مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
۳۱.
نقشبندیه
حوزههای تخصصی:
مسلک العارفین یکی از متون دوره پیشانقشبندی مربوط به دوره خواجگان کتابی است. مؤلف آن، محمد بن احمد بن محمد بخاری و یا محمد بن احمد اسعد بخاری است. این کتاب از مهم ترین منابع شناخت طریقت خواجگان پیش از شکل گیری سلسله نقشبندیه و بهاء الدین محمد نقشبند (م. 791 ق.) است و تاکنون منتشر نشده است. در این مقاله ضمن معرفی کتاب، وجوه اهمیت آن نشان داده می شود. از این کتاب دو تحریر باز مانده است. تحریر اول آن، تحریر کوتاه هفده بابی و تحریر بلند بیست و سه بابی تحریر دوم آن است. مهم ترین اطلاعاتی که در کتاب مسلک العارفین وجود دارد درباره سلسله های خواجگان و شاخه های آن است. در این اثر درباره اختلاف جانشینان غجدوانی بر سر ادای ذکر خفی و جلی اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهد چگونه سلسله خواجگان به دو گروه تقسیم شدند. همچنین برخی اصطلاحات نقشبندیه که جزو اصول هشتگانه جای دارند (مانند «خلوت در انجمن» و «سفر در وطن») در این کتاب آمده است. فصلی با عنوان خرقه نیز در این کتاب موجود است که اطلاعات منحصربه فردی درباره انواع رنگ خرقه و تناسب آن با احوال صوفی به ما می دهد. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است که با پژوهشی تاریخی همراه شده است.
مکتوبات فارسی مولانا خالد نقشبندی و نقش آن در گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از مرزهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۶
123 - 147
حوزههای تخصصی:
پژوهش های مختلف در مورد عرفان و تصوف معمولاً کارکردهای طریقتی وآیینی این نهادها را بررسی کرده اند، اما نهادهای صوفیانه و خانقاهی علاوه بر نقش دینی، دارای کارکردهای مختلف اجتماعی و سیاسی و ادبی نیز بوده اند. این مقاله در پی آن است با بررسی رویکردهای ادبی طریقت نقشبندیه، یکی دیگر از کارکردهای مهم و غیرآیینی آن را در کانون توجه قرار دهد به همین دلیل در این مقاله به بررسی مکتوبات فارسی مولانا خالد نقشبندی (۱۲۴۲-۱۱۹۳ ه .ش) و تأثیر آن در گسترش زبان و ادبیات فارسی در خارج از مرزهای ایران پرداخته ایم. این پژوهش به شیوه ای توصیفی- تحلیلی ابتدا دلایل و زمینه های بهره گیری مولانا خالد از زبان فارسی در نگارش نامه ها و مکتوبات را تبیین کرده و سپس به بررسی دامنه انتشار این نامه ها در مناطق مختلف جهان اسلام پرداخته است. علاوه بر این، پایگاه اجتماعی مخاطبان نامه های مولانا خالد و نقش آن ها در بازنشر این مکتوبات در خارج از مرزهای ایران مورد توجه و بررسی قرارگرفته است.
