنری مختلف تبلور می یابد. معماری آمیخته با خلاقیت و مظهری برای ارزش ها و باورهایی است که گاه در قالب رمزی بروز می یابند و بنابر آرای یونگ نمی تواند از تأثیر ناخودآگاه جمعی عاری باشد. واکاوی این تأثیر می تواند به شناخت جامع تر از میراث برجای مانده معماری و عوامل مؤثر درآن بینجامد. مسئله این پژوهش چگونگی تأثیرپذیری معماری تاریخی ایران از ناخودآگاه جمعی با تأکید بر رمزهای مادینه است. برای پیگیری این رمزها بررسی تمام مقیاس های معماری از طرح واره تا تزئینات ضروری است. این مقاله بر طرح واره ها متمرکز شده و از این رو تنها رمزهای هندسی را مد نظر خواهد داشت.  هدف پژوهش: در این پژوهش نگارندگان در پی پاسخ این پرسش اند که تأثیر ناخودآگاه جمعی در معماری تاریخی ایران چگونه قابل تبیین است و آرکی تایپ های مادینه در این آثار چگونه بازتاب یافته اند. روش تحقیق: این مقاله پژوهشی بنیادی است و با برخورداری از ویژگی های کیفی با اتکا بر منابع کتابخانه ای و اسنادی و از طریق تحلیل محتوا و استنتاج منطقی متکی بر قیاس به بررسی آثار معماری تاریخی ایران و خوانش آنها براساس نظریه یونگ می پردازد. نتایج: نتایج نشان می دهد که معماری تاریخی ایران آرکی تایپ های مادینه را در مقیاس های مختلف، از طرح واره تا تزئینات، بروز می دهد. الگوهای هندسی پایدار در طرح واره ها غالباً در تعریف و شکل ماندالا قابل جمع اند که بنابر اسناد حاوی رمز مادینگی است و استمرار و دوام آنها، فارغ از مرزهای زمان و مکان، متکی بر ارزش های پایدار ناخودآگاه جمعی است.
۱۰.

تحلیل ساختار منظر ستایشگاه های مهری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۳۴
نگرش بشر به آداب و آیین های مذهبی و ارزش و اهمیتی که برای آنها قائل بوده است، به بهترین شکل در معماری و هنر نمود پیدا می کند. در ایران باستان یکی از بارزترین و شکوهمندترین مبانی آیینی که فضا را شکل داده، باورهای مهرپرستان بوده است. پرداختن به آثار معماری و منظر ستایشگاه های این آیین و مکان برگزاری مراسم این کیش از آن جهت اهمیت دارد که باورها و سمبل های میتراییسم با همه پیچیدگی معنایی در راز های آن، در هنر و معماری ادوار مختلف ایران و حتی پهنه گسترده ای از جهان نمود پیدا کرده است. تمایل وسواس گونه به مطالعه ستارگان و علم نجوم از اهم آموزش ها در حلقه یاران بود و بر همین اساس عموماً بررسی های انجام شده درباره ستایشگاه های مهری دینان متمرکز بر معماری داخل مهرابه بوده و به محیط و منظر پیرامون آن پرداخته نشده است. هدف این پژوهش بررسی و شناخت منظر ستایشگاه های باستانی مهر براساس شواهد و بناهای موجودی است که تا به امروز متعلق به این آیین شناسایی شده اند. این تحقیق براساس روش پژوهش پیمایشی از نوع توصیفی _تبیینی است. ابتدا با مطالعه شواهد و باورهای آیینی و تحلیل کتب و مقالات موجود و در نهایت با بررسی منظر مهرکده ها این نتیجه حاصل شد که علی رغم تغییر ساختار بنیادی مهرکده از شکل های غاری تا میتراییوم های زیرزمینی، به شکل پویا در همه گونه های مهرکده ها محور اصلی طراحی، منظر شبانه است.
۱۱.

تبیین الگوی طراحی مسکن، بر مبنای معیارهای عینی حس تعلق به مکان از دیدگاه کاربران و طراحان (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
مسکن تنها یک ساختار نیست بلکه نهادی است که برای پاسخگویی به مجموعه ای پیچیده از اهداف ایجاد می شود؛ بی توجهی و عملکردگرایی دیدگاه های مدرنیستی توسعه، انسان، شهر و معماری را از معنا بیگانه و از حس تهی ساخته است؛ شهر کرمانشاه نیز از این شرایط مبرا نبوده، بنابراین این پژوهش به منظور تقویت حس تعلق به مکان در خانه های مسکونی معاصر، از روش تحقیق توصیفی تحلیلی و پیمایشی سود جسته است. ابتدا معیارهای مؤثر در حس تعلق شناسایی شده و سپس پرسشنامه هایی بر این اساس طراحی و در دو گروه طراحان و شهروندان توزیع شده و نتایج با نرم افزار آموس آنالیز گشته است. نتایج حاکی از آن است که ازنظر شهروندان شهر کرمانشاه مهم ترین معیار در شکل گیری حس تعلق در فضای مسکونی، "راحتی و انس با فضا" و بعدازآن "حضور نشانه های فرهنگی" و "سرزندگی و کیفیت بصری" می باشند، ولی ازنظر طراحان، "سلسه مراتب فضایی و نحوه دسترسی به آن" دارای بیشترین تأثیر است. این تحلیل بیانگر شکاف بین طراحان و کاربران است که می تواند با مطالعاتی ازاین دست به انسجام بیشتری برسد.
۱۲.

