"هدف این پژوهش، مقایسه ی ارزش های شغلی زنان و مردان تحصیل کرده ی دانشگاهی، پیش از ورود به بازار کار، و بررسی این ارزش ها در رشته های مختلف تحصیلی بود. فرضیات تحقیق چنین است: ارزش های شغلی زنان، با ارزش های شغلی مردان متفاوت است؛ و ارزش های شغلی در رشته های مختلف تحصیلی دانشگاهی متفاوت است.
جامعه ی آماری پژوهش، همه ی دانش جویان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 82-83 بود که از بین آنان 500 دانش جوی سال آخر در رشته های مختلف تحصیلی، به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش در این بررسی، پرسش نامه ی ارزش های شغلی بود که بر اساس نظریه ی ارزش های شغلی سوپر با هفت مقیاس ارزشی تدوین شده بود: پیش رفت، استقلال، نوع دوستی، منزلت اجتماعی، بازخورد اقتصادی، امنیت و خلاقیت.
در تجزیه و تحلیل داده ها و تأثیرات تعاملی متغیرهای رشته های تحصیلی و هم چنین جنس با مقیاس های ارزش های شغلی، آزمون F و T انجام شد. یافته ها نشان داد که در زنان دانش جو، میزان ارزش های پیش رفت، نوع دوستی، امنیت، و خلاقیت به گونه یی معنادار با دانش جویان مرد متفاوت بود. میزان ارزش های شغلی، به استثنای ارزش پیش رفت و بازخورد اقتصادی، در بین رشته های مختلف تحصیلی متفاوت بود.
"
"
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سناخت درمان گری بر افزایش احترام به خود و کاهش پرخاشگری نوجوانان بزه دیده پسر 12 تا 15 ساله بود. فرضیه اصلی این بود که شناخت درمان گری احترام به خود بر کاهش پرخاش گری موثر است. برای انجام این بررسی،50 نوجوان بزه دیده از کانون های اصلاح و تربیت استان تهران در سال آموزشی 81-82 به صورت تصادفی انتخاب شدند. از این میان، آنان که در «مقیاس کوپراسمیت برای سنجش احترام به خود» (فرم طولانی) کم ترین نمره را گرفتند به دو گروه 25 نفری تقسیم شدند. هر دو گروه پس از همتاسازی، پیش و پس از شناخت درمان گری (اصلاح شناختی) احترام به خود، با «پرسش نامه ایزنک برای سنجش پرخاش گری» آزمایش شدند. در این پژوهش، زمان کاربرد متغیر مستقل شناخت درمانی گری 12 هفته بود.
مقایسه میانگین نمره های دو گروه 25 نفری (آزمایش و گواه) نشان داد که کاربرد شناخت درمان گری در افزایش احترام به خود و کاهش رفتارهای پرخاش گرانه به گونه مثبتی موثر است. یافته ها، افزون بر مقایسه میانگین، پس از آزمون گروه ها در سطح 0.99 معنادار است. هم چنین گزارش های مربیان و مددکاران نشان می دهد که رفتارهای پرخاش گرانه آزمودنی های این پژوهش در حدی قابل ملاحظه کاهش یافته است.
"
بررسی مقایسه ای دیدگاه های مختلف شاعران، به ویژه در جهت گیری های اجتماعی و سیاسی اهمیت زیادی دارد. در میان شاعران پارسی گو و عربی سرای معاصر، کمتر شاعرانی مانند اقبال و شابی درباره توجه به اراده انسانها و نقش آنان در تعیین سرنوشت خود سخن گفته است. در این مقاله، ابتدا با نگاهی گذرا به زندگی دو شاعر، به تفاوتها و شباهت های شخصی و دیدگاه ها و وضعیت خانوادگی و اجتماعی آنان اشاره شده است. سپس درباره توجه به مسوولیت پذیری ملت ها به طور کلی سخن گفته شده و این موضوع از دیدگاه اقبال و شابی هر یک به طور مجزا بررسی و تحلیل و سپس مقایسه و نتیجه گیری شده است. با بررسی دیدگاههای دو شاعر درباره توجه به اراده انسانها در تعیین سرنوشت خویش، آدمی به نیروهای نهفته درونی، بیشتر پی می برد و می تواند زندگی فردی و اجتماعی خویش را بهتر بسازد و زمینه رسیدن به سعادت هر دو جهانی را فراهم کند.
هدف این مقاله توسعه چارچوب مفهومی برای بکارگیری مدیریت بازده در ساخت و تولید است. ما نشان داده ایم که رابطه نزدیکی بین صنعت هوایی و صنعت ساخت و تولید در مسائل پشتیبانی تصمیم گیری وجود دارد و مدیریت بازده که اولین بار در صنعت هوایی معرفی شده است و در گروه مدلهای تصمیم گیری مسائل منابع محدود و زوال پذیر طبقه بندی گردیده است با اعمال تغییرات, راه حل مسائل مشابهی در صنایع تولیدی است . ما در این مقاله چالشهای صنایع تولیدی مانند سهم بازار و بهره برداری از منابع را که ناشی از محیط جدید کسب و کار و موضوعات کلیدی برای رقابت پذیری شرکتها است را مرور نموده ایم. چارچوب پیشنهادی مقاله مبانی قیمت گذاری و تخصیص منابع را از مدیریت بازده اقتباس نموده و در زنجیره گسترده ارزش افزوده از تامین کننده تا مشتری بکار گرفته است و همچنین پیشنهاد گزاره های تحقیق و موضوعات پژوهشی را ارایه نموده است. الگوی نوین طرح شده در مقاله راههای جدیدی را برای تحقق سود بیشتر برای تولیدکنندگان با توجه به سیستمهای تولیدی منعطف و تجارت الکترونیکی و در فضای رو به گسترش مشتری مداری و تولید ناب از طریق مدیریت قیمت گذاری فراهم میکند.
این مقاله به کارآفرینی اجتماعی بهعنوان یک پارادایم اشاره دارد که دو زمینهی سیاسی و اجتماعی در پیدایش آن مؤثر بوده است. تغییر رویکرد رفاه اجتماعی به نولیبرالیسم در حوزه علوم سیاسی و پیدایش مفهوم سرمایه اجتماعی درقلمرو جامعه شناسی, بهطور آشکار، پارادایم کارآفرینی اجتماعی را در ادبیات کارآفرینی پیش روی جوامع در عصر کنونی قرار داده است. جوهره این پارادایم، خلاقیت اجتماعی و درگیر شدن شهروندان در عرصههای تصمیمگیری دربارهی نیازها، انتظارات، مسایل و ارزشهای اجتماعی آنان است.