یکی از مهمترین پیامدهای جهانی شدن ، افزایش رقابت در سطح بین المللی اقتصاد است ، زیرا در این شرایط ، همواره با کاهش هزینههای حمل و نقل ، رشد حیرت انگیز فناوری اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونیکی و به حداقل رسیدن محدودیتهای جغرافیایی از فعالیتهای اقتصادی بنگاههای اقتصادی تمامی بازارهای جهانی را بازار بکر میدانند و بدان چشم دارند ، در این شرایط که منجر به رشد رقابت میان آنها میشود ، کارایی اقتصاد بین المللی افزایش خواهد یافت . در این میان میتوان گفت مهمترین پیامد جهانی شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونیک میباشد...
ترجمه کتاب اخبار ملوک بنى عبید و سیرتهم از ابوعبداللّه محمد صنهاجى (متوفاى636 ق) که به همت آقاى حجتاللّه جودکى انجام شده، داراى پارهاى نارسایىها و کاستىهاست. ایرادهاى کلى وارد براین کتاب، افزون بر ضعف در نگارش، در دو مقوله افزودن بر متن اصلى و کاستن از بخشهایى از آن و نیز عدم مراجعه به نسخههاى مختلف چاپى خلاصه مىشود. همچنین نزدیک به چهل مورد ترجمه مغلوط و نارسا در این کتاب وجود دارد.
اصولا تعاون در جوامع مختلف به مفهومی فراگیر و فراتر از زمان و مکان در بردارنده نوعی رابطه متقابل بین فرد با فرد، فرد با گروه، و گروه با گروه می باشد. در واقع تعاون متضمن نوعی بر هم کنش گروهی است که تامین کننده منافع و نیازهای اعضا می باشد، و نوع بشر فارغ از دیدگاه های سیاسی یا اقتصادی بدان نیازمند است. وجود مجموعه ای از سازمان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی در میان جوامع مختلف و در سطح بین المللی مصادیق روشن و زنده ای از این نیاز اجتماعی و تاریخی بشر امروز به شمار می آید. با این وجود نظام های سیاسی و اقتصادی گوناگون با نگرشی ویژه به مسئله تعاون و اشکال مختلف آن پرداخته اند. چنانکه در نظام سرمایه داری، اقتصاد تعاونی بر پایه لیبرالیسم اقتصادی تعریف شده و در آن آزادی عمل فرد بدون دخالت دولت را ترویج می نمایند. در حالی که در نظام سوسیالیستی با دیدگاه اجتماعی کردن تولید، اقتصاد تعاونی را نوعی اقتصاد دولتی و دستوری تلقی می نماید. در نظام اسلامی نیز اقتصاد تعاونی یکی از ارکان مهم اقتصادی تلقی می شود و از جنبه های مختلف بر آن تاکید شده است لیکن در عمل بخش تعاون جایگاه قابل توجهی در نظام اقتصادی کشورهای مسلمان نداشته است.نتایج عمده حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که همواره تعاون و معاضدت نوع بشر در عرصه های اجتماعی و اقتصادی در اشکال سنتی و مدرن آن نقش آفرین بوده است. لیکن گر چه شکل سنتی آن در فرآیند تحولات اقتصادی، اجتماعی و فناوری در معرض تلاشی قرار گرفته است، اما اشکال نیمه مدرن و مدرن آن، با بهره گیری از تجربیات گذشته به صورت تحول یافته و یا در شکل نوین کماکان نقش مهمی در اقتصاد اجتماعی ایفا می نماید. در عین حال این مهم در نظام های اقتصادی مبتنی بر عدم دخالت مستقیم دولت و قایل شدن آزادی نسبی بیشتری در فرآیند فعالیت ها به بخش تعاون، از موفقیت چشمگیرتری برخوردار بوده اند. اینک به نظر می رسد، چنانچه بخواهیم نقش و جایگاه تعاون در اقتصاد را تحکیم بخشیده و تثبیت نماییم، لازم است که بیش از پیش زمینه مشارکت جمعی گروه های مختلف اجتماعی در فرآیند تصمیم گیری، برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر کارکردهای تعاونی را فراهم نماییم؛ و جایگاه دولت ها تنها در حد نقش نظارتی و حمایتی از این بخش باقی بماند.
نوشتار حاضر از مقالات مهم در زمینة مطالعات زبانشناختی و نشانهشناختی سینماست. روژه اُدن در این مقاله میکوشد تا تحلیل نشانهشناختی فیلم را فراتر از بررسی صرفِ خود متنِ فیلم، اعم از گفتگوها و تصویرها و موسیقی و اصوات، ببرد. در این راه، به مانند عدهای دیگر، رویکردهای زبانشناسی به کاربردشناسی فیلم را مطرح میکند. بر این اساس، فهم فیلم یا، به عبارتی، فهم آنچه تماشاگر از فیلم درمییابد منوط است به بررسی سازوکار رابطة تماشاگرِ کنشگر با کارگردانِ کنشگر. به این ترتیب، تمام عناصر «برونفیلمی» در نشانهشناسی کاربردی مد نظر قرار میگیرد.
انقلاب صنعتی تحولاتی را در آموزش و کار حرفه ای معماری معاصر غرب بدنبال می آورد شامل تقسیم وظایف معمار- ایجاد مدارس تکنیکی تولید مصالح جدید و پر قدرت توسعه علوم و تکنولوژی سازه ای جدایی تئوری و عمل و صرفه اقتصادی .در سایه این تحولات معمار و مهندس سازه هماهنگی لازمه را پیدا نمی کنند و به تبع آن بناهایی ایجاد می شوند که در آنها فضا و سازه منفصل از یکدیگر می باشند.پیامدهای نابهنجار این دو گانگی بحث کیفیت آموزش و کار حرفه ای- معماری برای ایجاد همسازی بین فضا و سازه را بر اساس وضع موجود مطرح می کند.هدف از این مقاله بررسی دقیقتر این موضوع بصورت کاربردی و جلب توجه معماران و مهندسان سازه به کیفیت همسازی فضا و سازه و چگونگی همکاری واقعی میان آنها می باشد.بررسی مبانی ایجاد سازش بین فضا و سازه نتیجه می دهد که همسازی بر پایه معیارهای هماهنگی در معماری و عوامل بوجودآورنده سازگاری در معماری گذشته ایجاد می شود و شامل مفاهیم فضا و سازه و نگرش جامع می باشد.فضای معماری فضایی کیفی است و مبین خصوصیات فضای وجودی انسان می باشد.سازه به مفهوم ترکیبی منسجم از عناصر ساختمانی مقاوم و باربر است که دارای الزاماتی از قبیل قاعده و هندسه می باشد.درنگرش جامع فضا و سازه (و بقیه اجزا) بصورت پیوسته با هم و مرتبط با کل طرح می شوند.همچنین همکاری بین معمار و مهندس سازه (و سایر مهندسین) بر مبنای مفهوم کل انجام می شود و باید مبتنی بر تبادل نظر از ابتدا تا انتهای طراحی باشد.