گونه شناسی خیال در فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۴۷۳
مقاله پیش رو با محوریت موضوع طراحی شکل گرفته است. چیستی طراحی و چگونگی آن همواره دغدغه نظریه پردازان و محققان در حوزه های مختلف بوده است. در این میان تنوع دیدگاه ها و زمینه های نگرش به موضوع به جای وجود یک نظریه واحد مسئله ای قابل توجه است. هنگامی که مسئله عدم قطعیت به میان می آید، یعنی با پدیده ای روبه رو هستیم که خطی نیست و تنها از منظر خرد و منطق نمی توان آن را شناخت. در این میان عده ای جنبه های متافیزیک را جست وجو می کنند، عده ای از بُعد روان شناختی، ناخودآگاه را مورد بررسی قرار می دهند و گروهی دیگر نگاهی عرفانی به مسئله دارند. این جنبه ناشناخته نهفته در طراحی می تواند برای طراح و مخاطب نیرویی رازآلود، محرک، ترس آور یا لذت بخش باشد. طراحی در نقش آفرینشی خود برخاسته از عالم فردیِ طراح و دنیای ذهنی اوست که در چهارچوب علم به سنجش برده می شود و دگر بار به خیال بازمی گردد. بر این اساس در خوانش طراحی، مجموعه ای از مؤلفه های درونی و بیرونی همزمان به میان می آیند. شناخت این فضای طراحی و چگونگی دگرپذیری آن موضوعی است که برای ما اهمیت دارد. رویکرد ما فرایندمحور است. در کنار مطالعاتی که پیرامون شاخصه های فضای فیزیکی شکل گرفته است، ضروری است شاخصه های فضای ذهنی نیز مطالعه شود. این فضای ذهنی را معادل همان فضای خیال طراح در نظر می گیریم. مشخص است که به طور مستقیم نمی توانیم به مکانیسم تخیل دسترسی داشته باشیم، اما می توانیم سعی کنیم که کارایی آن را روی سطوح ساختاری شرح دهیم. روش پژوهش تلفیقی است از شیوه روایتی و تحلیل هرمنوتیکی-پدیدارشناسی. شیوه پژوهش نیز فرایندمحور است و بر فرایند طراحی تمرکز دارد. پژوهش بر مبنای مجموعه ای از روابط و اثرگذاری های متقابل شکل می گیرد. تکیه بر خیال لازمه آفرینش گری است. خیال یک گریز دوست داشتنی است که بسیاری از محدویت ها در آن راه ندارند. همه چیز در خیال ممکن می شود. تجربه ای از آزادی و آزادگی است. فضای خیال هرکس مختص به خود اوست و شکل آن با دیگری تفاوت دارد. مجموعه ای از درون مایه های فردی، شاخصه های فضای خیال را شکل می دهند. طراح در جریان طراحی در گذار مدام میان این فضای خیال و فضای فیزیکی است.
۱۳.

