مهدی شامی زنجانی

مهدی شامی زنجانی

مدرک تحصیلی: دانشیار مدیریت فناوری اطلاعات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۴ مورد.
۱.

طراحی سیستم استنتاج فازی- عصبی انطباقی جهت سنجش منافع مدیریت دانش در سازمان

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
در سال های اخیر مدیریت دانش تبدیل به یک اصل بنیادین در حوزه مدیریت شده است. از آغاز به کارگیری مدیریت دانش، تعداد زیادی از سازمان ها به دنبال سنجش منافع به کارگیری این مفهوم بوده اند. موفقیت در اجرای کامل مدیریت دانش و ادامه به کارگیری آن به سنجش خروجی های مدیریت دانش بستگی دارد. با وجود این، تحقیقات کمی در این زمینه صورت گرفته است. این تحقیق به دنبال آن است که با استفاده از روش استنتاج فازی-عصبی انطباقی (انفیس) و با استفاده از نرم افزار «متلب» ۲۰۱۷ به طراحی یک مدل پیش بین سنجش منافع مدیریت دانش بپردازد. جامعه آماری این پژوهش را دانشگران و کارشناسان شاغل در ۱۵ شعبه از شعبات سازمان تأمین اجتماعی تشکیل داده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان انطباق پذیری برآوردهای صورت گرفته با نتایج واقعی و قابلیت پیش بینی کنندگی و صحت برآورد نتایج مورد بررسی قرار گرفت و در پایان، بر اساس نتایج، رهنمودهایی به سازمان مورد مطالعه ارائه گردید.
۲.

ارائه چارچوبی برای تبیین شایستگی های رهبران دیجیتال با روش فراترکیب

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۱
تحول دیجیتال، اساساً ماهیت کار، مرزهای سازمانی و مسئولیت های رهبران کسب و کار را تغییر داده است. وجود رهبرانی که نیاز به تغییر دیجیتال، دامنه و جهت آن را برای کارکنان تصریح کنند و نقشه راه روشنی برای کارکنان خود فراهم آورند، ضرورتی انکارناپذیر است. یکی از الزامات اساسی درجهت تحقق اثربخشی رهبران دیجیتال، تعیین و تعریف مجموعه ای از شایستگی ها برای این نقش است. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش فراترکیب، شایستگی های رهبران دیجیتال را شناسایی و چارچوب مفهومی برای آن تبیین کند. جامعه پژوهش را پایگاه های داده و مجلات معتبر بین المللی در این حوزه تشکیل داد که با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند ملاک مدار، 40 نمونه براساس معیارهای ازقبل تعیین شده مربوط به سؤال ویژه پژوهش انتخاب شد. طی فرایند تحلیل، تفسیر و ترکیب یافته ها، چارچوب شایستگی های رهبران دیجیتال با استخراج 8 بعد، 21 مقوله، 86 مفهوم (کدهای باز) و 259 ارجاع شکل گرفت. ابعاد شناسایی شده عبارتند از: «هوش هیجانی، هوش اجتماعی، همنواسازی منابع فنی اجتماعی، بینش رقابتی، رهبری یادگیری سازمانی و نوآوری، هوشمندی فنّاورانه، کاربرمحوری و بینش فرهنگی». یافته ها می تواند به متولیان سازمانی و پژوهشگران این حوزه کمک کند تا زوایای مختلف شایستگی های رهبران دیجیتال را درک کنند و بستری برای پرورش و بهسازی آنها و تجهیزشان به شایستگی های جدید فراهم سازند.
۳.

ارائه مدل شایستگی مدیر ارشد دیجیتال به عنوان حکمران تحول دیجیتال در سازمان

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۴
در عصر حاضر، سازمان ها درک کرده اند که بدون استفاده از فناوری های تحول آفرین و رویکردهای نوین کسب وکار، امکان بقا نخواهند داشت. تحول دیجیتال، مفهومی است که با وجود مطرح شدن در ابتدای این دهه، به سرعت در ادبیات سازمان ها، جایگاه مهم و استراتژیکی پیدا کرده است. بررسی ابعاد تحول دیجیتال در مدل ها و چارچوب های این حوزه، نشان دهنده آن است که حکمرانی تحول دیجیتال، به معنای هدایت و برنامه ریزی تحول دیجیتال، یکی از مؤلفه های ثابت و تأثیرگذار در تحقق اهداف این تحول است. با این وجود، در مبانی نظری این حوزه، تبیین ابعاد حکمرانی تحول دیجیتال و ویژگی های حکمران تحول دیجیتال در سازمان به صورت نظام مند صورت نگرفته است. جایگاه «مدیر ارشد دیجیتال»، مفهومی است که هم در حوزه کسب وکار و هم در حوزه پژوهش های آکادمیک از آن به عنوان حکمران تحول دیجیتال یاد می شود. با وجود اهمیت این جایگاه در موفقیت برنامه های تحولی سازمان و نیز مطرح شدن این جایگاه در ساختار بسیاری از سازمان ها، مدلی همه جانبه برای تبیین شایستگی های وی معرفی نشده بود. در این مقاله به منظور بررسی شایستگی های مورد نیاز مدیر ارشد دیجیتال (به عنوان اساسی ترین سازوکار حکمرانی تحول دیجیتال)، از استراتژی دومرحله ای برای تبیین مدل شایستگی استفاده شد. در گام نخست، با روش فراترکیب، ابعاد این شایستگی و نیز شایستگی های مدیر ارشد دیجیتال شناسایی شد و پس از ایجاد مدل شایستگی، با هدف اصلاح و تکمیل مدل استخراج شده از فراترکیب، از مصاحبه خبرگان استفاده شد تا مدلی برای شایستگی مدیران ارشد دیجیتال تبیین شود. در نهایت مدل مذکور با 71 شایستگی در چهار بعد «خصیصه های فردی»، «مهارت های حرفه ای»، «دانش کسب وکاری» و «دانش فنی» تبیین گردد. خصیصه های فردی و مهارت های حرفه ای، محل اجماع این موقعیت شغلی با اکثریت مدیران ارشد این سطح می باشد، اما نکته تمایز شایستگی های مدیر ارشد دیجیتال در سطح معلومات فنی و شناخت گسترده وی از فناوری های دیجیتال می باشد. مدیران ارشد دیجیتال گستره وسیعی از معلومات فنی و کسب وکاری نیاز دارند تا شایستگی حکمرانی تحول دیجیتال سازمان را داشته باشند.
۴.

