سند روایات از مختصات مطالعات حدیث پژوهی مسلمانان است و تحلیل های سندی احادیث سرشار از اطّلاعات مفید تاریخی است. یکی از کلماتی که امروزه از مباحث مهم علوم قرآنی به-شمار می رود، کلمه ی «معجزه» است. تا قبل از قرن چهارم کلمه «معجزه» در هیچ کتابی دیده نمی شود، اما مطرح شدن آن، این شبهه را به وجود می آورد که چه کسی مُبدِع این کلمه است. هدف از انجام این پژوهش آن است که این کلمه چه زمانی استعمال شده است. به نظر نگارنده و با بررسی تاریخی - تحلیلی که صورت گرفته، این کلمه از قرن چهارم به بعد استعمال شده است و قبل از آن از واژه های دیگر مانند «آیه» استفاده می شده است. همچنین تتبع محقق نشان می دهد که شیخ صدوق(ره)[م381ق] اوّلین نفری هستند که کلمه معجزه را استعمال نموده است.
در سنت اسلامی، یکی از مباحث مهم و اساسی در خصوص معجزه، بحث از دلالت معجزه بر نبوت پیامبران است. اندیشمندان اسلامی عمدتاً معجزه را دلیل بر صدق مدعی نبوت می دانند نه بر صدق تعالیم او؛ زیرا به اعتقاد آنان رابطه ای میان یک عمل خارق العاده و صدق تعلیمات کسی که چنین امری را انجام داده است وجود ندارد. می توان گفت وجه مشترک دیدگاه اسلامی در دلالت معجزه، صدق مدعی نبوت پیامبر است.
دیدگاه اندیشمندان غربی در این مورد، انسجام و روشنایی لازم را ندارد. در سنت فلسفی الهیاتی غربی از راه معجزه بر وجود خداوند استدلال می شود و فلاسفة غربی تأکید دارند معجزه بر صدق و درستی تعالیم و آموزه های دینی خاص گواهی می دهد و موجب رجحان یک دین بر دین دیگر می شود. از میان اندیشمندان مسلمان علامه طباطبایی بر خلاف بسیاری، راه شناخت انبیا را منحصر در معجزه می داند. و از میان اندیشمندان غربی نیز سویین برن در برخی تعبیرات خود مدلول معجزه را اثبات نبوت معجزه گر می داند. علامه طباطبایی و سویین برن در خصوص مفهوم معجزه برخی نظرات مشترک دارند، ولی در خصوص مدلول معجزه دیدگاه متفاوتی دارند؛ زیرا سویین برن مدلول معجزه را اثبات وجود خدا و درستی تعالیم پیامبر می داند در حالی که علامه طباطبایی مدلول معجزه را فقط صدق مدعی نبوت می داند.
وجود امور خارق العاده امرى غیر قابل انکار است . هرچند خوارق عادت عموما در داشتن غایتى که همان اثبات امر غیر معتاد و یا نفى امر معتاد است، با هم مشترکند . اما وجوه افتراقى، آنها را از جهت نوع غایت و برخوردارى از مقبولیت الهى و عدم آن از هم جدا مىکند . این تنوع موجود در خوارق عادت امرى استبا پیشینهاى طولانى در مسیر زمان، که رغبت اهل اندیشه، خصوصا متکلمین را نسبتبه تحقیق درباره کیفیت و نحوه تحقق آنها جلب کرده است .
معجزه به عنوان مهمترین و اصیلترین امر خارق العاده، که روایتهاى تاریخى موثق وقوع آن را اثبات مىکند، یکى از این امور است .
کرامت، سحر، جادو و امورى از قبیل «تله پاتى» و «هیپنوتیزم» از خوارق عادت محسوب مىشود .
آنچه که بحث مورد نظر ما است، تعریف و تبیین این امور و نیز تفاوت آنها با معجزه است که از نظر مىگذرانیم .
