احمد زنگانه

احمد زنگانه

مدرک تحصیلی: استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۷ مورد.
۱.

گونه شناسی پایداری محله ای در توسعه فضایی شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توسعه فضایی شهری گونه شناسی پایداری محله شهر گرگان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
با آغاز نوگرایی در ایران که از اوایل حکومت پهلوی آثار عینی تر آن در شهرها ظاهر شد، محله های تاریخی که پویایی و پایداری خود را در گذشت زمان نشان داده بودند، رو به زوال نهادند و بافت جدید که عمدتاً به تدریج از دهه ی چهل تاکنون پیرامون بخش تاریخی ساخته شده است، در این بافتها بسیاری از ویژگیهای محله های تاریخی شکل نگرفته است به این ترتیب محله های تاریخی و جدید در شهر گرگان از نظر پایداری با تغییرات و چالشهای مواجه شده اند، که باید شناخته شود. در پژوهش حاضر با نگاهی به مقوله ی پایداری محله ای، ابعاد مختلف آن و سطح پایداری محله ای در 8 محله شهر گرگان بررسی شد. روش تحقیق حاضر به توجه به ماهیت تحقیق، سؤال و اهداف تحقیق از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و از دو فاز شکل گرفته است. در فاز اول تحقیق به بررسی روند گسترش فضایی شهر گرگان در طی 45 سال اخیر پرداخته شد که بدین منظور از تصاویر ماهواره ای بهره گرفته شد، در فاز دوم تحقیق به گونه شناسی پایداری محله ای در 8 محله شهر گرگان که از گونه های متفاوت یافتی و کالبدی بوده، پرداخته شد و در این مرحله ازمدلهای VIKOR،SAW و تکنیک کپ لند استفاده شد، نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان داد که در بازه ی زمانی 45 ساله شهر گرگان با گسترش شهری بسیار زیادی مواجه بوده و محلات جدید در قالب محلات الحاقی و شهرک سازی و طرح های توسعه شهری شکل گرفتند. محلات قدیمی شهر گرگان در بین شاخص های پایداری اقتصادی، کالبدی زیست محیطی و اجتماعی پایداری قبلی خود را ندارند؛ و شکل گیری محلات جدید و بدون برنامه و ادغام روستاها در شهر گرگان ازجمله اوزینه و انجیراب و گرگان جدید در سالهای بعد از انقلاب نشان می دهد که این محلا صرفاً محلی برای سکونت اقشار پایین جامعه بوده و نشانی از کارکرد و هویت محله ای و پایداری محله ای در آن ها به چشم نمی خورد.
۲.

ارایه مدل مفهومی توسعه شهری دانش بنیان به منظور برنامه ریزی و مطلوبیت بخشی شهرهای آینده: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دانش آینده شهر کیفی مرور سیستماتیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۵۳
در طول سه دهه گذشته، دانش ، خلاقیت و اطلاعات بیشترین تأثیر را بر توسعه شهرها گذاشته اند. به گونه ای که راهبردهای توسعه دانش بنیان نقش مهمی در حمایت از توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محلی شهرها ایفا می کنند. بر همین اساس، شهرها برای جذب و حفظ صنایع و کارکنان دانش بر، راهبردهای مختلفی را اتخاذ می نمایند. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی توسعه و تحقق پذیری شهر دانش بنیان جهت کاربست آن برای برنامه ریزی و مطلوبیت بخشی به شهرهای آینده کشور می باشد. پژوهش حاضر از نوع بنیادی و از لحاظ هدف، اکتشافی است. پارادایم حاکم بر این پژوهش، تفسیرگرایی است. رویکرد پژوهش، کیفی و روش شناسی آن، نمونه کاوی می باشد. از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری شامل پژوهش هایی است که از سال 2005 تا 2023 در حوزه شهر دانش بنیان انجام شده است. از روش مرور سیستماتیک ادبیات برای تحلیل داده ها استفاده شده که دارای پنج مرحله متشکل از تعریف، جست و جو، انتخاب، تحلیل و سنتز می باشد. بر اساس نتایج، بیش از 60 درصد منابع پژوهش مربوط به 10 سال اخیر(2013-2023) بوده اند. سهم مقاله ها، کتاب و پایان نامه ها از منابع پزوهش، به ترتیب برابر با 83 درصد، 10 درصد و 7 درصد می باشد. نتایج حاصل از کدگذاری باز نشان دهنده آن است که 96 کد برای توسعه و تحقق پذیری شهر دانش بنیان وجود دارد. این کدها در نه مفهوم (عوامل سیاسی-قانونی، برنامه ریزی استراتژیک، رویکرد، پیشران های توسعه دانش بنیان، شاخص های کارکردی، پایه علمی، ابعاد، بستر جغرافیایی- کالبدی و مجموعه های سیاست گذاری و راهبردی) و شش کد محوری(شرایط علّی، شرایط زمینه ای، مقوله محوری، شرایط مداخله گر(میانجی)، پیامدها و راهبردها) طبقه بندی شده اند. در نتیجه، مدل نظری توسعه شهری دانش بنیان منوط به وجود شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، مقوله محوری، پیامدها و راهبردها است.
۳.

