احمد زنگانه

احمد زنگانه

مدرک تحصیلی: استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۲ مورد.
۱.

تبارشناسی نظری بزرگراه های درون- شهری و تحلیل اثرات آن بر فضاهای پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴
بزرگراه های درون- شهری، به عنوان یکی از مهم ترین بخش های حمل ونقل، هم به لحاظ حجم مصرف بودجه و هم به لحاظ اثرات فضایی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آن بر شهر، همواره یکی از پُرچالش ترین عناصر شهری بوده است. برای این منظور در این پژوهش به تحلیل اثرات بزرگراه های درون-شهری، بررسی نظریات مرتبط با چگونگی برخورد با این عنصر فضایی و همچنین عوامل دخیل در آن پرداخته شده است. نوع پژوهش کاربردی- نظری و روش انجام به صورت اسنادی-تحلیلی است. منابع اطلاعاتی مورد استفاده در این پژوهش تمام اسناد، مدارک، کتاب ها، مقالات، طرح ها و پژوهش های علمی انجام شده در خصوص بزرگراه های درون شهری است. نتایج حاکی از آن است که نظریات و دیدگاه های موافق و مخالفی در خصوص ایجاد بزرگراه های درون-شهری وجود دارد. اندیشمندان مکتب نوگرا و مهندسان شهری، طرفداران ایجاد بزرگراه های درون شهری و بعدها برنامه ریزان و جغرافیدانان شهری مخالف توجه تک بعدی به ایجاد این بزرگراه ها و توسعه درون شهری با تکیه بر بزرگراه سازی هستند. همچنین نتایج امر نشان داد که بزرگراه های درون-شهری تأثیرات اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی با خود به همراه داشته و بسته به شرایط مکان و ویژگی های اجتماعی و اقتصادی محل، این تأثیرات به صورت مثبت و منفی در فضای پیرامون نمود پیدا می کند.
۲.

ارزیابی مؤلفه های کیفیت سکونتی در محلات تاریخی شهر سبزوار (مطالعه موردی: محله تاریخی سرده)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۲
محلات تاریخی بخش ارزشمندی از ساخت و هویت شهر به شمار می روند و امروزه از نظر برنامه ریزی و مدیریت شهری اهمیت زیادی دارند. کیفیت سکونتی ، به عنوان یک مفهوم ، مجموعه ای از شاخص ها و معیارهاست و از این نظر به یکی از عوامل مهم زیست پذیری محلات شهری و به ویژه محلات تاریخی تبدیل شده است. این مقاله با هدف ارزیابی کیفیت محیط شهری در محل ه تاریخی سرده در شهر سبزوار و شناخت شاخص های تأثیرگذار بر کیفیت محیط شهری از دو ب ُ عد عینی و ذهنی انجام گرفته است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و توسعه ای، از لحاظ نوع تحقیق توصیفی-تحلیلی ، و از نظر روش تحقیق پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 333 نفر محاسبه شده است. همچنین ، برای تحلیل یافته های پژوهش، از شیوه های آماری به ویژه روش تحلیل عاملی، آزمون پارامتریک t تک نمونه ای ، و ضریب همبستگی پیرسون در محیط نرم افزار SPSS استفاده شده است . بدین منظور ، شاخص های تحقیق در سه ب ُ عد کیفیت سکونتی عینی، کیفیت سکونتی ذهنی ، و مجموع آن ها تقسیم شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان کیفیت محیط شهری در ب ُ عد ذهنی از نسبت بالایی نسبت به ب ُ عد عینی برخوردار است. همچنین ، نُه عامل تأثیرگذار بر کیفیت سکونتی از دیدگاه ساکن ا ن محله به ترتیب اهمیت عبارت ا ند از: ساختار کالبدی- فضایی، حس تعلق مکانی، رضایت از زندگی، دسترسی ها، روابط خانوادگی ، همبستگی اجتماعی، امنیت، سیما و منظر شهری ، و مشارکت اجتماعی. پایین بودن مشارکت اجتماعی یکی از دلایل مهم در کاهش کیفیت سکونتی بافت است.
۳.

رتبه بندی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری کانون های جغرافیایی جرم در فضاهای پیرا کلان شهری (مورد: شهرجدید هشتگرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۸
شناخت عوامل تأثیرگذار در شکل گیری کانون های جرم خیز موجب آگاهی یافتن مدیران و برنامه ریزان و تدوین راهبردهای مناسب برای ارتقاء امنیت در آن ها می شود.  بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر رتبه بندی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری کانون های جرم خیز و سنجش تأثیر فقر بر شکل گیری آن ها در شهر  جدید هشتگرد است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل محدوده قانونی شهر جدید هشتگرد در سال 1399 است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران معادل 400 نفر  است. روایی پژوهش با توجه به نظر کارشناسان و خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ(بیشتر از 7/0) تائید شده است. از آزمون فریدمن، کای اسکوئر پیرسون، لایکلی هود، تا او بی کندال، اسپیرمن و تخمین تراکم کرنل برای تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای SPSS و Arc GIS و  نرم افزار جانبی Cime Analysis برای تحلیل داده های پژوهش استفاده شده است. بر اساس آزمون فریدمن، عوامل اقتصادی مشتمل بر فقر(با میانگین70/19)، بیکاری(25/19)، نابرابری درآمدی(12/19) و تحرک مسکونی(21/17)، بیشترین تأثیر بر وقوع جرم در شهر جدید هشتگرد دارند. توزیع فضایی جرائم به صورت خوشه ای است و بیشترین جرم در فازهای جدید و فقیرنشین اتفاق افتاده است.  بر اساس نتایج آزمون های آماری کای اسکوئر پیرسون، لایکلی هود، تا او بی کندال، اسپیرمن، شدت همبستگی بالایی بین شکل گیری کانون های جغرافیایی جرم در فضاهای پسا کلان شهری  و متغیرهایی نظیر فقر،  نبود حمل ونقل عمومی، تنوع قومی و فرهنگی، تحرک مسکونی و فضاهای بی دفاع شهری وجود دارد.
۴.

