خدمات جامع اطلاع رسانی مرکز اطلاع رسانی و خدمات علمی جهاد سازندگی در سال 1372 مبتنی بر ساختارمدیریتی نوین اطلاعات بنیان نهاده شد که این خود منجر به فراهم آوری و تهیه کارآمد اطلاعات گردید. کتابخانه های بیش از 60 مرکز تحقیقاتی و آموزشی وزارت جهاد سازندگی زیرساختی را تشکیل دادند که از طریق آن, شبکه ای از خدمات و منابع اطلاعاتی به وجود آمد. به منظورتقویت میزان دسترسی به خدمات خرد و کلان اطلاع رسانی, ساختار دو گانه مدیریت طرح ریزی شد. انجام خدمات اطلاع رسانی خرد نظیر آگاهی رسانی جاری, جمع آوری اطلاعات تخصصی بومی و ایجاد خدمات اطلاع رسانی خرد, توسط کتابخانه های استان ها, و خدمات اطلاع رسانی کلان نظیر خدمات مرجع, سازماندهی منابع و پایگاه های اطلاعاتی, منطبق ساختن و توسعه فن آوری های نوین اطلاع رسانی توسط مرکز اطلاع رسانی و خدمات علمی جهاد سازندگی برنامه ریزی و پیش بینی شد. بدین ترتیب, مرکز اطلاع رسانی و خدمات علمی جهاد سازندگی به منظور ارائه ساختار مدیریت اطلاع رسانی توزیعی متمرکز, اقدام به توسعه واحدهای اطلاع رسانی در سراسر کشور کرد.
اصالت تفکر فلسفی ملاصدرا و تبیین تعین معرفتی فلسفه او از مسایل بحث برانگیز است. صدرا شناسان معاصر دیدگاههای گوناگون در این خصوص ادامه کرده اند . منکران اصالت تفکر فلسفی ملاصدرا او را به التقاط متهم کرده اند و قائلان به اصالت این فلسفه در تبیین آن ، دیدگاه های مختلف ابزار داشته اند؛ عده ای آن را حکمت تلفیقی دانسته اند که درنظام و ساختار معرفتی ابتکاری است و عده ای ملاصدرا را ابن سینای اشراقی به سبک سهروردی دانسته اند و برخی فلسفه او را اصالتاً « کلام » تلقی کرده اند و گروهی بر زبان ومنطق برتر در حکمت متعالیه تاکید کرده اند. « تنوع ابزار در مقام گردآوری » و « هندسه نوین معرفتی » دو دیدگاه دیگر در تبیین هویت معرفتی فلسفه صدرایی هستند . مطالعه بین رشته ای تبیین روشنی از فلسفه صدرا است که در پررتو توجه به آفات حصرگرای روش شناختی قابل حصول است. اخذ روی آورده های گوناگون در تبیین پدیدارها نوعی کثرت گرایی روشی شناختی است که بر نظریه ذو مراتب بودن حقیقت استوار است، نظریه ای که تمایز فلسفه متعارف و متعالیه را توضیح می دهد.
هنگامی که می پذیریم قرآن و سنت قانون زندگی ماست، به این پرسش باید پاسخ بگوییم که برای موارد ناآمده یا مختصر و مجمل آمده چه باید کرد؟ همه بر آنیم که چنین جایی عرصه « اجتهاد » است؛ کاری که در فقه هزار و اندی ساله اسلامی روی داده است. اما باید پرسید آیا امروز نیز راه حل هایی که فقیهان گذشته در اقتصاد و سیاست و قضا ارائه کرده اند عیناً قابل اجراست ؟ اگر پاسخ منفی است چه باید کرد؟ آیا « فقه متکی بر وحی » ما توان « به روز بودن » را دارد، و اگر دارد چرا این همه مشکل بی پاسخ مانده است؟ اگر فرض توان درونی منابع فقه را برای پاسخگویی مشکلات نو به نو و روز افزون جامعه خود پذیرفته باشیم ، باید بپذیریم که بی پاسخ شمار زیاد از مشکلات ، ریشه در روش استنباط – اجتهاد – دارد. آیا می توان گفت نهاد سازمان یافته اجتهاد مصطلح کنونی، نیازمند بازنگری در بینش و روش است؟ اگر آری ، چگونه؟