مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۶۱.
۱۶۲.
۱۶۳.
۱۶۴.
۱۶۵.
۱۶۶.
۱۶۷.
۱۶۸.
۱۶۹.
زبان شناسی
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر به روش تحلیل محتوا و با مقایسهٔ آثار، سعی در شناخت جریان های شکل گرفته در مطالعات سبک شناسی قرآن در ایران دارد و در همین راستا، جریان های موردنظر را از جهت زمان، افراد و ویژگی ها بررسی می کند. حاصل آنکه، دامنهٔ زمانی اواسط دههٔ هفتاد شمسی تا تابستان 1403 نشان می دهد که مطالعات سبک شناسی قرآن در ایران سه دوره را سپری نموده است: دورهٔ ورود مباحث سبک شناسی، دورهٔ رشد و گسترش این مباحث و دورهٔ ظهور رویکردهای پیچیده تر سبک شناسی در مطالعات قرآنی. این است که دورهٔ اول، از ویژگی هایی چون کلی گویی و مشخص نبودن چهارچوب های مباحث، ابتدایی و غیرکاربردی بودن مطالعات و ضعف در بنیان های نظری برخوردار است؛ دورهٔ دوم، با مشخصه هایی نظیر توجه به بنیادهای نظری، تطبیق مباحث بر آیات قرآن، تکثر پژوهش های صورت گرفته نسبت به دورهٔ اول و نوعاً تکراری و توجه به رویکردهای سبک شناسانهٔ متفاوت شناخته می شود؛ دورهٔ سوم، خصوصیاتی شامل تمرکز بر یک لایهٔ زبانی یا یک مؤلفهٔ خاص از یک لایهٔ زبانی، عمق بخشی به مطالعات، ظهور رویکرد سبک پژوهی انتقادی و ایجاد پیوند میان مباحث سبک شناسی با سایر مطالعات زبان شناسی، ازجمله معناشناسی و کاربردشناسی دارد.
بازیابی عناصر زبر زنجیری در قرآن و بررسی ارتباط آن با معنا در سطح جمله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
215 - 238
حوزههای تخصصی:
عناصر زبرزنجیری شامل آن دسته از نشانه هایی است که فراتر از الفاظ می تواند در معنای مراد گوینده از میان چند معنا یا تشخیص و کشف معنای صحیح، مؤثر باشد. همان گونه که از معنا می توان عناصر زبرزنجیری را دریافت، خود معنا نیز با به کارگیری این عناصر بهتر القا می شود. گرچه قرآن به صورت متن در اختیار ما قرار گرفته، ازآن رو که کلامی قصدگراست، معانی آن یقیناً می تواند در بازیابی عناصر زبرزنجیری آیات مؤثر باشد؛ متقابلاً درک و بهره گیری از این عناصر می تواند در تعیین معنای مراد مؤثر باشد. این پژوهش کتابخانه ای به روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر مختصات سه عنصر زبرزنجیری؛ شامل تکیه و آهنگ و درنگ، نسبت به تطبیق آن ها با نمونه هایی از آیات قرآن کریم در سطح جمله پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که می توان باتوجه به محل تکیه در سطح جملات، آهنگ کلام و محل وقف و سکت، معنای صحیح را از دو معنای محتمل به دست آورد و باتوجه به معنای آیه دریافت که محل تکیه در سطح جملات کجاست، آهنگ کلام به چه صورت و محل وقف و سکت در کدام موضع است. اهمیت این جستار ازاین روست که تاکنون در هیچ نظر تفسیری یا پژوهشی، عناصر زبرزنجیری برای تشخیص معنای آیه بررسی یا پیشنهاد نشده است.
رویکردها و جهت گیری ها در پژوهش های کاربردشناختی قرآن در ایران: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربردشناختی شاخه مهمی از زبان شناسی است و کمک می کند تا فراتر از معنای تحت اللفظی، به واژه ها و گزاره ها نظر و به ما امکان می دهد بر نحوه ساخت معنا در زمینه های خاص تمرکز کنیم. هدف پژوهش حاضر، بررسی رویکردها و جهت گیری ها در پژوهش های کاربردشناختی قرآن در ایران از دریچه مرور نظام مند است. مطابق یافته های آماری، اولین پژوهش کاربردشناختی دست کم در دهه 60 در ایران انجام گرفته اما در حوزه قرآن، نخستین پژوهش به دهه 70 بازمی گردد که بیشتر به شکل پایان نامه توسط دانشجویان رشته زبان انگلیسی سامان یافته است. تحلیل رویکردها و جهت گیری ها نشان می دهد که دست کم سه رویکرد پژوهشی وجود دارد: اول. «تحلیل گفتمان و کنش های گفتاری در قرآن»، دوم. «مقایسه و سنجش ترجمه های قرآن کریم» و سوم. «ماهیت شناسی، سنجش و بومی سازی نظریه های کاربردشناختی». رویکرد نخست در سه جهت گیری، «حل مسئله و شبهه پژوهی»، «استخراج راه کارهای قرآنی» و «پیاده سازی و کشف کنش های گفتاری» تحلیل شد. رویکرد دوم به مقایسه ترجمه ها به گونه های متفاوت نظیر تأثیر جنسیت مترجم بر پایه نظریه های زبانشناختی پرداخته است. رویکرد سوم به ماهیت شناسی، نسبت سنجی با آموزه های اسلامی در راستای بومی سازی و ارائه اصول و مبانی اهتمام ورزیده که از دسته رویکردهای ارزشمند در چنین مطالعاتی است. همچنین ازجمله آسیب های عمده پژوهش های کاربردشناختی حوزه قرآن، می توان به عدم توجه به تبار و اعتبار نظریه ها نسبت به متن قدسی قرآن اشاره نمود.
هنجارگریزی ترکیبی در سوره های مبارکه زخرف و دخان
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
17 - 33
حوزههای تخصصی:
ساختار زبان معیار به گونه ای است که الگو و قواعد دستوری خاصی دارد و خروج نابجا از آن، ایجاد اختلال در زبان معیار را به دنبال دارد، اما چنانچه این خروج هدفمند صورت گیرد، ضمن برجسته شدن کلام، توجه مخاطب به معنای مقصود جلب می شود. اینجاست که کارکرد زبان ادبی بروز می یابد؛ بدینگونه که در اثر تغییر الگوها و صورت ها، فرآیند برقراری ارتباط بین کلام و دریافت کننده، اندکی دشوار شده و لذا ادراک پیام با تأخیر صورت می گیرد، ولی پس از کشف معنا و برقراری فرآیند ارتباطی، مخاطب به وجد آمده و از الگوی نوین کلام، شگفت زده می شود. قرآن کریم با مؤلفه های ارزشمندش در راستای القای معانی ویژه ، از الگوهای متعددی نظیر هنجارگریزی ترکیبی، در زمینه برجسته سازی کلام برخوردار است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، برخی از این اسلوب ها را که مربوط به حوزه هنجارگریزی ترکیبی است، در دو سوره مبارکه زخرف و دخان مورد بررسی قرار داده است. نتایج بیانگر آن است که با توجه به ساختار زبانی خاص دو سوره و استفاده از اسلوب هایی چون حذف، تقدیم و تأخیر و یا دیگر شیوه های بیانی، ضمن جلب توجه مخاطب به الگوی کلام، مفاهیم ارزشمندی همچون: تأکید، تعظیم، تهویل، اختصار، اختصاص و ..، از آن استنباط می گردد.
تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.
مقام «هورقلیا» یا «پختگی معنوی» در حکمت اشراقی سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 77
حوزههای تخصصی:
شیخ شهاب الدین سهروردی در آثار خود از اصطلاح «هورقلیا» استفاده کرده است که در مورد معنای آن میان محققان اختلاف نظر وجود دارد. در پژوهش های مختلف ریشه این واژه را فارسی (پهلوی)، یونانی، سریانی و یا عبری دانسته اند. این واژه در مکتب کلامی شیخیه نیز به کار رفته است و به نظر می رسد کاربرد خاص آن در مکتب شیخیه به غلط بر معنای آن در مکتب اشراقی سهروردی تاثیر گذاشته است. در این مقاله ضمن معرفی و بررسی معانی نُه گانه ای که تاکنون در مورد این واژه پیشنهاد شده است، معنای جدیدی برای آن پیشنهاد شده است. بر این اساس جزء اول این واژه از «هور» به معنای خورشید تشکیل شده است. «قَلیا» در جزء دوم آن اصطلاحی در طب و طبیعیات قدیم به معنای بریان کردن و تفت دادن است و «هور قلیا» در مجموع در لغت به معنای «پختگی توسط خورشید» است. این اصطلاح در نظام حکمت سهروردی، مقامی معنوی برای سالکینی است که به پختگیِ معنوی توسط خورشید حقیقت دست یافته اند و بدین ترتیب قادر به انجام اموری خارق العاده شده اند. این مقام پیش از خرّه کیانی است و به سالکان متوسط در میانه راه سلوک اختصاص دارد. در این مقاله به کمک عباراتی از رساله المشارع و المطارحات سهروردی، معنای اصطلاحی این واژه تشریح شده است.
هستی شناسی و روش شناسی «تاریخ مفهومی» و کاربست آن در میان پژوهشگران داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
123 - 145
حوزههای تخصصی:
در مقیاس شتاب دگرگونی در علوم انسانی، «تاریخ مفهومی»، که در دهه 1970 ظهور کرده است، یک حوزه مطالعاتی نسبتاً نوین است و اگرچه چیزی بیشتر از نوعی روش است اما به سختی می توان آن را رشته ای مستقل خواند. در تاریخ مفهومی کوشش این است که گستره مفاهیم از حوزه مطالعاتی مستقلی برخوردار باشند، همان طور که می توانیم از تاریخ اجتماعی، تاریخ سیاسی یا تاریخ اقتصادی سخن بگوییم. صحبت از هستی شناسی و روش شناسی تاریخ مفهومی هنوز هم از مسائل مطرح در مطالعات تاریخی است. در نوشتار حاضر می کوشم حدود هستی شناسی و روش شناسی تاریخ مفهومی را ترسیم کنم و این کار را در دو گام به انجام می رسانم. در گام اول ابعاد هستی شناختی و روش شناختی نظریه را معرفی می کنم. سپس در گام دوم کاربست این نظریه را در شماری از مقالات پژوهشگران داخلی، به صورتِ انتقادی، بررسی می کنم. این بررسی انتقادی گویای آن است که، در میان پژوهشگران داخلی، چهار مشکل اساسی در فهم و کاربست تاریخ مفهومی وجود دارد.
مرور نظام مند مطالعات کاربردشناختی قرآن در ایران با تأکید بر سطح آسیب شناسی عمومی و اختصاصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
1 - 25
حوزههای تخصصی:
کاربردشناختی شاخه ای از دانش زبان شناسی است. در ایران سابقه چنین رویکردی در پژوهش ها با محوریت متن قدسی قرآن به دهه 70 خورشیدی باز می گردد. نوشتار حاضر با هدف بررسی نظام مند مطالعات کاربردشناختی قرآن در ایران و آسیب شناسی آن در دو سطح عمومی و اختصاصی به روش تحلیلی و استفاده از جدول های تحلیلی-محتوایی سامان یافته است. مرور نظام مند از دسته پژوهش های کیفی است که پژوهشگر در آن با جمع آوری پژوهش های انجام شده در یک موضوع مشخص، به تحلیل، ارزیابی و آسیب شناسی آن مطالعات می پردازد. یافته های این مطالعه، بر پایه بررسی 281 پژوهش شناسایی شده در گونه های مختلف نظیر پایان نامه (ارشد و دکتری)، مقاله (مجله ای و همایشی) و کتاب به طور کلی از وجود آسیب های اختصاصی و عمومی حکایت می کند. رونوشت (کپی برداری) از سایر پژوهش ها، عدم اشاره به وابستگی به نظریه ای خاص، عدم تبیین و شفافیت در روش شناسی، تکرار عبارت «روش توصیفی تحلیلی» بدون تبیین دقیق روش شناسی از آسیب های سطح عمومی مورد شناسایی قرار گرفت. در سطح اختصاصی می توان به آسیب هایی نظیر؛ فهم غیردقیق و پیاده سازی ناقص نظریه های کاربردشناختی، عدم رجوع به منبع اصلی نظریه، بی توجهی به تبار و اعتبار نظریه های کاربرد شناختی بر قرآن، خطر عدم توجه به زبان و الزامات اختصاصی قرآن در تطبیق نظریه های کاربردشناسی اشاره نمود.
خوانش عکس به مثابه متن با رویکرد نشانه شناسی و هرمنوتیک
حوزههای تخصصی:
ارتباط بین عکاسی، نشانه شناسی و هرمنوتیک نشان دهنده این است که تصاویر عکاسی نه تنها به عنوان بازنمایی از جهان درک می شوند، بلکه به عنوان نشانه هایی از زبان بصری مفهومی هستند که نیازمند تفسیر و درک می باشند. در این مقاله، ابتدا به عکس به مثابه متن پرداخته و ابعاد نشانه شناسانه آن را مورد کنکاش قرار می گیرد و از مفهوم پونکتوم نزد رولان بارت و نظریات رومن یاکوبسن بهره گرفته می شود. همین طور در ادامه به عکس به عنوان نوعی گفتمان پرداخته شده است. در ادامه با کمک گرفتن از مفهوم هرمنوتیک و نظریات دو فیلسوف مهم و متأخر رویکرد هرمنوتیکی، یعنی پل ریکور و هانس گئورک گادامر، در تعمیم رویکرد هرمنوتیکی به متن های غیر نوشتاری، پرداخته شده است. هدف این مقاله، دستیابی به چگونگی تحلیل عکس به مثابه یک متن، از نگاه نشانه شناسی و هرمنوتیک است. در این راستا با استفاده از روش های تحلیل متن و نشانه شناسی، به چگونگی تفسیر تصاویر عکاسی در ابعاد مختلف پرداخته می شود و با رویکرد هرمنوتیکی نقش مخاطب به عنوان تفسیرگر و تأویل کننده تصاویر عکاسی نیز مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای انجام شده و به روش تحلیلی توصیفی نگارش شده است. با توجه به اهمیت تصاویر عکاسی به عنوان نمادهای زبانی و فرهنگی، نشانه شناسی و هرمنوتیک می تواند راهگشای رسیدن به فهم بهتر و تفسیر مفاهیم در عکاسی باشد. همچنین، به نظر می رسد که تفسیر و فهم معناهای عکس و همچنین هر نوع اثر هنری دیگری، بستگی به عوامل متعددی دارد که شامل فرهنگ، زمینه فرهنگی، تجربه شخصی و دانش فرد است.