مدیریت بازرگانی

مدیریت بازرگانی

مدیریت بازرگانی دوره 13 تابستان 1400 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

ارائه چارچوبی برای توسعه استراتژیک فرایند برندسازی بر اساس الگوی سیپ با استفاده از رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: از آنجا که تحقیقات مربوط به حوزه برندسازی خدمات، بسیار پراکنده است، در این پژوهش تلاش شده است که بر اساس الگوی سیپ، چارچوب جامع و نظام مندی برای توسعه استراتژیک فرایند برند سازی ارائه شود. روش: پژوهش حاضر، از نوع کیفی است و بر اساس رویکرد فراترکیب اجرا شده است. با توجه به هدف پژوهش، 226 تحقیق انجام شده که با موضوع پژوهش مرتبط بود، بر مبنای الگوی سندلوسکی و بارسو بررسی شد. جامعه پژوهش، کلیه مقاله های منتشرشده در مجله های آی اس آی، کتاب ها و پایان نامه های داخلی و خارجی مرتبط با مبحث برندسازی در صنایع خدماتی و در بازه زمانی 1996 تا 2020 بود. یافته ها: پژوهشگران مطابق با الگوی سیپ برای هریک از 4 مقوله بستر (زمینه)، درون داد (ورودی)، مقوله اصلی فرایند و برون داد (خروجی)، 16مفهوم و 176کد شناسایی کردند که در مطالعات داخلی و خارجی به آنها توجه شده بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به پژوهشگران و دست اندرکاران حوزه برندسازی خدمات کمک می کند تا بدانند برای درک جامع از توسعه استراتژیک فرایند برندسازی در حوزه خدمات، به ویژه خدمات گردشگری، باید به چه متغیرها و مؤلفه هایی در چهار بخش بستر، درون داد، مقوله اصلی فرایند و برون داد توجه کنند. در واقع، پژوهش حاضر با پرکردن خلأ تحقیقاتی، به گستره سطح و عمق دانش موجود در حوزه برندسازی خدمات می افزاید. در پایان، هم راستا با نتایج پژوهش، پیشنهادهایی برای توسعه استراتژیک فرایند برندسازی ارائه شده است.
۲.

طراحی الگوی برندسازی کارفرما بر مبنای انتظارهای نیروی انسانی مستعد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: این پژوهش با هدف خلق و آزمون الگوی برندسازی کارفرما، از دیدگاه نیروهای انسانی مستعد شرکت های فعال در بازار کار تهران اجرا شده است. روش: پژوهش پیش رو با بهره گیری از روش پژوهش آمیخته اجرا شده است. ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی نظریه داده بنیاد، الگوی برندسازی کارفرما طراحی شد، سپس در رویکرد کمّی، به آزمون مدل اقدام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از نیروهای انسانی مستعد و توزیع 437 پرسش نامه بر اساس الگوی طراحی شده گردآوری شدند. روش تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه، کدگذاری های باز، محوری و انتخابی و استفاده از مدل استراس و کوربین در نرم افزار 10Nvivo  بود. در بخش کمّی نیز، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 25 و آموس نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی به طراحی الگوی برندسازی کارفرما بر مبنای دیدگاه نیروی انسانی مستعد در بازار کار تهران منجر شد و پس از تأیید روایی و پایایی آن، فرضیه های بخش کمّی تدوین شدند. آزمون فرضیه ها، نشان دهنده اعتبار مدل بود. نتیجه گیری: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که انتظارهای متقابل فرد، شغل و سازمان به تجربه برند کارفرما می انجامد. این تجربه در کنار شرایط زمینه ای (منابع قدرت سازمان، الزامات اجرایی برندسازی کارفرما، متولیان برندسازی کارفرما و زیرسیستم های مدیریت منابع انسانی) و شرایط مداخله گر (پرسونای کاندیدهای شغلی، بازاریابی محتوای کارفرما و مشکلات برندسازی کارفرما) به انتخاب راهبردهای کارفرما در وعده برند و راهبردهای نیروی کار در تصمیم به ماندن یا ترک سازمان منجر شده و به پیامدهای برندسازی کارفرما ختم می شود.
۳.

