امروزه با پیدایش فناوری سنجش از دور، امکان بهره برداری از آن برای مطالعه ی بسیاری از ویژگی های خاک، همچون اندازه ی هندسی ذره ها و تعیین بافت خاک با صرف وقت و هزینه ی کمتری فراهم شده است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اجزای بافت خاک و میانگین هندسی ذره ها بر پاسخ طیفی سطح خاک، در دشت خاتم با استفاده از داده های ماهواره ای سنجنده ASTER است. بدین منظور در 23 آگوست سال 2007 میلادی، مطابق با زمان اخذ تصویر، نمونه برداری از سطح خاک در 76 پروفیل به شکل تصادفی انجام گرفت. مقادیر مربوط به بافت نمونه های خاک به روش هیدرومتری در آزمایشگاه و درنهایت میانگین هندسی قطر ذره ها برای هر نمونه محاسبه شد. پس از انجام تصحیحات هندسی و رادیومتریک و سایر پردازش ها روی تصاویر، برای بررسی اثر بافت و میانگین هندسی ذره های خاک بر بازتاب زمینی، از روش رگرسیون چندمتغیره بین مقادیر تخمینی هر لایه ی اطلاعاتی و مقادیر آزمایشگاهی در نقاط آموزشی استفاده شد. درنهایت دقت مدل ها بر اساس ضریب تبیین حاصل از برازش خط بین مقادیر مشاهداتی و تخمینی نقاط تست مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که باند مادون قرمز نزدیک سنجنده ی استر، می تواند در تعیین درصد شن (با ضریب تبیین 5/0 و خطای استاندارد 9/11)، سیلت (با ضریب تبیین 4/0 و خطای استاندارد 09/10)، رس (با ضریب تبیین 57/0 و خطای استاندارد 46/3) و میانگین هندسی ذره های خاک (با ضریب تبیین 4/0 و خطای استاندارد 09/0) منطقه ی مطالعاتی مؤثر باشد. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین مقادیر بازتاب طیفی سایر باندهای اصلی و فاصله ی اقلیدسی از خط خاک با مقادیر آزمایشگاهی سیلت، شن و میانگین هندسی ذره ها وجود ندارد.
خودارزشمندی به مثابه شاخص سازگاری روانشناختی وکارکردمناسب اجتماعی تلقی می شود.هدف مقاله حاضر آزمون واعتباریابی مقیاس خودارزشمندی است. اطلاعات تحقیق بااستفاده ازابزارپرسشنامه وتحقیق پیمایشی ازمیان 200 دانش آموز دختروپسردبیرستان های شهراصفهان جمع آوری شده است.ابزارپژوهشمقیاس خودارزشمندی کروکروهمکاران(2003و2009)بوده که دارای هفت پاره مقیاس(حمایت خانواده، رقابت جویی،جاذبه های ظاهری، عشق خدایی،شایستگی علمی،تقوی وپرهیزگاری وموافقت از سوی دیگران) می باشد. برای آزمون روایی ابزارتحقیق ازمقیاس عزت نفس جمعی لوهاتنن وکروکر(1992)استفاده شده است.میزان پایایی ابزار(آلفای کرونباخ) برای کل پسران ودختران به ترتیب799/0، 706/0و82/0بوده است. برای بررسی روایی سازه بااستفاده ازتحلیل عاملی نشان دادکه هفتپاره مقیاس خودارزشمندی قابل تقلیل دردو عامل هستندودوعامل مذکوررامی توان خودارزشمندی درونی وخودارزشمندی بیرونی نامید.رابطه معناداری بین خودارزشمندی وعزت نفس جمعیوجودداشته(31/0) که معرف روایی ابزارتحقیق می باشد.علاوه برآن تمامی گویه های مقیاس درچهارعامل قابل تقلیل هستندکه بیانگر روایی سازه است.مقیاس خودارزشمندی دارای پایایی و روایی بسیار مطلوبی بوده ومتناسب فرهنگ ایران قابل استفاده می باشد.
هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین عملکرد سرعتی شنای کرال سینه و طول فاسیکل عضلانی در 23 شناگر پسر نوجوان بود. آزمودنی ها بر اساس عملکرد شن ای کرال سینه 25 متر سرعت به دو گروه 7/15- 6/14 ثانیه (S1 ، تعداد= 11 نفر) و 17- 8/15 ثانیه (S2 ، تعداد= 12 نفر) تقسیم شدند. شاخص های معماری عضلانی ضخامت عضلانی، زاویه پنیت و طول فاسیکل با استفاده از تصاویر اولتراسونوگرافی نوع B در عضلات دوسر بازویی، سه سر بازویی، پهن خارجی، دوقلوی میانی و دوقلوی خارجی اندازه گیری شد.S1 به طور معنی دار دارای ضخامت بیشتر در عضلات پهن خارجی، دوقلوی خارجی و سه سر بازویی بود. زاویه پنیت تنها در عضله سه سر بازویی به طور معنی دار در گروه S1 کوچک تر بود.S1 به طور معنی دار در عضلات پهن خارجی، دوقلوی خارجی و سه سر بازویی دارای طول فاسیکل مطلق بلندتر و در عضلات پهن خارجی و سه سر بازویی دارای طول فاسیکل نسبی (نسبت به طول اندام) بلندتری بود. بین عملکرد سرعتی شنای کرال سینه 25 متر و طول فاسیکل مطلق و نسبی عضلات پهن خارجی (مطلق: 49/0- = r ، نسبی: 43/0- = r) و دوقلوی خارجی (مطلق: 47/0- = r ، نسبی: 42/0- = r) ارتباط معنی داری وجود داشت. به نظر می رسد طول فاسیکل عضلانی یکی از عوامل تأثیرگذار بر عملکرد شنای کرال سینه سرعتی شناگران نوجوان باشد
عملکرد شناگران نوجوان می تواند تحت تأثیر شاخص های بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی
مختلفی قرار بگیرد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر شاخص های بیومکانیکی (طول استروک، تناوب استروک
و شاخص استروک) و معماری عضلانی (ضخامت عضلانی، زاویه پنیت و طول فاسیکل) و آنتروپومتریکی
(قد، وزن، شاخص توده بدن، طول دو دست، عرض شانه و طول بازو، ران و ساق) بر پیش بینی عملکرد
13 سال) بوده است. تحلیل رگرسیون /86 ±0/ شنای کرال سینه 50 متر 23 شناگر پسر نوجوان (سن: 86
مرحلهای برای بررسی چگونگی توصیف واریانس عملکرد شنا توسط این شاخص ها مورد استفاده قرار
از واریانس (p<0/ گرفت. شاخص استروک، ضخامت پهن خارجی و طول استروک حدود 89 درصد ( 01
عملکرد این شناگران را توصیف کردند و شاخص استروک بهترین پیشبینیکننده منفرد عملکرد شنا بود
R2 = 0/519) در نتیجه عملکرد شنای 50 متر کرال سینه در شناگران نوجوان به طور برجسته .(p<0/001 ،
توسط شاخص های بیومکانیکی و معماری عضلانی تعیین م یشود و در زمان پیش بینی عملکرد شناگران
نوجوان باید این شاخ صها را در نظر گرفت.
مربیان ورزشی برای اندازه گیری استقامت عضلات کمربند شانه ای و اندام فوقانی، از آزمون کشش بارفیکس یا بارفیکس اصلاح شده استفاده می کنند. علی رغم به کارگیری آزمون های فوق در سطوح مختلف، همواره این پرسش وجود دارد که الگوی فعالیت عضلانی در هر یک از دو آزمون چه تفاوتی با یکدیگر دارد؟ در مطالعات انجام شده، نقش عضلات ذوزنقه، بخش قدامی و خلفی دلتوئید و پشتی بزرگ کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش تأثیر دو نوع کشش بارفیکس ایستاده واصلاح شده برالگوی فعالیت الکترومیوگرافی عضلات کمربند شانه (دلتوئید قدامی، دلتوئید خلفی، ذوزنقه، پشتی بزرگ، دوسربازویی، سه سربازویی و سینه ای بزرگ) مورد بررسی قرار گرفت. 10 نفر مرد سالم (میانگین سنی: 95/3± 32/25 سال و میانگین وزن 24/7± 31/72 کیلوگرم) که قادر به اجرای حداقل 5 بارفیکس ایستاده بودند انتخاب شدند. فعالیت الکترومیوگرافی عضلات با روش باسمجیان و دلوکا جمع آوری شد. مقایسه فعالیت الکترومیوگرافی عضلات در دو نوع کشش بارفیکس با آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری انجام شد (05/0p ). نتایج پژوهش حاضر نشان داد که فعالیت عضلات دلتوئید قدامی، دلتوئید خلفی و ذوزنقه به طور معنی داری در کشش بارفیکس اصلاح شده بیشتر از بارفیکس ایستاده است، در حالی که فعالیت عضلات دوسربازویی، سه سربازویی و سینه ای بزرگ به طور معنی داری در بارفیکس ایستاده بیشتر است
هدف از مقاله حاضر مطالعه موردی، بررسی رابطه بین سازگاری اجتماعی و نگرش سیاسی اجتماعی نوجوانان با تماشای ماهواره است.
