طبقه بندی علوم همواره مورد توجه فلاسفه و دانشمندان بوده و هست . بسیاری از بزرگان دینی و غیر دینی هم در این باب داد سخن داده اند . در قرون اخیر ‘فرهنگ نویسی نیزناگزیر به مسئله تقسیم بندی و طبقه بندی علوم پرداخته است . در این طرح با استفاده از تجارب قبلی ‘طرحی جدی و با اتکا و استناد به آیات قرآن مجید داده شده است . این طرح عمدتأ ‘ به تقسیم بندی دوگانه توجه کرده و تا چند رده همین روش را حفظ کرده است . در این طبقه بندی طبیعت و انسان به عنوان دو محور اصلی تلقی شده و تقسیمات فرعی ‘ زیراین دومحور آمده است . امتیازات : 1)الهام از قرآن 2) بهای ویژه به انسان که مصداق خلیفه الهی و فرمایش حضرت علی است که ((وفیک انطوی العالم الاکبر 3)ساده و قابل فهم برای همه 4)عمومیت و شمول جهانی بویژه قابل استفاده موحدان 5)بهره برداری از عناصر شناخته شده جهان و انسان 6)انضمام علوم پزشکی جزو علوم انسانی .
کافور که در کتب تاریخ با عناوین : استاد‘ابوالمسک و کافور اخشیدی مشهور است نام و عنوان برده و غلامی خصی (خواجه)است که توسط برده فروشی از سودان به مصر آورده شد . این غلام در اوائل سده چهارم (312ه.ق) به عنوان مملوک به خدمت ابوبکر محمد بن طغج فرغانی ملقب به اخشید (پادشاه و احیانأ شاه شاهان ) از امراء عصر عباسی درآمد و از خواص او گردید . کافور به دلیل برخورداری از استعداد ذاتی و هوش سرشار در دستگاه اخشید به مراتب عالی رسید و در مدتی کوتاه توانست منصب فرماندهی سپاه او را به خود اختصاص دهد و در زمره مشاوران و محرم اسرار او درآید .کافور ضمن انجام وظائف محوله سرپرستی و تربیت دو پسر اخشید : ابوالقاسم انوجور و ابوالحسن علی را نیز عهده دار گردید . در سال (335 ه) که اخشید درگذشت فرزند ارشد او انوجور جانشین او گردیده عنوان سلطنت از آن او بود ولی اداره امور و کشورداری به عهده کافور قرار گرفت . در سال (349ه) که انوجور درگذشت و برادرش ابوالحسن علی به سلطنت رسید ‘ همچنان نام و عنوان سلطان از آن علی و اداره امور به دوش کافور قرار داشت ‘ تا آنکه در تاریخ (355 ه) علی بن اخشید نیز درگذشت وکافوربه طور مستقل حکومت مصر و توابع آن را در دست گرفت وتا (357 ه )به مدت دو سال و چند ماه در آن خطه فرمانروایی کرد .
از ابتدای قرن نوزدهم ادبیات دوره رمانتیک فرانسه‘ که به ادبیات رمانتیک انگلیسی نزدیک بود و این مراتب هم بطور متقابل بود‘ متوجه ادبیات جوان آمریکا و مؤلفین نوپرداز وگاه نامتعارف آن میشود ونسبت به آن شور و شوق وافری از خود نشان می دهد و حتی معرف آن در اروپا میشود. مقاله حاضر به بحث و بررسی این روند و نیز اهمیت آن بر ادبیات فرانسه می پردازد ودر این رهگذر ملاحظاتی چند در خصوص شناخت و تأثیر ادبیات شرقی را‘ که موجد و بانی آن نیز خاورشناسان بوده اند‘ ارائه میکند. جادارد که زمینه اخیر ‘ که بیشتر در رساله های دانشگاهی غرب مورد بررسی و تحقیق بوده است ‘ در کشور ما نیز جایگاه مختص خود را بیابد و اهمیتی را که شایسته آن است کسب کند.
در این مقاله‘ پس از توضیح واژه((سیره)) یادآوری شده است که: ((سیره)) ناظر به نوع وکیفیت حوادث تاریخی است و تفاوتهایی با ((تاریخ)) و((مغازی)) دارد و سپس اهدافی که درتحلیل مباحث سیره می باشد‘ مورد توجه قرار گرفته است و همچنان به اهمیت ونقش اساسی آن در فهم و آگاهی از فرهنگ اصیل اسلام‘ اشاره شده است ‘ و ادعا کرده ایم که بدون تحلیل وتبیین سیره‘ فهمیدن معارف اسلامی‘ محال است. آنگاه برای این مدعا از منابع قرآن ‘ تاریخ و حدیث استفاده کرده ایم .
تحول منزلت های هویتی سردرگم ‘ دنباله رو‘ بحران زده و هویت یافته و نیز تغییرات هویت ملی و هویت مذهبی در دانشجویان سال اول تا چهارم دوره کارشناسی مورد بررسی قرار گرفت . همچنین میزان حرمت خودو حالت اضطراب در منزلت های هویتی چهارگانه و هویت ملی وهویت مذهبی مورد مقایسه قرار گرفت . پژوهش حاضر با هدف بررسی میران تغییرات هویت ((من)) ‘ هویت ملی و هویت مذهبی طی چهار سال در دانشگاه از یکسو و نیز مشخص کردن سطح حرمت خود و اضطراب در هر یک از زیرگروههای هویتی وتعیین سطح سلامت روانی در آنها انجام شد . پنج پرسشنامه پژوهش حاضر طی دو مرحله به صورت گروهی روی 427 دانشجوی دختر و پسر اجرا شد . یافته های حاصل از مقایسه منزلت های هویتی حاکی از کاهش معنی دار هویت دنباله رو بود .