هدف مطالعه حاضر با هدف آزمون نقش تعدیل کننده جهت گیری های هدف پیشرفت در رابطه بین جنس و خودناتوان سازی تحصیلی انجام شد. مواد و روش ها در مطالعه همبستگی حاضر، ۳۲۰ دانشجو (۱۵۴ پسر و ۱۶۶ دختر) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به مقیاس خودناتوان سازی تحصیلی و پرسش نامه هدف پیشرفت پاسخ دادند. بر اساس منطق پیشنهادی، به منظور تعیین اینکه آیا رابطه بین جنس و خودناتوان سازی تابعی از جهت گیری های هدف پیشرفت است یا خیر، از چند طرح تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با تأکید بر معناداری آماری رابطه بین جنس و خودناتوان سازی نشان داد دانشجویان پسر در مقایسه با دانشجویان دختر بیشتر از راهبرد خودناتوان سازی تحصیلی استفاده می کنند. علاوه بر این، نتایج نشان داد رابطه بین جهت گیری های هدفی گرایش تسلط و اجتناب تسلط با خودناتوان سازی تحصیلی منفی و معنادار و رابطه بین جهت گیری های هدفی گرایش عملکرد و اجتناب عملکرد مثبت و معنادار بود. در نهایت، نتایج نشان داد در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانشجویان، کنش متقابل بین متغیرهای جنس و جهت گیری های هدف پیشرفت از لحاظ آماری معنادار نبود. نتیجه گیری در مجموع، عدم معناداری آماری اثر تعاملی متغیرهای جنس و جهت گیری های هدفی در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانشجویان نشان داد رابطه بین جنس و خودناتوان سازی تابعی از اندازه های متفاوت ابعاد مختلف جهت گیری های هدف پیشرفت نیست.
از جمله مباحث فلسفی کلامی که در طول تاریخ مورد بحث و بررسی قرار گرفته، براهین اثبات خدا است. در غرب و شرق، فلاسفه و متکلمان برهان های مختلفی برای اثبات وجود خدا ارائه کرده اند. در این مقاله سعی شده است تا براهین خداشناسی از منظر دو فیلسوف برجسته شرق و غرب، علامه طباطبائی و رنه دکارت؛ به صورت تطبیقی، بررسی شود. رنه دکارت که با آمدن او فلسفه غرب تحول بنیادین یافت، دغدغه اصلی اش شناخت یقینی بود. دکارت برای تضمین چنین شناختی، وجود و عنایت خداوندی را شرط می داند. از این رو در صدد اثبات وجود خدا بر آمده است و برای نیل به این منظور از دو برهان فطری و وجودی بهره جسته است. علامه طباطبائی نیز با براهین متعددی از جمله برهان فطرت و صدّیقین و ... به اثبات خدا پرداخته است و متقن ترین آن براهین را برهان صدّیقین می داند. برهان صدیقین در طول تاریخ فلسفه شرق، تطوّرات تکاملی خود را پشت سر گذاشت تا اینکه در دوره علامه طباطبائی به مرحله کمال نهایی اش رسید. تقریر ایشان از برهان صدیقین ویژه و مبتکرانه است؛ چون بر هیچ مقدمه ای از مقدمات فلسفی تکیه ندارد. به نظر می رسد آنچه دکارت در براهین اثبات خدا گفته است با بحث های علامه طباطبائی نوعی هم زبانی و قرابت دارد که در این مقاله در حد امکان به بیان آن ها پرداخت می شود.
