یادگیری الکترونیکی، اگرچه امکان دریافت بسیاری از خدمات بریا برون خط را برای کاربران شبکه های رایانه ای فراهم آورده، ولی متناسب با ماهیت و محیط فعالیت خود، احتمال روبهرویی با انواع گوناگونی از مخاطرات امنیتی را نیز افزایش دادهاست. بنابراین، طبیعی است که موضوع تحلیل و کاهش مخاطرات امنیتی یکی از نگرانی های اصلی مدیران چنین حوزه ای باشد. مقاله حاضر، با بررسی موردی آسیب پذیری ها و تهدیدهای امنیتی در سطح فرایندهای یادگیری الکترونیکی در تعدادی از مؤسسههای آموزشی کشور، با رویکردی مبتنی بر تحلیل خطرها به ارائه مجموعه راه کارهای امنیتی لازم می پردازد. مجموعه راهکارهای امنیتی ارائه شده می تواند به عنوان نقشهراه پیشرفت امنیت برای گسترش امن فضای مجازی یادگیری الکترونیکی، مورد استفاده مؤسسههای آموزشی کشور قرار گیرد. نقشهراه یاد شده، بر اساس نتایج پیمایش متون تخصصی و استانداردها، مطالعات میدانی و تحلیل های آماری پیرامون ایده ها و نگرش های صاحب نظران و فعالان حوزه یادگیری الکترونیکی کشور، مورد ارزیابی و تایید قرار گرفتهاست.
پرورش بسترهای پیدایی نوآوری، از مهمترین ویژگیهای سیستمهای یادگیری الکترونیکی موفق به شمار میآید. شناسایی ابعاد این بسترها، موجب پیشرفت کیفیت سطح آموزش میشود. بهاینمنظور در این پژوهش، مفهوم لبه آشوب از نظریه پیچیدگی وارد زمینه یادگیری الکترونیکی میشود. لبه آشوب، ناحیهگذار باریکی میان نظم و آشوب است که مساعد پیدایش الگوهای جدید رفتاری مانند نوآوری و خودسازماندهی است. روش این پژوهش، پیمایشی بوده و دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه گردآوری شده، که از طریق خبرگان داخل و خارج کشور پاسخ داده شدهاست. برای شناسایی ویژگیهای لبه آشوب، از مدل ارزیابی موفقیت شش گوشه استفاده شدهاست که سه ناحیه ثبات، لبه آشوب و بیثباتی در آن شفافسازی شدهاست. نتیجه این پژوهش، سبب تشویق برنامهریزان آموزشی میشود تا سازوکارهای مناسب و انعطافپذیر برای یادگیری خلاق فراهم آورند و نیازهای یادگیرنده را در نظر گیرند.
مشارکت سیاسی به عنوان یکی از انواع مشارکت، از شاخص های توسعه اجتماعی و سیاسی در کشورها به شمار میرود. یکی از گروه های عمده جامعه که شرکت آنان در روند اداره جامعه و توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ضروری به نظر می رسد، دانشجویان هستند. مشارکت سیاسی دانشجویان که بزرگ ترین گروه جمعیتی در کشورهای در حال توسعه و مسئولان اداره جامعه در آینده محسوب می شوند، اهمیت خاصی برای ثبات سیاسی و پویایی جامعه دارد. هدف از نگارش این مقاله بررسی رابطه میان دینداری و مشارکت سیاسی دانشجویان در دانشگاه اصفهان است.
روش تحقیق پژوهش در جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها، روش پیمایشی است. این مطالعه بر روی 188 نفر از دختران و پسران دانشجوی دانشگاه اصفهان صورت گرفته است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده که اعتبار آن به روش صوری، و پایایی آن به کمک آماره آلفای کرونباخ سنجیده شده و داده ها از طریق نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. با تقسیم دینداری به دو متغیر (اعتقادی ـ مناسک و اخلاق)، به همراه در نظر گرفتن دو وجه از مشارکت سیاسی یعنی عوامل روان شناختی ـ نگرشی و شیوه مشارکت (رسمی یا غیررسمی) مشاهده می شود که همبستگی های معناداری میان ابعاد دینداری و میزان مشارکت سیاسی پاسخ گویان وجود دارد. یافته ها نشان داد که ارتباط مستقیمی بین سطح دینداری و مشارکت سیاسی وجود دارد؛ بر اساس این یافته ها می توان انتظار داشت در جوامع مذهبی میزان مشارکت سیاسی افراد بالاتر باشد.
در متون تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی، در خصوص اهمیت پرداختن به موضوع سواد اطلاعاتی درکتابخانه های آموزشگاهی در عصر حاکمیت فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی سخن ها به میان آمده است. با وجود این، کمتر مقاله یا نوشته ای را می توان یافت که به کم و کیف و نحوه اجرای این موضوع نظر افکنده و راهکاری برای آن ارائه کرده باشد. راهکاری که نوشته حاضر بر آن تاکید دارد، برگزاری جلسات آموزش سواد اطلاعاتی در قالب کارگاههای کارامد است. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن تشریح دلایل ضرورت پرداختن به کارگاههای آموزشی در ارتقا مهارتهای سواد اطلاعاتی، مهم ترین اصول و مراحل برگزاری اینگونه کارگاهها را به شکل گام به گام معرفی نماید.
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات ( ICT ) از سوی اعضای هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. روش پژوهش، پیمایشی و از نوع توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را اعضای هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه به تعداد 271 نفر تشکیل داده است که 116 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که اعتبار (روائی) آن با نظر چند تن از متخصصان و اعضای هیئت علمی ترویج و آموزش کشاورزی مورد تایید قرار گرفت و برای تعیین قابلیت اعتماد (پایایی) از روش آلفای کرونباخ بهره برده شد که برای بخشهای گوناگون پرسشنامه از مقدار مناسب برخوردار بود (83/0). داده های گرد آوری شده با استفاده از نرم افزار «اس. پی. اس. اس.» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میان تعداد مقالات چاپ شده در کنفرانسها و مجلههای خارجی و داخلی، آشنایی با سرویسهای اینترنتی، مهارت در استفاده از رایانه، مهارت در استفاده از سرویسهای اینترنتی، میزان استفاده از اینترنت برای اهداف آموزشی و پژوهشی، مهارت در زبان انگلیسی، نگرش به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پژوهش، مرتبه علمی و میزان استفاده از اینترنت برای انجام پایاننامه و رساله با متغیر میزان کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات از سوی اعضای هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. در تحلیل رگرسیونی نیز متغیرهای پیشبینی کننده عوامل مؤثر بر کاربرد اعضای هیئت علمی از فناوری اطلاعات و ارتباطات در سه گام وارد شدند که این متغیرهاشامل مهارت در استفاده از سرویسهای اینترنتی، نگرش به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پژوهش، تعداد مقالات چاپ شده در کنفرانس ها و مجلههای خارجی بودند که در مجموع در حدود 1/25 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند.
تفکر اساس همه تمدن هاست و اساس تمدن جدید معرفت شناسی و روش شناسی است که امروزه به یکی از ویژگی های اصلی علم جدید تبدیل شده است. بر این اساس، برای درک تحولات جامعه شناسی جدید، به ویژه جامعه شناسی سیاسی معاصر نیازمند نگاهی معرفت شناسانه مبتنی بر روش شناسی های جدید هستیم.
فرض اساسی مقاله حاضر بر این اصل استوار است که تحولات علوم بشری در ارتباط کامل با تحولات پارادایمیک معرفت شناسانه و روش شناسانه است؛ لذا می توان ارتباط منطقی ای بین گذر از سطوح مختلف تحلیل جامعه شناسیِ سیاسی فردی، گروهی و ساختاری به سطح تحلیل جهانی و سطوح مختلف تحلیل جامعه شناسی از نظریه های علت کاو و معناکاو به نظریه های تعامل گرا و سطوح مختلف معرفت شناسی پیشامدرن، مدرن، پسامدرن و فراپسامدرن برقرار کرد. بی شک امروزه نمی توان بدون نگاه معرفت شناسانه، به درک صحیحی از حوزه های علمی به ویژه جامعه شناسی سیاسی دست یافت و بدون تردید بهبود در وضعیت آموزش و پژوهش سیاسی در گرو دستیابی به چنین فهمی است.
تحولات سریع در دنیای معاصر و نیازهای به شدت فزاینده محافل علمی و اجرایی برای درک بهتر و واقع گرایانه تر پدیده ها، فرایندها و رخدادهای جهان، نظام آموزش دانشگاهی بسیاری از کشورها را متناسب با این تحولات دستخوش تغییر کرده است. با توجه به چنین پیش فرضی، نظام آموزشی کشور نیازمند پویایی، تحول و پاسخگویی در مقابل نیازهای اجتماعی و جهانِ به شدت متغیر کنونی است.
بسیاری از سرفصل های دروس رشته علوم سیاسی که در فضای سال های نخستین انقلاب اسلامی طراحی شده است، پس از سی سال نیاز به بازنگری دارند تا همخوانی بیشتری با نیازها و واقعیت های معاصر داشته باشند. با توجه به چنین الزامی، در این پژوهش به بازنگری سرفصل یکی از دروس رشته علوم سیاسی در دوره کارشناسی یعنی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پرداخته می شود.
مهم ترین یافته این پژوهش آن است که زمان آن فرا رسیده تا سرفصل های درس سیاست خارجی با عطف به تحولات داخلی، منطقه ای و بین المللی و متناسب با نیازهای جامعه دانشگاهی اصلاح شود. همچنین این مقاله نقاط ضعف سرفصل های این درس را مشخص و پیشنهادهایی برای بهبود، کارآمدتر بودن و هماهنگ تر بودن این سرفصل ها با نیازهای جامعه دانشگاهی ارائه می دهد.
هدف اصلی این پژوهش سنجش درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان آذربایجان شرقی بر اساس پاره ای از شاخص های توسعه بمنظور دستیابی به میزان و علل نابرابری های منطقه ای همراه با ارایه راهکارهایی برای کاهش عدم توسعه یافتگی نواحی می باشد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با استفاده از مدل (HDI) یا شاخص ترکیبی توسعه انسانی است که در آن از 31 شاخص تقلیل یافته به هفت عامل اقتصادی - اجتماعی، جمعیتی، تسهیلات مسکن، بهداشتی - درمانی، اشتغال، زیرساخت های طبیعی - اقتصادی، کشاورزی و عامل تلفیقی متشکل از هفت عامل در سه مقطع زمانی 1365، 1375 و 1385 استفاده شده است.پس از تجزیه تحلیل مدل نتایج بدست آمده بیانگر این است که میان شهرستان های استان به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه تفاوت اساسی وجود دارد و این شهرستان ها قابل رتبه بندی در سه گروه برخوردار، نیمه برخوردار و محروم هستند که با گذشت زمان بر میزان برخورداری آنها افزوده شده است.
در این مقاله مسایل محاسبه حداکثر و حداقل سهم افراد یا سازمان ها جهت محاسبه سود و هزینه تخصیص یافته به بازیکنان با معیارهای متعدد بررسی و مورد بحث قرار می گیرد. با این فرض که بازیکنان خودخواه باشند و نمره هر معیار برای هر بازیکن یک بازه فرض شده است. هر بازیکن سعی می کند بهترین وضعیت را برای خود فراهم کند. در این مقاله طرحی جدید برای محاسبه کمترین نسبت هزینه - سود برای داده های بازه ای پیشنهاد شده است. هر بازیکنی که کمترین نسبت هزینه - سود را به خود اختصاص دهد موفق ترین بازیکن در کسب سود و هزینه مطلوب می باشد. همچنین طرح توسعه یافته در این مقاله روشی برای شناسایی موفق ترین بازیکنان و ائتلاف ها ارایه می نماید.