اثرات رشد هوشمند شهری بر توسعه پایدار اجتماعی در منطقه 12 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۶
مقدمه : رشد هوشمند رویکردی برای توسعه پایدار شهری است که مسائل و مشکلات حاصل از گسترش پراکنده رویی شهری مناطق کلان شهرها را مهار می کند. این رویکرد با سیاست های سطح خرد و کلان، برابری اجتماعی و عدالت محیطی را تقویت می کند، علاوه بر این، جنبه های پایداری را نیز موردبحث قرار می دهد. داده و روش : روش پژوهش از لحاظ نوع توصیفی-تحلیلی و از لحاظ ماهیت کاربردی است. روش گرداوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری جمعیت ساکن منطقه 12 شهر تهران (241475 نفر) است که حجم نمونه برابر با 400 نفر مشخص شد. متغیرهای پژوهش شامل رشد هوشمند شهری در 10 مؤلفه و توسعه پایدار اجتماعی در 8 مؤلفه بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های گرایش به مرکز (میانگین) و پراکندگی (انحراف معیار و ضریب پراکندگی) و مدل سازی معادلات ساختاری از رویکرد حداقل مربعات جزئی(PLS) استفاده شده است. یافته ها : یافته ها حاصل از آمار توصیفی از طریق شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی نشان داد که نمره متغیر رشد هوشمند شهری در بین دامنه 51/2 تا 5/3 یعنی تا حدودی مطلوب قرار دارد. همچنین نمره متغیر توسعه پایدار اجتماعی همراه با تمام مؤلفه های آن بر اساس طیف 5 سطحی در بین دامنه 51/2 تا 5/3 یعنی تا حدودی مطلوب قرار دارد. همچنین نتایج در بخش اثرگذاری متغیرهای مستقل بر وابسته با توجه به مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که اثر رشد هوشمند شهری بر توسعه پایدار اجتماعی در سطح ضریب معناداری 005/1 و میزان سطح معناداری315/0 معنا دار نیست. نتیجه گیری : بنابراین برای دست یابی به توسعه پایدار اجتماعی منطقه 12 شهر تهران، باید استراتژی رشد هوشمند را به عنوان راهبرد اصلی در انتظام بخشی به شکل پایدار شهری قرار داد.
۵.

یکپارچگی فضایی در بازآفرینی بافت های فرسوده : مورد مطالعه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۱
توسعه شهرنشینی، پیامدهای ناگواری را برای سکونتگاه ها در پی داشته است. هسته های قدیمی شهرها از آن پس در فرایند پالایش جمعیت و فعالیت، دچار فرسودگی شده اند و مداخلات بهسازی، بازسازی و نوسازی را با غلبه بعد کالبدی و رویه غیر مشارکتی تجربه کرده اند. در قرن بیستم، رویکرد بازآفرینی با راه حل جامع نگر و با تأکید بر رویه مشارکتی برای حل مشکلات بافت های فرسوده شهری مطرح شد. در کنار نقاط قوت رویکرد بازآفرینی، نقاط ضعفی نیز وجود دارد که مهم ترین آن، عدم توجه به یکپارچگی فضایی است. هدف این مقاله، بررسی جایگاه یکپارچگی فضایی در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری تهران است. داده های این تحقیق، کیفی و کمی بوده و به روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق را کارشناسان برنامه ریزی شهر تهران تشکیل می دهند. تکنیک مورد استفاده در این راستا "دلفی" می باشد. اطلاعات به دست آمده، با استفاده از روش "تحلیل تم" و تکنیک "تاپسیس" تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که برنامه های بازآفرینی مناطق شهری تهران اجرا نشده و در حد سند باقی مانده و اقداماتی که با عنوان بازآفرینی اجراشده اند فقط در حد بهسازی و بازسازی و نوسازی می باشند. همچنین، در این اسناد، به پیوند فضایی محدوده های هدف بازآفرینی، توجه نشده است.
۶.