فرا تحلیل کیفی پژوهش های بین المللی در زمینه مفهوم سازی نقش رهبران دیجیتال

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
یکی از عوامل مهم موفقیت در سفر به سوی دیجیتالی شدن، پرورش و توسعه نسل جدیدی از رهبرانی است که «رهبر دیجیتال» نامیده می شوند. با توجه به اهمیت موضوع در عصر حاضر، محققان از جنبه های متعددی به این نقش، به عنوان یکی از ضرورت های تعیین کننده موفقیت سازمان های عصر دیجیتال پرداخته اند. اما سؤال اساسی این است که وضعیت پژوهش های حوزه «نقش رهبر دیجیتال» از حیث ساختاری و محتوایی چگونه بوده است؟ این موضوع از آنجایی اهمیت می یابد که تاکنون در پژوهش های مرتبط، ارائه تصویری سیستماتیک از مجموعه مطالعات انجام گرفته در این حوزه، کمتر مورد توجه محققین قرار گرفته است. بر همین اساس، در این پژوهش و در پاسخ به این سؤال قصد بر این است که تصویری روشن و جامع از سیمای پژوهش های بین المللی در زمینه مفهوم سازی نقش رهبران دیجیتال ارائه شود. به منظور نیل به این هدف، از فراتحلیل کیفی استفاده شد و 46 مطالعه علمی که هرکدام به نوعی به بررسی و واکاوی جنبه های مختلف این نقش پرداخته اند، بر اساس اصول راهنمای Fink (2019) و Okoli & Schabram (2010) انتخاب، ارزیابی و بررسی شدند. درنهایت، به منظور ارزیابی نتایج تحلیل ساختاری و محتوایی، از روش بازبینی به وسیله همکاران پژوهشی استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که پژوهش های انجام شده هم از حیث ساختاری و هم از حیث محتوایی دارای ویژگی های برجسته ای بودند که باید مد نظر قرار داد. در این راستا، در بررسی ساختاری مطالعات، روند اوج گیری پژوهش ها در زمینه رهبری دیجیتال، روش گردآوری داده ها در آن ها، وضعیت توزیع آثار در صنعت و نیز نحوه مشارکت محققان ارزیابی شد. در بررسی محتوایی مطالعات نیز بر اساس روش تحلیل مضمون، پنج زمینه تحقیقاتی اصلی شامل «پیشران های تعریف نقش، اهداف نقش، وظایف، ساختار ایفای نقش و شایستگی های ایفای نقش» شناسایی و درنهایت شبکه مضامین در ارتباط با مفاهیم و موضوعات در حوزه نقش رهبر دیجیتال ترسیم شد. در تحلیل محتوایی، نتایج این پژوهش نشان داد طی سال های اخیر تعداد مطالعات افزایش یافته و همچنین، تمرکز تحقیقاتی در ابعاد متعددی گسترش یافته است؛ به طوری که در سال 2019 همه پنج زمینه این نقش در مطالعات متعدد مورد توجه قرار گرفته است. به طورکلی، یافته های حاصل از مقاله حاضر، مبنایی برای درک زوایای مختلف پژوهشی در حوزه تحقیقات رهبری دیجیتال ایجاد نموده و با لحاظ نمودن ابعاد مورد توجه در این حوزه، چارچوبی برای طراحی و توسعه تحقیقات در این زمینه فراهم می نماید.
۵.

ارائه چارچوبی برای تبیین نقش رسانه های اجتماعی در مدیریت تجربه مشتری صنعت هتلداری

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
با پیشرفت فناوری های دیجیتال و بوجودآمدن کانال های ارتباطی نوینی مانند رسانه های اجتماعی، عصر اطلاعات به عصر دیجیتال تبدیل شده است. در عصر دیجیتال، رفتار مشتریان با استفاده از فناوری های نوظهور تغییر کرده است. شرکت ها باید بر تغییرات ایجاد شده در رفتار و انتظارات مشتریان توجه داشته و خود را با این تغییرات وفق دهند. مشتریان امروز، بیشتر زمان خود را در رسانه های اجتماعی صرف می کنند و شرکت ها باید در جایی باشند که مشتریانشان حضور دارند. حضور فعالانه در رسانه های اجتماعی به یکی از استراتژی های مهم تبدیل شده و کسب وکارها باید با استفاده از رسانه های اجتماعی تجربه ای عالی برای مشتریان خود ایجاد نمایند. مطالعه ی حاضر با هدف ارائه چارچوبی برای تبیین نقش رسانه های اجتماعی در مدیریت تجربه مشتری صنعت هتلداری انجام گرفته است. بدین منظور، ابتدا با مرور مطالعات انجام شده در حوزه ی مدیریت تجربه مشتری صنعت هتلداری، چارچوب اولیه مدیریت تجربه مشتری انتخاب شد. سپس با روش مرور سیستماتیک مبانی نظری نقش رسانه های اجتماعی در هر یک از مراحل مدیریت تجربه مشتری صنعت هتلداری بیان می گردد. نتایج این پژوهش نشان دهنده آنست که رسانه های اجتماعی در تمامی مراحل مدیریت تجربه مشتری صنعت هتلداری نقش دارد و تنها در یک گام مرحله ی «طراحی تجربه مشتری» نقشی از رسانه های اجتماعی شناسایی نشد.
۶.