خشونت خانگی علیه زنان، پدیده ای پنهان، مزمن و فراگیر در تمامی جوامع بشری و دارای آثار سوء بسیاری است. از این رو، برخی پژوهش ها، در صدد پیش بینی آن برآمده اند تا بتوانند از پیامدهای آن جلوگیری کنند. این تحقیقات به تبیین عوامل خطر در مرد بزهکار و زن بزه دیده، مانند بازه سنی، پیشینه، عوامل روانی و موقعیتی می پردازند. همچنین روش های آماری با ترکیب عوامل خطر، احتمال ارتکاب خشونت خانگی را به صورت کمّی پیش بینی می کنند. برخی از این آزمون ها عبارت اند از SARA ODARA, DVSI که در برخی کشورها به کمک نظام قضایی در اتخاذ تصمیم در مورد مردانی که مرتکب خشونت خانگی علیه همسرانشان می شوند، آمده اند. این امر با توجه به راهکارهای بین المللی در برخی کشورها منجر به تغییر قوانین به منظور حمایت بهتر از زنان بزه دیده خشونت خانگی شده است. در بررسی تطبیقی میان قوانین ایالات متحده آمریکا و ایران ملاحظه می شود که در ایران، مقرراتی مانند ماده 1115 قانون مدنی، ماده 156 قانون مجازات اسلامی و لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت خانگی، به نوعی به پیش بینی خشونت خانگی اشاره می کنند. ولی خشونت خانگی تعریف نشده، قانونی به صورت خاص بدان اختصاص داده نشده و پیش بینی آن نیز به صورت علمی مدنظر قرار نگرفته است. در حالی که در آمریکا، راهکارهای مبتنی بر قوانین ماهوی و شکلیِ بسیاری همچون الزام به گزارش دهی، غیر قابل گذشت اعلام کردن، استفاده از حامیان بزه دیده، بازداشت موقت و رسیدگی تخصصی نیز پیش بینی شده اند.
تفسیر قرارداد به معنی تشخیص مفهوم مقررات آن است و هدف از آن روشن شدن مضمون و مفاد عقد است. برای رسیدن به این مق صود، عرف اثر مهم و غیرقابل انکاری در قوانین به خصوص در حوزه حقوق مدنی و در حوزه قراردادها دارد. در همین راستا با تبیین مفهوم و اقسام عرف، به بیان مبانی حقوقی و فقهی عرف لفظی و جایگاه و آثار استعمال عرفی الفاظ در پرتو ماده 224 قانون مدنی پرداخته شده که برآمد این پژوهش با توجه به مبانی فقهی، حقوقی، حجیت عرف لفظی و نیز ارشادی (به تعبیر اصولی) و تکمیلی (به زبان حقوقی) بودن غالب قواعد مربوط به معاملات مالی و جریان کلی اصل اباحه و همچنین اصل آزادی قراردادها، این نکته است که در تعارض میان معانی عرفی الفاظ و حقیقت قانونی آنها در قراردادهای مالی که شارع (قانون گذار) آنها را امضا نموده است (به غیر از اوامر و نواهی جزئی) عرف موجود میان مردم را تصدیق نموده است و باید معانی عرفی الفاظ را که نزدیک تر به قصد مشترک طرفین است، ترجیح داد و از بار کردن احکامی که مورد نظر طرفین نبوده است بر روابط آنها جلوگیری کرد.
در نیمه دوم دهه 2010 میلادی، افزایش شدید قیمت جهانی مواد غذایی منجر به افزایش شمار فقرا در جهان شد. بنابراین در دهه گذشته، قیمت مواد غذایی به موضوعی مهم برای اغلب کشورهای در حال توسعه تبدیل شد. بر همین اساس، در مطالعه حاضر چگونگی انتقال قیمت جهانی به قیمت داخلی مواد غذایی منتخب در ایران بررسی شد . به این منظور، الگوی خودتوضیح برداری مارکوف سوئیچینگ (MS-VAR)، توابع عکس العمل آنی وابسته به رژیم و داده های سری زمانی فصلی محصولات برنج، گندم، شکر و روغن های نباتی به کار رفتند. نتایج نشان داد الگوی MS-VAR چارچوب مناسبی برای الگوسازی اثر عبور قیمت [1] جهانی این محصولات فراهم می کند. با توجه به نتایج، تفاوت قابل توجهی در میزان عبور قیمت بین رژیم های دوگانه وجود دارد. مقدار عبور قیمت در رژیم دوم هر محصول در مقایسه با رژیم اول به مراتب بیشتر است؛ به عبارت دیگر، با وقوع بحران جهانی قیمت مواد غذایی، تغییر قابل توجهی در فرایند عبور قیمت رخ داده است. بنابراین، پیشنهاد می شود که سیاست های مرتبط از قبیل اعمال تعرفه و محدودیت واردات با در نظر گرفتن قیمت های جهانی و واکنش قیمت های داخلی اجرا شوند.