بحث از چیستی معجزه و مسائل مربوط به آن، از دیرباز محل توجه دانشمندان بوده است و نظر به خارج عادت بودن آن و با توجه به اینکه امور طبیعت هدفمند و غایت محور است و معجزه صبغه ای خارج از شکل معمول موجودات طبیعت دارد موجد دیدگاه های متفاوتی در تعریف اعجاز شده و موضوع مطالعه اندیشمندان به خصوص متکلمان واقع شده و نظر آنها را به حقیقت معجزه و کیفیت تحقق آن جلب کرده است. لذا می توان گفت معجزه مهم ترین و اصیل ترین امر خارق العاده ای است که روایات تاریخی متقن وقوع آن را به اثبات رسانده است. در قرون اخیر، به دنبال تشکیک هیوم در بحث اعجاز، دانشمندان غربی و اسلامی برای دفاع از اعتقادات دینی خود به بررسی اعجاز و مداقه در آن پرداخته اند که از میان این دانشمندان، سویین برن کوشیده است با ابتنا بر آرای گذشتگان سنت غربی، مانند توماس آکوئیناس، تعریف خاصی از معجزه ارائه داده، معقولیت باور به معجزه را در نظام فکری مسیحیت مطرح کند. از میان دانشمندان اسلامی نیز محمدحسین طباطبایی با تعریف دقیق معجزه سازگاری آن را با قانون علیّت شرح و بسط داده است.
بسیاری از متکلمان و اندیشمندان اسلامی بر این باورند که معجزه در اثبات ادعای انبیا معرفت بخش است؛ هرچند در گستره دلالت و میزان معرفت بخشی اختلافات گسترده ای دارند. در این میان اکثریت ایشان بر این عقیده اند که دلالت معجزه، به صورت برهانی و یقینی است و برای اثبات آن به ادله گوناگونی ازجمله «دلیل حکمت» روی آورده اند. هرچند این دلیل با تقریرها و تبیین های متعددی از سوی متکلمان و اندیشمندان اسلامی مورد توجه بوده و عمدتاً خالی از هرگونه اشکالی دانسته شده، اما به نظر می رسد چالش هایی در مسیر اثبات آن وجود دارد که حداقل در برخی موارد بی پاسخ مانده است. بر این اساس، با روش تحقیق کتابخانه ای مسئله تبیین دقیق این دلیل و ارزیابی چالش های ناگفته درباره آن بررسی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که نمی توان از دلیل حکمت به تنهایی برای اثبات برهانی بودن دلالت معجزات استفاده کرد.
دیدگاههای متفاوتی دربارة فاعل معجزه ارائه شده است. برخی خداوند را فاعل معجزه میدانند و بسیاری نیز انتساب معجزه به پیامبر، صالحان و ... را پذیرفتهاند. قاضی عبدالجبّار معتزلی، فاعل معجزه را خدا دانسته و جواز فاعلیّت پیامبر را نیز پذیرفته است. سویینبرن نیز نظر مشابهی دارد. هر چند آرای این دو متفکّر در این مسئله مشابه است اما از آنجا که عبدالجبّار، دیدگاه خود را با دلایل متعدّدی همراه کرده است، دیدگاه او به لحاظ اثباتی بالاتر از دیدگاه سویینبرن قرار میگیرد. با توجّه به این نمونه، میتوان این نظر را مطرح ساخت که سنّت کلامی مسلمانان، مخصوصاً در مباحث مربوط به معجزه، آرائی همسنگ و حتّی عمیقتر و دقیقتر از الهیّات معاصر مسیحی در بر دارد.
کتاب تجربه توسعه آسیای شرقی؛ معجزه، بحران و آینده، نوشته ی ها جون چانگ، و ترجمه ی لیلا سادات فاطمی نسب، در پی یافتن علل اصلی توسعه ی موفقیت آمیز کشورهای آسیای شرقی است. کشورهای شرق آسیا، که پس از جنگ جهانی دوم کشورهایی فقیر و عقب مانده بودند، طی چند دهه به کشورهای تازه صنعتی شده مبدل گردیدند. در مورد علل توسعه ی سریع کشورهای شرق آسیا نظرات متفاوتی ابراز شده است. برخی پژوهشگران عامل اصلی موفقیت این کشورها را پیروی از سازوکار بازار، جهت گیری صادراتی دانسته اند؛ در حالی که گروهی دیگر بر نقش دولت در حمایت از صنایع نوپا، و ارائه ی مشوق های مختلف برای بخش خصوصی جهت سمت گیری تاکید کرده اند. هاجون چانگ در این کتاب با مرور تحولات اقتصادی کشورهای شرق آسیا، به ویژه کره، نشان می دهد که پیروی از سازوکار بازار آزاد عامل موفقیت این کشورها نبوده؛ و دولت با حمایت های مشروط و موقت، همراه با نظارت کارآمد بر نحوه ی عملکرد بخش خصوصی و تاکید بر صادرات، نقش تعیین کننده ای در توسعه ی کشورهای آسیای شرقی داشته است. کتاب تجربه توسعه آسیای شرقی برای پژوهشگران و سیاست گذاران ایرانی در شرایط کنونی بسیار ارزشمند و راهگشا است.
«معجزه» از مباحث مهم علوم قرآنی است که همواره کانون توجه عالمان دینی و متالّهان بوده و تفسیرهای مختلفی از حیث مفهوم، شروط و امکان تحقّق آن مطرح است. لذا با عنایت به عدم کاربرد این واژه در قرآن و اختلاف نظر در مورد استعمال آن در لسان احادیث، بحث در کیفیت پیدایش اندیشه ی اعجاز و استعمال واژه ی معجزه، ضرورتی انکار ناپذیر است. این مقاله با روش تاریخ گذاری تحلیلی متن و إسناد، روایات حاوی کلمه ی «معجزه» را بررسی نموده است. تاریخ گذاری متن، حاکی از وجود تفاوت هایی در تحریرهای گوناگون روایات است و تاریخ گذاری سندی نشان می دهد «شیخ صدوق» به عنوان «حلقه ی مشترک» روایات «معجزه»، این کلمه را در کتب حدیثی خود آورده است. تاریخ گذاری ترکیبی متن و إسناد نیز حاکی از آن است که نمی توان ائمّه(ع) را ایده پرداز اصطلاح «معجزه» دانست، لذا ایشان به تأسّی از قرآن، در احادیث گوناگونی واژه های «آیات، بیّنات و براهین» را در این زمینه بکار برده اند.
مساله اعجاز از مباحث حایز اهمیت قرآن است که از نیمه دوم قرن دوم آغاز شده و تا قرن هشتم به حد کاملی از رشد و بالندگی رسید. یکی از شخصیت های ممتاز علوم تفسیر و معانی قرآن که این مهم را مورد بررسی و تدقیق قرار داده فناری است. شمس الدین فناری صاحب تفسیر عین الاعیان با رویکرد عرفانی است. به نظر ایشان معجزه امر خارق العاده ای است که همراه با تحدی باشد بدون اینکه با آن معارضه شود وبا کرامت وارهاص فرق دارد. فناری در تفسیر خود در مورد اعجاز نسبت به علمای قبل از خود دو رویکرد جدید دارد: نخست اعجازی که متعلق به خود قرآن است و دوم اعجازی که متعلق به برگرداندن مردم از قدرت معارضه با قرآن است، نه از خود معارضه با وجود قدرت دستاوردهای حاصله از این پژوهش نشان می دهد که فناری علاوه بر هم نظر بودن با سایر علماء در زمینه اعجاز؛ دارای نظرات و اندیشه های تازه ای نیز بوده است که بارزترین آن تحلیل کاملاً عرفانی از مقامات پیامبر اسلام(ص) و قدرت ایشان بر ارائه معجزه و نیز تحلیل ماهیت نظم با مؤلفه های پنج گانه آن است.
معجزه همواره به عنوان یکی از ادلّه حقانیت ادیان به خصوص وجود خداوند به کار رفته است. در این نوشتار سعی کرده ایم به این پرسش پاسخ دهیم که معجزه به عنوان دلیلی بر وجود خدا، تا چه میزان از لحاظ منطقی و معرفت شناختی موجّه است. به عبارت دیگر آیا معجزه به تنهایی و بدون در نظر گرفتن مسائل مربوط به گواهی های تاریخی و با فرض وثاقت ادلّه تاریخی، یا با فرض درک بی واسطه، می تواند وجود خداوند را برای مخاطب بی طرف اثبات کند یا خیر؟ روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است که از طریق مطالعه، بررسی و تحلیل ذهنی مفاهیم، گزاره ها و استدلال ها انجام می گیرد. در این مقاله پیش از تلاش برای پاسخ به پرسش اصلی، به تدقیق مفهوم معجزه و نقد تعریف مشهور دیوید هیوم (نقض قانون طبیعت) پرداخته شده و پس از جمع بندی بحث تعریف، با بیان مقدمه ای پیرامون انواع دلیل و استدلال تلاش می شود اوّلاً انواع استدلال هایی که معجزه ممکن است در قالب آن ها به عنوان دلیلی برای اثبات خدا در نظر گرفته شود مورد بررسی قرار گیرد، ثانیاً ناتوانی معجزه در اثبات وجود خدا به عنوان استدلالی قیاسی نشان داده خواهد شد و ثالثاً استنتاج بهترین تبیین به عنوان قالب استدلالی مناسب برای معجزه در جهت اثبات خدا مطرح می شود و موانع آن مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.