نمونه پژوهش، شامل 60 دختر نوجوان (30 دختر از خانواده های دارای ماهواره و 30 دختر از خانواده های فاقد ماهواره) و 60 پسر نوجوان (30 پسر از خانواده های دارای ماهواره و 30 پسر از خانواده های فاقد ماهواره) از مناطق4 و 16 شهرداری تهران بوده و برای سنجش متغیرها از پرسشنامه های سازگاری اجتماعی کالیفرنیا و نگرش سیاسی اجتماعی استفاده شده است.
نتایج تحلیل واریانس دوراهه نشان می دهد که میزان سازگاری اجتماعی نوجوانان خانواده های دارای ماهواره ضعیف تر از نوجوانان خانواده های فاقد ماهواره است. همچنین نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان می دهد که در رعایت قالب های اجتماعی و روابط درون خانوادگی، بین نوجوانان استفاده کننده از ماهواره و نوجوانان فاقد ماهواره تفاوت معناداری وجود دارد؛ به این ترتیب که استفاده از ماهواره در خانواده، با سازگاری اجتماعی دختران و پسران نوجوان و نگرش سیاسی اجتماعی پسران رابطه منفی دارد.
هدف از مقاله حاضر، تبیین کارکردهای رسانه های جمعی به منظور تسهیل مسیر توسعه مشارکت بخش خصوصی در ورزش است. از آنجا که موانع بسیاری بر سر راه خصوصی سازی ورزش در کشور ما وجود دارند، هر گونه تدبیر هوشمندانه به منظور غلبه بر موانع فراروی خصوصی سازی ورزش، نیازمند فراهم آمدن تصویری مطابق با واقع از موانع است. در این مقاله، ابتدا با استفاده از مطالعات تطبیقی و انجام مصاحبه های عمیق با نخبگان، موانع و مؤلفه های فراروی خصوصی سازی ورزش در قالب چهار مانع اصلی و 40 مؤلفه فرعی شناسایی شده اند. موانع اصلی فراروی خصوصی سازی ورزش بر اساس یافته های تحقیق به ترتیب عبارتند از: موانع مدیریتی، فرهنگی اجتماعی، سیاسی حقوقی و اقتصادی. در نهایت نیز نقش و کارکرد رسانه های جمعی به عنوان یکی از مهم ترین نهادها در زمینه توسعه مشارکت بخش خصوصی، در قالب چهار کارکرد اجتماعی، اطلاعاتی، فراغتی و احساسی تبیین شده است.
ضرورت گسترش اسلام و استحکام بخشیدن به مرزهای شمالی به عنوان دو هدف مهم، موجب توجه مسلمانان به اران (آلبانیای قفقاز) و منجر به فتح آن شد. سپس حاکمیت عرب ها و به تبع آن دولت بنی امیه در آنجا آغاز گردید. آنان نه تنها قدرت و حاکمیت را در دست گرفتند، بلکه خود را حامل و ناقل دین رسمی نیز دانستند. بررسی نحوة عملکرد فاتحان اسلامی در اران، از فتح آن سرزمین تا پایان دورة امویان(22- 132ه .ق) حاکی از تغییر رویکرد نسبت به علت ها و انگیزة فتوحات اولیة حاکمان مسلمان است. زیرا فاتحان در آغاز با هدف مقدس گسترش اسلام آنجا را فتح کردند و با رعایت اصل تسامح و تساهل در رفتار با حاکمان و اهالی بومی و اسکان تدریجی اعراب در مناطق گشوده شده و مبارزه با دشمن مشترک به تنظیم مناسبات سیاسی- اجتماعی و دینی دست زدند؛ اما به تدریج از دورة عثمان و با آغاز حاکمیت امویان، قدرت طلبی، زراندوزی، کسب غنیمت، ستیز با حاکمان و اهالی بومی، درگیری با امپراتوری روم، ایستادگی در برابر هجمة خزران، فراز و نشیب هایی را در تاریخ آن رقم زد و فرصت تبلیغ و گسترش اسلام را از مسلمانان سلب نمود. هر چند در این میان برخی از حاکمان اسلامی برای نهادینه کردن آن اقدام هایی انجام دادند.
یکی از موضوع های مهم در کشورهای رو به پیشرفت، ایجاد کسب وکار و خوداشتغالی در روستاهاست. برای برانگیختن کارآفرینی در روستاها، آگاهی از عوامل مؤثّر در موفّقیّت جوانان کارآفرین ضروری است. بر اساس مطالعات پیشین، سرمایه ی اجتماعی شامل ارتباطات فردی و سازمانی و سرمایه ی انسانی شامل دانش و تجربه ی کارآفرین در شناسایی و بهره برداری از فرصت های کارآفرینی مؤثّر است. در این مقاله، رابطه ی سرمایه ی اجتماعی و سرمایه ی انسانی با شناسایی و بهره برداری از فرصت، توسّط جوانان روستایی مورد بررسی قرار می گیرد. روش پژوهش، ترکیبی از روش کیفی بر پایه ی مصاحبه ی حضوری و روش کمّی بر پایه ی پرسشنامه است. شمار نمونه ها 85 نفر بود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اندازه ی شبکه ی اجتماعی با موفّقیّت در کارآفرینی، رابطه ی مثبت و معناداری دارد. مهارت های کارآفرین و تجربه ی وی با موفّقیّت در کارآفرینی رابطه ی مثبت و معناداری دارد. ضریب تأثیر تشخیص فرصت بر بهره برداری از فرصت 91/0 و ضریب تأثیر بر بهره برداری از فرصت بر ایجاد کسب وکار 35/0 است.
برنامه ریزی کاربری اراضی شهری، هسته ی اصلی نظام برنامه ریزی شهری است. هدف از برنامه ریزی کاربری اراضی، پیشنهاد آرایش فضایی و نظم مکانی مناسب برای کاربری ها و فعّالیّت های شهری، به وی ژه در شهرهایی است که کاربری ها ترکیب و تنوّع زیادی دارند. دستیابی به این هدف، نیازمند درک چگونگی تخصیص فضا و توزیع زمین میان کاربری ها است که با روش های ارزیابی کمّی و کیفی کاربری ها امکان پذیر است. ناحیه ی یک شهر گرگان، یکی از نواحی خاصِّ شهری است که تنوّع و ترکیب چشمگیری از کاربری ها را در محدوده ی خود فراهم آورده است. این کاربری ها در وضع موجود از نظر نظام توزیع و الگوی همجواری، هماهنگی چندانی با معیارهای برنامه ریزی شهری ندارد و کیفیت زندگی شهری در سطح ناحیه را تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله با تکیّه بر روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش های ارزیابی کمّی و کیفی؛ یعنی استاندارد سرانه ها، روش نزدیکترین مجاورت RN ، ماتریس سازگاری و امتیازدهی بر پایه ی روش موقعیّت یابی مکانی به تحلیل نظام توزیع و الگوی همجواری کاربری ها می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش، بیانگر کمبود سرانه ی کاربری های خدمات رسان، وجود ناسازگاری به ویژه در همجواری با کاربری های مسکونی و آموزشی و بی نظمی در الگوی توزیع کاربری ها در سطح ناحیه است.
پایداری شهری، در گرو دگرگونی و تغییر تدریجی حیات شهر در ابعاد گوناگون و به سوی سازگاری با نیازهای زمانی مکانی است و تحقّق نیافتن این سازگاری، کم کم سبب فرسودگی بافت شهرها می شود. کرج به مانند کلان شهری جوان که از عمر جدید آن (به عنوان هسته ی مکمّل در مجموعه ی شهری تهران) کمتر از نیم قرن می گذرد، ازجمله شهرهایی است که با توجّه به ناسازگاری زمانی بافت آن (معاصرسازی) با مشکل وجود 551 هکتار بافت فرسوده ی شهری روبه روست و بر این اساس، ضرورت ایمن سازی بافت های مسئله دار این شهر در ابعاد مختلف اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی گریز ناپذیر است. با توجّه به پیچیده و چند بُعدی بودن موجودیت بافت های فرسوده ی شهری، مدل ارزیابی چند معیاری AHP با ماهیتی کمّی کیفی و توانایی بهره گیری از برنامه ریزی مشارکتی و ترکیب با سامانه ی اطلاعات جغرافیایی (ساج) به عنوان مدل کارآمدی برای ارزیابی و اولویّت بخشی به ایمن سازی بافت فرسوده ی کلان شهر کرج انتخاب و شاخص های مورد بررسی (اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی) در چهارچوب درختچه ی سلسله مراتبی به هشت زیر شاخص تبدیل و به صورت دودویی (تطبیقی) در پهنه های چهارگانه ی منتخب کلان شهر کرج (کرج کهن، حصارک، مهرشهر و فردیس) ارزیابی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهند که ابعاد اجتماعی مؤثّر در ایمنی بافت های فرسوده ی شهر کرج با ضریب بالای 55/0 % بیشترین اثربخشی را در ناامنی زندگی در بافت های فرسوده این شهر داشته است و در این میان پهنه ی حصارک و کرج کهن با بیشترین اثرپذیری از ابعاد اجتماعی و کالبدی ناامنی، در اولویّت ایمن سازی قرار گرفته اند و پهنه ی فردیس به عنوان جامعه ی ایمن شهر کرج انتخاب شد.
کاربرد فن آوری های نوین و تنوّع بخشی به فعّالیّت های اقتصادی روستاها، علاوه بر آثار مثبت و منفی در ابعاد دیگر اقتصادی، کالبدی و فضایی، همواره دگرگونی هایی را بر ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن جامعه خواهد داشت. ورود کمباین به عرصه ی فعّالیّت کشاورزی، یکی از بارزترین این فن آوری هاست که منجر به شکل گیری و گسترش نوع خاصّی از مشاغل، ازجمله کمباین داری و فعّالیّت های مربوط به آن در برخی روستاهای کشور شده است. مقاله ی پیش رو که برگرفته از پژوهشی میدانی در روستاهای کمباین دار استان فارس است، در پی شناخت و تشریح آثار اجتماعی نهادی ایجاد شده، منتج از گسترش فعّالیّت کمباین داری و بازتاب آن در توسعه ی سکونتگاه های روستایی است. پژوهش پیش رو، از نوع توصیفی پیمایشی است که در آن برای گردآوری داده ها، از دو شیوه ی مطالعه ی اسنادی و بررسی های میدانی (مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه) استفاده شده است. جامعه ی آماری پژوهش، شامل 928 خانوار است که از میان آنها 101 خانوار به شیوه ی نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش، نشان دهنده ی آن است که هرچند این فعّالیّت از نظر اقتصادی و درآمدزایی برای روستاییان فعّالیّتی به نسبت پُردرآمد محسوب می شود؛ اما، این امر مشروط به پذیرفتن بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی در درون و بیرون روستا، هم برای شاغلان و هم برای خانواده های آنهاست. با این همه می توان گفت، باوجود موانع و مشکلات پیش روی کمباین داران، این فعّالیّت در ارتقای شاخص های اجتماعی نهادی روستاهای مورد مطالعه، آثار مثبتی در پی داشته است.
تحقیق حاضر بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران با سلامت سازمانی مدارس شهرستان پارس آباد بوده است. روش تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه مدیران مدارس پارس آباد که برابر 157 مدیر و کلیه دبیران که 1323 نفر می باشند که در نهایت حجم نمونه مدیران با استفاده از فرمول کوکران 76 نفر و حجم نمونه معلمان (به ازاء هر مدیر 5 معلم) 380 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات دو پرسشنامه استاندارد شده، شامل پرسشنامه مهارت های ارتباطی بارتون ای جی و پرسشنامه سلامت سازمانی OHI هوی و همکاران می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته که طبق آزمون ضریب همبستگی انجام گرفته عمده ترین نتایج آن به شرح زیر است: بین مهارت های ارتباطی مدیران، مهارت کلامی، مهارت شنود و مهارت بازخورد مدیر با سلامت سازمانی مدارس رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. طبق آزمون رگرسیون چندگانه به روش گام به گام مهارت شنود بیشترین تأثیر را در پیش بینی سلامت سازمانی میان 71% دارد.
سازمان ها در هر مرحله ای از عمر خود و همچنین متأثر از فضای رقابتی پیرامون موجود، می دانند که بایستی از منابع، استفاده بهینه ای به عمل آورند. ساماندهی محیط کار، 5S، از جمله رویکردهایی است که بهره وری و تعالی سازمانی را امکان پذیر می سازد. مزایا و منافع حاصل از به کارگیری این نظام در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سیستم های انسانی در سطوح خرد و کلان، نشانگر جایگاه مهم این طرح نوین مدیریتی می باشد. موضوع طرح پژوهشی حاضر، بررسی استقرار 5S همراه با اقدامات لازم در خصوص بسترسازی آن بوده است. مسئولین و کارکنان با درک نکات مفهومی 5S در کاهش هر نوع اتلاف ها و در نتیجه بهبود روش ها و بهینه سازی سیستم ها، با علاقه مندی روزافزونی برای استقرار طرح مذکور مشارکت نموده اند. تحلیل یافته های حاصل از آزمون آماری t یک نمونه ای بر روی پرسش نامه پژوهشگرساخته نشان می دهد که مسئولین و کارکنان به کارگیری ابعاد پنج گانه 5S را مورد تأیید قرار داده اند. استفاده مطلوب از منابع، حذف به موقع مواد غیرضروری، ریشه یابی موفقیت آمیز آلودگی ها، بازنگری در استانداردهای موجود، افزایش تعهد مسئولین و کارکنان، بهبود سیستم های ارتباطی افراد، اهمیت به شناسایی هر نوع اتلاف با هدف کاهش انواع آن موارد قابل مشاهده ای می باشند که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل بر اساس استقرار این طرح به وقوع پیوسته اند.
هدف: هدف این پژوهش بررسی میزان تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر رضایت و سازگاری زناشویی زنان متاهّل،روستایی شهرستان فارسان بود. روش: این پژوهش، نیمه تجربی بوده. و جامعه ی آماری آن، زنان مراجعه کننده به امور بانوان شهرستان فارسان در شهریور و مهر ماه سال 1390بودند. نمونه ی پژوهش شامل 60 زن متاهّل بود که به روش داوطلب با جای گزینی تصادفی انتخاب شدند و در دوگروه آزمایش و کنترل جای گزین شدند. گروه آزمایش، به مدت 9 جلسه هر هفته یک جلسه، تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند و بر روی گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. فرضیه ی پژوهش این بود که آموزش مهارت های زندگی رضایت و سازگاری زناشویی زنان روستاهای شهرستان فارسان را افزایش می دهد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسش نامه های رضایت زناشویی انریچ (فرم کوتاه) و سازگاری زناشویی لاک- و الاس بود. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه پس از اجرای آموزش مهارت های زندگی از لحاظ رضایت و سازگاری زوجین تفاوت معنی داری وجود داشت(001/0 P<). و میزان رضایت و سازگاری زناشویی گروه آزمایش نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل به طور معنی داری افزایش یافته بود. نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی بر افزایش سازگاری و رضایت زوجین روستایی موثّر بود#,
مقدمه: بررسی رابطة متغیرهای خانوادگی و اختلال شخصیت مرزی، عمدتاً نادیده گرفته شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطة جنسیت و تأهل با اثر استرس زاهای آزمایشگاهی در وضعیت هوشی مراجعان دارای اختلال شخصیت مرزی است. روش:از میان مراجعان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ای شهر سنندج، که با تشخیص روانپزشکان، دارای اختلال شخصیت مرزی بوده و همکاری در پژوهش را پذیرفتند، 15 نفر زن و به همین تعداد مرد انتخاب شدند. بعد از ثبت ویژگی های جمعیت شناختی، با آزمون میلون 3، با هدف تأیید و کمی کردن تشخیص اولیه، و سپس با استفاده از آزمون هوشی وکسلر بزرگسال، مورد ارزیابی قرار گرفتند. بعد از دو هفته، گروه آزمایشی، همراه با گروه همتای آن، استرسور آزمایشگاهی را تجربه کردند تا واکنش آنها به شکست مشخص شود و متعاقب آن مجددا با آزمون هوشی وکسلر ارزیابی شدند. نتایج حاصل، با استفاده از تحلیل کوواریانس، مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها:نتایج، بیانگر ارتباط معنادار تأهل و جنسیت با فعالیتها هوشی مراجعان، در پاسخ به استرسورهای آزمایشگاهی بود. طبق نتایج، متغیرهای تأهل و جنسیت در تعامل با علائم اختلال شخصیت مرزی، در توان به به کارگیری توانایی های هوشی مراجعان، در موقعیتهای ناخوشایند، مداخله می کنند. نتیجه گیری: نقش مهمی برای متغیرهای تأهل و جنسیت در در درک سازش یافتگی هوشی و اجتماعی مراجعان دارای اختلال شخصیت مرزی قابل توجه است. به نظر می رسد درک عمیق تر مشکلات هوشی و رفتاری این مراجعان، مستلزم توجهی خاص به این متغیرهاست#,
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی میزان سازگاری اجتماعی کودکان یک زبانه و دوزبانه در 2 منطقه ی شهر کرمانشاه می باشد. روش:تحقیق حاظر از نوع پژوهش های علّی مقایسه ای است. در پژوهش های علّی مقایسه ای، پژوهش گر به دنبال کشف و بررسی روابط عوامل و شرایط و یا نوعی رفتار است که قبلاً و جود داشته یا از طریق مطالعه نتایج حاصل از آنها رخ داده است. وی ژگی تحقیق علّی مقایسه ای بررسی علل پس از وقوع آنهاست. جامعه ی تحقیق کلیه ی کودکان دوره ی ابتدایی دو منطقه ی 1 و 2 شهر کرمانشاه هستند. دراین پژوهش نمونه ی تحقیق شامل 20 نفر از کودکان یک زبانه و 20 نفر از کودکان 2 زبانه(شامل 10 دختر یک زبانه و 10 دختر 2 زبانه و 10 پسر یک زبانه و 10 پسر دوزبانه) است که به تبع این ویژگی(یک زبانه یا دو زبانه بودن) دارای تجارب خانوادگی ویژه(خاص) می باشند. در این پژوهش به علّت محدودیت هایی که در زمینه ی انتخاب نمونه موجود بود، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسش نامه ی رفتاری کودکان راتر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از روش های آمار توصیفی مانند میانگین ؛ واریانس و ... استفاده شده است و در بخش آمار استنباط از آزمون آماری معناداری اختلاف میانگین (t) استفاده شده است. یافته ها:بر اساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش، 1- در سطح معناداری 05/ 0 اختلاف معناداری بین بیش فعّالی پرخاش گری و کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود ندارد؛ 2- در سطح معناداری 05/ 0 تفاوت معناداری بین اضطراب افسردگی و کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود دارد؛ 3- در سطح معناداری 05/0 تفاوت معناداری رفتاری ضدّاجتماعی در کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود ندارد؛ 4- در سطح معناداری 05/0 اختلاف معناداری بین ناسازگاری اجتماعی و کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود دارد؛ 5- در سطح معناداری 05/0 اختلاف معناداری بین ناسازگاری اجتماعی دختران و پسران دوزبانه وجود ندارد و 6- در سطح معناداری 05/0 تفاوت معناداری بین ناسازگاری اجتماعی در کودکان دختر و پسر یک زبانه در مدارس ابتدایی وجود ندارد. نتایج: بین میزان سازگاری کودکان یک زبانه و دوزبانه تفاوت معناداری وجود دارد، امّا تفاوت معناداری بین میزان سازگاری اجتماعی کودکان دختر و پسر یک زبانه هم چنین میزان سازگاری اجتماعی کودکان دختر و پسر دوزبانه مشاهده نمی شود.
هدف از این تحقیق بررسی عوامل انگیزشی- بهداشتی معلمان تربیت بدنی بر اساس نظریه هرزبرگ بود که با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری را کلیه معلمان تربیت بدنی استان کرمانشاه تشکیل می دادند. نمونه تحقیق 278 معلم تربیت بدنی درنظر گرفته شد. برای نمونه گیری از روش خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه دموگرافیکی و پرسشنامه عوامل انگیزشی- بهداشتی دانت و همکاران (1996) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و همچنین از آمار استنباطی شامل آزمون کالموگروف- اسمیرنف؛ آزمون t مستقل و آزمون همبستگی کندال استفاده شد. نتایج نشان داد که که تفاوت معنی داری بین عوامل بهداشتی معلمان مرد و زن تربیت بدنی وجود دارد (05/0>p)؛ اما بین عوامل انگیزشی معلمان مرد و زن تربیت بدنی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<p). همچنین عوامل بهداشتی با جنسیت (447/0r=) و وضعیت تأهل (409/0r=) رابطه مثبت و معنی داری داشت؛ اما عوامل انگیزشی با ویژگی های دموگرافیکی نمونه های تحقیق رابطه معنی داری را نشان نداد (05/0<p).