در برخی از کالاها مانند انرژی، تقاضا بی درنگ به تغییرهای قیمت واکنش نشان نمی دهد و سرعت تطبیق تقاضا کُند است. کندبودن سرعت تطبیق تقاضا، یکی از ویژگی های مهم بازار نفت و انرژی است. این پژوهش، به بررسی اثر کندبودن تطبیق تقاضا بر قیمت و میزان تولید در یک صنعت سوخت فسیلی می پردازد؛ که در آن، عرضه توسط یک بنگاه مسلط بر بازار و بنگاه حاشیه ای انجام می شود. بنگاه مسلط، دارای منابع زیاد و هزینه تولید کم است و در طرف مقابل، بنگاه حاشیه دارای منابع محدود و هزینه استخراج بالا از این منابع است. از آنجا که منافع این دو گروه، متاثر از رفتار راهبردی یکدیگر است و همچنین، مقدار تقاضا و منبع در طول زمان تغییر می کنند، مسئله در چارچوب یک بازی استکلبرگ پویا مدل می شود. نتایج پژوهش نشان می دهند که هرچه سرعت تطبیق تقاضا کمتر باشد، عرضه بیشتر و سرمایه گذاری برای کشف منابع جدید افزایش می یابد. همچنین، افزایش نرخ بهره، سبب نزدیک بین شدن بنگاه ها شده و درآمد خود را کمتر به آینده واگذار می نمایند. در نتیجه، مقدار منبع و عرضه بلندمدت بنگاه مسلط و حاشیه ای کاهش می یابند. در مقابل، افزایش اندازه بازار سبب افزایش ذخایر بنگاه حاشیه ای در بلندمدت و همچنین، افزایش مقدار عرضه دو بنگاه و کاهش قیمت می شود.
باشگاه های ورزشی هم به لحاظ تولید و عرﺿه کالاهای خصوصی و هم از نظر تولید منافعی که با ویژگی های کالاهای عمومی عرضه می شوند، از نظر اقتصادی برای شهرها اهمیت و ارزش دارند. در پژوهش حاضر تلاش برای کمّی سازی ارزش پولی برخی از منافعی است که تیم فوتبال فولاد مبارکه سپاهان، در جایگاه یک تیم ورزشی حرفه ای، برای شهر اصفهان ایجاد می کند. این ارزش ها که ارزش های مصرفی و غیرمصرفی را شامل می شوند، با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط برآورد شده اند. برای این منظور با کمک پرسشنامه، از شهروندان اصفهان درباره تمایل آنها برای پرداخت کالاها و منافع تولید ی تیم فوتبال سپاهان پرسیده شد. براساس نتایج پژوهش، میانگین تمایل به پرداخت سالاﻧه شهروندان برای حضور تیم فوتبال سپاهان در رقابت های لیگ برتر فوتبال 16هزار و 480 تومان، برای قهرمانی این تیم در رقابت های لیگ برتر 13هزار و 970، قهرمانی در رقابت های جام حذفی 11هزار و 760تومان و قهرمانی در رقابت های لیگ قهرمانان آسیا 24هزار و 480 تومان است. همچنین میانگین تمایل به پرداخت برای خرید بلیت تماشای مسابقات در استادیوم، 4هزار و 433تومان و میانگین تمایل به پرداخت برای تماشای تلویزیونی نیز 2هزار و 773تومان است.
اقیانوس هند طی سال های اخیر به دلیل اهمیت اقتصادی و راهبردی آن، به سبب برخورداری از منابع سرشار، موقعیت ژئواستراتژیک و نقشِ مواصلاتیِ آن و همچنین واقع شدن تعداد زیادی از کشورها در حاشیه آن، مورد توجه جدی قرار گرفته است و به عنوان صحنه ای جدید برای رقابت قدرت های بزرگ و به طور عمده بین ایالات متحده، چین و هند دیده می شود. از همین رو با عنایت به تمرکز کنونیِ کشورهای بزرگ و گمانه زنی ها در این خصوص که تاریخ قرن بیست ویکم در حال متمرکز شدن در شرق و جنوب آسیاست، بیش از پیش بر دامنه اهمیت آن و لزوم حضور و ایفای نقش بسیاری از کشورها در این قلمرو دریایی افزوده شده است. در این چارچوب به نظر می رسد با در نظر گرفتن این واقعیت که حجم گسترده تجارت دریایی و موازنه راهبردیِ جهانی در آینده نزدیک در این منطقه رقم خواهد خورد؛ فرض این مقاله نیز بر این پایه استوار است که آینده چالش ها و رقابت ها در قرن حاضر در اقیانوس هند و بیش از پیش میان کشورهایی چون آمریکا، چین، هند و کشورهای منطقه ای به گونه ای ضعیف تر رخ خواهد داد. نظر به این مهم، در مقاله حاضر ضمن بررسی اهمیت این پهنه دریایی، ابعاد و تحرکات هر یک از کشورهای مذکور با تمرکز بیشتر بر ایالات متحده آمریکا واکاوی و تجزیه وتحلیل می کند و تغییرات ژئوپلیتیک احتمالی در اقیانوس هند را با توجه به اقدام ها و راهبردهای هر یک از بازیگران مذکور تشریح و ارزیابی دقیق می شود.
هدف پژوهش در حوزه سیاستگذاری، ارائه توصیه های علمی و عملیاتی به سیاستگذاران است. پژوهش سیاستی در پی بررسی عوامل مؤثر بر سیاست ها و تأثیر سیاست ها بر جامعه است و در این زمینه از روش های مختلفی بهره می گیرد. پیچیدگی محیط سیاستگذاری عمومی و ابعاد مختلف مسائل سیاستی ایجاب می کند که تحلیل گران سیاست، به رویکردهای روش شناسی مناسب مجهز باشند. در این میان روش فراترکیب، عصاره پژوهش های انجام گرفته در یک موضوع خاص را به شیوه نظام مند و علمی فرا روی سیاستگذاران قرار می دهد، نقش مهمی در روشن کردن ابعاد مختلف پدیده های سیاستی پیچیده دارد و یادگیری سیاستی و مطلع شدن مقامات را تسهیل می کند. در مقاله پیش رو با درک ضرورت توسعه روش شناسی ترکیب پژوهش ها در حوزه سیاستگذاری به تبیین روش فراترکیب، مراحل و مزایای آن پرداخته شده و نمونه هایی از کاربرد این روش در سیاستگذاری عمومی بیان شده است.
هدف این پژوهش بررسی رابطه سیرت نیکو و رفتار شهروندی سازمانی در میان کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری (230 نفر) در سال 1395 بودند که از این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ساده، 129 نفر برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از دو پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی و سیرت نیکو جمع آوری و با رگرسیون چندگانه و تحلیل مانوا بررسی شدند. نتایج به دست آمده از آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد میان مؤلّفه های سیرت نیکو و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان، رابطه وجود دارد. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیّره (مانوا) نیز نشان داد از میان مؤلّفه های سیرت نیکو، برپاداشتن حق و عدل و دلسوزی، با رفتار شهروندی سازمانی رابطه دارد؛ به عبارت دیگر، سیرت نیکو می تواند با ایجاد احترام، مسئولیت پذیری و اعتماد متقابل میان مدیران و کارکنان، موجب بروز رفتارهای شهروندی در میان کارکنان گردد.
امروزه مصرف کالاهای فرهنگی از مهم ترین زمینه های فعالیت در حوزه سبک زندگی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی مناسب برای استفاده خانواده از فضای مجازی و سایبر است. برای تدوین این الگو و به دست آوردن داده هایی متناسب با موضوع مطالعه، از روش کیفی نظریه داده بنیاد استفاده شده است. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر، صاحب نظران و متخصصان حوزه اخلاق و خانواده بودند که با نمونه گیری نظری برای مصاحبه نیمه ساختاریافته و اکتشافی انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن داده ها به اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار یافته ها با روش های تطبیق توسط اعضا، بررسی همکار و مصاحبه های آزمایشی تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن است که 335گزاره مفهومی اوّلیه با 17 مقوله اصلی و 49 مقوله فرعی در قالب ابعاد شش گانه مُدل پارادایمی شامل: موجبات علّی (3 مقوله)؛ پدیده اصلی (فضای مجازی و سایبر)؛ راهبرد (2 مقوله)؛ ویژگی های زمینه ای (6 مقوله)؛ شرایط محیطی (4 مقوله)؛ و پیامد (2 مقوله) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود میان آن ها، مُدل پارادایمی را شکل داد که الگوی مناسب را برای استفاده خانواده از فضای مجازی و سایبر ارائه می کند.
خبرنگاری همیشه به عنوان حرفه ای مطرح بوده که با تنیدگی زیادی همراه است. درگیری زیاد با کار و اشتغالات فاعلی می تواند عامل تنیدگی خبرنگاران باشد که هم برای افراد و هم برای سازمان نتایج منفی در بر خواهد داشت در این راستا برنامه مدیریت تنیدگی لرن یک مداخله کامل محسوب شده و می تواند از فزون کاری خبرنگاران جلوگیری کند لذا این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی در فزون کاری خبرنگاران دارای تنیدگی شغلی در غالب طرح پژوهشی شبه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) پرداخته است. نمونه مورد نظر متشکل از 30 نفر خبرنگاران پر تنیدگی داوطلب از خبرنگاران خبرگزاری فارس شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. جلسات طی 18 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی اجرا شد و آزمودنی ها به پرسش نامه فزون کاری ( WART ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی لرن به صورت معناداری روی فزون کاری تأثیر دارد (0/01 p< ). همچنین بین گروه آزمایش و گروه گواه در نمرات حاصل از خودکارآمدی، گرایش های اجباری، مهار و ارتباطات ضعیف/ خودجذبی تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود دارد (0/01 p< ). بنابراین برنامه آموزشی مدیریت چندوجهی تنیدگی می تواند با توانش جرأت ورزی برای نپذیرفتن تقاضای شغلی خارج از توان خود، اصلاح باورها، شناخت ها و بازخوردهای نادرست، احساس تسلط بیشتر بر محیط و یافتن حمایت های اجتماعی شاخصه های فوق را بهبود ببخشد.
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که توانمندسازی خانواده، به گونه ای است که نقش خانواده در قالب گروه بتواند اعضایش را در موقعیت های مختلف زندگی به شکل های گوناگون دچار تحول کرده و به سطحی از رضامندی برساند. پس الگوسازی مبتنی بر سازوکارهای روانشناختی خانواده می تواند در تغییر و ایجاد رواندرستی و رضامندی زوجین از طریق برنامه های آموزشی خانواده محور مؤثر باشد. بنابراین بی توجهی به این مسأله می تواند بار زیادی از مشکلات را بر فرد و جامعه تحمیل کند. از این رو بررسی متغیرهای روانشناختی می تواند به فهم بهتر تأثیر مداخلات خانواده محور و افزایش رواندرستی اعضای خانواده و رضامندی زوجین بینجامد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی کارآمدی مداخله روانشناختی خانواده محور بر رواندرستی و رضامندی زوجیت مادران باردار شهر تهران بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری را کلیه زنان باردار سه ماه اول تشکیل می دادند که برای مراقبت های دوران بارداری به بیمارستان مدائن تهران مراجعه نمودند، که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس30 مادر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مداخله ای و گواه جایگماری شدند. مادران مقیاس رضامندی زوجیت افروز و رواندرستی را در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. سپس آموزش روانشناختی خانواده- محور برای گروه مداخله در مدت 16 هفته و هر جلسه120 دقیقه ای ارائه شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس چندمتغیره (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آموزش روانشناختی بر افزایش رواندرستی و رضامندی مادران باردار گروه مداخله ای نسبت به گروه گواه بود (0/05> P ). نتایج: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که، آموزش مادران می تواند تأثیر به سزایی در بهبود شاخص های متعدد باروری، بارداری و نیز سلامت نوزاد به شکل مثبت داشته باشد.