تحلیلی بر وضعیت زوال شهری در بخش مرکزی شهر ارومیه (مطالعه موردی: منطقه 4)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۵۲
زوال شهری ماهیتی پیچیده و چندبعدی دارد و دربرگیرنده ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و ذهنی است که در پاسخ گویی به نیاز شهروندان ناتوان و درمانده است و موجب ناپایداری و تهدید شهروندان و زیست پذیری شهر می شود. در پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر به بررسی وضعیت زوال بخش مرکزی ارومیه طی یک دوره 30 ساله از سال های 1365-1395 پرداخته شده است. راهبرد پژوهش از نوع قیاسی و در چهارچوب روش های تحلیلی و هم بستگی با تأکید بر نگرش سیستمی بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها از شاخص های تراکم جمعیتی، امنیت عمومی- اجتماعی و جمعیت فعال در بعد ویژگی های اجتماعی، شاخص میزان جابه جایی جمعیت و حس تعلق ساکنان به محله، در بعد تعامل اجتماعی، شاخص کیفیت بناها، میزان سازگاری کاربری ها، استخوان بندی ساختمان ها و میزان نفوذپذیری کالبدی در بعد کالبدی و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و دانه بندی اراضی در بعد کیفیت محیط و شاخص های میزان دسترسی به خدمات بهداشتی، میزان دسترسی به خدمات آموزشی، میزان دسترسی به خدمات فراغتی و میزان دسترسی به خدمات فرهنگی در بعد خدماتی استخراج شد تا وضعیت زوال شهری در منطقه مرکزی شهر ارومیه با استفاده از روش تحلیل عاملی بررسی شود. نتایج پژوهش از روش تحلیل عاملی بر اساس شاخص نهایی مرکب نشان می دهد که امتیاز نهایی به دست آمده در بخش مرکزی ارومیه در دوره 1385 با افت محسوس در مقایسه با دو دوره 1365 (53/6) و 1375 (73/6) به میزان 91/5 رسیده است که این امر نشان دهنده شروع زوال و افت در این بخش است. همچنین در دوره 1395 میزان شاخص نهایی با افت شدید در مقایسه با دوره 1385 و دوره های دیگر به 85/4 رسیده و این امر موجبات زوال بیشتر این محدوده را فراهم کرده است. به عبارت دیگر در فاصله زمانی سال های 1365 و 1375 کیفیت منطقه افزایش چشمگیری داشته است، اما هرچه از سال 1375 به 1395 حرکت کردیم، شاخص مرکب به شدت کاهش یافته که این امر نشان دهنده فرسوده شدن منطقه مدنظر است.
۷.

تحلیل نقش ساختار کالبدی شهر بر زیست پذیری محلات (مطالعه موردی: منطقه 1 کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۴۶
شهر به عنوان ارگانیسم زنده از اجزای مختلفی تشکیل شده است. این اجزاء در یک نظام بهم پیوسته اهدافی را دنبال می کنند. ساختار شهری جزئی از نظام فضایی شهر، می تواند بر شرایط زندگی ساکنان و ویژگی های زیسته ی شهر تأثیر بگذارد. منطقه 1 کلان شهر تهران با توجه به موقعیت قرارگیری آن، در نگاه اول به نظر می رسد از کیفیت کالبدی-فضایی شهری در وضعیت مناسب و شرایط زیست پذیری مطلوبی برخوردار است؛ اما مطالعه ی عناصر فضایی و کیفیت زیست پذیری شهری نتایج متفاوتی ارائه داد. روش پژوهش اثباتی و راهبرد پاسخ به سؤال پژوهش قیاسی بوده است. نوع پژوهش توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده است. محدوده مورد مطالعه منطقه 1 شهر تهران، در سال 1398 و 1399 و جامعه آماری جمعیت ساکن در این منطقه به تعداد 439467 نفر بوده است. حجم نمونه 387 نفر و روش نمونه گیری به صورت طبقه ای و تصادفی بوده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار فضایی (تراکم کرنل، موران محلی، نسبت کاربری)، روش همپوشانی وزنی با AHP، روش میانگین، انحراف از معیار و آزمون T-Test و آزمون همبستگی پیرسون بوده است. نتایج حاصل نشان داد که از بین مؤلفه های کالبدی-فضایی، وضعیت دسترسی و دسترسی به خدمات عمومی بیش ترین تأثیر در میزان زیست پذیری محلات شهری در منطقه 1 داشته است. همچنین مشخص شد که ساختار کالبدی نقش مهمی بر زیست پذیری شهری داشته و باعث می شود که میزان زیست پذیری شهری تحت تأثیر قرار گیرد.
۸.

واکاوی و پایش سیاست های اجتماعی- فضایی در پهنه ی جغرافیایی شهر (موردپژوهی: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
سیاست های اجتماعی- فضایی زنجیره ای از تصمیم های اختیارشده توسط مراجع عمومی در هر یک از سطوح ملی، منطقه ای، فراشهری، و شهری هستند که بر نحوه زیست انسان ها در شهرها، مشکل های شهرها، و کیفیت زندگی در آن ها اثر می گذارند. در سیاست گذاری شهری ممکن است لابی های سیاسی، رسانه ها، و گروه های فشار خارج از سازوکار رسمی سیاست گذاری نیز قادر شوند ترجیح های خود را بدون پیمودن یک فرایند تصمیم گیری در سیاست ها وارد کنند. بنابراین، تحقیق حاضر به واکاوی و واپایش سیاست های اجتماعی و نابرابری فضایی در شهر گرگان می پردازد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای است. از تکنیک های کمی- ریاضی تصمیم گیری چندمعیاره وازپاس، دابلیو اس آ، کوپراس و برای وزندهی از آنتروپی شانون استفاده شد. همچنین،برای نتیجه گیری بهتر از تکنیک تلفیقی کاندرست استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد شاخص های خدمات شهری در نواحی هشتگانه گرگان به صورت متوازن توزیع نشده و تفاوت چشم گیری بین نواحی شهر گرگان از نظر برخورداری از شاخص های عدالت فضایی ملاحظه می شود. یافته های تکنیک تلفیقی کاندرست بیانگر آن است که نواحی 4 و 1 به ترتیب در بالاترین و پایین ترین سطح شاخص های رفاه اجتماعی قرار گرفته اند. اولویت بندی نواحی از لحاظ برخورداری از شاخص های خدمات شهری نشان می دهد که نواحی 4، 3، و 6 به عنوان نواحی برخوردار، نواحی 7 و 8 به عنوان نواحی نیمه برخوردار، و نواحی 2، 5، و 1 به عنوان نواحی محروم از خدمات زیرساخت شهری قرار دارند. با توجه به یافته های این تحقیق، مدیران و مسئولان شهری،به ویژه سیاست گذاران و مشاوران توسعه برنامه ریزی استراتژیک و راهبردی- عملیاتی شهرداری گرگان، می توانند با تغییر سیاست و اصلاح بودجه بندی فضایی و تدوین برنامه های اجرایی سالانه، نابرابری های فضایی را کاهش دهند و در نتیجه محیط شهری پایدارتری را در محور های مختلف برای شهروندان تضمین کنند.  
۹.

ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان از کیفیت محیط شهری (مورد مطالعه: مسکن مهر شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۳۸
ازحمایت های اخیر دولت در جهت ساخت مسکن مناسب برای اقشار کم درآمد احداث واحدهای مسکن مهراست که به عنوان یک رویکرد مهم، اقدام تأمین مسکن را در شکل اجتماعی اش مطرح می کند. مقاله حاضر با هدف ارزیابی میزان رضایتمندی ساکنین ازکیفیت محیط شهری مسکن مهر شهر رشت تهیه گردیده است که جامعه آماری آن براساس جدول مورگان 380 نفر از ساکنان مسکن مهر شهر رشت می باشند. این پژوهش از نظر هدف: کاربردی و توسعه ای، از نظر روش: توصیفی – تحلیلی و از نظر نوع داده: ماهیت داده های تحقیق از نوع کیفی و کمی است. همچنین روش گردآوری اطلاعات وداده ها نیز اسنادی – پیمایشی و برگرفته از ابزار پرسشنامه می باشد. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی می باشد که در آمار توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و درآمار استنباطی ازآزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیونی استفاده شده و پایایی آن با آلفای کرونباخ سنجیده شده استکه کلیه محاسبات در نرم افزار SPSS صورت گردیده است. نتایج مطالعه، نشان دهنده رضایت ساکنین ویژگی های سکونتی و عدم رضایت از ویژگی های محیط شهری است. کیفیت محیط شهری برآیند ویژگیهای محیط سکونتی و ویژگی های محیط شهری است که با میانگین2.93 کمتر از میانگین نظری (3) است که نشان سطح پایین کیفیت محیط شهری و عدم رضایت شهروندان است، همچنین نتایج فرضیه نشان داد ویژگی های محتوایی با مقدار ضریب بتای 0.735 از اهمیت بیشتری نسبت به سایر زیرشاخص ها برخوردار است .
۱۰.

تحلیل گفتمان شهر مدرن؛ تولد کالبد شهر مدرن و بازنمایی زاغه نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
معمولاً پدیده هایی مانند زاغه نشینی، حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی، به عنوان ضایعه و معضل شهر مدرن تلقی می شوند که نقش بازدارنده پیشرفت و توسعه شهرها را ایفا می کنند. در صورتی که مطابق خوانشی پساساختارگرایانه، پدیده های مذکور نه تنها عامل بازدارنده توسعه شهر مدرن ایرانی نمی باشند، بلکه، شهر مدرن از رهگذر وجود چنین فضاهایی تولید و برساخت گردید. تحقیق حال حاضر با نگرش پساساختارگرایی و بر مبنای اندیشه میشل فوکو در پی ارائه خوانشی تبار شناسانه از نحوه تولد شهر مدرن ایرانی می باشد. پیش فرض اساسی چنین خوانشی این است که شهر مدرن، آنچنان که پنداشته می شود پدیده ای ازلی و ذاتی نیست بلکه، شهر مدرن آینه ای تمام قد از دال های زاغه نشینی، حاشیه نشینی، اسکان غیررسمی و .. می باشد. به سخنی، در گفتمان مدرنیته، شهر به فضایی اطلاق می شود که زاغه، حاشیه، اسکان غیر رسمی و... نباشد. زیرا همه عناصر و مقوله های شهری به شکل تاریخی و اجتماعی در برابر "دیگر-ان" برساخت می شوند و معانی شان در گفتمان های متفاوت صورت بندی گردید. در این بین از نظریه صورتبندی گفتمان میشل فوکو برای ردیابی و شناسایی نحوه صورتبندی گفتمان شهر مدرن در ایران -به عنوان روش تحقیق- استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که؛ دال شهر مدرن در ایران درشرایط گفتمانی خاصی امکان حضور یافت، و هویت شهر، بر اساس وجود "دیگری" امکان پذیر شد و برساخته گردید. داستان و فرایند "شدنِ" شهر مدرن در ایران به گونه ای رقم خورد که، در مرحله اول بر"کالبد فیزیکی" به عنوان "دال مرکزی" تکیه زده، و "دیگری" خود را تحت عناوین متفاوتی نظیر: زاغه نشینی، کپر نشینی و اتاق نشینی و... بازنمایی و سرکوب نمود.
۱۱.