واکاوی تولید فضا و شکل گیری پهنه های دانش بنیان با استفاده از نظریۀ هنری لوفور (مطالعه موردی: منطقۀ ساحلی ات ساین 22 بارسلونا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تولید فضا فضای فیزیکی فضای ذهنی فضای زیسته پهنه های دانش بنیان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۲۳
امروزه توسعه شهرهای دانش بنیان به یکی از راهبردهای توسعه فراگیر و یکی از مؤثرترین پارادایم های شهرهای پایدار آینده تبدیل و هزاره جدید به نام عصر شهرهای دانش بنیان نام گذاری شده است. با وجود این، تولید فضا در شهرهای دانش بنیان، الزامات خاص خود را دارد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، واکاوی تولید فضا و شکل گیری پهنه های دانش بنیان با استفاده از نظریه هنری لوفور است. پژوهش حاضر از نوع نظری-بنیادی و روش آن، توصیفی-تحلیلی است. هستی شناسی پژوهش حاضر، ترکیبی از عوامل فیزیکی، ذهنی و زیسته و شناخت شناسی آن تأویلی و تفسیری است. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که بر اساس نظریه هنری لوفور، تولید فضا در شکل فیزیکی (تبدیل منطقه بندی محدوده از «22 ای» (صنعتی) به «22 ات ساین » (فعالیت های بهره ورانه جدید دانش بنیان)؛ ایجاد پهنه ای بر مبنای کاربری ترکیبی، تنوع، فشردگی و تراکم شهری؛ ایجاد خوشه های مختلف مشتمل بر انرژی، رسانه، فناوری اطلاعات و ارتباطات و فناوری پزشکی و راه اندازی سامانه ات ساین 22 کارآفرینان؛ بارسلون اکتیوا، مرکز رشد بارسلون و پالتفرم های لندینگ ات ساین 22، ذهنی (انطباق بافت جدید با اقتصاد جدید؛ جذاب نمودن فضا برای جذب نخبگان، انعطاف پذیری بلند مدت و تضمین پایداری در آینده؛ نقش برنامه ریز و تسهیل بخش دولت و شهرداری؛ سابقه شهر بارسلونا در زمینه کاربست کاربری ترکیبی و صنایع خلاق) و زیسته (ساختمان مدیاتیک به عنوان مرکز ارتباطی و نقطه ملاقات برای مشاغل، دانشجویان، کارآفرینان، مراکز تحقیق و توسعه و مؤسسات فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ ترویج رویداد برکفست آپدیت ات ساین 22 جهت ایجاد ارتباط متقابل بین جامعه متخصصان و ایجاد احساس تعلق به مکان؛ اجرای برنامه هایی مانند منطقه دیجیتال جهت آشنا نمودن پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و والدین منطقه با برنامه های آموزشی دیجیتال؛ تأسیس پردیس شهر هوشمند، جهت ایجاد فضای جدیدی برای نوآوری شهری از طریق گردهم آوردن شرکت ها، مؤسسات، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی فناوری اطلاعات و ارتباطات، اکوسیستم های نوآوری و برنامه ریزی شهری) در پهنه های دانش بنیان اتفاق افتاده است.
۴.

تبیین الگوهای پراکنده رویی پیراشهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پراکنده رویی شهری اشکال پراکنده رویی رشد کم تراکم رشد کالبدی ناپیوسته کلان شهر کرج

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
آخرین یافته های علمی موجود در حوزه پراکنده رویی شهری اغلب به گونه شناسی توجه کرده اند؛ ازاین رو در مقاله حاضر باهدف شناسایی انواع مختلفی از گونه های پراکنده رویی شهری در کلان شهر کرج سعی شده است دیدگاه های موجود در گونه شناسی، شاخص های شناسایی هرگونه و چگونگی طبقه بندی گونه های مختلف در کلان شهر کرج مورد بررسی قرار گیرد. محدوده مکانی پژوهش، مناطق 10گانه کلان شهر کرج بوده است. داده ها با استفاده از روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. نوع داده ها شامل داده های جمعیتی مرکز آمار و داده های مکان محور سازمان نقشه برداری کشور و شهرداری کرج بوده است. روش تجزیه وتحلیل داده ها به صورت کمی و با استفاده از تکنیک ضریب موران، تراکم کرنل، تحلیل چیدمان فضا، شاخص شکل و منطق بولین انجام شده است. نتایج حاصل حاکی از آن است که شهر کرج دچار رشد غیر سازمان یافته و بد قواره بوده و با گونه های مختلفی از پراکنده رویی شهری مواجه می باشد. گونه ی تراکم پایین و پیوسته پراکنده رویی شهری بیشترین حجم از مساحت شهر را در برگرفته است و عمدتاً در لبه های شهری کرج قرار دارد. هرچند گونه های دیگری ازجمله پراکنده رویی خطی یا نواری، پراکنده رویی جهشی یا گره گرهی نیز در این شهر وجود دارد؛ اما غلبه با گونه ی پراکنده رویی پیوسته با تراکم کم یا پراکنده رویی لبه ایی است؛ بنابراین می توان گفت پراکنده رویی در شهر کرج با یک شکل و الگوی واحد رشد و توسعه پیدا نکرده است؛ بلکه با اشکال و گونه های مختلف همراه بوده است.
۵.

تبارشناسی نظری بزرگراه های درون- شهری و تحلیل اثرات آن بر فضاهای پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بزرگراه های درون-شهری تأثیرات فضایی جدایی گزینی فضایی شکل شهر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۳
بزرگراه های درون- شهری، به عنوان یکی از مهم ترین بخش های حمل ونقل، هم به لحاظ حجم مصرف بودجه و هم به لحاظ اثرات فضایی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آن بر شهر، همواره یکی از پُرچالش ترین عناصر شهری بوده است. برای این منظور در این پژوهش به تحلیل اثرات بزرگراه های درون-شهری، بررسی نظریات مرتبط با چگونگی برخورد با این عنصر فضایی و همچنین عوامل دخیل در آن پرداخته شده است. نوع پژوهش کاربردی- نظری و روش انجام به صورت اسنادی-تحلیلی است. منابع اطلاعاتی مورد استفاده در این پژوهش تمام اسناد، مدارک، کتاب ها، مقالات، طرح ها و پژوهش های علمی انجام شده در خصوص بزرگراه های درون شهری است. نتایج حاکی از آن است که نظریات و دیدگاه های موافق و مخالفی در خصوص ایجاد بزرگراه های درون-شهری وجود دارد. اندیشمندان مکتب نوگرا و مهندسان شهری، طرفداران ایجاد بزرگراه های درون شهری و بعدها برنامه ریزان و جغرافیدانان شهری مخالف توجه تک بعدی به ایجاد این بزرگراه ها و توسعه درون شهری با تکیه بر بزرگراه سازی هستند. همچنین نتایج امر نشان داد که بزرگراه های درون-شهری تأثیرات اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی با خود به همراه داشته و بسته به شرایط مکان و ویژگی های اجتماعی و اقتصادی محل، این تأثیرات به صورت مثبت و منفی در فضای پیرامون نمود پیدا می کند.
۶.

