هدف از این تحقیق عبارت است از بررسی اثـر وضعیت پـا بر فعالیت الکترومیوگرافی عضلات اکستنسور و فلکسـور زانـو، طی فازهای درون گرا و برون گرای حرکت اسکات در دو حالت پای جمع و پای باز. 8 پاورلیفتر باتجربه، با میانگین و انحراف استاندارد سنی 74/3 ± 38/22 سال، قد 28/6 ± 5/172 سانتی متر، و وزن 98/9 ± 95/91 کیلوگرم، آزمودنی های این تحقیق بودند. به منظور نرمال سازی اطلاعات الکترومیوگرافی هر دو گروه عضلانی، آزمودنی ها سه تکرار 4 ثانیه ای حداکثر انقباض ارادی ایزومتریک (MVIC) را در دو حرکت فلکشن و اکستنشن زانو با زاویه 90 درجه اجرا کردند. سپس فعالیت الکترومیوگرافی عضلات پهن داخلی، پهن خارجی، و دوسر رانی، طی 3 تکرار متوالی اسکات (با دامنه حرکتی 100 درجه) در وضعیت های پاجمع (65% عرض شانه) و پاباز (160% عرض شانه) و با وزنه ای معادل 100% وزن بدن آزمودنی ها اندازه گیری شد. از آزمون آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه گیری مکرر (2 وضعیت پا × 2 فاز اسکات) برای مقایسه داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد فعالیت عضله پهن داخلی در وضعیت پاباز (38/16±41/42درصدMVIC)، در مقایسه با وضعیت پاجمع (73/14±09/38 درصدMVIC) بزرگ تر است (05/0P). همچنین، همه عضلات فعالیت بزرگ تری را در فاز درون گرا نسبت به فاز برون گرا نشان دادند (05/0P). تفاوت معناداری بین هیچ ترکیبی از وضعیت پا و فاز اسکات مشاهده نشد. به طورکلی، نتایج این تحقیق نشان داد اسکات پاباز ممکن است در به کارگیری عضله پهن داخلی، از اسکات پاجمع مؤثرتر باشد. از آنجاکه فعالیت عضلات پهن رانی، به ویژه عضله پهن داخلی، در برنامه های تمرینی و توان بخشی زانـو بسیار مهم اند، نتایج این تحقیق در پزشکی و ورزش کاربرد دارد.
هدف این پژوهش، بررسی مناسب بودن کیفیت محتوای تدریس شده به دانشجویان استعداد درخشان بود. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری آن،دانشجویان استعداد درخشان و عادی دانشگاه اصفهان به حجم 140نفر بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند. و برای برآورد حجم نمونه در انتخاب متخصصان، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش گرد آوری داده ها کمی– کیفی بود. در بخش کمی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، مشکلات دانشجویان در بعد محتوا بررسی شد. در بخش کیفی، با استادان متخصص در زمینه آموزش استعداد درخشان مصاحبه نیمه سازمان یافته به عمل آمد. یافته های پژوهش نشان داد دانشجویان استعداد درخشان و عادی از محتوای تدریس شده در سطح دانشگاه رضایت کامل ندارند.استادان برای مناسب کردن محتوای درسی برای دانشجویان استعداد درخشان بر هفت مقوله تکراری نبودن مطالب درسی، حذف یا جایگزینی دروس عمومی،ارائه دروس به صورت عملی، سازمان دهی میان رشته ای، ارائه محتوا به صورت غنی، متناسب کردن محتوا با علائق دانشجویان و انعطاف پذیری محتوا تأکید داشتند.
به منظور مطالعه تاثیر فراوانی کوئیز در عملکرد پایانی دانشجویان ایرانی رشته زبان انگلیسی، نمره های پنج گروه از شرکت کنندگان در پژوهش با استفاده از فرایند آماری تجزیه و تحلیل یک طرفه واریانس مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که کوئیز در عملکرد پایانی دانشجویان تاثیر مثبت و معنی داری دارد. بجز چند مورد استثنا، هرچه فراوانی کوئیز بیشتر شود، عملکرد پایانی بهتر می شود. همچنین به منظور بررسی رابطه بین کوئیز و حضور دانشجویان در کلاس، تعداد غیبتهای همان پنج گروه به طور مرتب کنترل شد و با استفاده از فرایند Chi-squac مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان اد که بین تعداد کوئیزها و تعداد غیبت از کلاس رابطه منفی وجود دارد
آب و هوای متنوع، فلات ایران را به گل خانه ای بدل کرده است که در آن انواع گل ها و گیاهان می روید و بدیهی است این واقعیت های محیطی در ذهن و زبان و شکل گیری ساختار اندیشه هر ایرانی تاثیر می گذارد، چنان که بوم اندیشه، رنگ زاد و بوم دارد.شاعران ادب فارسی، در بیان اندیشه ها، تصویرهای ذهنی و درونی خود از گل و گیاه بسیار بهره جسته اند، گل و گیاه در نگاه آن ها، بار عمیق معنایی به خود می گیرد. چگونگی کاربرد گل، بیانگر حالات درونی و نمایانگرِ نگرش آن هاست. گل و گیاه، عالی ترین مظاهر زیبایی هستند و در این میان سعدی از آن روی که شیفته زیبایی است، می کوشد تا برای آراستن اشعارش از گل و گیاه بهره برد تا جایی که، واژه های مربوط به گل و گیاه در اشعار او از بسامد بالایی برخوردارند. او که به تصویرگری اهمیت فوق العاده ای می دهد. به مدد اندیشه شاعرانه بسیار نیرومند و شور و شوق عاشقانه اش، توانسته است با زبانی شیرین و شیوا، معانی و مفاهیم بکر و زیبایی بیافریند. هدف این پژوهشِ، بررسی و تحلیلِ گل سرخ در آثار سعدی، به منظورِ درک بهتر زیبایی های بیرونی و مفاهیم درونی سخن او بوده است.
افضل الدین کاشانی در زمره متفکرانی است که با جودت ذهن و ذوق سرشار خود توانسته است به قدر مقدور از مجاهدت های فکری پیشینیان خود بهره مند گردد. او که در انواع فنون حکمت، فلسفه، کلام و ادبیات ایرانی، اسلامی وارد شده و جامعیتی کسب کرده بود، نمونه ای است اعلی از اندیشمندان سنت حکمت اسلامی. صرف نظر از جنبه های مختلف آثار و افکار این اندیشه ور بزرگ، می توان به نقش او در استمرار فکر سیاسی در میان متفکران حوزه فرهنگ اسلامی اشاره کرد. به تعبیر دیگر بابا افضل در برهه ای از تاریخ اندیشه سیاسی اسلام و ایران با نگارش رساله ساز و پیرایه پادشاهان پرمایه به این بخش از حکمت توجه کرد که دوره متفکران بزرگ عرصه فلسفه سیاسی مسلمین به سر رسیده بود و از عالمانی چون فارابی، ابن مسکویه و... فقط نامی برجای مانده و حوزه اندیشه سیاسی رونق خود را از دست داده بود. این مقاله می کوشد نقش بابا افضل را در احیای میراث اندیشه سیاسی اسلامی ایرانی با مطالعه تطبیقی رساله ساز و پیرایه پادشاهان پرمایه و آثار سیاسی ابوالحسن عامری، دیگر متفکر سیاسی متقدم بر او ارزیابی و بررسی کند.
در شرایط پویا و پیچیده کنونی ، محیط و سیستم های دانشگاهی، اطلاعات صحیح و به موقع، نقشی اساسی و ارزشی راهبردی در کیفیت تصمیم گیری و اقدام و موفقیت دانشگاه در بهسازی و توسعه پویای خود و در نتیجه تضمین اثربخشی و سلامت سازمانی آن دارد؛ بنابراین، اتخاذ رویکرد راهبردی در قبال آن ضرورت می یابد . در این مقاله، پس از بیان مختصر نقش و اهمیت اطلاعات در توسعه دانشگاه و ماهیت راهبردی مدیریت نظام اطلاعات در این زمینه، الگویی کاربردی برای هدایت راهبردی نظام اطلاعات دانشگاه مشتمل بر سه بخش اصلی (تعیین مطلوبیت های راهبردی اساسی، تحلیل راهبردی و راه یابی راهبرد ی) و نُه گام عملی ارائه شده است . در نهایت به برخی الزامات استقرار و تحقق مطلوب آن در دانشگاه اشاره شده است. الگوی مذکور در مورد سایر نظام های کارکردی(ماموریت محور) دانشگاه قابل استفاده است.
سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، جزو منابع ارزشمند در هر جامع های محسوب می شوند. بنا بر نظریات جامعه شناسان، ترکیب این سرمایه ها پایگاه اقتصادی - اجتماعی فرد را تعیین می کند. میزان برخورداری افراد از این سرمایه ها، محل قرارگیری افراد را در فضای اجتماعی مشخص می نماید. همچنین طبق دیدگاه جامعه شناسی، شناخت نوع نگرش افراد نسبت به مسائل مختلف، از پایگاه اقتصادی - اجتماعی آن ها نشآت می گیرد. در واقع نگرش افراد به مسائل اجتماعی به میزان برخورداری آنها از سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد. از طرفی، عدالت اجتماعی چیزی جز چگونگی توزیع این سرمایه ها نیست. همواره نظریه پردازان عدالت اجتماعی به دنبال ارائه راهی برای چگونگی توزیع این سرمایه ها بوده اند تا جامعه ای ایده ال پایه ریزی کنند. در این پژوهش، دیدگاه های نظری به عدالت اجتماعی در چهار رویکرد نیاز، برابری، انصاف و فردگرایی اقتصادی دسته بندی شده اند و رابطه پایگاه اجتماعی فرد با نوع نگرش او به عدالت اجتماعی با استفاده از مقیاس راسینسکی مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق در بین ۳۷۱ نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده است. نمونه گیری به صورت سهمیه ای بوده و در هر دانشکده با توجه به نسبت جنسیت دانشجویان، تفکیک صورت گرفته است. یافته ها و نتایج تحقیق حاکی از وجود رابطه بین نوع نگرش فرد به عدالت اجتماعی و برخورداری از انواع سرمایه است. در این بین، نقش سرمایه اقتصادی و فرهنگی، پر رنگ تر از سرمایه اجتماعی است. گرایش افراد نمونه، بیشتر به رویکردهای برابری خواهی بوده است تا تناسب. اما در مجموع، افراد در پایگاه های بالاتر به رویکرد فردگرایی اقتصادی گرایش بیشتری داشته اند. افرادی که سرمایه اقتصادی بیشتری داشته اند به رویکرد فردگرایی اقتصادی و افرادی که سرمایه فرهنگی بیشتر داشته اند. کمتر به رویکردهای تناسب گرایش داشته اند. همچنین افراد با سرمایه اجتماعی بالا به رویکرد انصاف گرایش بیشتری نشان داده اند. جنسیت و سن نیز در شکل گیری نگرشی افراد موثر بوده اند. ضمن این که جامعه مورد بررسی از سرمایه اقتصادی نسبتاً بالا، سرمایه فرهنگی متوسط و سرمایه اجتماعی پایین برخوردار بوده است.
«عضویت در گروه اجتماعی خاص»، یکی از دلایل پنجگانه تحت حمایت کنوانسیون1951 در خصوص وضعیت پناهندگان و از ابهام برانگیزترین آنهاست. برای رفع این ابهام، حقوقدانان درصدد برآمده اند تا با ارائه معیارهای آزار، همنوعی، اصل ممنوعیت تبعیض و نقضهای حقوق بشری، شناسایی گروه اجتماعی خاص را تسهیل نمایند؛ معیارهایی که رویه قضایی نیز از توجه به آنها غافل نمانده است. در این میان، بجز اشتراک در آزار که مردود بودن نقش محوری آن در شناسایی گروه اجتماعی خاص مورد اتفاق رویه قضایی است، هیچ یک از سه معیار دیگر به تنهایی به عنوان معیار شناسایی گروه مورد پذیرش واقع نشدهاند؛ اما ترکیب آنها با یکدیگر موجب شده تا در بسیاری از دادگاههای رسیدگیکننده به دعاوی پناهندگی، شناسایی اجتماعی و ویژگی مشترک داخلی به عنوان عناصر تشکیلدهنده گروه اجتماعی خاص مورد توجه واقع شوند.
هدف اصلی این تحقیق تعیین میزان آمادگی مدیران دانشگاه برای استقرار مدیریت کیفیت جامع بوده است. در این تحقیق، شش اصل تعهد، مشتری گرایی(تأمین رضایت ارباب رجوع)، واقع گرایی، مشارکت و همکاری، آموزش و بهبود مستمر به عنوان اصول مدیریت کیفیت جامع در نظر گرفته شد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران دانشگاه در سه سطح عالی، میانی و عملیاتی بوده است. روش نمونه گیری نیز به صورت تصادفی طبقه ای بوده و برای تقسیم حجم نمونه میان طبقه های جامعه با توجه به حجم هر طبقه از شیوه تخصیص متناسب استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است و داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که آمادگی مدیران دانشگاه برای استقرار مدیریت کیفیت جامع در حد مناسبی نیست.