نگاشت شبکه تداعی های برند گفتمان اصول گرایی و اصلاح طلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: موفقیت در رقابت های سیاسی، به مدیریت صحیح تصویر ذهنی افراد از گفتمان سیاسی نیاز دارد. گفتمان های سیاسی با استفاده از مفهوم ها توصیف می شوند و مفهوم ها در ذهن افراد در قالب شبکه ای از تداعی های مثبت و منفی مرتب می شوند. هدف پژوهش حاضر، نگاشت شبکه تداعی برند گفتمان های سیاسی اصول گرایی و اصلاح طلبی است. روش: پژوهش از منظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها توصیفی است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی، روش نمونه گیری غیرتصادفی از نوع در دسترس و حجم نمونه 400 نفر است. داده های پژوهش در دو مرحله مصاحبه برای استخراج تداعی های برند و جمع آوری نقشه های ذهنی به دست آمده است. سنجش روایی پژوهش با استفاده از روش بازسازی نقشه و سنجش پایایی پژوهش به کمک روش دونیمه سازی صورت گرفته است. برای ترسیم نقشه های اجتماعی از اسلوب روش نقشه مفهومی برند استفاده شده است. یافته ها: پس از جمع آوری تداعی ها، ترسیم نقشه های ذهنی انفرادی و ترسیم نقشه های ذهنی اجماعی به تفکیک گفتمان های اصول گرایی و اصلاح طلبی، مشخص شد که گفتمان اصول گرایی دارای 14 تداعی است و تداعی های احمدی نژاد، دلواپس، صداوسیما و قالیباف تداعی های مرتبه اول گفتمان اصول گرایی هستند. گفتمان اصلاح طلبی دارای 13 تداعی است که تداعی های فضای باز، خاتمی، رد صلاحیت، روحانی و برجام، تداعی های مرتبه اول گفتمان اصلاح طلبی هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که شبکه تداعی های گفتمان های اصول گرایی و اصلاح طلبی، در 4 حوزه دیدگاه اقتصادی، دیدگاه سیاسی، دیدگاه اجتماعی و تعریف شخصیتی به طور کامل متمایزند. در 2 حوزه دیدگاه فرهنگی و پایگاه رأی دهندگان، تداعی های مشخصی از گفتمان اصول گرایی شناسایی شد؛ ولی در همین 2 حوزه تداعی های مشخصی برای گفتمان اصلاح طلبی شناسایی نشد.
۴.

ارائه الگوی توسعه بازارهای بین المللی (نمونه کاوی: محصولات پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: صادرات همواره به عنوان یکی از استراتژی های ورود به بازارهای جهانی مطرح بوده است. صنایع پتروشیمی ایران، در این حوزه از مزیت رقابتی ویژه ای برخوردار است. از این رو، هدف از اجرای پژوهش حاضر، شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه بازارهای بین الملل است. روش: برای تحقق این هدف، عوامل با بهره گیری از رویکرد ترکیبی کیفی شناسایی شدند. روش پژوهش کیفی استفاده شده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد بوده است. بدین منظور با 20 نفر از خبرگان صنعت پتروشیمی مصاحبه شد. یافته ها: بر اساس مدل پژوهش تعداد 106 مفهوم شناسایی شدند که در 21 مقوله و 6 بُعد جای گرفتند. عوامل قیمتی، گروه های اثرگذار، توانمندی مدیر صادرات، عوامل جغرافیایی، شرایط کشور میزبان، شرایط رقابتی، عوامل تولید، شرایط محصول و در نهایت، استراتژی و وضعیت شرکت به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. علاوه بر این، پنج عامل کلان اقتصادی، سیاست های دولتی، قوانین صادراتی، عوامل مربوط به صنعت و مشکلات کلان صادرات شرایط زمینه ای بودند. سه راهبرد رهبری تکنولوژی، رهبری بازار و رهبری هزینه نیز در دسته راهبردها قرار گرفتند. نتیجه گیری: پیامدها و نتایج حاصل از توسعه بازارهای بین الملل، در دو مقوله تصویر برند و عملکرد مالی تعریف شدند. همچنین، متغیر طول عمر شرکت و فرهنگ سازمانی، به عنوان عوامل مداخله گر در نقش تعدیلگر شناخته شدند و بدین ترتیب مدل توسعه بازارهای بین الملل ارائه شد.
۵.