رتبه بندی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری کانون های جغرافیایی جرم در فضاهای پیرا کلان شهری (مورد: شهرجدید هشتگرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فقر جرم کانون های جرم خیز فضاهای پیراشهری هشتگرد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۷۲
شناخت عوامل تأثیرگذار در شکل گیری کانون های جرم خیز موجب آگاهی یافتن مدیران و برنامه ریزان و تدوین راهبردهای مناسب برای ارتقاء امنیت در آن ها می شود.  بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر رتبه بندی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری کانون های جرم خیز و سنجش تأثیر فقر بر شکل گیری آن ها در شهر  جدید هشتگرد است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل محدوده قانونی شهر جدید هشتگرد در سال 1399 است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران معادل 400 نفر  است. روایی پژوهش با توجه به نظر کارشناسان و خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ(بیشتر از 7/0) تائید شده است. از آزمون فریدمن، کای اسکوئر پیرسون، لایکلی هود، تا او بی کندال، اسپیرمن و تخمین تراکم کرنل برای تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای SPSS و Arc GIS و  نرم افزار جانبی Cime Analysis برای تحلیل داده های پژوهش استفاده شده است. بر اساس آزمون فریدمن، عوامل اقتصادی مشتمل بر فقر(با میانگین70/19)، بیکاری(25/19)، نابرابری درآمدی(12/19) و تحرک مسکونی(21/17)، بیشترین تأثیر بر وقوع جرم در شهر جدید هشتگرد دارند. توزیع فضایی جرائم به صورت خوشه ای است و بیشترین جرم در فازهای جدید و فقیرنشین اتفاق افتاده است.  بر اساس نتایج آزمون های آماری کای اسکوئر پیرسون، لایکلی هود، تا او بی کندال، اسپیرمن، شدت همبستگی بالایی بین شکل گیری کانون های جغرافیایی جرم در فضاهای پسا کلان شهری  و متغیرهایی نظیر فقر،  نبود حمل ونقل عمومی، تنوع قومی و فرهنگی، تحرک مسکونی و فضاهای بی دفاع شهری وجود دارد.
۷.

ارزیابی مؤلفه های کیفیت سکونتی در محلات تاریخی شهر سبزوار (مطالعه موردی: محله تاریخی سرده)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ارزیابی کیفیت سکونتی بافت تاریخی تحلیل عاملی محله سرده محیط شهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۹۴
محلات تاریخی بخش ارزشمندی از ساخت و هویت شهر به شمار می روند و امروزه از نظر برنامه ریزی و مدیریت شهری اهمیت زیادی دارند. کیفیت سکونتی ، به عنوان یک مفهوم ، مجموعه ای از شاخص ها و معیارهاست و از این نظر به یکی از عوامل مهم زیست پذیری محلات شهری و به ویژه محلات تاریخی تبدیل شده است. این مقاله با هدف ارزیابی کیفیت محیط شهری در محل ه تاریخی سرده در شهر سبزوار و شناخت شاخص های تأثیرگذار بر کیفیت محیط شهری از دو ب ُ عد عینی و ذهنی انجام گرفته است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و توسعه ای، از لحاظ نوع تحقیق توصیفی-تحلیلی ، و از نظر روش تحقیق پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 333 نفر محاسبه شده است. همچنین ، برای تحلیل یافته های پژوهش، از شیوه های آماری به ویژه روش تحلیل عاملی، آزمون پارامتریک t تک نمونه ای ، و ضریب همبستگی پیرسون در محیط نرم افزار SPSS استفاده شده است . بدین منظور ، شاخص های تحقیق در سه ب ُ عد کیفیت سکونتی عینی، کیفیت سکونتی ذهنی ، و مجموع آن ها تقسیم شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان کیفیت محیط شهری در ب ُ عد ذهنی از نسبت بالایی نسبت به ب ُ عد عینی برخوردار است. همچنین ، نُه عامل تأثیرگذار بر کیفیت سکونتی از دیدگاه ساکن ا ن محله به ترتیب اهمیت عبارت ا ند از: ساختار کالبدی- فضایی، حس تعلق مکانی، رضایت از زندگی، دسترسی ها، روابط خانوادگی ، همبستگی اجتماعی، امنیت، سیما و منظر شهری ، و مشارکت اجتماعی. پایین بودن مشارکت اجتماعی یکی از دلایل مهم در کاهش کیفیت سکونتی بافت است.
۸.

تحلیل فضایی ضعف های مدیریت بحران در مناطق زلزله زده ؛ مطالعه موردی: شهرستان ثلاث باباجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تصمیم گیری تمرکز ثلاث باباجانی زلزله مدیریت بحران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۱
پیشینه و هدف: با عنایب به بررسی پیشینه پژوهش می توان گفت پژوهش های قبلی در مورد ارزیابی مدیریت بحران، ارائه الگوی مدیریت بحران، ارائه راهکار برای اندازه گیری  میزان آسیب پذیری شهرها در برابر زلزله و از این قبیل هستند. لذا تفاوت پژوهش حاضر با پژوهش های پیشین در این است که آسیب های مدیریت بحران را به صورت فضایی نشان می دهد. علاوه بر این با توجه به شرح وظایف کارگروه های چهارده گانه مدیریت بحران با تاکید بر رویکرد مدیریت یکپارچه (که در هیچ کدام از آنها صورت نپذیرفته است) تحقیق حاضر به دنبال پر کردن این خلاء پژوهشی است. مواد و روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی-عملی است. شیوه گردآوری داده ها به دو روش اسنادی و پیمایشی بوده است، به این نحو که برای استخراج شاخص های مدیریت بحران زلزله و تدوین مبانی نظری از روش اسنادی و ابزار فیش برداری؛ و برای سنجش شاخص های پژوهش در محدوده موردمطالعه از شیوه پیمایشی و ابزار پرسش نامه محقق ساخت بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کارشناسان و متخصصان حوزه شهر و مدیریت بحران شهری است که نسبت به موضوع موردبحث آگاهی و تخصص کافی رادارند. با توجه به مشخص نبودن حجم جامعه آماری، نمونه گیری به صورت غیرتصادفی-هدفمند بوده که حجم آن نیز تا رسیدن به اشباع علمی یعنی 50 نفر در نظر گرفته شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون های آماری t-test تک نمونه ای مستقل جهت بررسی میانگین ابعاد مدیریت بحران زلزله؛ و همچنین از آزمون کروسکال والیس برای رتبه بندی مؤلفه های پژوهش استفاده شد. در بخش پایانی برای نشان دادن پراکندگی فضایی وضعیت آسیب های مدیریت بحران در شهرستان ثلاث باباجانی از آمار فضایی در محیط نرم افزار GIS و روش درون یابی IDW استفاده شده است. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که وضعیت شاخص های مدیریت بحران حاکی از این است که درمجموع، وضعیت مدیریت بحران در برابر زلزله شرایط مطلوبی نیست. بالاترین و پایین ترین میانگین ها در هر پنج دهستان ثلاث باباجانی به یکدیگر نزدیک بوده و از الگوی واحدی پیروی می نمایند. به لحاظ مکانی نیز باید گفت که به طور کلی با دور شدن از مرکز شهرستان به سمت حاشیه به خصوص به سمت مرزهای جنوب غربی و شمالی شهرستان، شاخص های مدیریت بحران وضعیت بدتری را نشان می دهد. به عبارت دیگر هرچه از مرکز سیاسی شهرستان یعنی شهر تازه آباد واقع در دهستان دشت حر دور شویم وضعیت شاخص های مدیریت بحران بسیار نامطلوب است. این موضوع نشان می دهد که به تبع ساختار سیاسی متمرکز کشور و منطقه، فعالیت ها و خدمات در بخش مدیریت بحران نیز به صورت متمرکز ارائه می شود. علاوه بر این ساختار محیط طبیعی نیز مزید بر علت شد تا بخش شرقی شهرستان یعنی دهستان های زمکان شمالی و جنوبی وضعیت نامطلوبی را نشان دهند چرا که در این محدوده ها شیب زمین و ارتفاع از سطح زمین زیاد است از این رو خدمات رسانی در مراحل مختلف موجب اختلال و کاستی می شود.            نتیجه گیری: ایده عمومی پژوهش حاضر این بوده است که زمینه ها و فرایندهای سیاسی حاکم بر سیستم مدیریت ایران در مقیاس منطقه ای نیز به همان شکل عمل می کند. به عبارت دیگر، الزامات ساختاری در مقیاس منطقه ای همچنان بر تمرکز در نقاط معدود دامن می زند. مطالعات مشابهی که توسط دیگر محققان درباره مدیریت بحران در مناطق مختلف ایران انجام شده با نتایج این پژوهش همسویی نشان می دهد چراکه اغلب آن ها بر نقش تمرکزگرایی و عدم مدیریت یکپارچه در مناطق و استان تأکید کرده اند. به این ترتیب بر پایه نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت: مادام که یک نظم سکونتگاهی نتواند مسئله مدیریت بحران در حوزه های مختلف پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی و بازتوانی را حل نماید، همچنان تحت الزامات مدیریت بخشی باید شکاف بین نقاط سکونتگاهی و عدم مدیریت یکپارچه را تجربه و تحمل کند. بدیهی است تا هنگامی که زمینه ها، فرآیندها و سازوکارهای فرادست ملی و منطقه ای تمرکزگرا اصلاح نشوند، مدیریت در مقیاس ملی، منطقه ای و محلی به تعادل و توازن پایدار نخواهد رسید.
۹.