تحلیل مسئله حقیقت و زمان در حفاظت و مرمّت میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲۷ تعداد دانلود : ۳۳۹
بیان مسئله: رویارویی مرمّت و حقیقت با محوریّت مسئله زمان در این مقاله بررسی شده است. با فرسایش اثر در محیط پیرامون براساس نوع مادّه معدنی یا آلی، پرسشی برای مرمّت گر ایجاد می شود که در اثر فرسوده، حقیقت چگونه ارزیابی می شود؟ چالش موجودیّت اثر در گذشته، یا وضعیت فرسوده فعلی آن در حال به عنوان حقیقت، مسئله ای است که مرمّت همواره با آن مواجه است و پاسخ گویی به آن با تحلیل زمان می تواند نحوه نگرش و گزینش روش حفاظت، مرمّت بهینه برای ماندگاری اثر را تعیین کند. هدف: دستیابی به نظریه ای با محوریّت زمان برای تعیین جایگاه حقیقت اثر به عنوان موجودیّتی در حال یا گذشته. روش تحقیق: مسئله حقیقت در این پژوهش با تکیه بر تئوری های زمان، با مبانی نظری پدیده شناسی از وجوه مختلف بررسی شده است بر این اساس حقیقتِ نهان در نقاب مادّه اثر با وجود انسان مرتبط است و از جنبه های دیگر، حقیقت به عنوان موجودیّت اثر درگذشته یا شرایط کنونی آن در حال مورد بحث قرار گرفته است. نتیجه گیری: با نگاهی پدیده شناسانه وابستگی حقیقت به وجود انسان به اثر شأن حفاظتی می دهد؛ همچنین تئوری طرح شده در این مقاله، حقیقت اثر به عنوان موجودیّتی در حال یا گذشته را با تکیه بر نظریه های زمان معیّن می نماید و می تواند بنیان های نظری را برای گزینش روش های مرمّتی مناسب به منظور حفاظت و نگهداری بهینه ای اثر ایجاد کند. با پذیرش تئوری زمان دینامیک، گذشته وجود ندارد؛ تنها زمان حال هست و حقیقت، تمام موجودیّت اثر در حال است، نه چیزی جای مانده در گذشته که مرمّت با زدودن لایه های سطحی اثر به دنبال آن باشد و تمامیّت وجود اثر در حال برای انتقال به آینده مورد حفاظت و نگهداری قرار می گیرد. در تئوری زمان استاتیک با نگاهی تقویم وار به زمان، گذشته وجود دارد و حقیقت اثر چگونگی آن در گذشته است با ارجاع به مستندات معتبر، موجودیّت گذشته اثر، در حال با مرمّت بازیابی می شود.
۱۴.

معماری مسکونی امروز شهر تهران و پروبلماتیک فرهنگ از منظری جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۵۶ تعداد دانلود : ۵۳۷
آشفتگی کالبدی در معماری امروز شهر تهران، مسئله ای است که حتی بیننده غیرمتخصص نیز از آن آگاه است. برخی از پرسش های بنیادین که در این مورد مطرح می شوند عبارتند از اینکه: متولی تبیین این امر، کدام یک از رشته های دانشگاهی است؟ آیا معماری و شهرسازی باید این وظیفه را برعهده بگیرد یا جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی؟ آیا اقتصاد سیاسی شهر تهران باید مبنای تبیین این درهم ریختگی باشد یا آسیب شناسی نحوه مدیریت شهر؟ به نظر می رسد فهم این پروبلماتیک، از توان هریک از این رشته ها به تنهایی، بیرون است و تنها نگاه به پدیده موردنظر از منظری بینارشته ای می تواند پرتوی بر ماهیت آن بیفکند؛ ازاین رو ما در این مقاله، تلاش خواهیم کرد آشفتگی کالبدی در معماری امروز تهران را از منظر جامعه شناختی و حوزه مطالعات فرهنگی، مورد بررسی قرار دهیم. از نظر نویسندگان، این رهیافت در مقایسه با مطالعات مستقل (غیرمیان رشته ای) به فهم عمیق تری از ماهیت این پروبلماتیک منجر خواهد شد؛ بنابراین، در این مقاله خواهیم کوشید نسبت میان شکل مسکن و معماری با عناصر فرهنگی و جامعه شناختی را مورد تحلیل قرار دهیم. به عبارت دیگر، برآنیم تا نشان دهیم که تغییرات آشوبناک در عرصه معماری شهر تهران، بیشتر از آنکه ناشی از ذائقه ای زیباشناختی و یا ضرورتی مبتنی بر اقتضاهای مهندسی معماری باشد، متغیری وابسته به عناصر فرهنگی و جامعه شناسی است.
۱۵.

رابطه میان سبک زندگی و مسکن ایرانی (با تکیه بر نظریة «جامعة کوتاه مدت» و نظریة «راهبرد و سیاست سرزمینی جامعة ایران»)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۳۸۰
مسکن و محل سکونت آدمی کالبدی است که نشانی از خود فردی و جمعی وی را منعکس می سازد. این امر در مورد همه جوامع، از جمله جامعه ایران، صادق است. وقتی از نسبت میان سبک زندگی ایرانی و شکل مسکن سخن می گوییم، بی تردید عناصر و مؤلفه های گوناگونی را دخیل کرده ایم که مطالعه و بررسی آنها نیازمند پژوهشی میان رشته ای است. نسبت میان سبک زندگی و معماری با مقوله هویت ایرانی معاصر و لاجرم بحث از شکل گیری نوع خاصی از فردیت، به تبع تحولات جدید، ارتباطی تنگاتنگ دارد. اگر بتوان اذعان داشت که زندگی روزمره صرفاً قلمرو امور بدیهی، ثابت، و مبتنی بر عادت نیست، می توان به بررسی این امر پرداخت که شیوه سکونت فرد ایرانی و نحوه شکل دهی او به مسکن (در کالبد بیرونی و چیدمان داخلی) در طول زمان منجر به انباشتی پایا می شود که در کنش و واکنش هایی همیشگی، تأثیری مداوم و مستمر از خود بر جای می گذارد. در این مقاله از رهگذر مفاهیمی چون فردیت ایرانی و زندگی روزمره در بستر جامعه پیچیده و در حال حرکت ایران، کوشش خواهیم کرد تا نسبت میان مشخصه های سبک زندگی در ایران و شکل محل سکونت را تبیین کنیم و رابطه میان این دو را مورد بررسی قرار دهیم. هدف اصلی ما در این مقاله بررسی این مسئله خواهد بود که نوع فردیت شکل گرفته در ایرانی معاصر، چه تأثیری بر پاسخ های وی به گزاره های پیش روی او، از حیث زیست اجتماعی، خواهد داشت. این پاسخ ها نهایتاً سبک زندگی او را رقم می زند، و این سبک زندگی بر زیستن در نوع خاصی از کالبد معمارانه تأثیر می گذارد.
۱۶.