مفهوم «ولایت» در آثار فخرالدین عراقی و عبدالغنی نابلسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۶
229 - 254
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مفهوم «ولایت» در آثار فخرالدین عراقی و عبدالغنی النابلسی به عنوان یکی از عناصر و مؤلفه های مهم و مطرحِ عرفان و تصوف اسلامی می پردازد و هدف از تطبیق آرای آنان، بیان میزان شباهت ها و تفاوت های آن ه است. نتیجه این بررسی تطبیقی مفهوم ولایت در آثار عراقی و نابلسی که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، بیانگر این شباهت اصلی است که در اندیشه عراقی و نابلسی، «ولیّ» به دو معنای «انسان کامل» حقیقی و «پیر و شیخی» است که به مرتبه فنا، مقام عاشقی و شهود دست یافته است. از این نظر، می توان گفت که ولایت در اندیشه نابلسی و عراقی بیشتر بر مدار اندیشه های محیی الدین ابن عربی می گردد و این اشتراک فکری آنان می تواند حاصل شرح آثار ابن عربی به ویژه فصوص الحکم او به وسیله آنان باشد. مهم ترین تفاوت های دو نامبرده و سلسله طریقتی آنان در مفهوم مورد بحث این است که ولایت در آثار عراقی و سهروردیه، «گزینشی و وهبی» از سوی حق تعالی است، اما در نابلسی و نقشبندیه، جنبه «اکتسابی» دارد. از این نظر، عراقی و سهروردیه معتقدند که برای ولایت باید عنایت الهی شامل حال فرد شود و نیز ولایت از منشور خاتم الأنبیاء و انسان کامل خواهد بود، اما در اندیشه نابلسی و نقشبندیه، اولاً هر کسی می تواند به مقام ولایت دست یابد و ثانیاً ولایت خاصه، حاصل تجلی بی واسطه ولایت حق پس از تحقق فنای بنده است.
قیام شیخ عبیدالله نهری و سرگذشت یکی از صوفیان نقشبندی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در صدو پنجاه سال گذشته در مناطق مختلف کردستان قیام هایی بر ضد حکومتهای قاجار و عثمانی شکل گرفته است که قیام شیخ عبیدالله نهری از صو فیان بزرگ پیرو طریقت نقشبندی یکی از آن قیام هاست که به واسطه وجهه ی دینی آن در میان توده های مختلف مردم کُرد بازتاب زیادی داشت. این جنبش که در ابتدا قرار بود علیه ی دولت عثمانی شکل گیرد، با چرخشی، به داخل مرزهای ایران تغییر مسیر داد و مشکلات جدی را برای حکومت های ایران و عثمانی بوجود آورد. این جنبش مدتی از آغاز آن نگذشته بود که شکست خورد و رهبر آن دستگیر و به حجاز تبعید شد.یکی از مسائلی که درباره ی این جنبش مطرح است و تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است بازداشت و دستگیری فعالان و مروّجان طریقت نقشبندی در ایران به جرم همکاری با شیخ عبیدالله بوده است که در خارج از مناطق جغرافیایی مناطق کردنشین به تبلیغ طریقت نقشبندیه می پرداختند. این نوشتار به بیان شرح حال یکی از صوفیان نقشبندی به نام شیخ محمود سنندجی (عارف)می پردازد که همزمان با قیام شیخ عبیدالله در شهر تالش در استان گیلان دستگیر و در تهران زندانی می شود ود رنهایت در زندان دارفانی را داع می گوید.این نوشتار اولین گزارش ازاین واقعه است.
ظهور یک طریقت: بهاءالدین نقشبند و سنت خواجگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
156 - 178
حوزههای تخصصی:
ظهور طریقت ها، مرحله جدیدی را در تاریخ تصوف رقم زد و تغییراتی قابل توجه را در حوزه عمل و نظر در پی داشت. بررسی پیشینه تاریخی پیدایش طریقت نقشبندیه، نمونه ای آشکار را از کم و کیف این تغییرات نمایان می سازد. اینکه چگونه بهاءالدین نقشبند به عنوان عضوی از سنت صوفیانه خواجگان، زمینه ساز پیدایی طریقتی جدید بر بستر این جریان صوفیانه شد، مساله پژوهش حاضر را به خود اختصاص داده است. بنا بر یافته های این پژوهش، بهاءالدین نقشبند با شناختی که از سنت منزوی خواجگان، شکاف های داخلی آن و نیز وضعیت متغیر سیاسی ماوراءالنهر قرن هشتم داشت، تلاشی را برای ارتباط فعال این جریان با بدنه جامعه صورت داد. نتیجه اقدامات نظری و عملی او شکل گیری طریقتی جدید با ویژگی های متفاوت از سنت خواجگان بود که ضمن حضور فعالانه در جامعه، خاصه در حوزه های سیاسی و اقتصادی، بعدها توسط اخلاف معنوی اشعنوان نقشبندیه گرفت و همچنان به عنوان طریقتی جهانی و عملگرا به حیات خود ادامه می دهد.
