سنجش قدرت ملی کشورها مستلزم ارزیابی و محاسبه مولفه ها و عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سرزمینی، نظامی، فرهنگی، علمی و فرامرزی کشورهاست که محاسبه مجموع امتیازات این عوامل نشانگر میزان و سطح قدرت ملی و تعیین جایگاه آنها در کشورها و در سطح منطقه ای و قاره ای است. با مشخص شدن وزن و جایگاه ژئوپلیتیکی کشورها، آنها می توانند برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی شده، در راستای تامین توسعه، رفاه، امنیت و منزلت درخور توجه در مقایسه با کشورهای پیرامونی خود، تدابیر لازم را بیندیشند. اگر چه سنجش قدرت ملی کشورها کار ساده ای نبوده و از آن به عنوان معضلی در جغرافیای سیاسی یاد می شود، اما در مقاله حاضر سعی شده با ارایه نوعی روش و مدل، گامی در راستای این مهم برداشته شود.در این تحقیق، از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده شده و با طراحی مدل سنجش ماتریسی، وزن ژئوپلیتیکی کشورها بر اساس شاخص ها و عناصر مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سرزمینی و غیره محاسبه و پس از آن کشورها در سطوح مختلف قدرت طبقه بندی شده اند.
"چندی پس از انقراض حکومت قراقویونلوها توسط آققویونلوها، یکی از شاهزادگان قراقویونلو به نام قلی به دکن(2) آمد و وارد دستگاه حکومتی بهمنیان شد. وی در آنجا مدارج رشد و ترقی را طی نمود تا آنکه از سوی بهمنیان به حکومت گلکنده منصوب شد و در سال 918 ق مقارن با ضعف شدید بهمنیان، اعلام استقلال نمود و حکومت قطب شاهیان را تأسیس کرد. وی بلافاصله پس از اعلام استقلال، به تبعیت از شاه اسماعیل صفوی مذهب شیعه را در قلمرو خود رسمی اعلام کرد و نام حکام صفوی را در خطبه بر نام خود مقدم نمود.
مذهب تشیع در دوره حکومت این خاندان چندین مرحله متفاوت را پشت سر گذاشت. در اولین مرحله، حکام سلسله با ایجاد بناهای مذهبی و اعلان شعایر مذهبی تشیع، تا حدی این مذهب را در دکن گسترش دادند. با ورود میرمحمد مؤمن استرآبادی در سال 989 ق به دستگاه حکومت، مرحله شکوفایی تشیع در دوره حکومت قطب شاهیان آغاز شد. اما با حمله شاه جهان در سال 1046 ق به حیدرآباد، مذهب تشیع در این منطقه رو به افول نهاد. در نهایت، در سال 1098 ق با تصرف گلکنده و حیدرآباد توسط اورنگ زیب، حکومت قطب شاهیان منقرض شد، اما تشیعی که آنها در این منطقه رواج دادند همچنان در آنجا پایدار ماند.
"