قلمروهای تفاهمی، بررسی موردی: ایجاد تلارپیش در ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رفتار قلمروی قلمروهای تفاهمی دسته بندی قلمروهای تفاهمی تلار پیش در ماسوله

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۷ تعداد دانلود : ۸۵۸
سابقه تاریخی سکونت در مجموعه های زیستی از جمله در ایران، نشان می دهد که رفتارهای قلمروی برای ساکنان، برنامه ریزان و طراحان، محترم و همه در تفاهم و توافقی ضمنی و گاه رسمی، به رعایت لوازم زیستن در چنین شرایطی ملزم بوده اند. در این نوشتار، سطوحی از رفتارهای قلمروی با عنوان «قلمروهای تفاهمی» یا «وفاق ضمنی» که وجه مشخصه شان عدم مالکیت حقوقی مدعیان بر این قلمروها بوده، معرفی و دسته بندی شده است. قلمرو هایی که نقشی مهم در شکل گیری ساختارهای ارگانیک بافت های تاریخی داشته و می تواند در چهار سطح با عناوینِ قلمرو متأثر از اهلیت در مکان، قلمرو متأثر از نظام دسترسی، قلمرو متأثر از حدود همسایگی و قلمرو متأثر از نظام برگزاری مراسم آیینی و مذهبی، مورد شناسایی قرار گیرد. روش تحقیق در این نوشتار کیفی و بررسی مصداقی موضوع تحقیق، شرایط ایجاد تلارپیش در شهر تاریخی ماسوله است که با حضور در مقر رفتاری واقعی و در تناظر با سطوح قلمروی برشمرده شده، مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج بررسی نشان می دهد رضایت عمومی، رضایت همسایگی، ایجاد مزاحمت نکردن در مسیرهای دسترسی و همچنین، ایجاد مزاحمت نکردن برای برگزاری مراسم آیینی علم بران ماسوله، از جمله مواردی است که متقاضی ایجاد تلارپیش در شهر تاریخی ماسوله می بایست از دیرباز، به رعایت آن ها اهتمام می ورزیده اند. قلمروهای تفاهمی در ذهنیت جمعی مردمان ایران زمین، حضوری پایدار داشته و مورد توافقی فراگیر بوده است؛ لذا می توان با روزآمدسازی ساز و کارهای به کارگیری آن، در تدوین تدابیر بومی مداخله در مکان های تاریخی بسیار کمک رسان باشد.
۱۷.

ایرانیان و باغ؛ سرزمین های باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۶ تعداد دانلود : ۷۲۵
اینکه ایرانیان از دیرباز تا یک قرن پیش چگونه به فضا می اندیشیده اند و بر پایة کدام دیدگاه ها به سازمان دهی آن می پرداخته اند، مقوله ای چندان پرجاذبه و پررمز و راز است که به میان آورندة ابهام و دارندة توان آموزندگی. چند صفحه ای که پیش روی داریم، فرصتی است تا به گوشه هایی از این مهم بنگریم. برای آفرینش فضا ـ و به ویژه فضای معماری ـ انسان ها نیاز به ابزارهایی گونه گون دارند؛ برانگیختگی برای همگانی کردن اندیشه های فرهیخته؛ تلاش برای به میدان همگانی بردن ارزش هایی که والاتراند و برآمده از خاستگاه های بلند انسانی ـ الهی؛ پی گیری و به ثمر بردن تدبیرهایی که ژرف نگری را بومی توانند کرد؛ و نمایان کردن توان های بالقوه و بالفعل انسان های شیفتة شناخت. و به کوته سخن اینکه شناخت نقش معنوی آفرینش فضای معماری ـ و فضایی که باغ ایرانی ارائه می دهد ـ می تواند گوشه ای از آن آفرینش را بنمایاند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان