در اینجا مجالی فراهم آمده است تا به زن و جایگاه او در زمانه عطار بپردازیم و ببینیم دیدگاه این شیخ روشنفکر قرن ششم در مورد زنان چه بوده است و در مجموعه آثارش به کدام دسته از زنان توجه بیشتری داشته و تعبیر او از زن و هویت انسانی و نقش او در جامعه چگونه بوده است.
درس""مواد و خدمات کتابخانه برای کودکان و نوجوانان ازجمله د روسی است که در دورهء کارشناسی کتابداری به دانشجویان آموخته می شود. چگونگی نقد کتابهای کود کان ,یکی از مطالب مورد اشاره در این درس است. کتاب ""گذری در ادبیات کود کان "" از جمله منابع این درس در "" مشخصات کلی, برنامه و سرفصل دروس دوره کارشناسی کتابداری- کارشناسی (در دو شاخه): علو م انسانی و اجتماعی , علوم پایه است. در این کتاب، معیارهایی در مورد چگونگی نقد ظاهری و محتوایی کتابهای کو دکان ارائه شده که به نظر می رسد هنوز هم در آثار جدید منتشره در مورد ادبیات کودکان دیده می شود. نوشتهء حاضر پس از بررسی میزان کارآیی این روش، نقاط ضعف آن را از طریق مقایسه با خود این روش و نیز، کتابهای مشابه ،روشن و روشی تازه برای انجام نقدکتابهای کود کان ارائه می کند.
پیشرفت سریع تکنولوژی باعث شده است که کودک امروزی پا را فراتر از مرزهای خانه و اجتماع بگذارد و انتظارات متفاوتی با نسل گذشته داشته باشد و ساختارهای فکری و اجتماعی اش تغییر کند چون نظامهای آموزشی سنتی به تأمین نیازهای کودک امروزی، قادر نیست. بنابراین باید نظامهای آموزشی متحول و با پیشرفت تکنولوژی همگام شود. یکی از روشهای متحول ساختن نظامهای آموزشی، اصلاح ساختارهای نظام به کارگیری تکنولوژیهأی پیشرفته ارتباطی و رایانه ای و متحول ساختن نظامهای أموزشی است. در این مقاله پیشنهاد شده است که کتابخانه های مدارس به مرکز ارتباطات آموزشی یا مرکز یادگیری تبدیل شود به طوری که معلم و شاگرد بتوانند بدون اتلاف وقت و بدون نیاز به جابجایی از مکانی به مکأن دیگر به راحتی به امر تدریس و یا گیری بپردازند و در استفاده از مرکز با هم مشارکت داشته باشند.
تلاش برای درمان، بدون در نظر گرفتن بحث “ انگیزش“ کامل نیست . میلر و رالینک (1991)، در توضیح این مبحث اظهار می دارند که اغلب معتادان به طور ذاتی در مورد تغییر، احساس دوگانه ای دارند(بیشتر از این که دارای مقاومت، ارادة ضعیف، یا از لحاظ شخصیتی معیوب باشند). این نویسندگان انگیزش را به عنوان «حالت آمادگی یا آماده بودن برای تغییر تعریف کرده اند که ممکن است این حالت، از زمانی به زمان دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر کند».
پروچاسکا، دی کلمنت و نورکراس (1992)، الگوی جامعی را برای مفهوم پردازی «انگیزش» بیمار - برای تغییر- ارائه داده اند. آنان، الگویی شش مرحله ای را برای تغییر پیشنهاد کرده اندکه عبارت است از: 1- مرحله غفلت و نا آگاهی (یا پیش از تأمل)، 2- مرحله تفکر و تأمل، 3- مرحله تصمیم گیری برای تغییر (آمادگی) ، 4- مرحله عمل یا اقدام، 5- مرحله ماندن در ترک (نگهداری) و 6- مرحله بازگشت به اعتیاد(بک، رایت، نیومن و لیس،1380: 38).
به نظر پروچاسکا و دی کلمنت (1986) «درمان رفتارهای اعتیادی، درصورتی که هم مراجع و هم درمانگر بر یک مرحلة تغییر تمرکز کنند، می تواند به آرامی پیش برود». در این میان، ""مصاحبه انگیزشی"" شیوه ای است که بیشترین تأثیر را در ایجاد انگیزه برای درمان معتادان یا تغییر رفتار داشته است. در واقع، این روش که برای اولین بار توسط میلر (1983) و رالینک (1991) توصیف شد، یک روش مشاوره رهنمودی (با رویکرد مراجع – محوری)، است که از طریق «شناخت مشکلات بالقوه» و «کشف و رفع احساس دودلی و تردید او» (با هدف تغییر رفتار)، به مراجع کمک می کند.
در این مقاله، ضمن توصیف « کاربرد مصاحبه انگیزشی در درمان معتادان » به تفاوت های رویکرد مصاحبه انگیزشی با سه رویکرد انکار – مواجهه ، آموزش مهارت و رویکرد غیر دستورالعملی اشاره شده است. همچنین ، پنج اصل عمومی مصاحبه انگیزشی و انواع رویکردهای آن مورد بررسی قرار گرفته است.
به طور کل، در این نوع مصاحبه که نسبتاً نوین است برتوانایی های مشاوره ای تکیه دارد و تلاش می شود تا نگرش بیمار بدون مواجهه ، نسبت به منافع و زیان های ادامه مصرف، تغییر یابد. این رویکرد، بویژه در کسانی که هنوز آماده تغییر نیستند و یا درباره این تغییر تردید دارند، مؤثر است. در واقع، هدف اصلی این رویکرد درمانی، بر طرف کردن احساس دودلی مراجعان و تشویق آنها به بیان نگرانی ها و دلایل شخصی شان برای تغییر رفتار اعتیادی است».
بنابراین، بر اساس بررسی های صورت گرفته در زمینه ""کاربرد مصاحبه انگیزشی در درمان معتادان ایرانی""، این نتیجه حاصل می شود که از یک سو، به دلیل جاری فقدان یک رویه نظام مند درمانی و از سوی دیگر، به لحاظ غالب بودن درمان های دارویی نسبت به درمان های غیر دارویی (روان شناختی) برای درمان اعتیاد در کشور، درمانگران اعتیادی در سطح وسیع از این رویکرد استفاده نمی کنند.
در دنیاى جدید، برخى از مکتبهاى سیاسى همچون لیبرالیسم، شعارهایى را مطرح مىسازند که گاه پارهاى از آنها با رهآورد ادیان در تعارض قرار مىگیرد . بررسى جنبههاى گوناگون این مکاتب و میزان سازگارى آنها با ادیان آسمانى، به ویژه دین مبین اسلام، یکى از مسائل مهم دینپژوهى است . در این نوشتار، نویسنده یکى از آموزههاىمشترک لیبرالها (فردگرایى) را مطرحمىسازد و به بررسى انتقادى عناصر چهارگانه آن مىپردازد .
لیبرالها در مقابل مارکسیستها که شعار اصالت جامعه و تقدم منافع اجتماعى بر منافع فردى را سر مىدهند، به گونهاى افراطى به اصالت فرد و رجحان مصالح فردى مىاندیشند . از آن جا که این تفکر، فرد انسانى و خواستههاى او را بر همه چیز - حتى بر خدا و دستورات دینى - غالب و حاکم مىداند، در این مقاله در صددیم با معرفى این نگرش از زبان محققان غربى، به بررسى و نقد آموزههاى آن بپردازیم; اما پیش از ورود به بحث لازم است مختصرى درباره تعریف لیبرالیسم، پیشینه تاریخى آن و عقاید مشترک لیبرالیستها بدانیم .
در این مقاله نگارنده، مساله رویکرد گوهرگرایان به پلورالیسم دینى را مطرح کرده و مىگوید:
به طور کلى مىتوان در باب تنوع و تکثر ادیان مختلف، سه دیدگاه مهم را برشمرد . انحصارگرایى، که نجات و رستگارى را منحصر در یک دین مىداند . شمولگرایى، گرچه تنها یک دین را بر حق مىداند، ولى طبق این دیدگاه پیروان سایر ادیان هم، حتشرایطى مىتوانند نجات یابند . و بالاخره، پلورالیسم دینى که قائل به کثرت ادیان و محق بودن همه ادیان است .
ایشان یادآور مىشود که برخى از اندیشمندان، تجربه دینى را مبنا و پایهاى براى پلورالیسم دینى قلمداد مىکنند، که ما از آن تحت عنوان «تجربه گرایان دینى» یا «گوهر گرایان» نام مىبریم .
تجربه گرایان با گوهر انگاشتن «تجربه دینى» براى همه ادیان مىگویند ادیان داراى عنصرى واحد و مشترک به نام «تجربه دینى» مىباشند و همین عنصر مشترک دلیل بر حق بودن همه آنها مىباشد .
نویسنده، نظریات شلایر ماخر و رودلف اتو را در این زمینه مطرح مىکند و با اشکالاتى که بر این نظریات وارد مىنماید نتیجهگیرى مىکند که «تجربه دینى» هیچ گونه حجیت معرفتشناختى ندارد و نمىتواند گوهر مشترک همه ادیان باشد، نتیجتا وقتى گوهر بودن تجربه دینى مخدوش شد، معقول نیست که مبناى پلورالیسم دینى قلمداد شود .
امروزه در عرصه دین پژوهى با واقعیتى مواجه هستیم که معمولا از آن به عنوان «پلورالیسم دینى» یا کثرتگرایى دینى تعبیر مىشود که واکنشى است در قبال تعدد پدیده دین . تکثر و تنوع ادیان و مکاتب، یک واقعیت اجتنابناپذیر عینى است . آنچه در این بین محل بحث و نظر مىباشد، حقانیت و بطلان یا سعادت و نجات ادیان و متدینان است .
سکولاریسم (دینگریزى) یک ایدئولوژى ضد دینى است که با مطلق کردن ارزشهاى دنیوى، هر گونه رابطه میان انسان و خدا را رد و آگاهانه صدق تجربیات و باورهاى دینى را انکار مىکند. اما سکولاریزاسیون (دینجدایى) مفهومى است که براى توصیف و تحلیل فرآیندهاى جوامع مدرن به کار برده مىشود. این جدایى حداقلى که مورد تأیید نویسنده است، به معناى فرآیند تفکیک و تمایز ساحتهاى قدسى و عرفى از یکدیگر و تحدید حدود و تبیین مناسبات میان آنهاست.
در گذشته، روشنفکران «وجدان بیدار» و «زبان گویا»ى جامعه بودند و، بر این اساس، خود رسانهاى مؤثر بودند و هر نظام حاکمى به دنبال سرکوب روشنفکران یا تحت کنترل درآوردن آنها بود. اما امروزه سرکوب روشنفکران جاى خود را به «کنترل رسانهها» داده است. امروزه رسانهها چنان به تولید و بازتولید (تکثیر) سرسامآور تصویر روشنفکرى پرداختهاند که هر کسى مىتواند روشنفکر به حساب آید.