عوامل و پهنه های زوال کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۵۰
زوال را می توان فرایند پالایش جمعیتی و اقتصادی و کاهش تدریجی طبقات یا اقشار متوسط به بالا و افت بخش مرکزی شهرها تعریف کرد. شهر مشهد 2292 هکتار بافت فرسوده دارد که حدود 600 هزار نفر در آن بافت ها سکونت دارند. بر اساس مطالعات اکتشافی به عمل آمده، تحولات این بافت ها در چند دهه اخیر با ماهیت زوال مطابقت دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل و انطباق و یا عدم انطباق زوال محلات بخش مرکزی شهر مشهد با بافت فرسوده و قدیمی آن است. برای انجام این پژوهش، 12 متغیر مرتبط به پدیده زوال در سرشماری نفوس و مسکن محلات این شهر انتخاب و بر اساس نمره Z استانداردسازی، مقایسه و بر اساس مجموع امتیاز به نقشه تبدیل شدند. آزمون فرضیات با بررسی جامعه آماری سال های 1365 تا 1390 و بلوک های سرشماری سال 1390 مرکز آمار ایران انجام شده است. تحلیل داده ها از طریق استانداردسازی متغیرها بر اساس نمره Z و آزمون میزان پراکندگی و تجمع پدیده زوال توسط شاخص G (خودهمبستگی فضایی موران) انجام شده است. محلات دارای زوال بر اساس مجموع امتیاز هر یک از محلات در نقشه مشخص شد. پردازش آماری و کارتوگرافی نقشه ها به کمک نرم افزارهای Excel و Arc GIS صورت پذیرفته است. نتایج محاسبات نشان می دهد که میانگین نمرات استاندارد متغیرها در سطح شهر، نزدیک به صفر بوده و دارای اختلاف و تفاضل اندکی در مقایسه با یکدیگر هستند. ازاین رو، از مقایسه تفاضل میانگین امتیازات استانداردشده پهنه های در حال زوال و فاقد زوال شهر مشهد استفاده شد. رتبه بندی متغیرها نشان می دهد که سطح تحصیلات و تبعات شغلی و درآمدی آن و میزان سرمایه گذاری در ابنیه جدید به ترتیب تأثیرگذارترین عوامل در زوال بخش درونی شهر مشهد هستند. همچنین، قدمت و منسوخ شدگی بافت، عامل اصلی نابسامانی محلات بخش مرکزی شهر مشهد نیست، بلکه میزان برخورداری اقتصادی و منزلت اجتماعی موجب زوال این محلات شده اند.
۱۲.

ارزیابی نقش طرح های بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری در بهبود کیفیت محیط شهری (مورد مطالعه : محله بریانک)

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۴۷
برخی از نواحی شهری با چالش های مهمی در زمینه های تخریب فیزیکی و محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، نابرابری های اقتصادی، کمبود مسکن و ترافیک روبرو هستند. یکی از اهداف اساسی فرایند برنامه ریزی شهری، حفظ و بهبود کیفیت زندگی و به تبع آن، ارتقاء کیفیت محیط شهری از طریق اجرای طرح ها و برنامه های شهری است. در تحقیق حاضر، میزان تأثیر طرح اجرایی بهسازی و بهبود کیفیت زندگی محله بریانک که در سال 1384 برای محله بریانک تهیه شده، در ابعاد کیفیت محیط شهری محله بریانک شامل بعد زیست محیطی، عملکردی، زیبایی شناختی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- کاربردی بوده و برای شکل گیری تکیه گاه نظری پژوهش از مطالعات کتابخانه ای و برای گردآوری داده ها از مطالعات میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش محله بریانک واقع در منطقه 10 تهران با 28329 نفر می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 379 نفر به عنوان نمونه تعیین گردید و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و Arc GIS استفاده شد و اثراث اجرای طرح بهسازی و نوسازی محله بریانک بر ابعاد زیست محیطی، عملکردی، زیبایی شناختی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی کیفیت محیط شهری مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که بعد از اجرای طرح، به جزء ابعاد کالبدی و عملکردی که در آنها بهبود اندکی حاصل شده است، اجرای طرح بهسازی و بهبود کیفیت زندگی محله بریانک نه تنها نتوانسته در ارتقاء وضعیت سایر ابعاد موفق باشد، بلکه این ابعاد سیر نزولی داشته اند و میزان نارضایتی از این ابعاد و به طور کلی کیفیت محیط شهری در نظر ساکنین افزایش یافته است.
۱۳.

تببین فرآیندهای نوگرایی در عدم انطباق فضایی محله های شهری: (مورد پژوهش، منطقه 4 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
فرایندهای نوگرایی و سیاست های برنامه ریزی شهریِ نوگرا، اثرات و پیامدهای قابل توجهی بر تحولات فضاییِ شهرها داشته است. ازجمله این پیامدها ایجاد شکاف فزاینده بین گروه های اجتماعی و فضاهای شهری بر پایه مجموعه ای از زمینه ها و مکانیزم ها بوده که از اواخر دهه 1960 به بعد، تحت عنوان "نظریه عدم انطباق فضایی" مفهوم پردازی و به سنجش های تجربی گذاشته شده است. روش شناسی پایه در برآورد وضعیت عدم انطباق فضایی در شهرها یا مناطق شهری، مبتنی بر منطق "جدایی گزینی فضایی"در بین گروه های اجتماعی و کاربری های زمین به طور هم زمان است؛ چراکه بر اساس نظریه عدم انطباق فضایی، نمی توان مکانیزم های جدایی گزینی بین گروه های اجتماعی در شهر را بدون در نظر گرفتنِ ارتباط آن با مکانیزم های جدایی گزینی در فضاها یا کاربری های شهری و بالعکس، توضیح داد. بر اساس چنین منطق روش شناختی، مقاله حاضر، به سنجش وضعیت انطباق فضایی در منطقه 4 شهرداری تهران پرداخته است . روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و داده های موجود در مرکز آمار (داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395 در سطح بلوک های جمعیتی منطقه)، سازمان راه و شهرسازی، شهرداری منطقه 4 بوده است. متغیرهای مورداستفاده برای تجزیه وتحلیل عدم انطباق فضایی در منطقه، میزان تحصیلات، اشتغال به تحصیل در خارج و داخل کشور، وضعیت اشتغال و بیکاری،سطح زیربنای مسکن، نوع مالکیت مسکن، تغییرات الگوی کاربری زمین و میزان رفت وآمدهای روزانه در محدوده موردبررسی بوده است. یافته های به دست آمده بر اساس متغیرهای تعریف شده و تکنیک های مورداستفاده در نرم افزارهای Segragation Analyser و ArcGIS نشان می دهد که وضعیت عدم انطباق فضایی در این منطقه شهری، بالاست و شدت آن ازنظر ویژگی های شغلی و سواد گروه های اجتماعی در ارتباط با وضعیت کاربری های فعالیتی و سکونتی بیشتر است. بر پایه این نتیجه، برخی راهبردها و سیاست ها برای کاهش وضعیت عدم انطباق فضایی در منطقه چهار و کمک به توزیع متوازن تر و عادلانه ترِ توسعه در این منطقه و کاهش فقر در بین گروه های فرودست پیشنهادشده است.
۱۴.