اثرات رشد هوشمند شهری بر توسعه پایدار اجتماعی در منطقه 12 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رشد هوشمند شهری توسعه پایدار توسعه پایدار اجتماعی منطقه 12 شهر تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه : رشد هوشمند رویکردی برای توسعه پایدار شهری است که مسائل و مشکلات حاصل از گسترش پراکنده رویی شهری مناطق کلان شهرها را مهار می کند. این رویکرد با سیاست های سطح خرد و کلان، برابری اجتماعی و عدالت محیطی را تقویت می کند، علاوه بر این، جنبه های پایداری را نیز موردبحث قرار می دهد. داده و روش : روش پژوهش از لحاظ نوع توصیفی-تحلیلی و از لحاظ ماهیت کاربردی است. روش گرداوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری جمعیت ساکن منطقه 12 شهر تهران (241475 نفر) است که حجم نمونه برابر با 400 نفر مشخص شد. متغیرهای پژوهش شامل رشد هوشمند شهری در 10 مؤلفه و توسعه پایدار اجتماعی در 8 مؤلفه بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های گرایش به مرکز (میانگین) و پراکندگی (انحراف معیار و ضریب پراکندگی) و مدل سازی معادلات ساختاری از رویکرد حداقل مربعات جزئی(PLS) استفاده شده است. یافته ها : یافته ها حاصل از آمار توصیفی از طریق شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی نشان داد که نمره متغیر رشد هوشمند شهری در بین دامنه 51/2 تا 5/3 یعنی تا حدودی مطلوب قرار دارد. همچنین نمره متغیر توسعه پایدار اجتماعی همراه با تمام مؤلفه های آن بر اساس طیف 5 سطحی در بین دامنه 51/2 تا 5/3 یعنی تا حدودی مطلوب قرار دارد. همچنین نتایج در بخش اثرگذاری متغیرهای مستقل بر وابسته با توجه به مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که اثر رشد هوشمند شهری بر توسعه پایدار اجتماعی در سطح ضریب معناداری 005/1 و میزان سطح معناداری315/0 معنا دار نیست. نتیجه گیری : بنابراین برای دست یابی به توسعه پایدار اجتماعی منطقه 12 شهر تهران، باید استراتژی رشد هوشمند را به عنوان راهبرد اصلی در انتظام بخشی به شکل پایدار شهری قرار داد.
۱۰.

یکپارچگی فضایی در بازآفرینی بافت های فرسوده : مورد مطالعه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بافت فرسوده شهری بازآفرینی یکپارچگی فضایی تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۸۷
توسعه شهرنشینی، پیامدهای ناگواری را برای سکونتگاه ها در پی داشته است. هسته های قدیمی شهرها از آن پس در فرایند پالایش جمعیت و فعالیت، دچار فرسودگی شده اند و مداخلات بهسازی، بازسازی و نوسازی را با غلبه بعد کالبدی و رویه غیر مشارکتی تجربه کرده اند. در قرن بیستم، رویکرد بازآفرینی با راه حل جامع نگر و با تأکید بر رویه مشارکتی برای حل مشکلات بافت های فرسوده شهری مطرح شد. در کنار نقاط قوت رویکرد بازآفرینی، نقاط ضعفی نیز وجود دارد که مهم ترین آن، عدم توجه به یکپارچگی فضایی است. هدف این مقاله، بررسی جایگاه یکپارچگی فضایی در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری تهران است. داده های این تحقیق، کیفی و کمی بوده و به روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق را کارشناسان برنامه ریزی شهر تهران تشکیل می دهند. تکنیک مورد استفاده در این راستا "دلفی" می باشد. اطلاعات به دست آمده، با استفاده از روش "تحلیل تم" و تکنیک "تاپسیس" تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که برنامه های بازآفرینی مناطق شهری تهران اجرا نشده و در حد سند باقی مانده و اقداماتی که با عنوان بازآفرینی اجراشده اند فقط در حد بهسازی و بازسازی و نوسازی می باشند. همچنین، در این اسناد، به پیوند فضایی محدوده های هدف بازآفرینی، توجه نشده است.
۱۱.

تحلیلی بر تاثیرات متقابل الگوهای پیکره بندی فضا و هسته های شهری در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پیکره بندی فضایی همپیوندی اتصال هسته های شهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۵۶
مقاله حاضر به بررسی و تحلیل چیدمان فضایی با استفاده از روش های همپیوندی و اتصال می پردازد و الگوی پیکره بندی فضایی در ارتباط با هسته های شهری در کلانشهر تهران را تحلیل می نماید. این مقاله با هدف کاربردی و به صورت توصیفی – تحلیلی انجام یافته است. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از روش چیدمان فضا و نرم افزار UCL DepthMap الگوی پیکره بندی فضایی را در سطح شهر تهران مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرد. به منظور پیکره بندی فضایی از شاخص های همپیوندی فضا و اتصال و خوانایی مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین امتیاز شاخص های پیکره بندی فضایی در سطح مناطق از طریق نرم افزار UCL DepthMap گرفته شده است. بعد از آن پراکنش فضایی کاربری ها در سطح شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته شده و بر اساس آن هسته های فرعی کلانشهر تهران نیز مشخص گردید و تعداد وجود کاربری ها در سطح مناطق به عنوان امتیاز هسته های شهری در مناطق در نظر گرفته شد. در نهایت با استفاده از روش رگرسیون وزنی جغرافیایی ارتباط بین پیکره بندی فضایی و هسته های شهری در مقیاس مناطق مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از روش رگرسیون جغرافیایی نشان دهنده این است که در مناطقی هم میزان همپیوندی و هم تعداد کارکردها در مناطق بیشتر بوده است ، میزان همبستگی نیز در مناطق بیشتر می باشد. در واقع در مناطق مرکزی تهران همبستگی مثبت برقرار می باشد و تقریبا در تمامی هسته ها این مساله صدق می کند.
۱۲.

تحلیل دگرگونی های ساختاری -کارکردی محله های درحال گذار شهری- مورد: پهنه جنوبی منطقه 6 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تغییرات ساختاری و کارکردی محله های شهری محله های در حال گذار پهنه جنوبی منطقه 6 تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۶
کلانشهرها در چنددهه ی اخیر تحولات ساختاری و کارکردی زیادی پذیرفته اند و بر این اساس دگرگون شده و در حال گذار به سمت وضعیتی جدید بوده و تغییراتی عمده را تجربه می کنند. پژوهش حاضر به دگرگونیهای ساختاری و کارکردی صورت گرفته در پهنه ی جنوبی منطقه 6 شهرداری تهران به عنوان یکی از مهمترین مناطق این شهر، شامل محله های ایرانشهر، ولیعصر، دانشگاه تهران و جمالزاده پرداخته است. محدوده ی مورد مطالعه، در چند دهه ی اخیر مورد توجه سازمانها و ادارات مختلف قرار گرفته و به نظر می رسد پس از تملک املاک از سوی سازمان های مورد اشاره، تغییراتی ساختاری و کارکردی در آنها بروز می کند. بدین منظور ابتدا با استناد به منابع علمی موضوع مورد مطالعه، ادبیات مرتبط مطالعه شد و سپس با استفاده از برداشت های میدانی، تغییرات رخ داده در کارکردهای محدوده ی مورد مطالعه بررسی شده است. در نهایت با بهره گیری از قدرت تحلیلی نرم افزار GIS و نیز روشهای مبتنی بر تحلیل آمار فضایی، چگونگی دگرگونیهای ساختاری و کارکردی محله ها مطالعه شده و پهنه بندی دگرگونی های صورت گرفته ارائه گردید. نتایج نشان می دهد که در سال های اخیر بخشی از ساختمان های مسکونی محدوده ی مورد مطالعه، برای کارکردهای غیرسکونتی به کار گرفته شده و در این میان محله ی دانشگاه تهران بیشترین میزان تغییر را تجربه کرده است، به گونه ای که با گذر از بخش شمالی منطقه به سمت جنوب از میزان کاربری-های مسکونی کاسته شده و بر تعداد کاربری های اداری، تجاری، آموزشی- فرهنگی، خدماتی و نیز مختلط افزوده می شود. وضعیتی که ادامه آن سبب شکل گیری فضایی صرفا اداری و تجاری با تناسب ضعیف میان بافت قدیم و جدید شده  و نیز می تواند زمینه ساز بروز مشکلاتی برای این بخش از منطقه و به تبع آن شهر تهران شود.
۱۳.

تحلیل پیامدهای تخصصی شدن فعالیت های تجاری بر فضا های مجاور در منطقه 12 کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ناکارآمدی معادلات ساختاری فعالیت های تخصصی منطقه 12

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۵۵
منطقه 12 زادگاه و هسته حیاتی وتاریخی کلان شهر تهران در جریان توسعه نوین خود دگرگونی های گوناگونی تجربه کرده است که یکی از آنها گسترش فعالیت های تخصصی در خیابان ها و محورهای همجوار با بازار اصلی بوده است، .مقاله حاضر این پدیده را بررسی وتلاش نموده است که نشان دهد توسعه فعالیت های تخصصی تجاری چه پیامدهایی برفضاهای پیرامون خود داشته است . برای این منظور و در تکمیل داده ها و اطلاعات موجود ، پرسشنامه ای با 27 گویه در بین 280 نفر از ساکنان ، کسبه و کارشناسان منطقه 12 تکمیل وداده های حاصل در سه بعد " کالبدی- محیط زیستی " ، اقتصادی – فعالیتی" و " اجتماعی " دسته بندی گردیده است. نتایج حاکی از آن است که بعد کالبدی – محیط زیستی با تعداد 13 معرف و با مقدار ویژه 620/10 بیشترین سهم؛ بعد اقتصادی با 7 معرف و مقدار ویژه 238/8 در مرتبه دوم و بعد اجتماعی با 4 معرف و مقدار ویژه 081/4 در مرتبه سوم آثار و پیامد فعالیت های تخصصی را در فضاهای مجاور نشان می دهند . همسویی نتیجه این تحقیق و برخی تحقیقات مشابه حاکی از آن است که همنشینی و همنوایی ایجاد و گسترش راستاهای دارای فعالیت های تخصصی تجاری با نا کارآمدی و افت کارکردهای مسکونی در فضا ها و محلهای مجاور در بخش مرکزی شهر یک فرآیند عمومی است . پدیده ایی که در منطقه 12 تهران نیز به وقوع پیوسته است .
۱۴.

بررسی تأثیرات پروژه های محرک توسعه بر کیفیت محیط محله های بافت مرکزی شهر تهران (مطالعه موردی: محله هرندی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پروژه های محرک توسعه بازآفرینی اقدامات مداخله ای شهر تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۳۸
یکی از عمده ترین سیاست های مداخله ای در بافت مرکزی شهر تهران که با چالش های متعددی مواجه است، بکارگیری پروژه های محرک توسعه با رویکرد بازآفرینی در جهت ارتقای کیفیت محیط شهری است. شناخت و تبیین اثرات پروژه های محرک توسعه با رویکرد بازآفرینی بر کیفیت محیط بافت مرکزی شهر تهران و همچنین مکانیسم و سازوکارهای چنین تأثیراتی، مهمترین هدف این مقاله بود. مبنای نظری و چارچوب مفهومی این پژوهش مبتنی بر رویکرد بازآفرینی و رویکرد کیفیت محیط شهری پایدار بوده است. ساختار متدولوژی این مقاله بر روش کمّی و بطور خاص روش پیمایش استوار بوده است. محله هرندی به عنوان نمادی از یک محله بافت مرکزی که با معضلات متعددی از جنبه های مختلف حوزه شهری مواجه بوده و مداخلات مختلفی نیز در آن صورت گرفته، برای بررسی ها و کسب نتایج دقیق تر برای این مطالعه انتخاب شد. جامعه آماری پیمایش شامل ساکنان 15 سال به بالای محله هرندی بود که بر اساس فرمول کوکران، 378 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد اما به منظور استحکام نتایج پیمایش این تعداد به 400 نفر افزایش یافته و توزیع پرسشنامه انجام یافت. روش نمونه گیری به این منظور، نمونه گیری تصادفی ساده بوده است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات کمی از آمارهای توصیفی مانند شاخص های مرکزی و آمارهای استنباطی مانند ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و مدل تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج این مقاله نشان داد که علیرغم انجام اقدامات متعدد در بافت مرکزی شهر تهران، تغییرات چندان مثبتی در کیفیت محیط زندگی و فعالیت آن ایجاد نشده است. به گونه ای که محله هرندی در وضعیت فعلی با چالش های مختلفی در حوزه های کالبدی- فضایی، اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی از جنبه های رویکردی و ساختاری مواجه است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کیفیت اجرای پروژه های محرک توسعه و کیفیت محیط زندگی و فعالیت ساکنان در بافت مرکزی رابطه معناداری وجود دارد. مقدار همبستگی بین آن دو نیز رقم 0.447 را نشان داد که همبستگی نسبتاً قوی محسوب می شود. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که اقدامات مداخله ای در حوزه های مختلف بر کیفیت محیط محله های بافت مرکزی شهر تهران مؤثر بوده و در این بین متغیر «کیفیت اقدامات کالبدی» دارای بیشترین مقدار تأثیرگذاری با ضریب بتای (0.277) و متغیر «کیفیت اقدامات زیست محیطی» دارای پایین ترین ضریب بتا (0.140) بوده است. همچنین نتایج نشان دادند که کیفیت اجرای اقدامات کالبدی- فضایی توسط سازمان ها و نهادهای زیربط تحت تأثیر مؤلفه هایی مانند کیفیت در تصمیمات، سیاست گذاری، مشارکت و اجرای اقداماتی در عرصه محیط زیست و عرصه اجتماعی فرهنگی قرار دارد. بیشترین تأثیرپذیری کیفیت اقدامات زیست محیطی نیز از نحوه تصمیم گیری ها و کیفیت اجرای اقدامات در حوزه اجتماعی و فرهنگی بوده است.
۱۵.

تبیین علل شکل گیری کانون های جرم خیز در بافت های فرسوده بر اساس نظریه مکان انحرافی در منطقه 12 کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کانون های جرم خیز بافت فرسوده نظریه مکان انحرافی منطقه 12 شهر تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه : فرصت ها و موانع مکانی- فضایی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان عوامل تشویق کننده یا بازدارنده در مقابل وقوع جرایم عمل می کنند. براساس آمار رسمی، میزان جرایم ارتکابی منطقه 12، بیش از سایر مناطق شهر تهران است. منطقه 12 دارای 17/3 درصد کل جمعیت و 7/2 درصد  کل مساحت شهر تهران است، اما 32/9  درصد جرایم شهر تهران در آن رخ داده است. هدف پژوهش حاضر تبیین علل شکل گیری کانون های جرم خیز در منطقه 12 کلانشهر تهران بر اساس مؤلفه های نظریه مکان انحرافی (مشتمل بر فقر، فرسودگی، تراکم، کاربری اراضی و سیالی جمعیت) است. داده و روش : پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل محدوده قانونی منطقه 12 در سال 1395 است. حجم نمونه شامل 70 نفر از خبرگان، کارشناسان، مدیران، انجمن های مدیریت و مشارکت شهری شهروندی و منطقه شهرداری ۱۲ است که به صورت گلوله برفی انتخاب شده اند. همینطور جرایم به وقوع پیوسته در سال 1395، مبنای تحلیل های آماری قرار گرفته اند. از روش های آماری گرافیک مبنا در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی و آماره T استفاده شده است. از نرم افزارهای Arc GIS و SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها : بر اساس یافته های پژوهش، تمرکز جرم در پهنه های ارگ پامنار، فردوسی-لاله زار، بهارستان سعدی، مختاری تختی، ژاله آبسردار قیام، کوثر، دروازه غار شوش و سیروس است. بیشترین درصد جرایم در بلوک های  60 -40، 80-60، 100-80 درصد بی دوام رخ داده است. به ترتیب بیشترین جرم در کاربری های تجاری (55 درصد کل جرایم)، مسکونی (07/21 درصد)، خدماتی (82/9 درصد)، صنعتی و کارگاهی (96/6 درصد)، حمل و نقل و انبارداری (46/4 درصد) و فضای سبز (78/1 درصد) اتفاق افتاده است. سیال بودن جمیعت شب (240 هزار نفر) و روز(2 میلیون نفر)  موجب پدیده  شب مردگی و جرایم شهری در این منطقه شده است. نتیجه گیری : بر اساس آزمون t تک نمونه ای، مقدار معناداری مولفه های نظریه مکان انحرافی کمتر از 05/0 است، بنابراین بین آن ها و شکل گیری کانون های جرم خیز در منطقه 12 رابطه معنادرای وجود دارد. عدم مطلوبیت مؤلفه های فقر، فرسودگی، تراکم، کاربری اراضی و سیالی جمعیت (کمتر از 3)، به علت منفی بودن آماره های t، حدهای بالا و پایین و پایین بودن میانگین در منطقه ۱۲ تأیید شده است.
۱۶.