طراحی چارچوبی برای ارتقای تجربه دیجیتالی مشتری در بانکداری اینترنتی

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
نقاط تماس مشتری به عنوان عناصر سازنده تجربه مشتری شناخته می شوند و برای طراحی و ارتقای تجربه مشتریان، این نقاط باید خوبی شناسایی و تحلیل گردند تا بتوان تجربه ای جذاب برای مشتریان به وجود آورد. در سال های اخیر تحول دیجیتال نیز بر پیچیدگی کنترل و مدیریت سفرهای مشتری افزوده است. صنعت بانکداری از صنایع پیشرو درزمینه ی تحول دیجیتال به شمار می رود با توجه به اهمیت موضوع تجربه مشتری در این صنعت، هدف این پژوهش این است که چگونه می توان در بانکداری اینترنتی و در نقاط تماس مشتری، تجربه ی دیجیتالی مشتری را بهبود بخشید. با رویکرد کیفی و با استفاده از شیوه ی مطالعه موردی در ابتدا نقاط تماس بانکداری اینترنتی در سه فاز اصلی پیش از خدمت، حین خدمت و پس از خدمت شناسایی شده اند. سپس تجربیات مشتریان ارزیابی گردیده و با تحلیل نظرات مشتریان در شعب منتخب بانک ملت تحلیل نهایی ارائه گردیده است. از روش های مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است. با تحلیل نظرات مشتریان، تجربیات خوشایند و ناخوشایند آن ها بر اساس دو لنز ادراک و احساس و به تفکیک نقاط تماس شناسایی گردیده و درنهایت چارچوب ارتقای تجربه مشتریان بر اساس چهار ویژگی دسترس پذیری، سهولت در استفاده، اطمینان و کارایی و در قالب سه فاز اصلی مسیر خدمت ارائه گردیده است. فرآیند ارزیابی و ارتقای تجربه که در این پژوهش به کاررفته، می تواند به عنوان الگویی برای سنجش و ارتقای تجربه مشتریان در صنعت بانکداری مورداستفاده قرار گیرد.
۷.

An Integrated Knowledge Management Framework for Sustainable Supply Chain Using a System Dynamics Model for POGC

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
Supply chains have experienced rapid growth in recent years. Focusing purely on economic performance to optimize costs or return on capital can no longer guarantee development or sustainability in the chain. Hence, the concepts of green SCM and SSCM emerged to emphasize the importance of social and environmental concerns along with economic factors in supply chain programming. Using the SD method and considering KM , this study investigates the variables related to this topic and the variables of sustainable supply chain management and it determines the relationships between these variables and their impact on the research purpose. To achieve this, first, previous studies are reviewed, and the relevant variables are extracted and finalized according to the experts. Next, SD modeling is designed and various scenarios are defined by changing the effective values of the system. Eventually, several policies are presented to achieve the optimal situation. The optimal values for the ten main influential variables are extracted according to the expert opinion and the effects shown in the model are determined by these changes.
۸.

ارائه چارچوب شناسایی منافع مدیریت دانش در سازمان با استفاده از روش فراترکیب

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
امروزه دانش به عنوان یک منبع ارزشمند قلمداد میشود که باید بهطور پویا و هوشمندانه توسط هر سازمانی که در پی کسب مزیت رقابتی است، دنبال شود. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و دستهبندی منافع حاصل از استقرار مدیریت دانش است که با استفاده از روش فراترکیب به شناسایی و دستهبندی آنها پرداخته میشود. بدین منظور، با جستجو در پایگاههای داده بین سالهای 2000 تا 2019 و پس از ارزیابی مرحلهای آنها، در نهایت 34 پژوهش کیفی مورد تایید نهایی قرار گرفت. در ادامه، منافع پیشنهادی در قالب سه سطح منافع کسبوکار، منافع کارکنان، و منافع مشتری و بازار دستهبندی گردید. سپس با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به عنوان زیرشاخهای از مدلسازی معادلههای ساختاری چارچوب پیشنهادی مورد بررسی و تایید قرار گرفت. بر اساس نتایج بهدستآمده منافع سطح کسبوکار دارای بالاترین بار عاملی در مدل است و پس از آن، منافع سطح کارکنان و سپس منافع سطح مشتری و بازار در جایگاه دوم و سوم قرار میگیرند
۹.

معنی گریزی در کاربست فناوری های داده در سازمان های بخش عمومی

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: هدف پژوهش، واکاوی دیدگاه کارکنان سازمان های عمومی به کاربست فناوری در اداره و معنی بخشی به انحراف هایی است که در فرآیند شکل دهی به سامانه های اطلاعاتی، سازمان را از استفاده اهرمی از همه تحولی که فناوری عرضه می کند، محروم می سازند.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: با استفاده از روش شناسی داده بنیاد، رویکرد استراوس-کوربین، طی مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با کاربران، مدیران و توسعه دهندگان سامانه ها، شامل دستگاه هایی از دولت، نهادهای عمومی (شهرداری) و نهادهای انقلابی (بنیاد مستضعفان)، پدیده تبیین شده است.یافته های پژوهش: نگرش کنشگران به سامانه های اطلاعاتی سازمان و شکل دهی و کاربست آن در سازمان های عمومی با مفهوم معنی گریزی در دو طبقه تحریف سامانه و تقابل تبیین شد. شرایط زمینه ای، علل و راهبردهایی که به آن منجر می شوند و همچنین پیامدهای معنی گریزی رده بندی شدند.محدودیت ها و پیامدها: پاسخگویان اداری تحت تأثیر پدیده معنی گریزی چارچوب بندی های بدیل مسائل از جمله الزامات کاربست فناوری را نادیده می گیرند و در مصاحبه به آن ها اشاره نمی کنند؛ بنابراین مصاحبه گر باید با اشاره به مثال های مرتبط، مصاحبه شونده را همراهی کند تا تجربه های خود از تقابل و تحریف را معنی بخشی کند.پیامدهای عملی: این پژوهش به مدیران ارشد سازمان نشان می دهد پیاده سازی سامانه های فناورانه جدید و گسترده در سازمان ها و بهره مندی از تحولی که در فرآیندها و ساختار سازمانی ایجاد می کنند نیازمند شناخت ذی نفعان سازمان و تقویت موقعیت بازیگران تحول خواه و نوآور سازمان است.ابتکار یا ارزش مقاله: در این پژوهش، فارغ از پیش فرض های محدود کننده، مسئله فناوری در سازمان های عمومی در بافتار موجود اداره، واکاوی و تبیین شد که از قلمروی چارچوب هایی مثل بلوغ فناوری، فراتر می رود و نگاهی نو به پیچیدگی های مسئله فناوری در بخش عمومی ارائه می کند.
۱۰.

شناسایی عوامل ساختاری برای تحقق حکمرانی دانش با ترکیب روش فراترکیب و دلفی

تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۶۹
هدف این پژوهش شناسایی عوامل ساختاری لازم برای تحقق حکمرانی دانش بوده است. برای تحقق این هدف از یک راهبرد دومرحله ای استفاده شد. در مرحله اول، روش فراترکیب انجام شد. با جست وجو در پایگاه های داده 319 مقاله یافت شد که در مراحل ارزیابی در نهایت، 25 مقاله مورد تأیید قرار گرفت. با مطالعه کامل این مقالات، 25 کد و هشت مفهوم (شامل ساختاری برای مدیریت دانش، سیستم تشویقی، سیستم ارتباطات، رسمیت، تمرکزگرایی، ساختار حامی مدیریتی، فرهنگ، و رویّه های کاری) برای سؤال پژوهش استخراج گردید. پس از تأیید روایی و پایایی نتایج، در مرحله دوم به منظور دریافت نظر خبرگان از روش «دلفی» استفاده شد. به همین منظور، از خروجی فراترکیب محتوای لازم برای طراحی پرسشنامه «دلفی» تأمین شد و تا جایی فرایند «دلفی» ادامه یافت که نظرات خبرگان در مورد پاسخ به سؤالات به اجماع رسید. 10 نفر از خبرگان بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و روش «دلفی» تا سه مرحله انجام شد. در نهایت، برای پاسخگویی به سؤال عوامل ساختاری برای تحقق حکمرانی دانش در سازمان، 14 اصل راهنما در قالب اصول ساختاری و سیستمی ارائه گردید. میانگین نظر خبرگان «دلفی» نشان داد که به منظور تحقق حکمرانی دانش بایستی نقش ها و مسئولیت های دفتر مدیریت دانش را تعریف کرد، ساختار مشوق خلاقیت و چابکی ایجاد نمود، سیستم های ارتباطی مؤثر برای دفتر مدیریت دانش ایجاد کرد، سیستم تعامل با ذینفعان را ایجاد نمود، دفتر مدیریت دانش را با هویتی مستقل به وجود آورد، ساختار تیم محور و مشوق همیاری ایجاد کرد، نقش مدیر ارشد دانش را در سلسله مراتب سازمان تعریف و مشخص نمود، اختیارات مربوط به مدیریت دانش را تفویض کرد، ساختاری مدیریتی برای پشتیبانی از مدیریت دانش (مانند کمیته حکمرانی دانش یا شورای مدیریت دانش) ایجاد نمود، ساختار دفتر مدیریت دانش را به صورت رسمی شکل داد، به سیستم ها و فرایندها رسمیت بخشید، سیستم های تشویق و پاداش مرتبط با مدیریت دانش ایجاد کرد، روابط کاری با سایر واحدهای کسب وکار تعریف و ایجاد نمود، فرهنگ سازمانی مشوق خلق و تسهیم دانش ایجاد کرد. طبق بررسی پژوهشگر هیچ مقاله ای که تمهیدات ساختاری برای ایجاد حکمرانی دانش را با این روش فراترکیب و «دلفی» شناسایی نماید، یافت نشد. به همین دلیل، پژوهش حاضر دارای نوآوری در موضوع و روش مورد استفاده برای آن است.
۱۱.

