مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
پنهان نگاری
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر، اکثر محافل خبری و تحلیل سیاسی جهان تقریباً به اتفاق این ادعا را مطرح کرده اند که «لئو اشتراوس» پدر فکری نومحافظه گرایی است. در حالی که، تنها منبع و مرجع ادعای مذکور، نوشته ها و مصاحبه های انتقادی خانم شادیا بی. دروری است. وی برای مدعای خویش به رویکردی تمسک میکند که روح آن برای نویسندگان و حامیان چنین ادعایی، به ویژه در کشور ایران مغفول مانده است. رویکرد فمنیستی و همجنس گرایانه شادیا دروری موجب شده تفسیری از اشتراوس ارائه شود که در واقع تحریف اندیشه مبتنی بر فضیلت و معنویت است. این مقاله به شیوه موردشناسی و با رویکرد انتقادی در صدد است با بررسی تصویر دروری از اشتراوس با تصویر واقعی وی به معناکاوی ضمنی خلط های رایج جریان شناسی در فلسفه سیاسی معاصر بپردازد.
نقد روش پنهان نگاری در کاربست آن برای فلسفه فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات تاریخ فلسفه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
هرگونه بررسی و پژوهش نیازمند روش است. این ایده اگرچه، ایده ای جدید است، اما گویی در گذشته نیز کاربرد داشته است. پژوهشگران معاصر در بررسی و فهم فلسفه اسلامی کلاسیک تلاش کرده اند روش فلاسفه مسلمان در تألیف آثارشان را نیز به بحث بگذارند. در این مقاله تلاش شده است تا یکی از آرای لئو اشتراوس در باب روش فارابی در نگارش آثارش به نقد کشیده شود. اشتراوس در پی بررسی های خود در باب فلسفه سیاسی اسلامی به این نتیجه رسیده بود که فیلسوفان مسلمان، و به طور خاص فارابی، به چند دلیل ، نوشته های خود را به صورت رمزی و محفلی تألیف کرده اند، روشی که از افلاطون به ارث برده اند و پس از فارابی به ابن میمون نیز سرایت کرده است و بدون دریافت و فهم این روش، نمی توان فهم درستی از فلسفة کلاسیک داشت. این درحالی است که این ادعا هم به لحاظ منطق درونی و هم با توجه به شرایط تاریخی عصر فارابی و قصد وی از تألیف اثر، ادعایی مخدوش است
کاربرد داستان تمثیلی در تعلیم آموزه های سیاسی با تأکید بر متون کهن ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۷
175-200
حوزههای تخصصی:
داستان تمثیلی از گذشته های دور به عنوان ابزاری در جهت آموزش فن کشورداری و سیاست مداری به پادشاهان مورد استفاده قرار گرفته است. می توان گفت بخش مهمی از ادبیات تعلیمی ایران و جهان به دلیل تأثیرگذاری و جذابیت بیشتر، در قالب تمثیل بیان شده است. داستان تمثیلی و به ویژه افسانه حیوانات (فابل) از جمله قالب های ادبی است که به دلیل دولایگی معنایی، فضای جالبی را برای ارایه مضامین سیاسی اجتماعی فراهم آورده است. در سراسر جهان، منتقدان اجتماعی در پس صورتک داستان سرایی و ایجاد سرگرمی، شدیدترین و عمیق ترین انتقادات و نارضایتی های خود از وضع سیاست و فرهنگ را در معرض دریافت عمومی قرار داده اند. در این حالت، نویسنده مطالبی را که نمی توان به طور مستقیم در تأدیب و تعلیم صاحبان قدرت سیاسی بر زبان آورد، در پوششی مفرح و سرگرم کننده از داستان و طنز پنهان می کند؛ به طوری که محافظه کاری و پنهان نگاری از پدیده های رایج در نوشته های سیاسی بازمانده از عصر قدیم است. این مقاله در صدد بررسی آموزه های سیاسی در داستان های تمثیلی کهن است و نشان می دهد که چگونه در طول تاریخ از قالب داستان در عرصه آموزش سیاسی استفاده شده و این آموزش ها شامل چه مسایل و مواردی است. به عبارت دیگر در این پژوهش، ضمن ارایه شواهدی از منابع موجود نشان می دهیم که داستان تمثیلی ابزاری در جهت ارتقای دانش سیاسی دولتمردان در اعصار کهن بوده است و برخلاف آنچه در بادی امر به نظر می رسد، این داستان ها با هدفی فراتر از سرگرمی و لذت بردن صرف پادشاهان نگاشته شده اند. مروری بر تاریخچه استفاده از تمثیل در آموزش سیاسی، تعالیم سیاسی رایج در داستان های تمثیلی کهن و دلایل استفاده از تمثیل برای آموزش مضامین سیاسی از جمله موضوعات مورد بررسی در این مقاله است.
بررسی روشمندی ظهور فلسفه سیاسی در آثار اولیه سینمای ایران در دوران پهلوی اول (1306-1320)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سینما به سبب ماهیت جمعی و ارتباطش با صنعت، ثروت، مخاطب و قدرت، مهم ترین هنر قرن جدید به شمار میرود که می تواند ماهیت فلسفه سیاسی زمانه را در خودش منعکس سازد، نسبت به آن واکنش نشان دهد و با مشاهده تز و آنتی تزهای تولید شده میان فلسفه سیاسی ترویجی قدرت و واکنش سینما، سناریوهای احتمالی و پیش روی جامعه و قدرت را پیش بینی نمود. قدرت برای ترویج و حتی مقابله نیازمند فلسفه سیاسی است. فلسفه سیاسی، خط کش حدود قدرت است. در واقع قدرت برای تعریف خودش از فلسفه سیاسی بهره میبرد. مقاومت نیز برای تحدید و حتی تغییر و براندازی قدرت از فلسفه سیاسی خودش بهره می برد. سینما نیز که با تحریک قوه خیال، احساسات را به سالن تاریک سینما می کشاند و واکنشهای عاطفی و عقلانی را بر می انگیزاند و خودآگاه و ناخودآگاه واکنش موافق و یا مخالف قدرت را در فیلم بروز و ظهور میدهد. در این پژوهش تلاش شده است تا روشمندی احصا فلسفه سیاسی در مضمون آثار دهه اول سینمای ایران به بحث گذاشته شود.
سید جمال الدین اسدآبادی: احیاگر دین یا مصلح اجتماعی تحلیلی در باره سویه نامتعارف اندیشه «سید جمال»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
179 - 209
حوزههای تخصصی:
تصویر متعارفی که از سیدجمال الدین اسدآبادی ارائه شده است، او را در کسوت شخصی معرفی می کند که پیش و بیش از هر چیز دغدغه اسلام و احیای دین در برابر اندیشه و تمدن مدرن را دارد. استعمارستیزی انعطاف ناپذیر او هم در همین چارچوب قرار می گیرد. اما به نظر می رسد، تأمل و دقت در اسناد و آثار برجای مانده از اسدآبادی ما را با سویه کمتر شناخته شده ای از او آشنا سازد. هدف این پژوهش بررسی و واکاوی همین سویه در اندیشه و آثار اسدآبادی است. بر این اساس پرسش اصلی ما این است که: هدف و دغدغه محوری اسدآبادی احیای دین و اسلام سیاسی در برابر اندیشه و تمدن مدرن بوده یا پیشرفت و ترقّی و خروج از وضعیت عقب ماندگی جوامع اسلامی؟ فرضیه ما از این قرار است که: وجود دلالت ها و شواهدی مهم و غیرقابل انکار در آثار و اسناد مربوط به اسدآبادی نشانگر آن است که او اسلام گرایی را به عنوان وسیله ای برای بهبود وضعیت اسفناک جوامع اسلامی و جبران عقب افتادگی های آنان، در مقایسه با غرب، به کار گرفته است. رویکرد این پژوهش متن محور و مبتنی بر منابع و اسناد کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی است. همچنین با توجه به ماهیت فعالیت های نظری و عملی اسدآبادی، از نظریه «پنهان نگاری» اشتراوس در تفسیر متن، بهره برده ایم.
(افلاطون فارابی)Farabi's Plato : بررسی و نقد خوانش اشتراوس از رسالۀ فلسفۀ افلاطون نوشته ابونصر فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۸)
253-279
فارابی در رساله فلسفة افلاطون سعادت انسان را در گرو علمی معین و سیرهای معین میداند. او این علم را فلسفه یا علم به جوهر تکتک همه موجودات و آن سیره را سیاست یا پادشاهی معرفی میکند و در طی رساله به امکان و راههای دستیابی به این علم و سیره میپردازد. اشتراوس از یک سو مسئله اصلی این رساله را نسبت فلسفه با سیاست میداند و از سوی دیگر بهدلیل قول به پنهاننگاری فارابی، وحدت فلسفه و سیاست را که در رساله به آن تصریح شده ظاهری و صرفا پوششی برای پنهان نمودن باور اصلی یعنی تمایز حقیقی فلسفه و سیاست میداند. او در تفسیر خود تنها نسبت فلسفه با سیاست را اتخاذ روشهایی توسط فیلسوف برای درامان ماندن از خطراتی میداند که از جانب اجتماع او را تهدید میکند. دو گونه اشکال به خوانش اشتراوس از رساله فارابی عبارتند از: اول اشکالات مبناییِ مسلم انگاشتن پنهاننگاری فارابی و اساس قرار دادن آن برای تفسیرِ متن و دوم طرح برخی بدخوانیها از عبارات فارابی که از پیشفرض گرفتن تعارض فلسفه و دین و همچنین پنهاننگار بودن فارابی نشأت میگیرد. نتیجه اینکه در تفسیر اشتراوس دشواریهای ذاتی فلسفه منحل شده و به دشواریهای زندگی در اجتماع سیاسی تقلیل یافتهاند.