مطالب مرتبط با کلیدواژه

نگارگری


۳۴۱.

بررسی رابطه متن وتصویر در نگاره های مرتبط با مضامین عاشقانه در نگارگری دوران صفوی

کلیدواژه‌ها: نگارگری رابطه متن و تصویر مضامین عاشقانه دوران صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۳
بیان مسئله : بخش عمده نگارگری ایرآن که اوج آن را در دوران صفوی شاهد هستیم، به تصویر کردن داستان های شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی اختصاص یافته اند. با نگاهی کلی به نگاره های این دوران درمی یابیم که نگارگران در پرداختن به موضوعات عاشقانه موجود شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی رویکردهای متفاوتی را نسبت به تصویرگری از سایر موضوعات از خود نشان داده اند. لذا چگونگی ارتباط نگاره های دارای مضمون عاشقانه با روایت متنی شاهنامه و خمسه مساله اصلی این مقاله تلقی می گردد. هدف پژوهش : تحقیق پیش رو با هدف بررسی و شناخت رابطه متن و تصویر در نگاره های مرتبط با مضامین عاشقانه در نگارگری دوران صفوی به انجام رسیده است. سوال پژوهش : در نگارگری دوران صفوی که به مضامین عاشقانه اختصاص یافته اند، چه رابطه ای میان متن روایی و تصاویر برقرار است؟ روش پژوهش: در این مقاله با رویکرد به روشی توصیفی تحلیلی سعی شده ابعاد گوناگون موضوع به بحث گذاشته شود و هفت نگاره از دوران صفوی که به تصویر کردن روایت های عاشقانه در خمسه نظامی (نظیر داستان «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین») و شاهنامه فردوسی (نظیر داستان «رستم و تهمینه» و «زال و رودابه») اختصاص یافته اند به عنوان مطالعات موردی تحقیق انتخاب شده و به تحلیل ارتباط متن و تصویر در هر یک از آن ها پرداخته شده است. نتیجه گیری : نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که نگارگران دوران صفوی در پرداختن به مضامین عاشقانه تا حد زیادی به متن شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی وفادار بوده اند. در نگاره های موردمطالعه، اغلب همان ویژگی هایی را شاهد هستیم که شاعر در توصیف صحنه ها بکار برده است و همچنآن که روایت های عاشقانه در شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی مملو از استعارات و ظرافت های بیانی و زبانی هستند، نگاره های مرتبط با آن ها نیز این استعارات و ظرافت ها را به بیانی تصویری ارائه نموده اند.
۳۴۲.

تحلیل نگاره عرفانی «مجنون در میان وحوش» خمسه طهماسبی از منظر محیی الدین ابن عربی بر اساس اصل تناظر عوالم کبیر و صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان هنر اسلامی نگارگری مجنون در بیابان عالم صغیر عالم کبیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۸
  ارتباط هنر اسلامی با آموزه ها ی عرفانی به نظر امری واضح و بدیهی است؛ لیکن در مطالعاتی که در این زمینه انجام شده اند، به اندازه کافی به این ارتباط و اشتراک اشاره نشده و به این نسبت، در عرصه هنر نگارگری کم تر پرداخته شده است. حال آن که با بررسی و شناخت سنت های فکری مرسوم در بستر جهان بینی نگارگران، می توان درک بهتری از نگاره ها داشت. سنت، مانند رشته ای انسان را با اصل مرتبط می کند. در نگرش سنتی (یعنی نگرش برآمده از سنت و وحی الهی) بر این باور بودند که عالم و آدم هردو جلوه حق اند و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق و تناظر میان عالم کبیر و عالم صغیر است. این پژوهش حول یکی از نگاره های دوره صفویه به نام «مجنون در میان وحوش» محفوظ در موزه بریتانیای لندن انجام شده و سعی بر آن است که فرضیه تأثیر این اصل بر شکل گیری نگاره موردنظر به عنوان یکی از ثمرات آن، مورد بررسی قرار گیرد. پرسش این است: نگاره مجنون در میان وحوش، بر اساس نگرش سنتی تناظر عالم کبیر و عالم صغیر و از منظر محیی الدین ابن عربی چگونه دیده و تبیین می شود؟ شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. در این نگاره برابرشدن دقیق مظاهر طبیعت با احوال مجنون جای بسی تفکر و تأمل دارد؛ گویی نگارگر با بهره گیری از عناصر طبیعت، مخاطب را از صورت به قلمروی معنا راه می برد و با زبان رمز، وصف سیر و سلوک عرفانی می کند. «مجنون» مصداق انسانی است که به دنبال «عشق» می گردد و نگارگر بر بازنمایی مفاهیم عرفانی عشق و هجران اهتمام داشته و احوال انسان و سرگردانی اش در عالم را با بهره گیری از نشانه ها و تعاملات بین آن ها به طریق مجنون در بیابان ترسیم کرده است.
۳۴۳.

