مهدى بازرگان (1286 - 1373ش) در واپسین سالهاى زندگى خود، به تبلیغ جدایى دیانت از سیاست پرداخت و هفت دلیل به نفع آن بر ساخت. چگونگى این دلیلها، شگفتى ناظران و داوران آگاه را برانگیخت. پرسش اصلى آن است که آیا مطالب مهندس بازرگان، استدلال است یا اعتراض؟ ظاهر عبارات ایشان، فرضیّه اول را تأیید مىکند ولى دقّت و ژرفنگرى در بحثهاى ایشان و قرائن دیگر این فرضیّه را تایید نمىکند و به همین جهت چارهاى جز پذیرش فرضیّه دوم باقى نمىماند. در نتیجه نمىتوان بازرگان را از طرفداران سکولاریسم شمرد. او از روى تلخ کامى و در واکنش به وضع اجتماعى موجود و انتقاد به مخالفان، صرفاً اعتراضى سیاسى بیان کرده و تذکّرى اخلاقى داده است.
روسیه پس از اتحاد جماهیر شوروی با انبوهی از مسائل و مشکلات مواجه و بدون شک در بین این مسائل معضل هویت ملی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده است . روسها در دوره جدید حیات خود تلاش نمودهاند تا به یک هویت ملی منسجم ، یکپارچه و شفاف دست یابند ولی در این راه همچنان با مشکلات جدی روبرو میباشند که از جمله میتوان به تنشها و مقاومتهای قومی در این کشور اشاره نمود که فرایند هویت سازی ملی را در این کشور کند مینماید . اما بجز این عامل بدون شک مهمترین مانع را باید در تداوم تعارض هویتی روسها دنبال نمود که از گذشته به عنوان یک عامل تاثیرگذار مهم بر سیاست داخلی و خارجی روسیه مطرح بوده است ...
در این مقاله نگرش ها و رهیافت های گوناگونی که در زمینه شناخت پدیده های سیاسی و بین المللی وجود دارند مورد بررسی قرار گرفته و تلاش می گردد که به این پرسش پاسخ دهد که آیا شیوه های مطالعات و شناخت تجربی و رفتاری تنها طریق شناخت امور سیاسی و بین المللی هستند و یا خیر. پس از مروری بر اصول و مبانی شناخت تجربی و رفتاری، تحولات شناخت شناسانه ای که دانش هرمنوتیک و نیز اندیشه های پست مدرن در این زمینه به وجود آورده اند مورد بحث و کنکاش قرار گرفته اند.
در این مقاله داده های بارش و رواناب روزانه حوضه کارون تا شالو در سال آبی 1372–1371 و داده های روزانه ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال محدوده ی 10 تا 60 درجه ی شمالی و 100 تا 70 درجه شرقی بررسی شده است. به کمک تحلیل مولفه مبنا، تحلیل خوشه ای و تحلیل همبستگی شش الگوی گردشی شناسایی شد. این الگوها به دو دسته پرارتفاع و کم ارتفاع تقسیم می شوند. هر الگوی معین تمایل دارد در دوره معینی از سال ظاهر شود. الگوهای کم ارتفاع و فرودها شرایط دینامیکی را برای ناپایداری فراهم می آورند و بیشتر در دوره سرد سال دیده می شوند. الگوهای پرارتفاع و فرازها شرایط دینامیکی را برای پایداری فراهم می آورند و بیشتر در دوره گرم سال دیده می شوند. بررسی رابطه این الگوها با رواناب و بارش کارون نشان داد که الگوهای کم ارتفاع ارتباط معناداری با بارش و رواناب نشان می دهند اما رابطه آنها با بارش قوی تر است. یافته های ما نشان می دهد که ناهنجاری های ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال می تواند ابزار سودمندی برای پیش بینی متغیر بارش و به تبع آن پیش بینی سیلاب باشد. با توجه به رفتار فصلی این ناهنجاری ها، الگوهای کم ارتفاع عمدتا در زمستان دیده می شوند. الگوهای پرارتفاع عمدتا در تابستان مشاهده می شوند و با بارش بسیار ناچیز همراه هستند.