پیامدهای فضایی توسعه سکونتگاه های غیر رسمی در حریم کلانشهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۹
رشد افقی و پراکنده رویی شهری پدیده ای است که در بیشتر شهرهای جهان رخ داده و به عنوان یکی از مهم ترین مسائل نیمه دوم قرن بیستم مطرح شده است. یکی از مهم ترین پدیده های ناپایدارکننده توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه نیز گونه ای از پراکنده رویی شهری با مشکلات حاد موسوم به اسکان غیر رسمی است که به دلایل مختلفی به ویژه در حریم شهرهای بزرگ اتفاق می افتد. این سکونتگاه ها علاوه بر آن که جلوه ای از فقر هستند، از جمله چالش های توسعه فضایی نیز می باشند که به صورت گسترش پراکنده و کم تراکم، با فاصله زیاد از مراکز شهری و معمولاً با عدم اختلاط کاربری نمایان می شوند. توسعه فضایی سکونتگاه های غیر رسمی در حریم شهرها موجب اتلاف منابع، از بین رفتن اراضی کشاورزی و فضاهای باز و هم چنین آسیب به محیط زیست می شود. در کلانشهر مشهد نیز نبود کنترل لازم برای رشد بی رویه و نامتعادل، تخریب منابع تولیدی پیرامون، تغییر در ساختار فعالیت ها، افزایش جمعیت در سکونتگاه های پیرامونی و غیره به گسترش افقی آن تداوم بخشیده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی پیامدهای فضایی توسعه سکونتگاه های غیر رسمی در حریم کلانشهر مشهد است. این پژوهش از نوع پژوهش های کاربری می باشد و به روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سکونتگاه های غیر رسمی به صورت شتابان و بدون برنامه در محدوده حریم کلانشهر مشهد در حال رشد و گسترش هستند. بیشترین تمرکز این سکونتگاه ها همواره در شمال، شمال غرب و غرب محدوده این کلانشهر بوده است. شکل گیری سکونتگاه های جدید و گسترش آن ها در سال های قبل، عمدتاً در حاشیه کشف رود و حد فاصل جاده جدید و قدیم قوچان صورت گرفته و تراکم آبادی ها در محدوده حد فاصل محدوده های منفصل شهری قرقی و توس تا شهر مشهد، یک پهنه یکپارچه و منسجم سکونتگاهی را تشکیل داده است.
۱۵.

تحلیل همپوشانی پهنه بندی مکانی فقر و بافت فرسوده در فضاهای پیراشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۲۲۲
هدف مقاله حاضر تعیین مکانی  پهنههای فقر و فرسودگی بافت کالبدی-فضایی شهر شهریار است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل محدوده قانونی شهر شهریار در سال 1395 است. در این پژوهش از طریق روش های AHP  و دلفی به پهنهبندی مکانی فقر اقدام شده است. از نرمافزارهای GIS و  Expert choice برای تحلیل داده ها استفاده شده است. متغییرهای پژوهش مشتمل بر بعد خانوار، نسبت جمعیت زیر 15 سال از کل جمعیت، نسبت مهاجران به جمعیت هر محله، نسبت جنسی مهاجران، نسبت جنسی،  نرخ باسوادی، نرخ بیکاری کل، بار تکفل، خانههای تعمیری، خانههای تخریبی، تعداد طبقات و میزان دسترسی به کاربریهای آموزشی، بهداشتی، فراغتی و فضای سبز است. نتایج پژوهش بیانگر نوعی قطبش اجتماعی در شهر شهریار است. به طوری که محلههای بردآباد شمالی و بردآباد جنوبی، محمدیه، کرشته، فرهنگ، طالقانی، کهنز، سینک، فرزانگان، مریم شمالی، شهرک اداری، باغستان شرقی، باغستان غربی، معین الملک، بهار، علیشاعوض، شاهچای جنوبی، دینارآباد و آستانه جنوبی در وضعیت نامتعارف و محرومی قرار دارند. در همان حال که محلههای مریم جنوبی، فرزانگان جنوبی، شاهچای شمالی، بوستان، آستانه شمالی، صدف و شاهد در وضعیت بهتری قرار دارند. از سوی دیگر، محلههای امیرآباد(بردآباد شمالی و جنوبی)، کرشته، فرهنگ و کهنز به عنوان بافتهای مصوب شهر شهریار شناخته میشوند. مساحت بافت فرسوده در شهر شهریار، 150 هکتار است که بر اساس آمار سال 1395،  46274 نفر در آن زندگی میکنند. بنابراین همپوشانی کاملی بین پهنههای فقیرنشین و بافتهای فرسوده در شهر شهریار وجود دارد.
۱۶.

