از نیمه دوم قرن بیستم، فناوری اطلاعات و ارتباطات با حذف مشاغل سنتی و گسترش مشاغل جدید، زمینه را برای رشد سرمایه فکری و تخصصی شدن کسب وکار فراهم آورد. اما مسئله مهم این است که آیا نفوذ این فناوری توانسته است روی سطح اشتغال تأثیر مثبت گذارد؟ هدف از انجام مطالعه پاسخگویی به این سؤال اساسی در منتخبی از کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی به تفکیک کشورهای نفتی و غیرنفتی طی سال های 2000- 2009 است. برای این منظور از تابع تولید با کشش جانشینی ثابت در قالب مدل اقتصادسنجی داده های تلفیقی برای تخمین مدل اندازه گیری رابطه بین فناوری اطلاعات و ارتباطات و اشتغال استفاده شد. نتایج بیانگر اثر مثبت و معنادار فناوری اطلاعات و ارتباطات بر اشتغال در کشورهای منتخب سازمان طی دوره مورد مطالعه می باشد. البته میزان تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر اشتغال در گروه کشورهای نفتی بیشتر از گروه کشورهای غیرنفتی عضو این سازمان بوده است.
مقاله حاضر به بررسی کتاب های درسی زبان انگلیسی دوره دبیرستان و پیش دانشگاهی در ایران پرداخته و مسئله تساوی جنسیتی و چگونگی باز نمایی آن را در این کتاب ها به چالش می کشد. تحلیل واژگانی و محتوایی متن این کتاب ها با رویکردی ضابطه مند و به استناد معیار های تعیین شده توسط ریفکین ( 1998) صورت گرفت. به منظور غنی سازی یافته ها، محققین از هر دو رویکرد کمی و کیفی بهره گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استدلالی استفاده شد، و مربع خی برای هر چهار مورد محاسبه گردید.یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل کمی دلالت بر وجود نابرابری و تبعیض جنسیتی در کلیه کتاب های بررسی شده داشته اند. نتایج تحلیل محتوایی کتاب ها نیز حاکی از رویکردی سنتی و کلیشه ای بوده و تصویر ارائه شده از زنان نه با واقعیت های فعلی جامعه ایرانی و نه با جامعه غربی مطابقت داشت. نقش و حضور پررنگ مردان و نگاه نابرابر و تبعیض آمیز به زنان، چه از لحاظ کمی و کیفی کاملا ملموس بوده و عدم حضور و یا حضور کمرنگ زنان بر واقعیتی فرهنگی ـ اجتماعی مبتنی بر باور های سنتی صحه گذاشت که در آن، مرد جنس برتر و زن جایگاهی پایین تر و به عنوان جنس دوم دارد. در پایان تمهیداتی برای تعدیل وضع موجود ارائه گردید
عرفان، ابعاد مختلفی دارد که مهمترین آنها بُعد معرفتی و طریقتی آن است. مطالعه در ابعاد مختلف عرفان، علوم متعددی را پدید آورده است که می توان از آنها به «علوم عرفانی» تعبیر کرد. مهمترین شاخه های علمی عرفان در سنت اسلامی، عبارتند از عرفان نظری و عرفان عملی. عرفان نظری حاصل تأمل در یافته های سلوکی و شهودی عرفا است و عرفان عملی، علم سلوک و طریقت است. با پیدایی و گسترش فلسفه های مضاف در غرب که به فرانگری و مطالعه امور از بیرون می پردازند، پدیدهٴ عرفان نیز مورد تأمل و مداقه عقلانی بیرونی قرار گرفت و دانشی به نام «فلسفهٴ عرفان» ظهور کرد. فلسفهٴ عرفان، چیستی و چگونگی تجربهٴ عرفانی و احکام آن را برمی رسد. اما بحث و کاوش از چیستی و چگونگی علم عرفان نظری و پرسش های نظری راجع به آن همچون بحث از موضوع، مبادی، مسائل، روش و ساختار آن می تواند موضوع علم مستقلی قرار گیرد که به آن «فلسفهٴ عرفان نظری» می گوییم. این گونه مباحث به طور سنتی و به اجمال در مقدمهٴ برخی از کتب مربوط آمده است؛ اما گسترش این علم و طرح پرسش ها و تردیدهای بنیادی در باب ماهیت و مبادی و پیش فرض های آن ایجاب می کند که به طور مستقل نیز به آن پرداخته شود. در این نوشتار به اجمال برخی از مهمترین خطوط کلی فلسفهٴ عرفان نظری را مرور خواهیم کرد.