تصحیح و تحقیقِ سبک شناسی رساله عرفانی «وصال احمدی» یا «اواخر حیات مجدّدِ ألْفِ ثانی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
83 - 116
حوزههای تخصصی:
رساله «وصال احمدی» یا «اواخر حیات مجدّدِ ألْفِ ثانی» درحقیقت تکمله تذکره ای موسوم به «زبده المقامات» یا «برکات احمدیه باقیه» است که در بابِ زندگی، آثار، احوال و ملفوظات شیخ احمد سرهندی، ملقّب به امام ربّانی و مجدّد ألْفِ ثانی و برخی از خلفا و فرزندان او نگاشته شده است. نویسنده این رساله بدرُالدّین سِرهندی، صوفی و سیره نویس مشهور طریقت نقشبندیه در قرن یازدهم هجری است. بدرُالدّین، این رساله کوتاه و مختصر را در تکمیل و اتمامِ کتاب «زبده المقامات» اثر خواجه محمّدهاشم کِشْمی تحریر کرد که به ناچار از به پایان رساندنِ این کتاب و نَقلِ وقایع و حوادث روزهای پایانی حیاتِ شیخ احمد، بازمانده بود. رساله «وصال احمدی» حاوی اطّلاعاتی موثّق، بی بدیل و گران مایه از آخرین روزهای حیات شیخ احمد سرهندی است که دست اوّل و بی واسطه نقل می شود و برای شناختِ دقیق تر احوال و عقاید او ضروری است. این رساله علی رغم شهرتش نزد مجدّدیان و اهمیّتش در تحقیقات، کم یاب و مکتوم و مغفول مانده است. در این پژوهش تلاش شده تا علاوه بر تصحیح نسخه و افزودن تعلیقات و توضیحات سبک شناسانه، به معرّفی، تحلیل و تبیین جایگاه آن و مؤلّفش در طریقت نقشبندیه مجددیّه پرداخته شود. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
مناسبات طریقت های نقشبندیه و قادریه در کردستان پس از مولانا خالد شهرزوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰ (پیاپی ۱۵۰)
89 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش های صورت گرفته درباره تصوف در کردستان، عمدتاً تاریخ طریقت های صوفیانه را به صورت جداگانه و به دور از فضای ارتباطی آنها بررسی کرده اند؛ درحالی که به دلیل تأثیرگذاری مراودات این طریقت ها در تاریخ اجتماعی کردستان، مطالعه پیوندهای گوناگون مشایخ و پیروان آنها نیز امری ضروری است. در پژوهش پیش رو به این پرسش پاسخ داده شده است که پس از دوره مولانا خالد شهرزوری (1193-1242ق) طریقت های نقشبندیه و قادریه در مناطق کردنشین چه مناسباتی داشته اند؟ نتایج پژوهش -که به صورت مطالعات کتابخانه ای انجام شده است- نشان می دهد که پس از تنش ها و تقابلات اولیه، مناسبات این دو طریقت به سمت همکاری و همراهی پیش رفت؛ به گونه ای که پس از مدتی، مشایخ نقشبندی با ملاحظه حضور و نفوذ قادری ها در جامعه کردستان و به منظور مدیریت اوضاع پیروانشان، در برخی آداب طریقت تغییراتی ایجاد و بعضاً آنها را به روش قادریه نزدیک تر کردند. علاوه بر آن، در میان مشایخ دو طریقت مناسباتی چند، مانند مراودات طریقتی، پیوندهای دوستی و ارتباطات خاندانی شکل گرفت. آنان همچنین در آیین های طریقتی یکدیگر شرکت می کردند و در برخی زمینه های علمی و فرهنگی نیز با یکدیگر در پیوند بودند. تعامل آنان تا جایی پیش رفت که مشایخ نقشبندی، متأثر از میراث پیشینی خود و با در نظر داشتن اوضاع جامعه کردی، رهبری برخی از مریدان قادری را نیز برعهده گرفتند و به این ترتیب، فصل جدیدی از طریقت ورزی در کردستان را آغاز کردند.
دیدگاه های وحدت وجودی یا وحدت شهودی خواجه محمد پارسا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
1 - 18
حوزههای تخصصی:
خواجه محمد پارسا از مشایخ مهم و تأثیرگذار نقشبندیه و از شارحان افکار و آثار ابن عربی به-شمارمی رود؛ شیخ پرکاری که در کنار پرورش مریدان، صاحب آثاری در زمینه های مختلف ازجمله عرفان و تصوف است. دوره وی مقارن با گسترش تعالیم ابن عربی و به ویژه آموزه وحدت وجود در میان مشایخ و بزرگان سلاسل صوفیه بود. مسأله اصلی این مقاله آن است که با توجه به مطلب فوق، آیا خواجه محمد پارسا وحدت وجودی است و یا وحدت شهودی؟ چگونه با مطالعه آثار وی، می توان این دو دیدگاه را قابل جمع دانست و یا یکی را بر دیگری برتری دانست؟ یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی در آثار چاپ شده پارسا انجام شده است، نشان می دهد که او خود به اصطلاح وحدت وجود و وحدت شهود اشاره ای ندارد. توحید شهودی یا وحدت شهود را به عنوان نتیجه سلوک عملی و در مقام فنا و بقا می پذیرد. وحدت وجود را با استناد به گزاره ها و شرح اصطلاحات و تصریحات مستقیم در آثار خود، قبول دارد.او وحدت وجود را مرتبه بالاتر از وحدت شهود می داند. کلیدواژه ها: وحدت وجود؛ وحدت شهود، خواجه محمد پارسا، نقشبندیه.
بازخوانی دیدگاه فرق صوفیه اهل سنت پیرامون آموزه ولایت(با تمرکز بر نقشبندیه، قادریه، سهروردیه، شاذلیه)
منبع:
کلام و ادیان سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
145 - 191
حوزههای تخصصی:
ولایت از اهمّ آموزه های جریان تصوف و از جمله اساسی ترین نقاط اشتراک و پیوند «تصوف» با «تشیع» دانسته می شود. صوفیان از همان سده های نخستین، مبانی و اصول عملی خود را عمدتاً بر مفهوم «ولایت شیخ» استوار ساختند و همین رویکرد، آن ها را متمایل به مذهب تشیع و عقائد شیعه جلوه می داد و امروزه جمعی از محققین با استناد به وجودِ اصل ولایت در این دو جریان، بر این نظر اند که رابطه جریان تصوف و تشیع اینهمانی است و این دو مکتب ذاتاً تمایزی با یکدیگر ندارند. منتقدین صوفیه اما با تاکید بر اختلاف نظر این دو جریان در بیان چیستی، کارکرد و شمول ولایت، بر جداسازی تصوف از تشیع پای می فشردند. این نوشتار، با روش توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، به پژوهش در مکتوبات چهار مورد از شاخص ترین فرق صوفیه اهل سنت یعنی «نقشبندیه»، «قادریه»، «سهروردیه»، «شاذلیه» پرداخته تا نگاه آن ها به آموزه ولایت را بررسی نماید. از همین رو چیستی ولایت، جایگاه و اهمیت آن و همچنین اقسام و شئون ولی را در نگاه هرکدام از این جریانات مطالعه کرده و نهایتاً به این مهم دست یافته است که فرق صوفیه علی رغم اختلافات گونه گونی که در اندیشه ها و سلوک خود دارند، نگاه مشابهی به مقوله ولایت مرشد داشته و در تبیین معنای آن را بر همان مفهوم برساخته «فناء فی الله» تکیه داشته و عمدتاً اوصاف و شئون و کارکردهای یکسانی هم برای اولیاء در نظام آفرینش ذکر کرده اند و همین مسئله می تواند تمایز نگاه صوفیان با شیعیان در مسئله ولایت را نمایانگر باشد.