بررسی روند پراکنده رویی و تغییرات فضایی شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۳۰۹
پراکنده رویی از اشکال گسترش استکه در نیم قرن اخیر وارد ادبیات مدیریت و برنامه ریزی شهری کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران،شده است. برخی شهرهای ایران این نوع گسترش را در مرحله رشد شتابان تجربه کرده اند. این شهرها با مشکلات فراوان، مانند توسعه بدون برنامه ریزی، افزایش سکونتگاه های غیررسمی، نوسان شدید قیمت زمین و مسکن، افزایش هزینه زیرساخت ها و خدمات شهری، به زیر ساخت و ساز رفتن اراضی کشاورزی، مصرف بیشتر انرژی، و آلودگی های محیط زیستی مواجه شده اند. سئوال اصلی این پژوهش این است که آیا شهر بابل در فرایند گسترش از سال 1335 تا 1395 با پراکنده رویی و تغییرات فضایی ناشی از آن مواجه شده است؟ بنابراین، هدف از این پژوهش شناخت الگوی گسترش شهر بابل از سال 1335 تا 1395 و تغییرات فضایی آن است. در این پژوهش، با استفاده از داده های آماری و «مدل هلدرن» به تحلیل پراکنده رویی شهر بابل و سایر تغییرات فضایی آن پرداخته شده است. برای تحلیل داده و اطلاعات این پژوهش، از آمار توصیفی استفاده شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، مساحت شهر بابل از سال 1335 تا 1395 به صورت مستمر افزایش یافته است. براساس نتایج مدل هلدرن، 74 درصد افزایش وسعت این شهر در این دوره از رشد جمعیت و 26 درصد آن از پراکند رویی ناشی شده است. این روند موجب کاهش تراکم ناخالص جمعیت و افزایش سرانه ناخالص زمین شهری و در نتیجه گسترش افقی و بی رویه این شهر شده است. پراکنده رویی این شهر موجب شکل گیری شهرک های مسکونی، سکونتگاه های غیررسمی، و ادغام روستاهای پیرامون در آن شده است.
۱۷.

تحلیل اثرات عملکرد اقتصادی-اجتماعی روستا-شهرها بر توسعه منطقه ای مورد: استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۳۱۰
هدف پژوهش حاضر تحلیل نظام شهری استان مرکزی طی سال های 1355 تا 1395 و شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه شهرهای کوچک و روستا-شهرها است. این پژوهش به شیوه تحلیلی انجام شده و از سنت های روش پژوهش کمی بهره برده است . برای تحلیل نظام شهری از شاخص های نخست شهری، شاخص توزیع متعادل(آنتروپی) و شاخص تمرکز هرفیندال، توزیع جهت دار و تراکم فضایی کرنل استفاده شده است. برای شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه منطقه ای با رویکرد تقویت روستا-شهرها، از نظرات نخبگان و متخصصان در قالب روش دلفی و 23 پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه مذکور در راستای ابعاد فضایی و غیر فضایی و مؤلفه های چهارگانه مربوط، شامل سیاست گذاری و قوانین ، اقتصادی – فعالیتی ، اجتماعی و فرهنگی ، و درنهایت کالبدی و ارتباطی و 26 معیار مربوط تدوین شده است. به منظور اولویت بندی مؤلفه ها و معیارها، از مدل ویکور و همچنین برای شناسایی عوامل نهایی و زیرمعیارهای مربوطه از آزمون تحلیل عاملی استفاده شد . نتایج پژوهش حاکی از آن است که تمرکز فزاینده جمعیت شهری در دو شهر اراک و ساوه و کثرت روستا-شهرها (28 شهر از 33 شهر استان)، از ویژگی های اصلی نظام شهری استان مرکزی است، اما این وضعیت طی سال های 1375 تا 1395 به دلیل جمعیت پذیری شهرهای دوم، سوم و چهارم استان، تا حدودی به سمت عدم تمرکز گرایش یافته و به لحاظ توزیع فضایی، جابه جایی جمعیت به سمت شمال و جنوب شرقی استان بوده است. همچنین بر اساس نتایج مدل ویکور، مؤلفه " سیاست گذاری و قوانین" به عنوان مهم ترین و تأثیرگذارترین عامل بر تقویت روستا-شهرها و توسعه منطقه ای استان شناسایی شده و مؤلفه های " کالبدی و ارتباطی"، "اقتصادی-فعالیتی" و در نهایت مؤلفه "اجتماعی-فرهنگی"، در اولویت بعدی قرار دارند. در نهایت نتایج آزمون تحلیل عاملی نشان داد که معیارها در هشت عامل اصلی دسته بندی شدند که 84.63 کل واریانس تجمعی را شامل می شوند و در بین این عوامل، عامل نخست با زیرمعیارهای قانون گذاری و اقتصادی، از اهمیت ویژه ای در توسعه روستا-شهرها برخوردار هستند.
۱۸.

بازارهای فراشهری و تغییرات کالبدی محله های پیرامون (مطالعه موردی: بازارهای فراشهری مبل یافت آباد، کیف و کفش امین الملک و آلومینیوم قلعه مرغی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۴۳۱
تحول در الگوی مراکز تجاری، سبب استقرار کاربری های منطقه ای و فرامنطقه ای در سطح محله های مسکونی شده و با پیامدهایی مثبت و منفی همراه بوده است. در پژوهش حاضر، بازارهای فراشهری مبل یافت آباد، کیف و کفش امین الملک و آلومینیوم قلعه مرغی واقع در منطقه 17 شهرداری تهران، به عنوان فضاهای تجاری با عملکرد فراشهری بررسی شده است تا تأثیرات آن ها بر تغییرات کالبدی محله های مسکونی مجاور خود، از جمله یافت آباد، امامزاده حسن، باغ خزانه و بلورسازی مشخص شود. پژوهش حاضر شناختی و ارزیابی-مقایسه ای است و از پژوهش های مقطعی-طولی محسوب می شود. داده های آن نیز از نوع کمی-کیفی (آمیخته) و شیوه گردآوری، اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه و مشاهده) است. جامعه آماری مطالعه حاضر، بلوک های آماری سال های 1359، 1375 و 1390، قطعات کاربری اراضی و مسئولان شهری محله ها و منطقه مورد مطالعه است. داده ها به کمک آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS تحلیل شد و نمایش فضایی داده ها با استفاده از نرم افزار GIS صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد بازارهای فراشهری سبب تشدید فرسودگی بافت محله و بناهای آن و تبدیل واحدهای مسکونی محله ها به کاربری تجاری و انبار کالا شده است. به طورکلی استقرار بازارهای فراشهری در محله های مورد مطالعه، فضای این محله های مسکونی را آشفته کرده است.
۱۹.

