نگارنده در این رساله به طرح این سوال می پردازد که آیا در رابطه با مسائلی که آیه قرآن یا حدیث معصوم درباره آن وجود ندارد می توانیم به احکام عرفی و بناء عقلا عمل کنیم یا خیر ؟ با توجه به فراگیر بودن دین مقدس اسلام ، پاسخ برگزیده آن است که احکامی که مورد قبول عقلا و عرف بوده و از طرف شرع مردود نباشد پذیرفته شدنی است. در بخش نخست رساله ، ادله امکان تعبّد به ظن ، امکان و استصحاب و انسداد باب علم و علمی بر حجیت مطلق ظن طرح و نقادی شده است و در تقسیم احادیث به اقوال بزرگان فقه همچون سید مرتضی استناء شده است . مؤلف نظر فقها معاصر را با نظرات شیخ مفید هماهنگ دانسته که عرف با تحول جامعه متحول گشته و انواع عرف عقلاء از نظر حجیت و مقدمات بحث را تحلیل و بررسی می کند و نتیجه می گیرد که طرفداران انسداد نه اندکند و نه بی نام . بخش دوم رساله بحث از تفکر انفتاحی و دلایل آن است و ثمره نزاع در پایان بحث آورده شده است.
صحابه رسول اکرم (ص) ، تابعین و دانشمندان اسلامی ، همه اتفاق نظر دارند که آیه تطهیر درباره پنج تن آل عبا ( اصحاب کساء ) فرود آمده است؛ حتی امّ سلمه و عایشه که خود شاهد بر نزول آیه بوده و امید داشته اند که مشمول این آیه باشند بر دلالت آن فقط بر پنج تن تصریح کرده اند، با این حال ، معدودی از افراد ، با نظرات شخصی خود ، کوشیده اند تا این آیه را یا فقط به زنان پیامبر ( ص ) اختصاص دهند و یا علاوه بر پنج تن ، همسران آن حضرت را نیز مشمول آن بدانند . گروهی نیز دامنه شمول آن را گسترده تر دانسته و عموم خاندان پیامبر (ص) را در زمره اهل بیت شمرده اند . بدیهی است که اجتهاد شخصی آنان در مقابل نصوص و روایات معتبر باطل و مردود است. سیاق آیه نیز حکایات از اراده تکوینی خداود بر زدودن آلودگیها از اهل بیت دارد.
یکی از بحثهای منطق ارسطوئی تقسیم قضیه به معدوله و محصله ، و نیز تقسیم لفظ به معدول و محصل است. بحثی دیگر که از از ارسطو تا امروز مطرح است، گفتگو درباره ملکه و عدم است. نویسنده در این مقاله در صدد اثبات این مدعا است که در کتب منطقی – از ترجمه کتاب ارسطو گرفته تا کتب منطقی خیر – در هر سه مورد اشتباه رخ نموده است. بدین معنی که علاوه بر خلط اصطلاحات ارسطو با اصطلاحات رایج در کتابهای منطقی، مسلمانان مفهوم آنها را نیز با هم اشتباه کرده اند. بنابراین در این مقاله از وضع اصطلاحات محصل و غیر محصل ، ملاک تشخیص این دو اصطلاح ، قضیه عدمیه ، متناقصین و ملکه و عدم بحث می شود.
رساله به انگیزه بیان مشابهتهای موجود میان نظرات عرفانی ابن سینا و آراء نوافلاطونی نگاشته شده و در مقدمه ، نحوه دسترسی مسلمانان به ذخائر فرهنگی و فلسفی یونان و روش ابن سینا در شرح و تفسیر نظرات فیلسوفان یونانی و اسکندرانی عنوان شده است . رساله به اثبات عرفانی بودن فلسفه نوافلاطونی در مقایسه با سایر مکاتب فلسفی آن زمان پرداخته عقاید افلوطین درباره علم واحد ، وحدت عالم و معلوم ، صادر اول ، نفس و مباحث مربوط به طبیعت و ماده را مطرح کرده و چگونگی رهیافت اندیشه های عرفانی نوافلاطونی به سرزمینهای اسلامی را تحلیل می کند . یبان آراء عرفانی ابن سینا در مقایسه با عقاید افلوطین و مباحثی درباره خداشناسی ، عقل ، نفس ، داستانهای رمزی عرفانی ، عشق ، لذت و الم ، خیر و شر و مقامات و کرامات عارفان ، عناوین بخش آخر رساله است.
نگارنده ابتدا منابع تاریخ اسلام و مستشرقین را ارزیابی کرده و سپس به طرح موضوعات رساله می پردازند. عناوین رساله عبارتند از : نصاری در جزیرة العرب از قدیم تا عهد رسول خدا (ص) شعرای نصرانی در عهد جاهلی حنفاء قبل و بعد از اسلام رابطه پیامبر با نصاری قبل و بعد از بعثت رابطه خلفاء راشدین با نصاری حیطه جغرافیایی نصاری ، چگونگی نفوذ آنها با عربستان ، تضاد آنها با یهود ، علت مهاجرت مسلمین به حبشه ، و رابطه مسلمین با نصاری در جنگهای ردّه ، فتوحات عراق ، شام ، آفریقا ، سواحل دریای قبرس و ارمنستان از موضوعات دیگری است که در رساله مطرح شده است .