بررسی داستان مسیرشغلی با رویکرد تحلیل روایت(ساختاری و محتوایی)

تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۲۵
تحقیقات روایی در علوم اجتماعی در دهه های اخیر رواج قابل ملاحظه ای داشته اند، تا حدی که از این روی آوری به چرخش روایی یاد می شود. یکی از حوزه های تحقیقاتی اخیر در مطالعات سازمانی که به استفاده از روش روایی روی آورده است، مسیر شغلی است. در این پژوهش سعی شده، ابتدا به مبانی نظری روش های تحقیق روایی در علوم اجتماعی پرداخته شود، و سپس با اتخاذ روش تحقیق مناسب، داستان مسیرشغلی با رویکرد تحلیل روایت(ساختاری و محتوایی) مورد بررسی قرار گیرد. تحلیل ساختاری و محتوایی مسیرشغلی افراد، حاکی از آن است که می توان 4 گونه داستانی، شامل صعود، فرازونشیب، بی تفاوتی و افول را در داستان های مسیرشغلی مشارکت کنندگان شناسایی کرد. به علاوه، مضامین روابط میان فردی، کنترل، آمادگی مقابله، جایگاه شغلی و آسیب روانی نیز از مهم ترین مضامینی است که در داستان مسیرشغلی مشارکت کنندگان تکرار شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد روش های روایی به فهم معنای افراد از تجربه مسیرشغلی شان کمک کرده، و امکان تغییر یا بهبود آن را نیز فراهم می آورند.
۱۲.

توسعه هس تانشناسی فرایندمحور برای فناوری های مدیریت دانش

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف این پژوهش، ساخت هستان شناسی فناوری های مدیریت دانش بر اساس کاربرد آن ها در فرایندهای مدیریت دانش است. بنابراین، از یک سو تعریف دقیق فرایندهای مدیریت دانش و از سوی دیگر، تعریف فناوری های مدیریت دانش مد نظر است. جهت توسعه این هستان شناسی چرخه های مختلف ارائه شده برای فرایندهای مدیریت دانش بررسی و یک چرخه جامع جهت نگاشت فناوری ها انتخاب گردید. مفاهیم حوزه فناوری های مدیریت دانش از مبانی نظری مرتبط استخراج شده و شامل 234 واژه است. چهل ونه واژه، مفاهیم حوزه هستند، 184 واژه، نمونه های فناوری و یک واژه هم مربوط به رابطه طبقه ای بین این واژگان است. این واژه ها بر اساس نتایج مطالعات پیشین به فرایندها ارتباط داده شده اند. به منظور برقراری این ارتباط از مفهوم هستان شناسی استفاده گردید. هستان شناسی، توصیفی صریح و صوری از یک مفهوم سازی ذهنی اشتراکی است. به هستان شناسی مد نظر این پژوهش که تنها روابط طبقه ای را در بر می گیرد، سلسله مراتب شمول گفته می شود. جهت توسعه این هستان شناسی از رویکرد توسعه با استفاده از ابزار مهندسی هستان شناسی و همچنین، از روش «نوی» استفاده گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، نرم افزار پروتژه 5 است که زبان OWL را پشتیبانی می نماید. جهت ارزیابی هستان شناسی ارائه شده، از معیارهای سازگاری، اختصار و بازیابی دانش فناوری های مدیریت دانش توسط خبرگان استفاده گردیده است. هستان شناسی ارائه شده، فهم مشترکی از حوزه فناوری های مدیریت دانش ارائه می دهد. تصمیم گیری در مورد انتخاب فناوری ها و منطق پشت این تصمیمات به طور دقیق مستندسازی نشده و در سطح وسیع به اشتراک گذاشته نمی شود. از این رو، حجم زیادی از دانش باارزش به هدر می رود. از این منظر، از این هستان شناسی به عنوان یک منبع مشترک دانش استفاده می شود. بر اساس اطلاعات در دسترس محقق، تاکنون در این حوزه هیچ هستان شناسی رسمی ارائه نشده و بارگذاری آن در محیط وب بستری برای تسهیم دانش متخصصان این حوزه در سراسر جهان فراهم می کند. علاوه بر این، به تصمیم گیری در انتخاب فناوری مناسب بر اساس فرایندهای مدیریت دانش کمک می نماید.
۱۳.

ارائه چارچوبی برای تبیین شایستگی های مدیر ارشد دانش با روش فراترکیب

تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۴
این مقاله به ارائه چارچوبی برای تبیین شایستگی های مدیران ارشد دانش در سازمان ها پرداخته است. به این منظور، روش تحقیق فراترکیب مورد استفاده قرار گرفت. از 161 منبع یافت شده، طی مراحل فراترکیب، 15 مقاله با معیارهای مورد پذیرش منطبق بود. در نتیجه ترکیب یافته ها، 60 کد و پنج مفهوم اصلی (تخصص در مدیریت دانش، تسلط بر دانش کسب وکار سازمان، مهارت های میان شخصی، مهارت های مدیریتی و ویژگی های شخصی) شناسایی شدند. همچنین مفهوم اصلی تخصص در مدیریت دانش شامل شش زیرمفهوم استراتژی ها، فرایندها، فناوری ها، ساز و کارها، پژوهش ها و پروژه های مدیریت دانش بود که مدیر ارشد دانش بایستی در آنها تخصص داشته باشد. در نهایت دو مقوله در سطح شایستگی های فنی و اجتماعی شناسایی گردید که مفاهیم تخصص در مدیریت دانش، تسلط بر کسب و کار سازمان به عنوان شایستگی های فنی و نیز مفاهیم مهارت های میان شخصی، ویژگی های شخصی و مهارت های مدیریتی در مقوله شایستگی های اجتماعی طبقه بندی گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت مدیر ارشد دانش بایستی دارای مهارت های فنی-اجتماعی [1] باشد. در مرحله بعد با استفاده از روش تجزیه و تحلیل آنتروپی شانون، میزان پشتیبانی مطالعات گذشته از کدها و مفاهیم بررسی شد. در میان کدها، شناخت برنامه های کاربردی و فناوری های مدیریت دانشی و در میان مفاهیم، مهارت های مدیریتی دارای بیشترین ضریب اهمیت بودند. سازمان ها می توانند از نتیجه این پژوهش برای انتخاب مدیران ارشد دانش بهره ببرند. مقاله ای که شایستگی های مدیران ارشد دانش را با روش فراترکیب و به طور جامع طبقه بندی نماید، مشاهده نشد و از این رو، مقاله در روش شناسی و نتایج دارای نوآوری است. [1] Socio-technical
۱۴.

نگاه یکپارچه به یادگیری در سازمان های پروژه محور

تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۲۹۹
پروژه ها بستر بسیار مستعدی برای یادگیری هستند ولی به دلیل موقت بودن پروژه ها یادگیری در سازمان های پروژه محور رسوب نمی کند. پیش ازاین در حوزه سازمان های عملیاتی مدل هایی برای شکل دهی مفهوم سازمان یادگیرنده ارائه شده ولی این مدل ها به دلیل چالش های خاصی که در سازمان های پروژه محور حاکم است نمی توانند در یکپارچه نمودن یادگیری در این نوع سازمان ها کاربردی باشند. در این مقاله با بررسی ادبیات و شناسایی 4 محور اصلی مرتبط با یادگیری در سازمان های پروژه محور، مدلی اولیه برای سازمان یادگیرنده پروژه محور توسعه می یابد. از طریق پژوهش کیفی در دو سازمان پروژه محور صنعت نفت و گاز، کارآیی مدل اولیه بررسی و پس از اصلاحات، مدل نهایی پژوهش ارائه شده است. داده ها از خلال مصاحبه با 20 نفر از متصدیان پروژه در سازمان های پروژه محور و تحلیل و کدگذاری 615 عبارت به دست آمده است. با توجه به این که بهره گیری از نگاه کیفی در حوزه سازمان یادگیرنده کمتر مورد توجه بوده و تاکنون مطالعه ای که به سازمان یادگیرنده پروژه محور پرداخته باشد مشاهده نشده، تحقیق حاضر به عنوان یک مطالعه نوآورانه مطرح است.
۱۵.

توسعه مدل نظری سازمان های یادگیرنده پروژه محور: رویکرد نظریه داده بنیاد

تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۷۴
مطالعات در حوزه یادگیری و سازمان با ارائه مفهوم سازمان یادگیرنده دستخوش تحول گردیده و در پی آن مدل های مختلفی در این زمینه تدوین و برای کاربرد در سازمان های مختلف متناسب سازی شده اند. با این حال در خصوص متناسب سازی این مدل ها برای سازمان های پروژه محور به عنوان یک دسته بسیار مهم از سازمان ها که اهمیت آن روزبه روز در حال فزونی است اقدامی صورت نپذیرفته است. الزامات خاص سازمان های پروژه محور در حوزه یادگیری که عمدتاً ریشه در ماهیت موقت پروژه ها دارد، نیاز به توسعه یک مدل خاص برای سازمان یادگیرنده پروژه محور را ضروری می سازد. هدف این مطالعه نظریه پردازی در حوزه سازمان یادگیرنده پروژه محور و ارائه یک مدل نظری بر اساس یافته های میدانی در دو سازمان پروژه محور صنعت نفت و گاز و پتروشیمی است. رویکرد انجام مطالعه نظریه داده بنیاد بر اساس رهیافت نظام مند است و داده های آن از خلال مصاحبه با 20 نفر از دست اندرکاران پروژه و مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور و تحلیل و کدگذاری 715 عبارت به دست آمده است. این مطالعه به شناسایی و معرفی 25 مفهوم اصلی منتهی گردیده، که در 6 مقوله عمده مدل پارادایمی تحقیق قرار گرفته است. از آنجا که نگاه کیفی در حوزه سازمان یادگیرنده کمتر مورد توجه بوده و تاکنون مطالعه ای به موضوع سازمان یادگیرنده پروژه محور نپرداخته است، تحقیق حاضر به عنوان یک مطالعه نوآورانه در این زمینه مطرح است.
۱۶.

مولفه ها محتوای وب سایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی

کلید واژه ها: تحلیل محتوا گردشگری پزشکی جذب گردشگر وب سایت های تسهیل گر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۴۰۱
هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه ها و تعیین محتوا برای وبسایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی جهت جذب گردشگران پزشکی بالقوه است. برای نیل به این هدف، استراتژی دو مرحله ای ""شناسایی وبسایت های برتر تسهیل گر گردشگری پزشکی حاصل از جستجوی هفت کلیدواژه تخصصی در گوگل"" و سپس ""تعیین محتوای پیشنهادی برای یک وبسایت تسهیل گر گردشگری پزشکی با استفاده از خدمات و اطلاعات استخراج شده"" بکار گرفته شد. در ابتدا تمام وبسایت های منتخب با استفاده از رویکرد کیفی تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفته و انواع خدمات و اطلاعاتی که در اختیار گردشگران پزشکی قرار میگیرند، شناسایی و استخراج شدند. سپس با توجه به ارزیابی به عمل آمده، در سه سطح دسته بندی شدند و بدین ترتیب محتوای پیشنهادی برای معرفی و دسته بندی این خدمات و اطلاعات ارائه گردید. در ادامه با استفاده از رویکرد کمیِ تحلیل محتوا و محاسبه ی فراوانی و تکرار هر یک از خدمات و اطلاعات، رتبه بندی برایشان صورت گرفت. نتایج نشان داد که در وبسایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی، محتوای معرفی گزینه های پزشکی از اهمیت بیشتری برخوردار است و در رده های بعدی محتواهای معرفی تسهیلات وبسایت، معرفی گردشگری پزشکی، معرفی وبسایت و نظرات بیماران و مخاطبان قرار دارند.
۱۷.

شناسائی و تعیین وزن شاخص های کلیدی عملکرد مدیریت دانش2.0 در سازمان ها

کلید واژه ها: سنجش عملکرد شاخص کلیدی عملکرد وب2.0 مدیریت دانش2.0

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۱ تعداد دانلود : ۶۷۵
هدف اصلی این پژوهش، شناسائی و تعیین وزن شاخص های کلیدی عملکرد مدیریت دانش2.0 در سازمان ها می باشد. با توجه به نفوذ فراگیر فناوری، به خصوص رسانه های اجتماعی در ابعاد مختلف سازمانی و نیز نگاه کارکردی به این پدیده در مدیریت دانش، سنجش عملکرد این نوع رسانه ها به منظور تحقق اهداف سازمانی بسیار ضروری به نظر می رسد. شاخص های کلیدی عملکرد مدیریت دانش2.0 در پژوهش حاضر با استفاده از روش دلفی و از طریق پرسشنامه در سه دور، شناسائی و تعیین وزن شدند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است چرا که شاخص های کلیدی عملکرد مدیریت دانش2.0 شناسائی شده در این تحقیق، برای سازمان هایی که قصد پیاده سازی مدیریت دانش2.0 را دارند قابل استفاده بوده تا از آنها به سنجش عملکرد مدیریت دانش2.0 در سازمان مربوطه پرداخته شود. بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش، فرایند مشارکت در مدیریت دانش2.0 شامل سه مرحله و هشت گام می باشد: مرحله اول (مرحله حضور) با سه گام «عضویت»، «مشاهده» و «دریافت محتوا»، مرحله دوم (بازخورد) با سه گام «محاوره»، «ارزیابی» و «بازنشر» و مرحله سوم (مرحله تولید) با دوگام «تولید، اصلاح و بارگذاری محتوا در مخازن دانش» و «مباحثات، ارتباطات و مشارکت». شاخص های کلیدی عملکرد مدیریت دانش2.0 برای هر یک از گام های فرایند فوق به تفکیک، شناسائی و رتبه بندی گردید. دستاورد نهائی این پژوهش، شناسائی و تعیین وزنِ 93 شاخص کلیدی عملکرد مدیریت دانش2.0 در قالب چارچوب مفهومی مدیریت دانش2.0 بوده است. این دستاورد از جهت ارائه شاخص های کلیدی عملکرد در کنار هم و نیز تدوین چارچوب مفهومی مشارکت در مدیریت دانش2.0 به عنوان شاخص ها و چارچوبی کاربردی و ابزاری مناسب جهت سنجش عملکرد رسانه اجتماعی سازمانی و بهبود عملکرد در راستای اهداف سازمانی، دارای نوآوری و اصالت می باشد.
۱۸.

ارائه مدلی برای موفقیت تسهیم دانش 2 (تسهیم دانش اجتماعی) در سازمان ها

کلید واژه ها: وب 2 تسهیم دانش 2 تسهیم دانش اجتماعی نرم افزارهای اجتماعی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی سایت های کتابداری و اطلاعاتی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت دانش
  3. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی شبکه های اطلاعاتی و کامپیوتری وب
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۴۰۱
هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل موفقیت تسهیم دانش 2 (تسهیم دانش اجتماعی) در سازمان ها می باشد.در این پژوهش از یک استراتژی سه مرحله ای، بدین شرح استفاده شده است: در مرحله اول شناسایی نرم افزارهای اجتماعی و استخراج عوامل موثر بر موفقیت هر یک جهت تسهیم دانش، از مرور ادبیات پژوهش صورت گرفت؛ درمرحله دوم اجرای روش دلفی و شناسایی عوامل کلیدی موفقیت انجام پذیرفت، و در مرحله سوم، مدل موفقیت بر اساس نتایج حاصله ایجاد و ارائه گردید. طبق نتایج بدست آمده از این پژوهش، مهمترین نرم افزار های اجتماعی به ترتیب اهمیتشان جهت تسهیم دانش به همراه مهم ترین عامل کلیدی موفقیت هر یک در تسهیم دانش، بدین شرح می باشند: نرم افزار شبکه اجتماعی (مهمترین عامل کلیدی موفقیت: حضور فعّال خبرگان و افراد تأثیرگذار در حوزه دانشی مورد نظر در شبکه اجتماعی)، نرم افزار وبلاگ (مهمترین عامل کلیدی موفقیت :کیفیت اطلاعات موجود در وبلاگ)، نرم افزار ویکی (مهمترین عامل کلیدی موفقیت: پیکربندی ویکی بر اساس حوزه های کلیدی دانش در سازمان)، نرم افزار پادکست (مهمترین عامل کلیدی موفقیت: میزان کاربردی و اجرایی بودن مطالب پادکست)، نرم افزار ماشاپ (مهمترین عامل کلیدی موفقیت: کیفیت اطلاعات منابع مادر ماشاپ ها)، نرم افزار تگ (مهمترین عامل کلیدی موفقیت: به روز رسانی منظم و هوشمند) و نرم افزار آر.اس.اس (مهمترین عامل کلیدی موفقیت: به روز رسانی دائم - 24×7). بر اساس اطلاعات در دسترس محققین، این پژوهش از دو منظر اصالت و نوآوری دارد؛ اولاً ارائه عوامل کلیدی موفقیت نرم افزار های اجتماعی جهت تسهیم دانش در کنار هم، ثانیاً ارائه مدل موفقیت تسهیم دانش2. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری مناسب جهت ارزیابی موفقیت، سنجش وضعیت، پیش بینی و آسیب شناسی های مرتبط با استقرار تسهیم دانش 2 در سازمان ها، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۱۹.

کاربرد نرم افزارهای اجتماعی در مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی

کلید واژه ها: یادگیری الکترونیکی وب 2 نرم افزار های اجتماعی یادگیری الکترونیکی 2،0

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت منابع انسانی مدیریت منابع انسانی
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت دانش و IT مدیریت فناوری اطلاعات
تعداد بازدید : ۹۶۴ تعداد دانلود : ۴۱۳
هدف از این پژوهش، ارائه چارچوبی مفهومی برای بهره گیری از رسانه های اجتماعی در مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی است. در این پژوهش، با بررسی ادبیات موضوع، رسانه های اجتماعی بر اساس ارتباط با موضوع و فراوانی استفاده شناسایی و یک چارچوب مفهومی اولیه مبتنی بر کاربرد رسانه های اجتماعی در هر یک از مراحل مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی ارائه گردید و با استفاده از نظرسنجی خبرگان موضوعی، اعتبار چارچوب پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. با بررسی ادبیات موضوع، هشت نرم افزار بلاگ، ویکی، شبکه های اجتماعی، آر. اس. اس، پادکست، مش آپ، نشانه گذاری اجتماعی و آی. ام شناسایی گردید. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از خبرگان نشان داد که در مرحله برنامه ریزی مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی، سه نرم افزار ویکی، شبکه های اجتماعی و نشانه گذاری اجتماعی، در مرحله کنترل ، چهار نرم افزار شبکه های اجتماعی، آر. اس. اس، نشانه گذاری اجتماعی و آی. ام و نیز در مراحل سازماندهی و بهبود، همه رسانه های شناسایی شده، از نظر کاربرد مورد تأیید قرار گرفتند.
۲۰.

شناسایی و رتبه بندی اصول راهنمای استقرارموفقیت آمیز مدیریت دانش با استفاده از مدل APQC

کلید واژه ها: مدیریت دانش استقرار مرکز بهره وری و کیفیت آمریکا اصول راهنما شرکت مگفا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت اطلاعات سازماندهی اطلاعات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت دانش
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۳۹۸
در این پژوهش از یک استراتژی سه مرحله ای (کیفی-کمی-کمی) استفاده شده است. در بخش اول، با استفاده از مرور و تحلیل پژوهش های مرتبط، به خصوص بررسی موشکافانه اسناد مربوط به مدل استقرار مدیریت دانش ""مرکز کیفیت و بهره وری آمریکا""، اصول راهنمای پیشنهادی برای هریک از مراحل مدل تدوین شده است. در مرحله دوم، اعتبار اصول استخراج شده به نظرسنجی خبرگان قرار داده شد و درنتیجه این اصول به لحاظ اهمیت، رتبه بندی گردید. براساس نتایج این نظرسنجی، در مجموع، 42 اصل راهنما مورد تایید خبرگان قرار گرفته و رتبه دهی شد. سه مورد از مهمترین اصول راهنما از نظر خبرگان « اشتباه نکنید! دانش تنها در بخش تحقیق و توسعه سازمان خلق نمی شود، بلکه دانش در هر زمانی در هر یک از فرآیندهای روزمره نیز می تواند خلق شود»، « استراتژی مدیریت دانش می بایست با اهداف کلی سازمان همراستا باشد.» و«تنها یک بهترین مکانیزم وجود ندارد، بلکه باید سبدی از مکانیزم های مدیریت دانش را مورد استفاده قرار داد.» می باشد. در مرحله سوم پژوهش نیز، میزان کاربرد و توجه به این اصول راهنما در پروژه های مدیریت دانش شرکت مگفا مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بررسی این مرحله نشان می دهد 36 اصل راهنما (از مجموع 42 اصل تایید شده توسط خبرگان)، مورد توجه بخش مدیریت دانش شرکت مگفا می باشد. دو مورد از پرکاربردترین این اصول در شرکت مگفا «استراتژی مدیریت دانش می بایست با اهداف کلی سازمان همراستا باشد.» و «از جزیره ای شدن پروژه های مدیریت دانش بپرهیزید. برنامه های مدیریت دانش موجود را به هم متصل کرده و اهرم یکدیگر قرار دهید.» می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان