مطالب مرتبط با کلیدواژه

دانش


۳۸۱.

چرا شایستگان، شایسته عمل نمی کنند؟ دلایل عدم استفادۀ آگاهانه از توان بایسته توسط کارکنان شایسته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندی دانش شایستگی شایسته سالاری مهارت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: به رغم تلاش سازمان ها برای به کارگیری کارکنان شایسته، گاهی کارکنان به طور آگاهانه از به کارگیری شایستگی ها در جهت تحقق اهداف شغلی و سازمانی سر باز می زنند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر شناسایی علل به کار نگرفتن شایستگی ها به طور آگاهانه توسط کارکنان است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به صورت کیفی اجرا شد. جامعه پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی قم بودند. نمونه ای شامل شانزده نفر به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها روش تحلیل مضمون و کدگذاری استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج، در مجموع 31 علت شناسایی شد که در دو مضمون اصلی و شش مضمون فرعی دسته بندی شد. مضمون اصلی علل سازمانی شامل شش مضمون فرعی علل مربوط به فرهنگ سازمانی، علل مربوط به سیستم ارزیابی عملکرد، علل مربوط به جبران خدمات، علل مدیریتی، علل مربوط به شغل، و ضعف توسعه منابع انسانی است. مضمون اصلی علل فردی شامل دو مضمون فرعی علل زمینه ای و علل رفتاری/ روان شناختی است. هر یک از مضامین فرعی از تعدادی مفهوم تشکیل شده بود. نتیجه : پژوهش حاضر تلاش کرده است که نشان دهد صرف وجود شایستگی ها در سازمان و در میان کارکنان کفایت نمی کند و به کارگیری این شایستگی ها برای بهبود عملکرد فردی و سازمانی اهمیت دارد. بنابراین سازمان ها باید با شناسایی علل به کار نگرفتن این شایستگی ها توسط کارکنان به مدیریت و رفع این علل کمک کنند.
۳۸۲.

مدل پیشنهادی بدنه دانش تحول دیجیتال برای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدنه دانش بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تحول دیجیتال دانش مدل بدنه دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: بدنه دانش توصیف رسمی از حوزه هایی است که مجموعه کاملی از نظریه ها، روش ها، مفاهیم به شیوه ای ساختاریافته و فناوری ها را شامل می شود. با توجه به اهمیت تحول دیجیتال در بانک مرکزی، این مقاله با هدف طراحی مدل پیشنهادی بدنه دانش تحول دیجیتال برای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تدوین شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر نوع تقسیم بندی پژوهش های علمی در رده پژوهش های کاربردی – توسعه ای قرار دارد. برای غربالگری و حصول اطمینان از اهمیت شاخص های شناسایی شده و انتخاب شاخص های نهایی از دیدگاه خبرگان از روش دلفی استفاده شده است. روش انتخاب نمونه، هدفمند و در دسترس بوده است. مولفه ها و شاخص های منتخب با به کارگیری نرم افزار مکس کیودا نسخه 20 کدگذاری شد. در مرحله دوم پژوهش یعنی مرحله کمی، پرسشنامه در بین 159 نفر از مدیران و کارشناسان بانک مرکزی توزیع شد. پس از توزیع و جمع آوری داده های حاصل از پرسشنامه، از تحلیل عاملی تاییدی به کمک نرم افزار Smart PLSبرای برآورد پارامترها و کلیه محاسبات استفاده شد. پس از انجام روایی محتوای شاخص های طراحی شده، روایی سازه بررسی شد. برای تعیین روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد که به عنوان زیرشاخه ای از مدل سازی معادلات ساختاری است. برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: با مشخص شدن حوزه های دانشی و نتایج کدگذاری 14 مولفه و 51 شاخص در حوزه تحول دیجیتال نشان داد شاخص هوشمندسازی فرایندهای جمع آوری، تحلیل داده ها و شاخص های عملکردی با میانگین 4.93 به عنوان مهم ترین شاخص در بانک مرکزی شناسایی شد. نتایج ناشی از بخش کمّی پژوهش، نشان دهنده صحت و تائید روابط طراحی شده است. در مجموع، حوزه های " نظام فناوری های نوین" و "نظام عملیات پولی و اعتباری" به عنوان کلیدی ترین عوامل در پیشبرد تحول دیجیتال بانک مرکزی شناسایی شدند. در مقابل، حوزه هایی مانند " نظام تولید کاغذ اسناد بهادار" و " نظام های پرداخت" با تأثیر کمتر، نیازمند توجه ویژه و سرمایه گذاری بیشتری برای ارتقای نقش خود در این مدل هستند. ضریب مسیر به عنوان معیاری از شدت تأثیر، نشان می دهد که "تحول حوزه نظام فناوری های نوین بانک مرکزی" با ضریب 0.159 بالاترین تأثیر را بر مدل تحول دیجیتال دارد. این نشان دهنده نقش کلیدی این حوزه در توسعه تحول دیجیتال است. انحراف استاندارد برای تمامی روابط پایین و در بازه 0.003 تا 0.015 است که نشان دهنده دقت بالا در اندازه گیری ها و پایداری نتایج شده است. نتیجه گیری: مدل مفهومی پژوهش حاصل از بدنه دانش تحول دیجیتال در بانک مرکزی با تفسیر و ترکیب یافته ها طراحی شد. نتایج نشان می دهد که تمامی روابط بین حوزه ها و مدل تحول دیجیتال معنادار هستند. انحراف استاندارد برای تمامی روابط پایین و در بازه 0.003 تا 0.015 است که نشان دهنده دقت بالا در اندازه گیری ها و پایداری نتایج است. این موضوع به اطمینان از نتایج ارائه شده کمک می کند. آماره تی نیز در تمام روابط بالاتر از 5.0 است، که حاکی از معناداری قوی روابط است. در مجموع، حوزه های "تحول نظام فناوری های نوین" و "تحول نظام عملیات پولی و اعتباری" به عنوان کلیدی ترین عوامل در پیشبرد تحول دیجیتال بانک مرکزی شناسایی می شوند. اصالت/ارزش: با تغییرات سریع فناوری های جدید، نقش بانک مرکزی در جایگزینی روش های سنتی ارائه خدمات با روش های جدید بسیار مهم است.
۳۸۳.

مدیریت تجربه کارکنان: شناسایی مؤلفه ها، چالش ها و راه کارهای اصلاحی (نمونه پژوهی: یکی از مؤسسه های آموزشی تحقیقاتی)

کلیدواژه‌ها: تجربه کارکنان رضایت شغلی مدیریت منابع انسانی فرهنگ سازمانی مؤلفه های کاری دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: تجربه کارکنان در رشد سازمانی نقش مهمی ایفا می کند. این پژوهش به بررسی تجربه کارکنان در یکی از مؤسسه های آموزشی و تحقیقاتی پرداخت، عوامل مؤثر را شناسایی کرد و با بیان چالش ها، راه کارهای اصلاحی را ارائه داد. روش: این مطالعه از روش آمیخته استفاده کرده است که شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته (کیفی) و تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پرسش نامه ها (کمّی) می شود. این پژوهش از نظر هدف توصیفی، از منظر استفاده کاربردی، از نظر رویکرد استقرایی و از منظر زمانی مقطعی است. یافته ها: نتایج نشان داد که چهار مؤلفه مدیریتی، فرهنگی، دانشی و کاری، در تجربه کارکنان نقش اساسی دارد. مدیریت مؤثر، فرهنگ سازمانی مثبت، فرصت های توسعه فردی و شرایط مناسب کاری، سفر کارمند را بهبود می بخشند و باعث افزایش بهره وری و رفاه کارکنان می شوند. نتیجه گیری: این تحقیق با ارائه چارچوبی چندُبعدی برای ارزیابی تجربه کارکنان در محیط های آموزشی و پژوهشی، چالش های خاص این حوزه را بررسی کرد و راه کارهای متناسبی را پیشنهاد داد. تمرکز بر بهبود رضایت و انگیزه کارکنان، پژوهش را به منبعی ارزشمند برای مطالعات آینده و راهبردهای اجرایی تبدیل می کند. ایجاد محیطی دوستانه و حمایتگر که استرس را کاهش دهد و همکاری را تقویت کند، ارتباطات میان مدیران و کارکنان را بهبود می بخشد. ارتقای تعاملات مثبت، مشارکت مدیران و فرصت های رشد حرفه ای، تجربه کارکنان را تقویت می کند و اثربخشی سازمان را افزایش می دهد.
۳۸۴.

فرانظریه پردازی کالایی سازی آموزش عالی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افول کالایی سازی تکینه سازی دانش فرانظریه پردازی کالایی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۷
اهداف: نهاد آموزش، نقشی حیاتی در شکل دهی به اذهان و مهارت های نیروی انسانی ایفا می کند. در سال های اخیر، رویکرد سرمایه دارانه به آموزش و تجاری سازی دانشگاه ها تغییرات عمده ای در ساختار و عملکرد نظام های آموزشی ایجاد کرده است. این تغییرات که در قالب کالایی سازی دانش نمود یافته اند، دانش را از یک دستاورد انسانی به یک کالای مصرفی تبدیل کرده اند. مقاله حاضر که با هدف ارائه تحلیلی فراگیر از نظریه های مرتبط با کالایی سازی آموزش تدوین شده، به بررسی پدیده کالایی سازی دانش در بستر نظام های اقتصادی و فرهنگی می پردازد و تعامل پیچیده میان اقتصاد لیبرالی و نظام آموزشی را تحلیل می کند. روش مطالعه: این مقاله از رویکردی بازاندیشانه و فرانظری بهره می گیرد. این رویکرد نه تنها امکان ارزیابی انتقادی و تطبیقی نظریه های موجود را فراهم می کند، بلکه چشم اندازی نوین برای فهم بهتر پیامدهای کالایی سازی بر نهاد آموزش و تأثیرات آن بر تحولات ساختاری و فرهنگی ارائه می دهد. برای این منظور محقق با مطالعه و بررسی 4 نظریه و تحلیل یافته های 26 مقاله، به کاوش در جریان کالایی سازی دانش پرداخته است. یافته ها: کالایی سازی دانش، با اشاعه عرضه و تقاضا، تعامل صنعت و آموزش و تعریف دانش در چارچوب منطق بازار، تقویت شده است. پیامدهای آن شامل عدم تعادل در عرضه و تقاضای آموزشی، تضادهای اجتماعی ناشی از مدرک گرایی و تغییر ارزش های فرهنگی است. این شکل از دانش زدایی و بازکالایی دانش می تواند به تغییرات فرهنگی، قانونی و تکنولوژیکی منجر شود و ساختارهای اجتماعی را بازتعریف کند. نتیجه گیری: کالایی سازی دانش، فرآیندی پیچیده و پویا است که پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد و تعاملات اجتماعی، نظام آموزشی و بازار کار را تحت تأثیر قرار دهد. مضامین فراگیر و سازمان دهنده مؤلفه های آن، در این مطالعه می تواند به عنوان الگویی مناسب برای سیاست گذاری و تدوین برنامه، چگونگی مواجهه با پیامدهای کالایی سازی و کاربست آن در مراکز دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
۳۸۵.

ارزیابی دانش، بینش و عملکرد کتابداران پزشکی و غیرپزشکی نسبت به بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کووید-19 کتابداران پزشکی ویروس کرونا دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد (KAP) کتابداران پزشکی و غیرپزشکی ایران نسبت به بیماری کووید-19 انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر یک مطالعه پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه آنلاین در بازه زمانی اول مهر تا اول آبان ماه 1399 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کتابداران غیر پزشکی ایران با 523 نفر و کتابداران پزشکی با 250 نفر می باشد. پرسشنامه مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد دانش، بینش و عملکرد و شامل سوالات دموگرافیک، دانش، بینش و عملکرد بود. روایی (KMO>0/7) و پایایی (Cronbach's alpha>0/7) پرسشنامه تایید شد. یافته ها: میانگین نمرات دانش کووید-19 کتابداران غیر پزشکی و پزشکی به ترتیب 28/13 و 4/15 است. این نتیجه نشان می دهد که کتابداران پزشکی شاغل در کتابخانه های پزشکی، دانش خوبی نسبت به بیماری کووید-19 دارند. میانگین نمرات نگرش نسبت به کووید-19 کتابداران غیر پزشکی و پزشکی به ترتیب برابر با 10.52 و 11.72 است که نشان می دهد 6/97 درصد کتابداران پزشکی نگرش مثبتی نسبت به کووید-19 دارند. میانگین نمرات عملکرد در برابر کووید-19 کتابداران غیر پزشکی و پزشکی 19.33 و 21.66 است. این نتیجه گویای آن است که 5/68 درصد از کتابداران پزشکی در جلوگیری از کووید-19 و اقدامات پیشگیرانه عملکرد مثبتی دارند. نتیجه گیری: بین مدرک تحصیلی پاسخ دهندگان و KAP آنها نسبت به کووید-19 رابطه معنی داری وجود دارد. کتابداران غیر پزشکی باید سطح دانش و آگاهی خود را به عنوان مشاوران اطلاعات در جامعه افزایش دهند.
۳۸۶.

فراتحلیل عوامل سازمانی مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فراتحلیل دانش مدیریت دانش تسهیم دانش عوامل سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
هدف:پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل عوامل سازمانی مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی انجام شده است. روش شناسی:مکانیسم اجرای پژوهش حاضر فراتحلیل کمّی است، تا از این طریق بتوان به یک جمع بندی کلی در این حیطه دست یافت. بدین منظور از نرم افزار CMA2 استفاده شده است. هدف این روش، انسجام بخشی، مرور نظام مند و یکپارچه مطالعات صورت گرفته در یک حوزه معین پژوهشی است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دهنده این است که عوامل سازمانی با 000/0P-value= تأثیر معناداری بر تسهیم دانش سازمانی داشته و توانسته 504/0 درصد از تغییرات تسهیم دانش را تبیین کند. با توجه به نتایج آزمون ناهمگونی (166/1237Q=) و 000/0 P-value= می توان گفت که بین مطالعات صورت گرفته ناهمگنی وجود دارد و به این منظور از اندازه اثر تصادفی استفاده شده است. نمودار قیفی نیز نشان گر خطای استاندارد پایین و سوگیری نسبتاً کم می باشد و در حقیقت بیانگر توزیع نرمال و تصادفی است و خطای مشاهده شده ناشی از انواع اریب احتمالی می باشد. نتیجه گیری:با توجه به یافته های پژوهش از بین عوامل سازمانی مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی، سرمایه ساختاری با (636/0)، سرمایه رابطه ای (637/0)، اعتماد شناختی (646/0)، اعتماد عاطفی (609/0)، رهبری تحول آفرین (643/0)، پیوند متقابل اجتماعی (713/0) و زبان مشترک (690/0) بیشترین اندازه اثر و رابطه معنادار را با تسهیم دانش سازمانی داشته اند.  
۳۸۷.

شناسایی مولفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش مدیریت دانش پیاده سازی مدیریت دانش هوش مصنوعی کاربرد هوش مصنوعی مؤلفه های هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: مدیریت دانش به مجموعه ای از فرایندها گفته می شود که داده ها و اطلاعات سازمان را به دانشی ارزشمند تبدیل می نمایند. برای پیاده-سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها عوامل متعددی موثر هستند که هوش مصنوعی یکی از این عوامل می باشد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش صورت گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات جزو تحقیقات کتابخانه ای است که از تکنیک های میدانی نیز استفاده شده است. این پژوهش از نظر روش، جزو پژوهش های توصیفی – ترکیبی است که از طریق پیمایش دلفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 40 نفر اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران و دانشجویان مقطع دکتری است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (میانگین و درصد) و همچنین به منظور تحلیل داده های آماری از نرم افزار spss 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر نشان داد که مؤلفه های هوش مصنوعی شامل مؤلفه عملکرد هوش مصنوعی که شامل 6 گویه که مهم ترین گویه، گویه ی تشخیص الگو و بازنشانی الگو برای پاسخگویی به مسائل براساس دانش قبلی؛ مؤلفه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شامل 14 گویه که مهمترین گویه، گویه ها ی امکانات برقراری ارتباط و گفتگو برخط (آنلاین) و نرم افزاری نوشتاری؛ مؤلفه نگرش افراد سازمان شامل 6 گویه که مهمترین گویه، گویه ی نقش مهم عامل انگیزه در پیشرفت افراد در کار با رایانه؛ مؤلفه سنجش میزان مهارت افراد سازمان شامل 13 گویه که مهمترین گویه، آشنایی با نرم افزارهای آفیس؛ مؤلفه عوامل اقتصادی دارای 7 گویه که مترنی آن گویه ی هزینه تجهیز سازمان به سخت افزارها ، مؤلفه عوامل فرهنگی شامل 6 گویه که مهمترین گویه، اعتماد؛ مؤلفه فناوری اطلاعات شامل 7 گویه که مهمترین گویه ها ، امنیت و بهینه سازی و گویه خودکارسازی فرآیندها؛ مؤلفه محتوای دانشی شامل 2 گویه که مهمترین گویه های دانش های آشکار و نهان؛ مؤلفه زیرساخت سازمانیشامل 7 گویه که مهمترین گویه، پهنای باند متناسب با شبکه؛ مؤلفه دستورالعمل و بخشنامه ها دارای 2 گویه که مهمترین آن، گویه بخشنامه های مبنی بر هوشمندسازی سازمان؛ مؤلفه سیستم های یکپارچه که شامل 3 گویه و مهمترین گویه، گویه همکاری و تعامل علمی و آموزشی با سایر سازمان های هوشمند؛ مؤلفه فرآیندهای مدیریتی و مدیران ارشد شامل 6 گویه که مهمترین آنها، گویه های تنظیم اولویت های استراتژیک برای مدیریت دانش، ایجاد یک مخزن دانش، و مدیریت نوآوری؛ مؤلفه مزایا و کاربردهای هوش مصنوعی شامل 13 گویه که مهمترین گویه ها، گویه های تسهیل به اشتراک گذاری و بازیابی دانش، سهولت انتقال دانش؛ مؤلفه پردازش تصویر شامل 3 گویه که مهمترین ان نویسه خوان نوری؛ مؤلفه پردازش متن شامل 15 گویه که مهمترین انها، گویه های استخراج کلمات کلیدی و گروه بندی متون مشابه؛ مؤلفه پردازش گفتار شامل 3 گویه و مهمترین گویه گدیه ی مترجم های صوتی؛ و در نهایت مؤلفه اهداف به کارگیری هوش مصنوعی که شامل 13 گویه و مهمترین گویه ها گویه های انتقال مهارت ها و دانش کارکنان زبده و اندیشمند به سیستم های خبره و ارتقا توانایی ها و قابلیت های فردی و تربیت نیروی انسانی متفکر از نظر خبرگان (اعضای پنل دلفی) شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشانگر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش می تواند نقش موثری را داشته باشد و همچنین هوش مصنوعی باعث تسهیل امر اشتراک و انتقال دانش و همچنین تسریع فرایند بازیابی می شود. با تمرکز بر این مؤلفه های شناسایی شده هوش مصنوعی و به کارگیری و تمرکز بر آن ها می توان در پیشروی و پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها اقدام کرد.
۳۸۸.

بررسی تأثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طردشدگی در محل کار پنهان سازی دانش سکوت تدافعی اجتناب تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۲
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند.. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند.
۳۸۹.

رابطه مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و کارایی فرآیندها با میانجی گری رقابت پذیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش مدیریت دانش مدیریت ارزش مبتنی بر دانش کارایی فرآیندها رقابت پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: در دنیای رقابتی امروزی، مدیریت ارزش مبتنی بر دانش به‌ عنوان یک رویکرد راهبردی، نقش مهمی در بهبود کارایی فرآیندها و تقویت رقابت‌پذیری سازمان‌ها ایفا می‌کند. این رویکرد با استفاده بهینه از دانش موجود، علاوه بر بهبود عملکرد سازمانی، به ‌طور مؤثر زمینه‌ساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار می‌شود. در این پژوهش، تأثیر مدیریت ارزش مبتنی بر دانش بر کارایی فرآیندها مورد بررسی قرار گرفته و نقش میانجی رقابت‌پذیری به ‌عنوان عامل کلیدی در تقویت این رابطه تحلیل می‌شود. روش: در این پژوهش، از رویکرد اثبات‌گرایانه برای شناسایی روابط علّی و تأثیرات متغیرها در یک چارچوب علمی و قابل اندازه‌گیری استفاده شده است. نوع پژوهش به صورت کتابخانه‌ای طراحی شده و همچنین از تکنیک‌های میدانی برای جمع‌آوری داده‌ها بهره‌گیری شده است. داده‌ها با استفاده از روش‌های معادلات ساختاری و آزمون‌های آماری مانند: همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل شعب بانک گردشگری ایران بوده و نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه ۱۶۵ نفر تعیین گردیده است. ابزار جمع‌آوری داده شامل سه پرسشنامه محقق‌ساخته است: پرسشنامه مدیریت ارزش مبتنی بر دانش با ۵ مؤلفه و ۲۰ گویه؛ پرسشنامه کارایی فرآیندها با ۶ مؤلفه و ۱۸ گویه و پرسشنامه رقابت‌پذیری که شامل ۷ مؤلفه و ۲۱ گویه است. روایی محتوای این پرسشنامه‌ها توسط خبرگان تأیید شده و پایایی آن‌ها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفته است. برای تحلیل داده‌ها و اجرای مدل‌های معادلات ساختاری، از نرم‌افزار لیزرل استفاده شده است. یافته‌ها: ابعاد مدیریت ارزش مبتنی بر دانش، شامل شناسایی و ممیزی دانش و سازماندهی و رتبه‌بندی ارزش‌ها، به ‌طور قابل توجهی کارایی فرآیندها را پیش‌بینی می‌کنند؛ به ‌طوری ‌که 95 درصد از تغییرات کارایی فرآیندها توسط این ابعاد قابل توضیح است. همچنین، رابطه مثبت و معنی‌داری میان رقابت‌پذیری و کارایی فرآیندها (r=0.979, p<0.000) و میان مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و رقابت‌پذیری (r=0.951, p<0.000) وجود دارد. تحلیل مسیر نیز نشان داد که رقابت‌پذیری نقش میانجی میان مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و کارایی فرآیندها را ایفا می‌کند؛ به ‌طوری ‌که ابعاد مختلف مدیریت ارزش‌ها از طریق فرآیندهای مختلف مانند: قیمت‌گذاری، نوآوری، خدمات مشتری و مدیریت، بر کارایی فرآیندها تأثیرگذار هستند. نتیجه‌گیری: مدیریت ارزش مبتنی بر دانش به سازمان‌ها کمک می‌کند تا از منابع دانش خود به‌ طور بهینه بهره‌برداری کرده و فرآیندهای ارزش‌آفرینی را بهبود بخشند. این رویکرد موجب تقویت ظرفیت سازمان برای ایجاد ارزش و تقویت موقعیت رقابتی آن در بازار می‌شود. بنابراین، به‌ کارگیری مدیریت ارزش مبتنی بر دانش به‌ عنوان یک راهبرد محوری، برای دستیابی به موفقیت و رشد پایدار در فضای رقابتی ضروری است.
۳۹۰.

مطالعه پدیدارشناختی پیشایندهای احتکار دانش توسط کارکنان دانشی (موردپژوهی: خبرگان فنی نهاجا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش مدیریت دانش تسهیم دانش احتکار دانش تمایل به احتکار دانش عوامل مؤثر بر احتکار دانش پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: احتکار دانش به پنهان کردن عمدی دانش یا اطلاعات در سازمان اشاره دارد. چنین رفتار مخربی، می تواند در درازمدت به عملکرد فردی و سازمانی آسیب برساند. خودداری از به اشتراک گذاری دانش توسط کارکنان دانشی با دیگر ذی نفعان، به صورت آگاهانه و بانیت، موجب محدودسازی تسهیم و دسترسی به دانش می شود و آسیب هایی همچون کاهش عملکرد سازمانی را در پی دارد. مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری، به شناسایی علل و عوامل مؤثر بر بروز آن نیاز دارد. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا عوامل مؤثر بر بروز تمایل به احتکار دانش را از نگاه خود کارکنان دانشی (خبرگان فنی) درگیر با این مسئله مطالعه کند. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و استقرایی انجام شده است و در زمره مطالعات تفسیرگرایانه قرار می گیرد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل خبرگان فنی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) است که از میان آن ها با روش نمونه گیری هدفمند، ۱۶ نفر برای پیمایش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش پدیدارشناسی توصیفی (رویکرد نظام مند کولایزی) استفاده شده است. برای اطمینان از اعتبار نتایج به دست آمده نیز، از در پرانتزگذاری دانش پیشین پژوهشگر، مراجعه مجدد به مشارکت کنندگان و جلب توافق ایشان بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که عوامل رفتاری، ساختاری و زمینه ای در ایجاد و تقویت تمایل به این رفتار مؤثر بوده اند: الف) عوامل رفتاری مشتمل است بر: تمایلات و علایق، دغدغه ها و نگرانی ها، انگیزه ها، صفات فردی و عوامل ارتباطی. تمایلاتی همچون میل به وابسته نگه داشته سازمان به خود، به منظور ابقا و استمرار خدمت در سازمان و تمایل به سرآمد بودن، به چشم آمدن و یکه تاری در سازمان در این زمینه مؤثرند. همچنین ترس از دست دادن قدرت، موقعیت و امنیت شغلی در اثر به اشتراک گذاری دانش نیز، موجب تمایل به احتکار دانش می شود. ویژگی های فردی مانند خساست، منفعت طلبی، فرصت طلبی و محافظه کاری نیز می توانند بر میزان تمایل افراد به احتکار دانش ارزشمند خود، تأثیر داشته باشند. علاوه براین، نبود تعامل مؤثر، تفاوت گرایش های فکری بین نسل های مختلف کارکنان در محیط کار، ضعف در مهارت های ارتباطی، عدم تمایل به پرسش نادانسته ها توسط کارکنان و تفاوت سطح دانش گیرنده و دارنده دانش، یکی دیگر از عوامل بروز رفتارهای احتکار دانش است. ب) عوامل ساختاری شامل عوامل شغلی، مدیریتی و زیرساختی است. عوامل شغلی همچون مشغله کاری بیش از حد، تنش و استرس شغلی و سرخوردگی و نارضایتی شغلی، زمینه ساز گرایش فرد به احتکار دانش می شوند. افزون براین، عوامل مدیریتی همچون سبک دستوری و غیرحمایتی، بی توجهی مدیران به تشویق افراد برای اشتراک گذاری دانش و تلاش ناکافی مدیران برای ایجاد شرایط زمینه ساز تسهیم دانش در میان کارکنان نیز در این زمینه مؤثرند. عوامل زیرساختی مانند ضعف در قوانین موجود در خصوص اشتراک دانش و فقدان زیرساخت فنی و سامانه ای برای ثبت و اشتراک دانش نیز، بر بروز این رفتار مؤثرند. ج) عوامل زمینه ای شامل فرهنگ سازمانی، عوامل اجتماعی و عوامل اقتصادی است. وجود فرهنگ سازمانی رقابت محور و فردگرایی که در آن اعتماد میان فردی و هنجار تسهیم دانش ضعیف است زمینه ساز گرایش افراد به احتکار دانش خواهد بود. تأثیر فرهنگ اجتماعی، ترجیح منافع فردی به منافع سازمانی و ملی، رواج ارزش های مادی گرایانه در جامعه، شرایط نامناسب بازارکار و نیازهای اقتصادی باعث می شوند که افراد تمایل پیدا کنند تا از دانش به عنوان منبع قدرت، موقعیت و منافع خود بهره جویند و آن را نزد خود احتکار کنند. نتیجه گیری: پیامدهای فردی و سازمانی گوناگون ناشی از گرایش کارکنان، به ویژه خبرگان فنی برخوردار از دانش ارزشمند و کمیاب به احتکار دانش خود باعث می شود که تلاش برای مدیریت عارضه رفتاری، به عنوان ضرورتی حیاتی مورد توجه مدیران و سازمان ها قرار گیرد. به این منظور نیاز است عوامل مؤثر بر بروز این گرایش های رفتاری شناخته شوند و راه کارهایی متناسب با آن ها به کار گرفته شوند. یافته های این پژوهش دانش ارزشمندی در این زمینه فراهم ساخته است. شناخت این عوامل می تواند زمینه ساز مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری در سازمان های فناوری محوری همچون جامعه هدف این مطالعه شود.
۳۹۱.

الگوی پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احتکار دانش پنهان سازی دانش دانش مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: با توجه به رشد روزافزون اهمیتِ به اشتراک گذاری اطلاعات در پیشبردِ امور سازمانی، به ویژه در جهان مدرن، امتناعِ عامدانه از به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات، یکی از موانع اساسی بر سر راه تحقق اهداف سازمانی است. احتکار دانش می تواند سازمان ها را با موانع جدی در مسیر پیشرفت و ترقی روبه رو کند؛ بنابراین شناسایی علل بروز این پدیده برای کنترل و جلوگیری از انجام آن، بسیار حائز اهمیت است. نظر به اهمیتِ کسب نگرش جامع و شناسایی تمامی جوانب علّی و پیامدهای احتکار دانش، به نظر می رسد تاکنون در راستای یکپارچه سازیِ اطلاعات پراکنده در خصوص پیشایندها و پیامدهای پدیده احتکار دانش، پژوهشی صورت نگرفته است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع و مانع در خصوص پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش در سازمان ها به اجرا درآمده است. روش: پژوهش حاضر، از نوع مطالعات کیفی است و با روش فراترکیب اجرا شده است. با هدف یافتن منابع باکیفیت و معتبر، جست وجو به صورت نظام مند و با اِعمال محدودیت هایی از قبیل سال انتشار مقاله ها، اعمال Boolean operators هنگام جست وجوی کلیدواژه ها و نادیده انگاشتن موارد تکراری در پایگاه های داده گوناگون، انجام شد. بنابر محدودیت های اِعمال شده با هدف افزایش کیفیت تحلیل، تعداد ۲۷۳ اثر پژوهشی دقیق تر بررسی و در نهایت، از مطالب مندرج در ۱۱۱ اثر پژوهشی، استفاده شد. عمل جست وجوی منابع و پالایش داده های نهایی، حدود ۲ماه از زمان پژوهشگران را به خود اختصاص داد. جامعه آماری پژوهش حاضر، متشکل از مطالعات پیشین درباره موضوع مورد بررسی است. پس از جمع آوری منابع موجود و در دسترس درباره موضوع و نیز بررسی محتوای منابع مزبور، پژوهش های مرتبط و حاوی اطلاعات کارآمد، شناسایی و استفاده شدند. درنهایت، پس از استخراج داده های لازم از منابعِ پالایش شده، از روش تحلیل مضمون برای تجزیه وتحلیل و ترکیب داده های مزبور با هدف طراحی الگوی پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش، استفاده شد. یافته ها: بعد از جست وجوی منابع مرتبط با موضوع، پالایش آن ها و انتخاب منابعِ مرتبط، برای انجام پژوهش، متن و محتوای منابع منتخب پس از پالایش، به دقت بررسی و کدهای اولیه از آن استخراج شدند. این اقدام به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و دستیابی به نتایج معتبر صورت گرفته است. سپس کدهای استخراج شده به دقت بررسی، کدهای تکراری حذف، کدهای مشابه به لحاظ مفهوم، ادغام و در انت ها کدهای نهایی دسته بندی شدند. با هدف طراحی الگوی احتکار دانش، پیشایندهای پدیده احتکار دانش به سه دسته عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی تقسیم شد. عوامل فردی شامل ویژگی های شخصیتی، مصادیق رفتاری و عوامل ادراکی بوده است. عوامل سازمانی شامل عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی و عوامل فرایندی بوده است. عوامل اجتماعی شامل عامل فرهنگی و عامل توسعه ای بوده است. به همین ترتیب، پیامدهای پدیده احتکار دانش نیز به سه دسته پیامدهای فردی، پیامدهای گروهی و پیامدهای سازمانی تقسیم شد. نتیجه گیری: یافته های حاصل از پژوهش حاضر به مدیران جهت ارتقای سطح آگاهی درباره علل بروز احتکار دانش در سازمان ها یاری می رساند به کسب شناخت دقیق تر از پیامدهای حاصل از بروز این پدیده منجر خواهد شد. شناسایی علل و پیشایندهای پدیده احتکار دانش، باعث ایجاد زمینه و امکانِ لازم برای کنترل و پیشگیری از شکل گیری آن خواهدشد. یافته های پژوهش حاضر، اهمیت این موضوع را به مدیران نشان می دهد و می تواند برای آگاه سازی آنان مؤثر واقع شود و نیز موجب شود تا مدیران و رهبران سازمان ها، به علل و پیامدهای احتکار دانش در سازمان خود، توجه بیشتری کنند.
۳۹۲.

بررسی ابعاد دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش مدیریت پروژه پروژه مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف : دانش، لازمه مدیریت صحیح پروژه های توسعه ای و به ویژه پروژه های مشارکتی می باشد. بنابراین تحقیق حاضر، با هدف بررسی ابعاد دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی در ایران انجام شده است. روش شناسی/رهیافت : روش تحقیق، کیفی از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری که با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند، شامل صاحبنظرانی می باشند که در سطح ملی، تجربه فعالیت در پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی را داشتند (تعداد: 18 نفر). یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی را می توان در 8 بُعد اصلی طبقه بندی کرد که شامل مدیریت زمان، مدیریت پایداری، مدیریت منابع انسانی، مدیریت ذینفعان، مدیریت ارتباطات، مدیریت کیفیت، مدیریت هزینه ها و مدیریت ریسک می باشد و مهمترین آنها «مدیریت زمان» است. موضوع پایداری در رتبه دوم و موضوع مدیریت منابع انسانی در رتبه سوم قرار دارد. پیشنهادات تحقیق برای هر یک از ابعاد هشت گانه دانش مدیریت پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی در ایران در پایان ارائه شده است. اصالت/نوآوری: مطالعات پیشین در خصوص پیکره مدیریت دانش (PMBOK)، تا کنون در بستر پروژه های مشارکتی و در زمینه روستایی انجام نشده اند. این مطالعه برای اولین بار به بررسی اهمیت اجزای پیکره مدیریت دانش در پروژه های مشارکتی توسعه کشاورزی و روستایی می پردازد.
۳۹۳.

تحلیل مؤلفه های آموزش روابط عمومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش روابط عمومی مهارت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
روابط عمومی به دلیل ابعاد علمی و عملی خود، نیازمند ارتقا و توسعه مداوم است که می تواند شایستگی های فارغ التحصیلان را بهبود بخشد. این پژوهش به بررسی چهار جنبه کلیدی آموزش روابط عمومی، مهارت، دانش، کارآموزی و به روزرسانی در ایران پرداخته است. تحقیق با استفاده از پیمایش و پرسشنامه انجام شده و جامعه آماری شامل کارشناسان روابط عمومی در سازمان های دولتی و غیردولتی با بیش از 100 نفر کارمند در تهران، ازجمله مدیران و کارشناسان فارغ التحصیل این رشته، بود. برای انتخاب نمونه ها، از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که کارآموزی با میانگین 76/3 به عنوان مهم ترین روش آموزشی شناخته شده است. پس ازآن، آموزش دانش تخصصی با میانگین 71/3 و آموزش مهارت ها با میانگین 69/3 قرار دارند، درحالی که به روزرسانی دانش و مهارت ها با میانگین 43/3 در رتبه آخر است. این یافته ها تأکید می کند که ترکیب آموزش های عملی و نظری اهمیت زیادی دارد. روابط عمومی به عنوان یک حرفه پویا، نیازمند متخصصانی با دانش گسترده در زمینه های ارتباطات، مدیریت، فناوری و تفکر استراتژیک است. مدل های کارآموزی مبتنی بر صنعت، بیشترین تطابق را با نیازهای واقعی این حرفه دارند. همچنین، برای به روزرسانی، متخصصان باید از روش های متنوعی مانند رسانه های تخصصی، کلاس های آموزشی و همایش ها استفاده کنند تا با چالش های پیچیده و متغیر این حرفه مقابله کنند.