تحلیلی بر وضعیت زوال شهری در بخش مرکزی شهر ارومیه (مطالعه موردی: منطقه 4)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بخش تجاری مرکزی (CBD) زوال شهری ارومیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۲۸
زوال شهری ماهیتی پیچیده و چندبعدی دارد و دربرگیرنده ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و ذهنی است که در پاسخ گویی به نیاز شهروندان ناتوان و درمانده است و موجب ناپایداری و تهدید شهروندان و زیست پذیری شهر می شود. در پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر به بررسی وضعیت زوال بخش مرکزی ارومیه طی یک دوره 30 ساله از سال های 1365-1395 پرداخته شده است. راهبرد پژوهش از نوع قیاسی و در چهارچوب روش های تحلیلی و هم بستگی با تأکید بر نگرش سیستمی بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها از شاخص های تراکم جمعیتی، امنیت عمومی- اجتماعی و جمعیت فعال در بعد ویژگی های اجتماعی، شاخص میزان جابه جایی جمعیت و حس تعلق ساکنان به محله، در بعد تعامل اجتماعی، شاخص کیفیت بناها، میزان سازگاری کاربری ها، استخوان بندی ساختمان ها و میزان نفوذپذیری کالبدی در بعد کالبدی و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و دانه بندی اراضی در بعد کیفیت محیط و شاخص های میزان دسترسی به خدمات بهداشتی، میزان دسترسی به خدمات آموزشی، میزان دسترسی به خدمات فراغتی و میزان دسترسی به خدمات فرهنگی در بعد خدماتی استخراج شد تا وضعیت زوال شهری در منطقه مرکزی شهر ارومیه با استفاده از روش تحلیل عاملی بررسی شود. نتایج پژوهش از روش تحلیل عاملی بر اساس شاخص نهایی مرکب نشان می دهد که امتیاز نهایی به دست آمده در بخش مرکزی ارومیه در دوره 1385 با افت محسوس در مقایسه با دو دوره 1365 (53/6) و 1375 (73/6) به میزان 91/5 رسیده است که این امر نشان دهنده شروع زوال و افت در این بخش است. همچنین در دوره 1395 میزان شاخص نهایی با افت شدید در مقایسه با دوره 1385 و دوره های دیگر به 85/4 رسیده و این امر موجبات زوال بیشتر این محدوده را فراهم کرده است. به عبارت دیگر در فاصله زمانی سال های 1365 و 1375 کیفیت منطقه افزایش چشمگیری داشته است، اما هرچه از سال 1375 به 1395 حرکت کردیم، شاخص مرکب به شدت کاهش یافته که این امر نشان دهنده فرسوده شدن منطقه مدنظر است.
۱۷.

واکاوی و پایش سیاست های اجتماعی- فضایی در پهنه ی جغرافیایی شهر (موردپژوهی: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: برنامه ریزی شهری تکنیک های تصمیم گیری سیاست های اجتماعی شهر گرگان عدالت فضایی شهر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۷
سیاست های اجتماعی- فضایی زنجیره ای از تصمیم های اختیارشده توسط مراجع عمومی در هر یک از سطوح ملی، منطقه ای، فراشهری، و شهری هستند که بر نحوه زیست انسان ها در شهرها، مشکل های شهرها، و کیفیت زندگی در آن ها اثر می گذارند. در سیاست گذاری شهری ممکن است لابی های سیاسی، رسانه ها، و گروه های فشار خارج از سازوکار رسمی سیاست گذاری نیز قادر شوند ترجیح های خود را بدون پیمودن یک فرایند تصمیم گیری در سیاست ها وارد کنند. بنابراین، تحقیق حاضر به واکاوی و واپایش سیاست های اجتماعی و نابرابری فضایی در شهر گرگان می پردازد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای است. از تکنیک های کمی- ریاضی تصمیم گیری چندمعیاره وازپاس، دابلیو اس آ، کوپراس و برای وزندهی از آنتروپی شانون استفاده شد. همچنین،برای نتیجه گیری بهتر از تکنیک تلفیقی کاندرست استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد شاخص های خدمات شهری در نواحی هشتگانه گرگان به صورت متوازن توزیع نشده و تفاوت چشم گیری بین نواحی شهر گرگان از نظر برخورداری از شاخص های عدالت فضایی ملاحظه می شود. یافته های تکنیک تلفیقی کاندرست بیانگر آن است که نواحی 4 و 1 به ترتیب در بالاترین و پایین ترین سطح شاخص های رفاه اجتماعی قرار گرفته اند. اولویت بندی نواحی از لحاظ برخورداری از شاخص های خدمات شهری نشان می دهد که نواحی 4، 3، و 6 به عنوان نواحی برخوردار، نواحی 7 و 8 به عنوان نواحی نیمه برخوردار، و نواحی 2، 5، و 1 به عنوان نواحی محروم از خدمات زیرساخت شهری قرار دارند. با توجه به یافته های این تحقیق، مدیران و مسئولان شهری،به ویژه سیاست گذاران و مشاوران توسعه برنامه ریزی استراتژیک و راهبردی- عملیاتی شهرداری گرگان، می توانند با تغییر سیاست و اصلاح بودجه بندی فضایی و تدوین برنامه های اجرایی سالانه، نابرابری های فضایی را کاهش دهند و در نتیجه محیط شهری پایدارتری را در محور های مختلف برای شهروندان تضمین کنند.  
۱۸.

تحلیل نقش ساختار کالبدی شهر بر زیست پذیری محلات (مطالعه موردی: منطقه 1 کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ساختار کالبدی-فضایی پیوستگی فضایی عناصر فضایی زیست پذیری شهری تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
شهر به عنوان ارگانیسم زنده از اجزای مختلفی تشکیل شده است. این اجزاء در یک نظام بهم پیوسته اهدافی را دنبال می کنند. ساختار شهری جزئی از نظام فضایی شهر، می تواند بر شرایط زندگی ساکنان و ویژگی های زیسته ی شهر تأثیر بگذارد. منطقه 1 کلان شهر تهران با توجه به موقعیت قرارگیری آن، در نگاه اول به نظر می رسد از کیفیت کالبدی-فضایی شهری در وضعیت مناسب و شرایط زیست پذیری مطلوبی برخوردار است؛ اما مطالعه ی عناصر فضایی و کیفیت زیست پذیری شهری نتایج متفاوتی ارائه داد. روش پژوهش اثباتی و راهبرد پاسخ به سؤال پژوهش قیاسی بوده است. نوع پژوهش توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده است. محدوده مورد مطالعه منطقه 1 شهر تهران، در سال 1398 و 1399 و جامعه آماری جمعیت ساکن در این منطقه به تعداد 439467 نفر بوده است. حجم نمونه 387 نفر و روش نمونه گیری به صورت طبقه ای و تصادفی بوده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار فضایی (تراکم کرنل، موران محلی، نسبت کاربری)، روش همپوشانی وزنی با AHP، روش میانگین، انحراف از معیار و آزمون T-Test و آزمون همبستگی پیرسون بوده است. نتایج حاصل نشان داد که از بین مؤلفه های کالبدی-فضایی، وضعیت دسترسی و دسترسی به خدمات عمومی بیش ترین تأثیر در میزان زیست پذیری محلات شهری در منطقه 1 داشته است. همچنین مشخص شد که ساختار کالبدی نقش مهمی بر زیست پذیری شهری داشته و باعث می شود که میزان زیست پذیری شهری تحت تأثیر قرار گیرد.
۱۹.

عوامل و پهنه های زوال کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زوال شهری بافت فرسوده آزمون G امتیاز استاندارد Z شهر مشهد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
زوال را می توان فرایند پالایش جمعیتی و اقتصادی و کاهش تدریجی طبقات یا اقشار متوسط به بالا و افت بخش مرکزی شهرها تعریف کرد. شهر مشهد 2292 هکتار بافت فرسوده دارد که حدود 600 هزار نفر در آن بافت ها سکونت دارند. بر اساس مطالعات اکتشافی به عمل آمده، تحولات این بافت ها در چند دهه اخیر با ماهیت زوال مطابقت دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل و انطباق و یا عدم انطباق زوال محلات بخش مرکزی شهر مشهد با بافت فرسوده و قدیمی آن است. برای انجام این پژوهش، 12 متغیر مرتبط به پدیده زوال در سرشماری نفوس و مسکن محلات این شهر انتخاب و بر اساس نمره Z استانداردسازی، مقایسه و بر اساس مجموع امتیاز به نقشه تبدیل شدند. آزمون فرضیات با بررسی جامعه آماری سال های 1365 تا 1390 و بلوک های سرشماری سال 1390 مرکز آمار ایران انجام شده است. تحلیل داده ها از طریق استانداردسازی متغیرها بر اساس نمره Z و آزمون میزان پراکندگی و تجمع پدیده زوال توسط شاخص G (خودهمبستگی فضایی موران) انجام شده است. محلات دارای زوال بر اساس مجموع امتیاز هر یک از محلات در نقشه مشخص شد. پردازش آماری و کارتوگرافی نقشه ها به کمک نرم افزارهای Excel و Arc GIS صورت پذیرفته است. نتایج محاسبات نشان می دهد که میانگین نمرات استاندارد متغیرها در سطح شهر، نزدیک به صفر بوده و دارای اختلاف و تفاضل اندکی در مقایسه با یکدیگر هستند. ازاین رو، از مقایسه تفاضل میانگین امتیازات استانداردشده پهنه های در حال زوال و فاقد زوال شهر مشهد استفاده شد. رتبه بندی متغیرها نشان می دهد که سطح تحصیلات و تبعات شغلی و درآمدی آن و میزان سرمایه گذاری در ابنیه جدید به ترتیب تأثیرگذارترین عوامل در زوال بخش درونی شهر مشهد هستند. همچنین، قدمت و منسوخ شدگی بافت، عامل اصلی نابسامانی محلات بخش مرکزی شهر مشهد نیست، بلکه میزان برخورداری اقتصادی و منزلت اجتماعی موجب زوال این محلات شده اند.
۲۰.

تببین فرآیندهای نوگرایی در عدم انطباق فضایی محله های شهری: (مورد پژوهش، منطقه 4 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نوگرایی شهری فرضیه عدم انطباق فضایی جدایی گزینی اجتماعی - فضایی منطقه 4 شهرداری تهران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۱۶۰
فرایندهای نوگرایی و سیاست های برنامه ریزی شهریِ نوگرا، اثرات و پیامدهای قابل توجهی بر تحولات فضاییِ شهرها داشته است. ازجمله این پیامدها ایجاد شکاف فزاینده بین گروه های اجتماعی و فضاهای شهری بر پایه مجموعه ای از زمینه ها و مکانیزم ها بوده که از اواخر دهه 1960 به بعد، تحت عنوان "نظریه عدم انطباق فضایی" مفهوم پردازی و به سنجش های تجربی گذاشته شده است. روش شناسی پایه در برآورد وضعیت عدم انطباق فضایی در شهرها یا مناطق شهری، مبتنی بر منطق "جدایی گزینی فضایی"در بین گروه های اجتماعی و کاربری های زمین به طور هم زمان است؛ چراکه بر اساس نظریه عدم انطباق فضایی، نمی توان مکانیزم های جدایی گزینی بین گروه های اجتماعی در شهر را بدون در نظر گرفتنِ ارتباط آن با مکانیزم های جدایی گزینی در فضاها یا کاربری های شهری و بالعکس، توضیح داد. بر اساس چنین منطق روش شناختی، مقاله حاضر، به سنجش وضعیت انطباق فضایی در منطقه 4 شهرداری تهران پرداخته است . روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و داده های موجود در مرکز آمار (داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395 در سطح بلوک های جمعیتی منطقه)، سازمان راه و شهرسازی، شهرداری منطقه 4 بوده است. متغیرهای مورداستفاده برای تجزیه وتحلیل عدم انطباق فضایی در منطقه، میزان تحصیلات، اشتغال به تحصیل در خارج و داخل کشور، وضعیت اشتغال و بیکاری،سطح زیربنای مسکن، نوع مالکیت مسکن، تغییرات الگوی کاربری زمین و میزان رفت وآمدهای روزانه در محدوده موردبررسی بوده است. یافته های به دست آمده بر اساس متغیرهای تعریف شده و تکنیک های مورداستفاده در نرم افزارهای Segragation Analyser و ArcGIS نشان می دهد که وضعیت عدم انطباق فضایی در این منطقه شهری، بالاست و شدت آن ازنظر ویژگی های شغلی و سواد گروه های اجتماعی در ارتباط با وضعیت کاربری های فعالیتی و سکونتی بیشتر است. بر پایه این نتیجه، برخی راهبردها و سیاست ها برای کاهش وضعیت عدم انطباق فضایی در منطقه چهار و کمک به توزیع متوازن تر و عادلانه ترِ توسعه در این منطقه و کاهش فقر در بین گروه های فرودست پیشنهادشده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان