آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳

چکیده

اصطلاح درخودمانده در مورد افرادی به کار می رود که دارای مجموعه ای از اختلالات رشدی وابسته به سیستم اعصاب مرکزی باشند. این کودکان با نقص در تعامل اجتماعی، زبان و ارتباطات شناخته می شوند. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین رشد حرکتی و رشد اجتماعی کودکان درخودمانده10-6 سال شهر مشهد بود. نمونه آماری تحقیق 41 دانش آموز (31 پسر و 10 دختر) مبتلا به اختلال درخودماندگی با عملکرد بالا بود. محقق نخست با استفاده از پرسشنامه ارتباطات اجتماعی(SCQ)، نمره رشد اجتماعی کودکان را به دست آورد. سپس برای تعیین سطح رشد حرکتی، از مقیاس رشد حرکتی لینکلن– ازرتسکی بهره برد. در بررسی آماری داده ها، در بخش توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در بخش استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در سطح اطمینان 95 درصد استفاده شد. نتایج نشان داد که بین رشد حرکتی با رشد اجتماعی پسران و دختران درخودمانده ارتباط معنا داری وجود دارد (05/0P<). همچنین در بخش پسران این ارتباط بین مهارت های حرکتی درشت، مهارت های حرکتی ظریف و هماهنگی چشم و دست با رشد اجتماعی معنا دار بود (05/0P<). در بخش دختران ارتباط بین مهارت های حرکتی ظریف و هماهنگی چشم و دست با رشد اجتماعی معنا دار بود (05/0P<)، اما ارتباط معنا داری بین چابکی انگشتان با رشد اجتماعی در هیچ یک از دو گروه پسران و دختران مشاهده نشد (05/0<P). نتایج در زمینه ارتباط بین رشد حرکتی و رشد اجتماعی نشان می دهد که اعمال مهارت های حرکتی ممکن است در بهبود دانش آموزان اوتیسمی مؤثر باشد.