توانمندسازی در مددکاری اجتماعی به عنوان یک استراتژی مداخله برای کمک به خانواده هایی است که عوامل خطرسازی در رابطه با سلامت روان آن ها وجود دارد. این پژوهش نیز به منظور بررسی تأثیر الگوی توانمندسازی روانی- اجتماعی در بهبود سلامت روان زنان دارای همسر بیمار روانی مزمن انجام شد. در این پژوهش نیمه تجربی (با طرح پیش آزمون پس آزمون پیگیری و گروه کنترل)، 40 نفر از زنانی که همسرشان مبتلا به اختلالات مزمن روانی بوده و در سال 1391 در بیمارستان روانپزشکی فرشچیان همدان بستری گردیده اند، انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل 20 نفره قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه توانمندسازی روانی-اجتماعی شرکت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها از طریق پرسشنامه سلامت روان SCL-90-R جمع آوری شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس دومتغیری با اندازه گیری های مکرر روی یک متغیر و آزمون توکی استفاده شد. نمره سلامت روان زنان دارای همسر بیماری روانی مزمن در گروه مداخله در آزمون SCL-90-R نسبت به گروه کنترل، در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش بیشتری ( p=0/01 ) نشان می دهد. نتیجه این که استفاده از الگوی توانمندسازی در ارتقاء سلامت روان زنانی که همسران آن ها از اختلالات مزمن روانپزشکی در رنج اند مؤثر می باشد و بنابراین توانمندسازی با این الگو می تواند بالقوه منجر به بهبود سلامت هم در بیماران و هم اعضای خانواده آن ها گردد.
این تحقیق با موضوع اثربخشی آموزش معنویت بر کاهش تعارضات زناشویی انجام شد. پس از بررسی و مطالعه مباحث و دیدگاه های گوناگون انجام شده، در خصوص روابط میان متغیرها، تعداد 2 فرضیه مطرح شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد تعارضات زناشویی دکتر ثنایی بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره دادگستری شهرستان شاهرود در سال 1395 بود که با روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 30 زوج به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. طرح پژوهشی طرح نیمه تجربی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. ابتدا برای هر گروه پیش آزمون اجرا گردیده، سپس مداخله آزمایشی (مهارت های معنویت) در طی 10 جلسه به اجرا درآمد. پس از اتمام برنامه آموزشی، پس آزمون اجرا گردید. زوجین پس از گذشت 5/1 ماه تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. نتایج فرضیات با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند؛ داده ها نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی آموزش معنویت موجب کاهش تعارضات زوجین گردید.
ارتقای مهارت های فکری و فرهنگ گفت وگویی در کودکان می تواند نویدبخش جامعه ای خردورز باشد. پژوهش حاضر درصدد است به بررسی ساختار گفت وگویی که در حلقه کندوکاو کلاس «فلسفه برای کودکان» در مقطع دبستان اجرا می شود، بپردازد تا از خلال آن، مهارت های لازم برای شکل گیری «گفت وگوی کندوکاوی» را شناسایی کند. الگوی گفت وگوی کندوکاویِ ارائه شده در این پژوهش، برگرفته از «تفکر چندبعدی و بازاندیشانه» در آموزش «فلسفه برای کودکان» است که در بستر «منطقه تقریبی رشد» شکل می گیرد.به منظور بررسی موضوع مدنظر این پژوهش، روند گفت وگوهایِ حدود 200 کلاس «فلسفه برای کودکان»، در پایه های مختلف تحصیلی، مشاهده توصیفی، متمرکز و گزینشی شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که حلقه های کندوکاو «فلسفه برای کودکان» به مثابه «منطقه تقریبی رشد»، با فراهم کردن فضایی برای گفت وگوی کودکان با یکدیگر، در حضور تسهیلگر (فرد تواناترِ فرهنگ)، می تواند نگرشی بازاندیشانه، مسئولانه، انتقادی و خلاقانه در آنها ایجاد کند.