تحقیق حاضر با هدف بررسى تاثیر صداى پس زمینه اى بر درک شنیدارى زبان اموزان و نیز بررسى نقش ماهیت صدا در این تاثیرگذارى انجام شد. دربارهء نقش ماهیت صدا، سه ویژگى از مجموعه و یژگى هاى ان مورد مطالعه قرار گرفت. این سه ویژگى عبارت بودند از: کلامى یا غیرکلامى بودن صدا (یعنى این که صدا صداى انسان باشد یا غیر انسان)، معنادار یا بى معنا بودن صدا (یعنى این که صداى کلامى براى زبان اموزان قابل فهم باشد یا خیر)، این که صداى معنادار به زبان مادرى زبان اموزان باشد یا به زبانى که در حال فراگیرى انند. براى پیشبرد این اهداف، ده متن از طریق یک نوار صوتى به زبان اموزان شرکت کننده در تحقیق ارائه شد. دو متن از این ده متن بدون صدا (یعنى کاملا واضح) بودند، هشت متن دیگر در پمس زمینه خود صدا داشتند. این صدا یا پارازیت رادیویى (به عنوان جایگزین صداى سفید که صداى غیرکلامى استاندارد محسوب مى شود) بود، یا صداى کلامى به زبان روسى به عنوان صداى بى معنا، کاملا نا آشنا)، زبان انگلیسى (به عنوان زبان دو م زبان اموزان) یا زبان فارسى (به عنوان زبان مادرى زبان اموزان). تحلیل آمارى داده ها نشان داد که صداى پس زمینه اى تاثیر منفى عمده اى بر درک شنیدارى زبان آموزان دارد. هم چنین مشخص شد که تاثیر منفى صد اى غیرکلامى بیشتر از صداى کلامى است. از سوى دیگر، معناى صدا به لحاظ آمارى نقش چندانی در تاثیرگذارى منفى بر درک شنیدارى نداشت، و سرانجام آن که صداهاى زبان مادرى، زبان دو م تاثیر منفى یکسانى بر درک شنیدارى زبان اموزان داشتند.
بینامتنى ارتباط میان گفته هاى ادبى را نمایان مى سازد و با کمک آن، مى توان به مقایسه داستان کوتاه ( سه قطره خون ) اثر صادق هدایت و قطعه شعرى به نام ( سه قطره خون روى برف ) در پرسوال یا داستا ن گراآل اثر کرتین دوتروا پرداخت. داستان هدایت در تیمارستان شروع مى شود، خون قنارى یا گربه اى که قنارى را گرفته است، به زمین مى ریزد و دخترى که به راوى نظر دارد با مرد دیگرى (عباس) مى رود. داستان در خانهء سیاوش به پایان مى رسد، خون گربه اى دیگر ریخته مى شود و دخترى که نامزد راوى است با سیاوش مى رود. داستان پرسوال، از محلى کم درخت در جنگل آغاز مى شود، شاهینی خون غازى را بر زمین مى ریزد. غاز دوباره به پرواز درمى آید، ولى پرسوال مدتى طولانى به سه قطره خون روى برف خیره مى شود و به یاد چهرهء گلگون دلدار خود مى افتد. سپس با رسیدن گوون و بردن پرسوال نزد شاه آرتور، داستان پایان مى یابد.
نوشتار حاضر به بهانة شناساندن فرهنگنامة اصول فقه در آغاز به کلیاتی پیرامون دائرةالمعارفنگاری و فرهنگنامه نویسی پرداخته و در گفتار دوم افزون بر بیان تاریخچه و ویژگیهای فرهنگنامة اصول فقه در سه بخش (ساختار تشکیلاتی، مراحل اجرایی و شیوة تدوین) به معرفی آن اقدام نموده است.
بنیادجامعه اطلاعاتی مبتنی بر فعالیتهای متنوعی است که به نحو مستقیم با تولید، توزیع و کاربرد اطلاعات مرتبط میباشد . دانیلبل، ویلیام مارتین و صاحبنظران دیگر، تعاریف متنوعی را از جامعه اطلاعاتی ارائه کردهاند که در این مقاله مورد توجه قرار میگیرد. پرسش عمده در چارچوب جامعه اطلاعاتی ایران تأکید بر زیر ساختهای اختصاصی ، نرمافزارهای عمومی، نرمافزارهای اختصاصی و آموزش مورد نیاز کارکنان میباشد. بر این قرار نگرش نوین به زیر ساختهای اطلاعاتی برحسب استراتژی نوین دولت جمهوری اسلامی ایران طراحی شده است. در این مقاله با توجه به منابع متنوع نگرش به بنیاد جامعه اطلاعاتی در ایران مورد توجه قرار میگیرد.
عنوان بحث در این مقاله صورت جوهری است. این مقاله تحلیلی است مبتنی بر کتاب زتا. ارسطو این اصطلاح یعنی صورت جوهری را به کار نمی برد، اما ما آن را صورت جوهری می نامیم. بحث صورت در فلسفه ارسطو یکی از مهم ترین مباحث فلسفی به شمار می رود، زیرا موجودیت هر چیزی به صورت آن است نه هیولای اولی، زیرا هیولای اولی چیزی است بالقوه و یک شی منحاز و مستقل نیست و نمی تواند مشارالیه « این» قرار گیرد. اما صورت یک شی منحاز و مستقل است و می تواند مشارالیه «این» قرار گیرد و صورت است که به هیولای اولی تشخص می دهد. از میان اقسام جوهر، صورت مهم ترین آنها تلقی می شود، چون مرحله فعلیت است در این مقاله نیز بحث می شود که ما در مورد صورت جوهری هم واژه« this» به کار می بریم و هم واژه «such» را. این مقاله نشان می دهد که به کار بردن هر دو واژه مزبور در مورد صورت، درست است. لازم به یادآوری است که واژه « this » در مورد جزیی و واژه such در مورد کلی به کار می رود.
مقاله حاضر با توصیف این پیش فرض آغاز می شود که فلسفه غرب همواره با گفتمان تقابلی سخن گفته است. یعنی همواره تعاریف براساس غیاب وحضورواین که پدیده های عالم دو قطبی هستند شکل گرفته اند. در برابر، نگارنده ادعا می کند که ژاک دریدا(Jacques Derrida) فیلسوف فرانسوی(2004-1930) با به چالش گرفتن منطق کلامی فلسفه غرب از عصرافلاطون تا به امروز، منطقی نوین برای طرح مباحث فلسفی خود بر می گزیند. این منطق را منطق پارادوکسی(منطق تناقض نما) نامیده ام و در این تحقیق به تشریح آن از طریق شرح چند اصطلاح مهم درفلسفه واسازی(deconstruction) دریدا خواهم پرداخت. طرح این مسئله(این که منطق کلامی اندیشه دریدا چیست و با منطق کلامی متداول درفلسفه غرب چه تفاوتی دارد) می تواند پایه نخست و در واقع پیش نیازی برای طرح فلسفه واسازی محسوب گردد.
ادبیات آلمانی آراسته به آثاری است که متعلق به دوره های گوناگونند. دوره رمانتیک در آن میان دارای این ویژگی است که اندیشمندان، ادبا و هنرمندان آن توجه خود را نه به امور واقعی، بلکه به غایت بینهایت جهان معطوف داشته اند. زیرا منشأ و شالوده امور غایت نامتناهی جهان است که در عرصه طبیعت به صورت ایده های زیبا متجلی است. مطابق بینش رمانتیک هنرمندان با احساس خویش جلوه ایده ها در صحنه طبیعت را مشاهده می کنند و در آثارشان نمایان می سازند. اما موضوع مورد توجه آنها آنقدر عظیم است که هیچ هنرمندی نمی تواند آن را به تمامی مشاهده کند و در آثارش به نمایش گذارد. افزون بر آن غایت نامتناهی جهان به طور ذاتی در هیچ اثر ادبی نمی گنجد؛ بنابراین آثار ادبی به صورت قطعه ای ناتمام باقی می ماند. مقاله زیر شرح مختصر بینش و آثار اندیشمندان، ادبا و هنر مندان دوره رمانتیک است.