نقشبندیه خالدیه در گروس: دامنه فعالیت ها، مراکز و کارکرد مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
7 - 30
حوزههای تخصصی:
طریقت نقشبندیه یکی از مهم ترین جریان های تصوف در جهان اسلام است که در کردستان بیش از همه با نام مولانا خالد شهرزوری (1193‒1242) شناخته می شود. کوشش های او سبب شد شاخه خالدیه در سرزمین های عثمانی و به ویژه کردستانِ سده سیزدهم گسترش یابد و در پی آن، این طریقت به یکی از جریان های مؤثر مذهبی و اجتماعی در منطقه تبدیل شود. با توجه به جایگاه ویژه گروس و بافت مذهبی آن، بررسی بازتاب های نقشبندیه در این ناحیه می تواند تصویری روشن از کارکردهای اجتماعی و اعتقادی این طریقت به دست دهد. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، برخی داده های میدانی و روش توصیفی تحلیلی، به مطالعه نقش رهبران و پیروان برجسته نقشبندیه در ناحیه گروس می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان سادات نقشبندی امروله با تأسیس خانقاه مدرسه و جذب عالمان و طالبان علوم دینی، در حفظ و تحکیم باورهای اهل سنت در روستاهای سنی نشین منطقه نقشی محوری داشتند. همچنین برخی شخصیت های وابسته، از جمله سید محمد الیاسی مشهور به اشرف الحکما، با ترکیب فعالیت های پزشکی و پیوندهای طریقتی، نفوذ اجتماعی این جریان را گسترش دادند. در دوره های متأخر نیز تبلیغات و فعالیت های چهره هایی هم چون خلیفه عباس رضایی، استمرار همان کارکردها را نشان می دهد. به طور کلی، یافته های پژوهش آشکار می سازد که طریقت نقشبندیه در منطقه گروس، فراتر از یک طریقت عرفانی، کارکردی اجتماعی مذهبی ایفا کرده و در بازتولید هویت سنی و دفاع از باورهای اهل سنت در این ناحیه نقش تعیین کننده داشته است.
بررسی تحلیلی -تطبیقی دیدگاه وهابیت و نقشبندیه در تفسیر آیات دال بر سماع موتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
165 - 188
حوزههای تخصصی:
مفهوم «سماع موتی» یا شنیدن مردگان، یکی از موضوعات چالش برانگیز در کلام و تفسیر اسلامی است که به توانایی ارواح اموات برای شنیدن سخنان زندگان اشاره دارد. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دیدگاه وهابیت ونقشبندیه در تفسیر آیات قرآنی دال بر سماع موتی، به تحلیل رویکردهای این دو جریان در فهم آیات مورد بحث می پردازد. روش تحقیق تطبیقی است و از تحلیل متنی و مطالعه اسنادی متون تفسیری و کلامی وهابی و صوفی برخوردار می باشد. یافته ها نشان می دهد که نقشبندیه با تأکید بر حیات برزخی و تفسیر عرفانی آیات، مانند آیه ۸۰ سوره نمل و آیه ۲۲ سوره فاطر، امکان شنیدن مردگان را تأیید می کنند و این باور را با اعمالی نظیر توسل به اولیاء و زیارت قبور هم راستا می دانند. در مقابل، وهابیت با رویکردی ظاهری و با استناد به همان آیات، سماع موتی را به معنای عام رد کرده و آن را تنها در موارد محدود و منصوص می پذیرند. نتایج این پژوهش می تواند به فهم بهتر اختلافات الهیاتی میان این دو جریان و تقویت گفت وگوی بین مذهبی کمک کند.این پژوهش با پر کردن خلأ مطالعاتی در بررسی تطبیقی این دو جریان، زمینه جهت بررسی آرای نقشبندیه به عنوان یک اهل سنت درتقابل با وهابیت فراهم می کند.