اثرات توسعه گسیخته شهر بر شکل گیری جریان حمل و نقل و آلودگی هوای منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۷۷
این مقاله نقش حمل و نقل در شکل گیری آلودگی هوای منطقه کلان شهری تهران را بررسی کرده است. این منطقه دارای جمعیتی بالغ بر 15.98 میلیون نفر می باشد. روش مقاله حاضر از نوع تحلیلی بوده و بر داده های ثانویه و سنت های روش پژوهش کمی استوار است. برای تحلیل فضایی جابه جایی، از داده های خام ترددشماری درون شهری و برون شهری سال 1395، و به منظور تحلیل فضایی آلودگی هوا (ذرات معلق کمتر از 2.5 میکرون و 10 میکرون)، از داده های خام ایستگاه های سنجش آلودگی هوا و تصاویر ماهواره ای لندست ( OLI ) برای سه روز منتخب در سال های 1392، 1393 و 1395 به عنوان نمونه بررسی، در محیط نرم افزاری ArcGIS استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به دلیل شدت جریان سفرها و ترددهای درون کلان شهر تهران، حومه به حومه، حومه به شهر مرکزی (تهران) و بالعکس، کانون های خیزش آلودگی هوا را نمی توان تنها به شهر تهران نسبت داد، بلکه گستره شکل گیری کانون های آلاینده در محدوده "منطقه کلان شهری تهران" توزیع شده است. همچنین میزان همبستگی فضایی بین نقشه های آلودگی هوا و نقشه های جریان حمل و نقل در روزهای منتخب (2 بهمن 1392، 5 بهمن 1393 و 7 آذر 1395)، در همه موارد ارتباط فضایی بالا (بیش از 75 درصد) را نشان داده است. همچنین تحلیل این وضعیت در حلقه های سه گانه نشان داد حاکی از این بود که بیشترین حجم تردد ها به ترتیب در محدوده شهر تهران به عنوان ( CBD )، ناحیه حومه ای ( Suburban ) و فراحومه ( Exurban ) انجام شده و الگوی پراکنش و تجمع فضایی آلودگی نیز تابع این وضعیت بوده است.
۲۰.

تحلیل تحولات ساختاری کارکردی روستاهای در حال گذار شهرستان ایوان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
سکونتگاه های روستایی به عنوان نظام های مکانی فضایی، همواره تحت تأثیر نیروها و عوامل درونی و بیرونی دچار تحولاتی در ساختارها و کارکردهای خود شده اند. در این میان روستاهای در حال گذار به دلیل برخورداری از ویژگی های خود که نه روستا و نه شهر قلمداد می شوند، پویاتر بوده و تحولات بیشتری نسبت به سایر سکونتگاه های روستایی را تجربه می کنند. بنابراین، پژوهش حاضر در پی شناسایی عوامل موثر بر تحولات سکونتگاه های روستایی در حال گذار شهرستان ایوان (در استان ایلام، ایران) صورت گرفته است. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی همچنین جمع آوری اطلاعات به دو روش اسنادی و میدانی بوده است. در روش اسنادی، اطلاعات و داده های آماری سکونتگاه های منطقه مورد مطالعه، پیشینه موضوع و مبانی نظری مرتبط گردآوری و مطالعه شد. در روش میدانی، داده ها و اطلاعات دست اول با بکارگیری پرسشنامه های دهیار، شورا (تعداد 11 پرسشنامه) و ساکنین نقاط روستایی (تعداد 184 پرسشنامه) در حال گذار به دست آمده است. حجم جامعه آماری پژوهش 55 روستای دارای سکنه با مجموع 16281 نفر جمعیت و 3848 خانوار در شهرستان ایوان است. 11 روستای دارای سکنه با استفاده از چهار شاخص جمعیت، مرکزیت، فاصله تا مرکز شهرستان و تعداد نهادهای دولتی و غیردولتی با استفاده از فن های AHP (جهت وزن دهی به شاخص های مذکور از طریق کارشناسان این حوزه) و TOPSIS (جهت وزن دهی به روستاهای نمونه بر مبنای شاخص های فوق الذکر) به عنوان روستاهای در حال گذار و نمونه انتخاب شده است. تحلیل داده ها با بکارگیری آزمون T تک نمونه ای صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مؤلفه کالبدی با میانگین واقعی 99/2 در رتبه نخست، مؤلفه اقتصادی با میانگین واقعی 88/2 در رتبه دوم و مؤلفه فضایی با مقدار میانگین واقعی 74/2 در رتبه سوم قرار گرفته است؛ بدین معنی که به ترتیب ابعاد کالبدی، اقتصادی و فضایی به عنوان عوامل بیرونی و درونی بیشترین تأثیرات را در تحولات روستاهای در حال گذار شهرستان ایوان داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان