زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط هوش هیجانی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی و موفقیت شغلی آن ها بود.
روش: روش تحقیقی که به منظور تحلیل داده های این پژوهش به کار رفته است روش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ مشغول به خدمت در یگان های مختلف ستادی، معاونت ها، کلانتریها و... تشکیل داده اند. از جامعه آماری مذکور یک گروه نمونه شامل 420 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی از یگان های مختلف فاتب، معاونت ها، کلانتری ها و... انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های مدیریتی لوتاتز و سبک مدیریتی تحول گرا، هوش هیجانی و موفقیت شغلی در مورد آن ها اجرا گردید. از این تعداد 407 پرسشنامه که قابلیت بهره برداری داشتند، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصله بیان کننده آن بود که بین هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن با سبک مدیریت مشارکتی و تحول گرا فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ رابطه مثبت و با سبک استبدادی آن ها رابطه منفی وجود دارد. یافته های دیگر این پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن با موفقیت شغلی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ رابطه مثبت وجود دارد. همچنین بین سبک های مدیریتی مشارکتی و تحول گرای فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه مثبت و بین سبک مدیریتی استبدادی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه منفی وجود دارد. نتایج دیگر این پژوهش حاکی از آن بود که بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن رابطه مثبت وجود دارد. از یافته های دیگر این پژوهش می توان به رابطه مثبت بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی مشارکتی و تحول گرا و رابطه منفی آن ها با سبک مدیریتی استبدادی اشاره داشت. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش نمودار آن بود که بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه مثبت وجود دارد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق ملاحظه میشود مدیرانی که هوش هیجانی بالایی دارند از سبکهای مدیریتی مناسب تری برای مدیریت کارکنان خود بهره میجویند و در نتیجه توانایی درک دیگران و مدیریت کردن هیجانات و روابط خود با دیگران، ارزیابی سریع و دقیق از اوضاع، انعطاف پذیری و غیره که لازمه مدیریت موفق و کارآمد است را دارند. همچنین مدیران در سنین بالاتر و با سال های خدمتی بالاتر سبک های تحول گرا و مشارکتی را بیشتر به کار می گیرند و رابطه این سبک ها نیز با موفقیت شغلی به اثبات رسیده است، بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که گزینش و به کارگیری مدیران باتجربه و با هوش هیجانی بالا میتواند در کارآیی و موفقیت شغلی آن ها موثر واقع شود.
مقاله حاضر به بررسی مفهوم مشترک و کاربرد بُعد چهارم در هنر نگارگری ایران، نقاشی سبک کوبیسم و هنر گرافیک در بخش طراحی نشانه پرداخته، همچنین اشارهای به پیشینه بعد زمان در هنر پیش از تاریخ و عهد باستان دارد. این پژوهش با روش تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. بدین منظور در نخستین گام، بُعد چهارم را از دیدگاههای مختلف توصیف کرده، جنبههای هنری و علمی آن را در حد امکان مورد بررسی قرار داده؛ مفهوم بُعد چهارم به مثابه زمان را در نگارگری، نقاشی سبک کوبیسم و در طراحی گرافیک بخش نشانه به صورت تطبیقی تحلیل کرده است.
با توجه به یافتههای تحقیق و جنبههای نظری و کاربردی بُعد چهارم در هنرهای تجسمی؛ عبور از فضای دوبُعدی به فضای مجازی بُعد چهارم با نمونههای موردی بررسی شده است. بعد زمان از کهنترین دوران در هنر ایران وجود داشته همانگونه که هنر تجریدی هندسی آن عصر در نهایت زیبایی و قدرت بر سفالینهها نقش بسته است، اما پس از قرنها با عناوین هنر پیشرو غربی به ارمغان آورده شده است. از بررسی نمونههای شاخص در هنر نگارگری، نقاشی کوبیسم و طراحی نشانه مفهوم مشترکی از بُعد چهارم در هنرهای یادشده حاصل میشود.
فرضیه؛ بعد چهارم به مثابه زمان، از دیرباز در هنر ایران وجود داشته است. بر این اساس بعد چهارم به گونهها و اشکال گوناگون در هنر ایران و غرب به ظهور رسیده است. با بکارگیری تمهیدات تجسمی از جمله استفاده موجز از فضاهای مثبت و منفی؛ ترکیب نماها یا صحنههای مختلف یک یا چند موضوع به طور هم زمان و ارائه آن در قالب یک اثر هنری؛ و اجتماع همه آنها در یک سطح دو بُعدی یا تصویری واحد ارایه میشود. اگر چنین تمهیداتی در نقاشی سبک کوبیسم، حضور بُعد چهارم را به اثبات میرساند؛ با استناد بر همان شواهد، میتوان حضور بُعد چهارم را در برخی نمونههای شاخص نگارگری و طراحی نشانه نیز مشاهده کرد، زیرا شیوههای مذکور از دیرباز در آثار شاخص هنرهای نگارگری معمول بوده و اکنون هم در طراحی نشانه کاربرد دارد.
جنبه های زبان- منظور شناختی و منظور- جامعه شناختی کارکرد زبان در موقعیت ها، زبان ها و فرهنگ های گوناگون متنوع هستند. جداسازی این دو جنبه ی کارکرد زبانی به بررسی هنجارها و آداب اجتماعی- فرهنگی و همچنین اشکال و راهکارهای زبانشناسی که اساس عملکرد منظورشناسی گویندگان در شرایط مختلف کارکرد زبانی هستند کمک می کند. این مطالعه به بررسی تنوع زبان- منظور شناختی و منظور- جامعه شناختی در بیان کنش های گفتاری عذرخواهی، درخواست و امتناع در میان بومیان آمریکایی و زبان آموزان ایرانی می پردازد. 100 دانشجوی ایرانی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و 50 آمریکایی در این پژوهش شرکت کردند. یک آزمون نوشتاری تکمیل گفتمان (WDCT) از طریق شیوه ی الگوسازی کاربر-محور طراحی شد و به منظور جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تنوع چشمگیری در به کارگیری قالب های معنایی، مفاهیم زبان-منظور شناختی و منظور- جامعه شناختی توسط گروه های شرکت کننده در زمان تولید کنش های گفتاری و متاثر از متغیرهای بافتاری و تفاوت های شخصی آنها وجود دارد. گویندگان آمریکایی از راهکارهای فرمولی زبان-منظورشناختی بیشتری استفاده کرده اند و نسبت به زبان آموزان ایران صریح تر بودند. همچنین تنوع قابل توجه ای در انتخاب شرکت کنندگان از فرمول های منظور- جامعه شناختی مناسب به منظور ملایم نمودن کنش های گفتاری و اجتناب از رنجش مخاطب خود وجود داشت. یافته های این مطالعه نشان داد که پیوستگی پیچیده ای بین ارزش های منظور- جامعه شناختی و شکل های متنوع و یا راهکارهایی که کاربران زبان در سطح زبان-منظورشناختی کارکرد زبانی به کار می گیرند وجود دارد. سرانجام پیشنهاد می شود که تنوع منظورشناسی از جنبه ی زبان- منظور شناختی و منظور- جامعه شناختی کارکرد زبانی در شرایط واقعی (یا شبه واقعی) مورد پژوهش قرار بگیرد.
جامی شاعر، نویسنده، عارف و دانشمند نامدار سده ی نهم هجری دارای آثار متعدّد در نظم و نثر فارسی است. یکی از کتاب های ارزشمند او به نثر، بهارستان است که نویسنده، آن را به شیوه ی گلستان سعدی نگاشته است. هرچند جامی مدّعی شده که حکایات بهارستان یا دستِ کم حکایات منظوم آن را از کسی نگرفته است و همگی آن ها ساخته و پرداخته ی قریحه ی اوست1، امّا تتبّع در آثار پیشینیان، به ویژه منابع عربی، سرچشمه های حکایات بهارستان را آشکار می سازد.
پرسمان بنیادی این نوشتار آن است که آیا جامی در داستان سرایی خویش، به منابع پیشین نظر داشته است یا خیر. بر این مبنا یک روضه از روضه های هشت گانه ی بهارستان انتخاب و مآخذ حکایت های آن در متون عربی پیش از جامی کاویده شد. در نتیجه ریشه ی 21 داستان از 43 حکایت این روضه، یعنی تقریباَ نیمی از آن، در منابع پیشین شناسایی شد. به دیگر سخن می توان ادّعا کرد که جامی همچنان که سنّت ادبی روزگار وی بوده است، در پردازش حکایت های بهارستان به حکایت های مندرج در آثار پیشینیان عنایت ویژه داشته و آبشخور بسیاری از حکایات وی، منابع عربی پیش از عهد وی بوده است.
الحریّة من أجمل الکلمات فی القاموس البشریّ وهی بمعنی القدرة علی التصرّف بملء الإرادة والاختیار مع صیانة حقوق الناس فی الغرب، وإضافة إلی هذه تضاف حقوق اللّه والناس فی الإسلام أیضا.والحریّة ضربان: الأول منهما الحریّة الاجتماعیّة، هی أن یکون الإنسان حرّا فی تصرفاته الفردیّة والاجتماعیة؛ أی لم یکن الآخرون مانعین فی سیره نحو نموّه وأهدافه عن طریق حَبسه وإجباره أو استثماره أو استخدامه فی الأمور. أما الثانی منهما فالحریّة الروحیّة؛ فمعناها یرجع إلی نفس الإنسان بحیث أن تکون نفسه حرّة من کل القیود السلبیة الرادعة. وهناک صلة وثیقة بین الحریّة الروحیّة والحریّة الاجتماعیّة. وعندما یصل الإنسان إلی الحریّة الروحیّة فحینئذ ستحقق له الحریّة الاجتماعیّة. فی المقال هذا، ندرس آراء نعیمه حول الحریّة المثالیّة والطُرق التی سَلْکها تهدی الإنسان المفتّش عن الحریّة إلیها فی آثاره فی المنهج الوصفی ـ التحلیلی. ونحاول أن نبیّن عوائق الوصول إلیها أیضا. والهدف الرئیس لهذه الدراسة کیفیة اقتراح نعیمه للوصول إلی الحریّة.