ارائه مدل چندسطحی تأثیر تیپ شخصیتی کارمندان فروش و تیپ شخصیتی مشتریان بر اعتماد به فروشنده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: با توجه به رقابتی شدن بازارها، تغییرات محیطی و جلب اعتماد مشتریان، سازمان ها به این موضوع مهم پی برده اند که جلب اعتماد مشتریان از قبل اهمیت بیشتری یافته است. از طرف دیگر، بیمه هم از لحاظ کیفیت کاری و هم از لحاظ تعداد شرکت ها، یکی از صنعت های رو به رشد بوده است. در این پژوهش تلاش شده است تا هم زمان تأثیر تیپ شخصیتی مشتریان و فروشنده بر اعتماد به فروشنده، رابطه بین تیپ ها و تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر بررسی شود و از طریق ارائه الگوی جامع در این زمینه، شکاف نظری این مبحث پوشش داده شود. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی پیمایشی اجرا شده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ و شاخص CR و روایی آن با استفاده از روش های روایی محتوا، هم گرا و واگرا تأیید شد. داده ها به کمک نرم افزارهای اسمارت پی ال اس و تحلیل خطی سلسله مراتبی تحلیل شده اند. یافته ها: بر اساس تحلیل داده ها، تیپ شخصیتی مشتریان بر اعتماد به فروشنده تأثیر دارد. همچنین تأثیر تعدیل کننده تیپ شخصیتی فروشنده در سطح سازمان، بر رابطه تیپ شخصیتی مشتریان بر اعتماد به فروشنده در سطح فردی معنادار بود. به علاوه، اثر متغیر میانجی تیپ شخصیتی فروشنده با استفاده از آزمون سوبل و شدت آن با ضریب وی اِی اف سنجیده شد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، در بین تیپ های شخصیتی مشتری و فروشنده، تیپ فروشنده تأثیرگذاری بیشتری داشته است. از سوی دیگر، در بین ابعاد تیپ های شخصیتی فروشنده و مشتری، کلیه ابعاد دارای تأثیر معنادار بودند؛ اما در بین ابعاد تیپ های شخصیتی مشتری، باوجدان بودن و سپس گشودگی و در بین ابعاد تیپ شخصیتی فروشنده، ثبات درک شده، از ابعاد دیگر تأثیرگذاری بیشتری داشت. در نهایت، تیپ شخصیتی فروشنده، به عنوان میانجی رابطه تیپ شخصیتی مشتری و اعتماد به فروشنده تأیید شد.
۶.

شناسایی پیشایندها و پیامدهای شکل گیری بازار خاکستری برای محصولات لوازم خانگی برند سامسونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: شکل گیری بازارهای خاکستری، به ارزش برند شرکت های بین المللی در بازارهای میزبان آسیب می رساند. این پژوهش در قالب پژوهش مسئله محور، به شناسایی پیشایندها و پیامدهای شکل گیری بازار خاکستری برای محصولات شرکت سامسونگ پرداخته است. روش: این پژوهش رویکرد نظریه داده بنیاد را در پیش گرفته است. نمونه پژوهش از بین مدیران شرکت سام سرویس و اساتید دانشگاهی و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. پس از جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه، داده ها در سه سطح باز، محوری و گزینشی کدگذاری شدند. در نهایت، نتایج بر اساس مدل اشتراوس و کوربین در پنج دسته شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار گرفتند. یافته ها: در دسته شرایط علّی، دو عامل نوسان های اقتصادی و خلأ نظارتی در مبادی کشور؛ در دسته پدیده محوری، عامل شکل گیری بازار خاکستری؛ در دسته شرایط زمینه، قوانین و مقررات و همچنین فرهنگ مصرف کننده و در دسته شرایط مداخله گر نیز، توانمندی واسطه های مجاز و آگاهی مصرف کننده قرار گرفتند. راهبردها، شامل استراتژی های تولید سفارشی و انفعالی بود و در نهایت، در دسته پیامدها، دو عامل عملکرد فروش و ارزش برند شناسایی شد. نتیجه گیری: پس از شناسایی پیشایندها و پیامدهای شکل گیری بازار خاکستری، پیشنهادی مبنی بر مشارکت نظری و استفاده از نظریه های درگیرسازی مشتریان برای ایجاد وفاداری در کاربران و تقویت انگیزه آنها برای خرید در بازارهای خاکستری ارائه شد. پیش بینی می شود که این مشارکت نظری، به بهبود پژوهش های آینده در این زمینه منجر شود. در نهایت، برای مدیران شرکت سام سرویس، نماینده رسمی سامسونگ نیز پیشنهادهای عملی ارائه شد.
۷.

طراحی مدلی برای تبیین عملکرد شبکه فروش در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تبیین عملکرد شبکه فروش در صنعت بیمه انجام شده است. روش: این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و بر اساس گام های پیشنهادی گلیزر و استراوس به اجرا درآمده است. جامعه آماری آن، کلیه خبرگان صنعت بیمه در استان گیلان، اعم از شبکه فروش صنعت بیمه و مدیران فنی و ستادی و بیمه گذاران عمده را دربرمی گیرد. به منظور انتخاب نمونه آماری با استفاده از روش گلوله برفی، به عنوان روشی هدفمند در بین روش های نمونه گیری پژوهش های کیفی،  17 نفر از جامعه آماری با در نظر گرفتن شرط های حداقل مدرک کارشناسی ارشد و سابقه کار حداقل 15 سال در صنعت بیمه انتخاب و با آنها مصاحبه شد. پس از برگزاری مصاحبه ها، کفایت نظری به دست آمد. یافته ها: بر اساس یافته ها، عوامل مؤثر بر تبیین عملکرد شبکه فروش در صنعت بیمه عبارت اند از: عوامل فردی مربوط به نمایندگان (ویژگی های ذاتی فردی و ویژگی های اکتسابی فردی)، عوامل مربوط به تشکیلات نمایندگان (ویژگی های تشکیلاتی، مدیریت ارتباط با مشتری، ویژگی های منابع انسانی و ساختار بازاریابی)، عملکرد نماینده بیمه (عملکرد مالی نماینده، عملکرد خدماتی نماینده و عملکرد ارتباطی نماینده)، عوامل مربوط به شرکت بیمه گر (ویژگی های شرکت بیمه گر) عوامل مربوط به بیمه مرکزی (ویژگی های بیمه مرکزی)، ویژگی های محیطی (عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی و عوامل قانونی)، عملکرد شبکه فروش در صنعت بیمه (عملکرد نمایندگان یا کارگزاران) و توانمندسازی شبکه فروش (رشد و توسعه اقتصادی شبکه فروش، رشد و توسعه اجتماعی شبکه فروش و رشد و توسعه فرهنگی شبکه فروش). نتیجه گیری: بر اساس مدل ارائه شده، شرایط علی شامل عوامل فردی مربوط به نمایندگان و عوامل مربوط به تشکیلات نمایندگان؛ پدیده محوری شامل عملکرد نماینده بیمه؛ راهبردها شامل عوامل مربوط به بیمه مرکزی؛ زمینه شامل عوامل مربوط به شرکت بیمه گر و شرایط مداخله گر شامل عوامل محیطی هستند که به شرایط و نتایج و در واقع، عملکرد شبکه فروش در صنعت بیمه منجر می شوند.
۸.

عوامل مؤثر بر برندسازی مکان با رویکرد داده کاوی (نمونه کاوی: شبکه اجتماعی اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: امروزه، با گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی و حضور پُررنگ مکان های گردشگری در این شبکه ها، استفاده از این شبکه ها برای ارائه برند مکان، اهمیت دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر برندسازی مکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام با استفاده از تکنیک داده کاوی اجرا شده است. روش: در این پژوهش، صفحات اینستاگرام سه مقصد گردشگری داخلی و چهار مقصد گردشگری خارجی انتخاب شد و در بازه زمانی یک ساله، 912 پُست اینستاگرامی در این صفحات بررسی شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و یافتن ویژگی های مهم در مجموعه داده های جمع آوری شده، از دو روش ماشین بردار پشتیبانی خطی و شبکه عصبی استفاده شد. گفتنی است که این تجزیه و تحلیل ها و داده کاوی به کمک نرم افزار IBM SPSS Modeler انجام گرفت. یافته ها: عوامل مؤثری که به عنوان ورودی در نظر گرفته شدند، عبارت اند از: نوع پُست، محتوای پُست، نوع کپشن، زبان کپشن، تعداد تگ، تعداد هشتگ، زبان هشتگ، روز انتشار پُست و ماه انتشار پُست. عواملی که به عنوان خروجی مدنظر قرار گرفتند نیز عبارت اند از: تعداد لایک و کامنت که به مثابه میزان آگاهی از برند و عامل اصلی توسعه برند مکان معرفی شدند و نشان داده شد که هرچه این میزان بیشتر باشد، آگاهی از برند مکان نیز بیشتر بوده و برند گردشگری شهر فراگیرتر است. نتیجه گیری: استفاده از نتایج پژوهش، در تبادل اطلاعات و تجربه های مربوط به سفر به مناطق مختلف و تصمیم گیری کاربران برای انتخاب ایران به عنوان مقصد گردشگری تأثیر بسزایی دارد و می تواند به تدوین استراتژی های مناسب برای ایجاد تصویر ذهنی مطلوب برای بازار هدف گردشگران کمک کند. ورود هر چه بیشتر گردشگران به ایران، اشتغال زایی و توسعه مقصد را در پی دارد.
۹.

مدیریت تجربه مشتری؛ حوزه ها و روندهای پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: در سال های اخیر، مدیریت تجربه مشتری به عنوان اولویت پژوهشی برای مدیران و محققان بازاریابی مطرح شده است. اهمیت این حوزه تحقیقاتی و توجه به آن در مطالعات بازاریابی، شناخت زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی آن را ضروری کرده است. این مطالعه با هدف بررسی پژوهش های حوزه مدیریت تجربه مشتری، شناسایی مقالات هسته، شناخت زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی آن صورت گرفته است. روش: این پژوهش با استفاده از تجزیه وتحلیل های کتاب سنجی، به بررسی حوزه مدیریت تجربه مشتری پرداخته است. داده های این پژوهش از 124 مقاله منتشر شده در پایگاه داده اسکوپوس جمع آوری شدند و روی آنها تحلیل زوج کتاب شناختی و تحلیل هم رخدادی کلمات کلیدی انجام گرفت و بدین ترتیب، مقالات هسته و زیرحوزه ها شناسایی شد. در ادامه با ایجاد نقشه پوششی و میانگین عمر کلمات، روند تحقیقاتی این حوزه مشخص شد. یافته ه ا: تحقیقات مدیریت تجربه مشتری در 9 خوشه دسته بندی و مقالات هسته این حوزه شناسایی شد. بر اساس یافته های این مطالعه مشخص شد که در سال های اخیر، موضوعاتی مانند کلان داده ها، سفر مشتری، کیفیت خدمات، مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی و فروش آنلاین، در تحقیقات حوزه مدیریت تجربه مشتری در کانون توجه قرار گرفته است. نتیجه گیری: این پژوهش با شناسایی مقالات هسته، زیرحوزه ها و روند تحقیقاتی مدیریت تجربه مشتری، از این حوزه دیدگاه منسجمی ارائه می دهد و در انتخاب مسیر تحقیقاتی به پژوهشگران کمک می کند.
۱۰.

عوامل مؤثر بر ورود شرکت های رسانه ای ایرانی به بازار پیام رسان های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: شرکت های رسانه ای خارجی، بخش اعظمی از بازار داخلی پیام رسان های اجتماعی در کشور را تصاحب کرده اند و حتی با وجود فیلترشدن تلگرام، به عنوان اصلی ترین بازیگر این حوزه، شرکت های داخلی هنوز نتوانسته اند حجم شایان توجهی از این بازار را به دست بیاورند. هدف مقاله حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر ورود شرکت های رسانه ای داخلی به بازار پیام رسان های اجتماعی است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون اجرا شده است. برای جمع آوری داده ها با 11 نفر از خبرگان حوزه های مختلف و مدیران پیام رسان های داخلی، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. شیوه نمونه گیری هدفمند بود و برای تعیین حجم نمونه، از قاعده اشباع نظری پیروی شد. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل کیفی و تکنیک کدگذاری کیفی بهره گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که «سختی انتقال و چسبندگی تکنولوژیک»، «کیفیت نامناسب پیام رسان های داخلی»، «سختی تأمین نیروی انسانی توانمند»، «مشکلات زیرساخت فنی»، «روش اشتباه فیلترینگ»، «نگاه سیاسی و رقابت مخرب داخلی»، «نداشتن مزیت نسبی و مدل توسعه ای مناسب»، «رقبای جهانی قدرتمند»، «نبود قانون مرجع حوزه پیام رسان ها» و در نهایت «مشکلات شهرت رسانه ای»، عوامل بسیار مهم ورود شرکت های رسانه ای ایرانی به بازار پیام رسان های اجتماعی هستند. نتیجه گیری: در وضعیت موجود زیست بوم پیام رسان های داخلی، تقویت نگاه سیاسی سبب شده است تا نهادهای مختلف، به داشتن پیام رسان با متولی گری خود علاقه مند باشند که همین مسئله سبب ورود بیشتر رقبای جدید به زیست بوم شده است؛ اما این نهادها موفق نشده اند که مدل کسب وکار مناسبی با تکیه بر زنجیره ارزش پیام رسان ها طراحی کنند.
۱۱.

اثر سرمایه ساختاری بر شناسایی فرصت های کسب و کار با نقش میانجی چابکی راهبردی (نمونه پژوهی: صنایع موادغذایی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه ساختاری بر شناسایی فرصت های کسب وکار در صنعت موادغذایی با نقش میانجی چابکی راهبردی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است و در زمره پژوهش های توصیفی از نوع هم بستگی قرار می گیرد. این پژوهش از نظر فلسفه، قیاسی است که بر مبنای پارادایم اثبات گرایی اجرا شده است. از نظر شاخص زمانی نیز مقطعی محسوب می شود. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از پرسش نامه سرمایه ساختاری یاسین و همکاران (2016)، چابکی راهبردی کونها و همکاران (2019) و شناسایی فرصت سامباسیوان، ابدول و یوسف (2009) استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS تحلیل شده است. یافته ه ا: در این پژوهش، روابط بین سرمایه ساختاری و چابکی راهبردی و اثر این روابط بر فرصت شناسی، روی 200 شرکت بزرگ موادغذایی ایران که ضمن داشتن تنوع محصولات، در ارائه محصولات جدید پیشرو هستند، بررسی شده است. نتایج PLS-SEM نشان می دهد که روابط مثبت و معنا داری بین سرمایه ساختاری، چابکی راهبردی و فرصت شناسی شرکت ها وجود دارد. به علاوه، متغیرهای چابکی راهبردی، همچون حساسیت راهبردی، سیالیت منابع و چشم انداز روشن، بر شناسایی فرصت های کسب وکار، اثر مثبت و معناداری می گذارند. همچنین، چابکی راهبردی بین سرمایه ساختاری و شناسایی فرصت ها نقش میانجی دارد. بنابراین پژوهش حاضر، اثر معنادار سرمایه ساختاری بر افزایش چابکی راهبردی و شناسایی فرصت های کسب وکار در صنعت موادغذایی را تأیید می کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، فهم سیاست گذاران و مدیران ارشد شرکت های موادغذایی را در خصوص نقش معنا دار سرمایه ساختاری و چابکی راهبردی در پایش مستمر صنعت و بهبود قابلیت فرصت شناسی شرکت افزایش می دهد.
۱۲.

ارائه چارچوبی برای یکپارچه سازی مدیریت دانش مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل یکپارچه سازی مدیریت دانش مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری اجرا شده است تا فرصتی برای بهره بردن از نیروی انسانی دانش محور و مشتری محور با بیشترین اثربخشی در کسب وکار و ارزش آفرینی برای مشتری فراهم شود. روش: پژوهش از نظر هدف، بنیادین و از نظر ماهیت، اکتشافی است. برای گردآوری داده ها، رویکرد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در کنار مطالعات کتابخانه ای مدنظر قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان مباحث مدیریتی، بانکی و دانشگاهی بودند. برای شناسایی خبرگان از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد که طی آن با توجه به کفایت داده ها با 16 خبره مصاحبه به عمل آمد. یافته ها: بر اساس تحلیل مصاحبه های صورت گرفته، کدهایی در قالب 50 مفهوم و 18 مقوله اصلی استخراج شدند. در نهایت با استناد به رهیافت نظام مند در نظریه داده بنیاد، کدهای شناسایی شده در 6 طبقه هسته ای شامل پدیده محوری، شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، مقوله های شش طبقه یاد شده عبارت اند از: مقوله های علّی: واکنش سریع بانک به محیط خارجی، پیاده سازی استانداردهای بین المللی در حوزه مشتری مداری و مسئولیت اجتماعی بانک. مقوله های محوری: تعیین چارچوب مدیریتی، تأمین نیروی انسانی، تعیین استراتژی و ارزش آفرینی برای مشتری. مقوله های راهبردی: بازاریابی یکپارچه، توسعه فناوری و خدمات نوین بانکداری، اتحاد استراتژیک و مدل دلتا. مقوله های زمینه ای: تغییر رویکرد مدیریت ارشد بانک و آزادسازی و مقررات زدایی از سوی دولت. مقوله های مداخله گر: فرهنگ توانمندسازی بانک و رقابت پویا. مقوله های پیامدی: کسب مزیت رقابتی برای بانک، رضایتمندی مشتریان و تقویت خدمات بانکی در جامعه. مسلم است که برای موفقیت در یکپارچه سازی مدیریت دانش مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری، باید به این مقوله ها توجه ویژه ای شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