مطالعۀ تطبیقی رابطۀ متن و تصویر در نگارۀ «کشتن رستم سهراب را و نشانه یافتن و زاری بر او» از شاهنامۀ دانشگاه هاروارد، کتابخانۀ بریتانیا و کتابخانۀ ملی فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رستم و سهراب نگارگری شاهنامه هاروارد شاهنامه طهماسبی شاهنامه بریتانیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۴
یکی از مضامین مشترک در شاهنامه های مصور، نگاره ی «کشتن رستم سهراب را و نشانه یافتن و زاری بر او» است که براساس شیوه های رایج در زمانه ی ساخت آن، به تصویر در آمده است. این نوشتار، از منظر ماهیت و روش، توصیفی، تحلیلی-تطبیقی که از مجموعه روش های کیفی بوده و از نظر هدف بنیادی است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اسنادی بوده و پیکره ی مطالعاتی شامل تحلیل، تطبیق و بررسی رابطه متن و تصویر در نگاره ی مورد پژوهش است؛ جامعه ی پژوهش سه نگاره از سه شاهنامه (با مضمون و شاهنامه های ذکر شده در عنوان) است. این نوشتار و همسو با اهداف، در پی پاسخ به این سوالات است: 1. با وجود یکسان بودن مضمون، وجوه افاراق و اشتراک بین نگاره های این پژوهش برقرار چیست؟ 2. نحوه ی نمایش تصویری روایت موجود در شعر و میزان وفاداری به متن توسط نگارگر در نگاره های مورد پژوهش به چه ترفندهایی انجام پذیرفته است؟ نتایج حاکی از این است که؛ نگارگران در نمایش این روایت، مانند عکاس عمل کرده و لحظه اوج تراژدی را برای مخاطب ثبت کرده که از بار دراماتیک بالایی برخوردار است. روش نمایش تراژدی رستم و سهراب در نگاره های مورد بررسی، نمادین بوده و نگارگران از فرم، رنگ، حالات و عناصر نمادین، همسو با دوره ی ایجاد نگاره بهره گرفته اند. نگارگران سه نسخه، به جز بهره گیری از روایت ادبی در بخش های اصلی داستان، سایر موارد از جمله، محیط اطراف و افراد موجود در نگاره، از خیال و ترفندهای نگارگری بهره گرفته اند.
۳۴۴.

خوانش عرفانی نگاره غرق شدن مرد ریش دار با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبداللّه انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان عملی خواجه عبدالله انصاری یقظه کمال الدین بهزاد نگارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۳
منطق الطیر عطار ازجمله متون پراستناد در پژوهش های ادبی است و نسخ خطی مصور ملهم از آن نیز در صدر آثار پژوهشی پراستناد در حوزه تحقیقات هنری جای می گیرند، فلذا در این پژوهش منطق الطیر محفوظ در موزه متروپولیتن که به سبب مشارکت و نظارت کمال الدین بهزاد بر برخی از نگاره های آن حائز اهمیت بوده، مورد پژوهش قرار گرفته چراکه از کیفیت بالای تصویرسازی برخوردار بوده و نکات نغز عرفانی در لابه لای واقعیت های زندگی روزمره به صورتی ماهرانه گنجانده شده است. ضرورت تحقیق حاضر به دلیل وجود ارتباط های پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی ایران اسلامی با نگارگری ایرانی است که کشف این روابط می تواند در باز کردن گره های پژوهشی به صورت صحیح و علمی مفید فایده واقع شود. در پژوهش حاضر سعی شده به ارتباط میان داستان نگاره غرق شدن مرد ریش دار اثر بهزاد با متن منازل السائرین خواجه عبداللّه انصاری توجه شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون «یقظه» یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیّت داستان نگاره و نحوه عملکرد شخصیت های آن است. درمجموع با مطالعه نگاره مشخص شد که در نگاره غرق شدن مرد ریش دار عطار، بهزاد و سلطانعلی در انتقال پیام نگاره بسیار موفق بوده اند. مضامین شعر عطار اشاره به شناخت نفس و ترک تعلقات دنیوی و عبرت گرفتن از حال اهل بلا دارد. بهزاد به خوبی از عهده انتقال مضامین داستان برآمده و با ترسیم کردن مرد ریش دار که در حال غرق شدن است، عدم   توجه   به تنبّه و بیداری در ابتدای سلوک را خاطرنشان می سازد و سلطانعلی نیز با مکتوب کردن اشعار عطار، بر مضامین نهفته در آن از منظر پیر هرات تأکید می کند. درنهایت ما شاهد تمثیلی از عطار هستیم که به وسیله بهزاد در قالب مرد ریشدار در عدم بیداری از خواب غفلت و توجه نشان ندادن به وادی سلوک الی اللّه به خوبی مصور شده است. پژوهش پیشِ رو به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی     تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) نگاره مورد نظر را مورد واکاوی قرار داده است.
۳۴۵.

زیبایی شناسی فارابی در تحلیل بصری و مفهومی نگارگری ایران ازبک در قرن دهم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگارگری مکتب بخارا رویکرد دینی زیبایی‏شناسی فارابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۶
نگارگری ایران ازبک معروف به مکتب بخارا با حضور هنرمندانی چون کمال الدین بهزاد و محمود مذهب به اوج رسیده و بر مکاتب بعد از خود تأثیرگذار بوده است. شناخت بیشتر اندیشه های فارابی، فیلسوف اسلامی، در حوزه هنر و زیبایی رویکردی جدید از مفاهیم هنر دینی را بر ما خواهد گشود که بر اساس آن بتوان با نگاهی متفاوت به هنر و خصوصاً هنر نگارگری بازنگریست. این پژوهش برآن است تا با مطالعه آراء فارابی در حیطه هنر دینی و زیبایی شناسی، به بررسی این رویکرد در نگارگری ایران ازبک بپردازد. پرسش مطروح در پژوهش حاضر عبارت است از؛ رویکرد دینی نگارگری ایران ازبک بر مبنای آراء زیبایی شناسی فارابی چه ویژگی هایی دارد؟ در راستای پاسخ به این پرسش، اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری حاوی 9 نگاره از مکتب بخارا است که به-طور هدفمند و از بین نگاره های معتبر و دسترس انتخاب شد. نتایج حاصل حاکی از آن است که مطالعه آراء وی در نگاره های منتخب از مکتب بخارا نشان می دهد که هنرمندان این مکتب، با اتکا به هر سه نوع صور خیالی فارابی، سودمندی و ایجاد لذت مفید، اقناع ذهن مخاطب، همراهی نطق و خیال در شکل گیری آثار و حفظ کمال در رنگ و شکل توانسته اند به اصول زیبایی شناسی بر اساس رویکرد دینی فارابی دست یابند.
۳۴۶.

بازخوانی نگاره های غمنامه رستم و سهراب در شاهنامه شاه تهماسبی بر اساس رویکرد هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگارگری رستم و سهراب شاهنامه شاه تهماسبی هرمنوتیک هانس گئورک گادامر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۲
روایات شاهنامه فردوسی، همواره مورد توجه نگارگران و نقاشان بوده است. پژوهش حاضر به منظور بازخوانی نگاره‌ای از شاهنامه شاه‌تهماسبی موسوم به غمنامه مرگ سهراب توسط رستم، با رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر به بررسی و خوانش دو نگاره از مجموع سه نگاره موجود از این روایت می‌پردازد. این پژوهش به‌لحاظ ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی ـ تاریخی است و از حیث هدف بنیادی و رویکردی کیفی داشته و اطلاعات ضروری تحقیق از منابع کتابخانه‌ای و به شیوه اسنادی جمع‌آوری شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان نگاره‌های مذکور را توسط رویکرد هرمنوتیک گادامر خوانش و تفسیر کرد. با بررسی نگاره‌ها توسط این رویکرد، مشاهده شد که به دلیل قرابت رویکرد با بسترهای خلق این اثر، زمینه مناسبی برای بازخوانی نگاره موجود است. همچنین می‌توان اذعان داشت که نگارگر این غمنامه با گذر از افق معنایی شعر فردوسی و مکاتب نگارگری پیش از خود و با پیش‌داوری‌ که از سنت حاصل شده است به مکالمه با آن پرداخته و سپس با افق معنایی روزگاری خود یعنی عصر آرامش و امنیت در فضای سیاسی و اجتماعی دوران صفویه، درآمیخته و اقدام به خلق اثر نموده‌ است. در این میان زبان مشترک فارسی، بستر را برای این ارتباط و تعامل و ایجاد عمل فهم در مفسر ایجاد می‌کند.
۳۴۷.

روایت زال و سیمرغ در شاهنامه فردوسی و عقل سرخ سهروردی و تبلور آن در نگاره های شاهنامه تهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه فردوسی عقل سرخ سهروردی زال سیمرغ نگارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۳
شاهنامه فردوسی یکی از برجسته ترین آثار ادبی و هنری ایران و جهان است که از هم آمیزی دقیق اسطوره، حماسه، ادبیات و تاریخ شکل گرفته است. فردوسی با هنرمندی تمام، عناصر داستانی و اساطیری را به نحوی پرورانده که شخصیت هایی ماندگار و اثری بی بدیل خلق کند. همچنین سهروردی، از عارفان علاقه مند به حکمت ایران باستان، در کتاب عقل سرخ به شخصیت های اساطیری همچون زال و سیمرغ پرداخته است. او با رجوع به حکمت باستان و مطالعه آثار پهلوی و اوستایی، فلسفه ای را به نام حکمت اشراق بنیان نهاد که آمیزه ای از فلسفه ایرانی و حکمت اسلامی است. این پژوهش با هدف مقایسه ساختاری و معنایی داستان زال و سیمرغ در عقل سرخ سهروردی و شاهنامه فردوسی انجام شده است. مقاله به بررسی افتراقات و اشتراکات دو روایت و تأثیر آن ها بر آثار تصویری نگارگران می پردازد. پرسش اصلی این است که فردوسی و سهروردی چگونه و با چه رویکردی به داستان زال و سیمرغ پرداخته اند و این روایات چه تأثیری بر شکل و معنای روایت داشته اند؟ همچنین، نقش نگارگر ایرانی در بازنمایی تصویری این روایات چگونه بوده است؟ روش پژوهش تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و داده ها به شیوه اسنادی گردآوری شده است. شباهت اصلی دو روایت در پیرزادگی زال و سیمرغ به عنوان نماد خرد است؛ اما تفاوت ها در شیوه روایت حماسی فردوسی و خوانش عرفانی سهروردی است. در حالی که زال در شاهنامه در بزرگسالی به وصال پدر می رسد، در عقل سرخ این وصال در کودکی رخ می دهد. نگارگر ایرانی با اقتباس از شاهنامه فردوسی، در ساختار و معنا از این اثر تأثیر پذیرفته است.
۳۴۸.

تاریخ نگارگری ایران به مثابه تابعی از تاریخ ادبیات فارسی: تحلیل واقع نمایی در آثار کمال الدین بهزاد بر اساس تغییر گفتمان ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگارگری گفتمان ادبی مکتب هرات کمال الدین بهزاد نظریه دریافت افق انتظار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
نگارگری ایرانی در سیر تاریخی خود، در عین حفظ ثبات در برخی ویژگی ها، در برهه هایی از تاریخ دچار تغییراتی نیز شده است. یکی از این موارد ظهور واقع نمایی در نگارگری دوره تیموری، به ویژه در آثار کمال الدین بهزاد است. توصیف چگونگی این تغییر و ابعاد مختلف آن، توسط پژوهشگران نشان داده شده است، اما آنچه مورد غفلت واقع شده، تبیین چرایی این موضوع است. در این مقاله تلاش شده است تا با روش تطبیقی میان سیر تحولات تاریخ ادبی و تاریخ نگارگری در دوره تیموری، به این سؤال پرداخته شود که عوامل تحولات نگارگری مکتب هرات و ظهور واقع نمایی در آثار بهزاد کدامند؟ در این مطالعه از آموزه های نظریه دریافت در مکتب کنستانس بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که کارکرد ادبیات به مثابه یک نظام دانایی، سیر تحولات تاریخ نگارگری ایران را در هم سویی با سیر تحولات تاریخ ادبیات فارسی قرار داده است. بر این اساس، در راستای تغییرات گفتمان ادبی، عواملی همچون تغییر تلقی نخبگان ادبی نسبت به تعریف شعر در هم سویی با تلقی مردم عادی، تغییر تلقی نسبت به مفهوم عشق و زیبایی، به رسمیت شناختن جهان واقع و تلاش برای کشف افق های جدید، منجر به تحولات نگارگری در مکتب هرات و ظهور واقع نمایی در آثار بهزاد شده است.
۳۴۹.

تبیین وجوه هنجارگریزی تصویری در مجموعه قصص القرآن از فرامرز پیلارام بر اساس الگوی ادبی هشتگانه جفری لیچ

کلیدواژه‌ها: قصص القرآن یوسف هنرهای تجسمی پیلارام نگارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
«قصص القران»، نام مجموعه ای از تصویرسازی های فرامرز پیلارام از داستان های قرآنی با محوریت مضامین سوره یوسف(ع) است. مجموعه یادشده که در اواخر ادوار کاری هنری شکل گرفته، از کمال سبکی و نوآوری هنری برخوردار است و شامل پیوند دستاوردهای تجربی دوره نقاشی خط پیلارام، عناصر نمادین سقاخانه و مهارت هنرمند در ترکیب بندی فعال است. پیلارام در این مجموعه آثار با گسست از سنت نگارگری ایرانی در بازنمایی قصص القران به نوعی نظام فراهنجاری دست یافته است که در چهارچوب مفاهیم هنجارگریزی «جفری لیچ»، قابل تبیین است. از منظر لیچ، انواع هنجارگریزی در حوزه لفط و معنی، در هشت قالب واژگانی، آوایی، نوشتاری، نحوی، گویشی، معنایی، سبکی و زمانی قابل صورت بندی است. پرسش اصلی پژوهش حاضر ناظر به این مسیله است که چگونه می توان مفاهیم هشتگانه هنجارگریزی جفری لیچ را بر پیکره مجموعه قصص القران تحلیل کرد؟ این پژوهش کیفی با اخذ روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، در صدد پیکربندی مفاهیم ادبی نظریه هنجارگریزی جفری لیچ در حوزه هنرهای تجسمی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است، پیلارام با کاربست هندسه و ترکیب بندی فعال، استفاده از زبان بصری مستقل طراحی، کاربست تزیینی و غیرروایی از خط، بهره مندی نمادین رنگ و فضا، امتزاج سویه زیبایی شناسی مدرن و هنرهای سنتی، تبلور مفاهیم پیوند و وحدت ادیان، به گونه ای گسست از سنت مصورسازی قصص القران دست یافته است که با مفاهیم «هنجارگریزی» در پیوند و تناسب است.
۳۵۰.

ارزیابی نظریۀ هنر و معنویت اسلامی سید حسین نصر؛ با تکیه بر نگارگری ایرانی عصر صفوی (از آغاز تا دوران شاه عباس اول)

کلیدواژه‌ها: سید حسین نصر نگارگری دوره صفویه متقدم معنویت اسلامی هنر اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۸
نصر از معروف ترین چهره های سنت گرای معاصر به شمار می آید. نقش سنت برای وی تا حدی است که عمده آثار وی در دفاع از آن و نقد مدرنیته نگاشته شده است. به نظر وی، گستره سنت به گونه ای است که در تمدن های سنتی هیچ چیزی خارج از قلمروی آن قرار نمی گیرد. معنای این سخن آن است که هنر نیز از جمله مصادیقی که در زیر چتر سنت قرار می گیرد. نصر برای هنر سنتی ویژگی های متعددی برمی شمرد که معنویت یکی از آنهاست. اساساً وی کتاب هنر و معنویت اسلامی را به همین منظور  نوشته تا رابطه این دو را در هنرهای مختلف پیگیری کند. او، چه در این اثر و چه در برخی دیگر آثارش، نگارگری ایرانی را در پیوند با معنویت قلمداد می کند و در نتیجه، آن را پژواکی از عالم خیال می داند. حال، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که دیدگاه نصر درباره پیوند هنر و معنویت اسلامی، در خصوص نگارگری ایرانی تا چه حد قابل پیگیری است؟ ازآنجاکه گستره این ادعا و نظریه وسیع است، نویسندگان مقاله خود را به لحاظ زمانی صرفاً به عصر صفوی نخست مقید نموده و می کوشند تا با رویکردی تحلیلی تاریخی این رابطه را دنبال کنند؛ بنابراین، هدف تعیین ارتباط نگارگری با معنویت در عصر صفوی متقدم است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اسناد تاریخی در این باره نتایج یکدستی عرضه نمی کنند زیرا اگرچه ممکن است از شرح حال برخی نگارگران بتوان معنویت شخصی آنها را  اثبات کرد ولی در مقابل، سفرنامه ها دراین خصوص ساکت اند. از تحلیل محتوایی دیباچه مرقعات، قانون الصور و برخی منابع مهم تاریخ صفویه نتایج متفاوتی به دست آمد. روش این پژوهش  به صورت تحلیلی توصیفی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.