هدف پژوهش حاضر سنجش میزان استقرار نظام شایسته سالاری در سازمان های دولتی شهر تهران و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است. از نظر فلسفی، این پژوهش از نوع پژوهش هایی با فلسفه اثبات گرایانه است. استراتژی های پژوهش در قالب پژوهش های همبستگی و پیمایشی قابل بیان است. از نظر اهداف شناختی پژوهش حاضر پژوهشی کاربردی است و نهایتا اینکه این پژوهش از نظر افق زمانی تک مقطعی است. برای سنجش عوامل موثر بر شایسته سالاری از ابزار پرسشنامه ای که با توجه به مبانی نظری پژوهش طرح شده بود،استفاده شد که پایایی آن با روش آلفای کرونباخ با مقدار 0.75 مورد تأیید قرار گرفته است. با توجه به جامعه پژوهش که سازمان های دولتی شهر تهران است، تجزیه تحلیل داده های پژوهش با نرم افزار spss و با استفاده از روش های آمار توصیفی( میانگین، فراوانی و ...) و آمار استنباطی انجام شد. جهت پاسخ به سوالات پژوهش از روش تحلیل عاملی اکتشافی، رگرسیون چند متغیره و آزمون t تک نمونه ای استفاده شده است.پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافته های حاصل از پژوهش شش عامل: پاسخگویی،منابع مالی، سیاسی کاری،امنیت شغلی، فرهنگ و خانواده به عنوان عوامل موثر استقرار نظام شایسته سالاری شناسایی شده است.
مدیریت سود که یکی از اثرات تئوری نمایندگی می باشد می تواند زیان های زیادی را به سرمایه گذاران تحمیل نموده و منجر به تضعیف حقوق سهامداران گردد، به همین دلیل هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر حقوق سهامداران و مالکیت درونی بر مدیریت سود می باشد. برای اندازه گیری حقوق سهامداران از مدل ارائه شده توسط صفرزاده (1392) استفاده شده است و برای اندازه گیری مدیریت سود از مدل تعدیل شده جونز (1991) استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارا تهران می باشد، در این تحقیق اطلاعات مالی 96 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی بازه زمانی 1388 تا 1392 بررسی شده است. نتایج پژوهش با استفاده از الگوی رگرسیون چند متغیره و روش داده های تابلویی با اثرات ثابت، نشان داد که بین حقوق سهامداران و اقلام تعهدی ختیاری رابطه معناداری وجود داشته و این رابطه، یک رابطه منفی می باشد، اما بین سطح مالکیت درونی و اقلام تعهدی اختیاری رابطه معناداری مشاهده نشده است.
بتای صنعت اهمیت و کاربرد زیادی در مالی شرکتی از جمله محاسبه هزینه سرمایه حقوق مالکانه، قیمتگذاری داراییها، قیمتگذاری خدمات، مدیریت پورتفوی و فرایندهای مدیریت ریسک دارد. در اینجا مدل پرشی-پیوسته قیمتگذاری ریسک بازار را به عنوان مدل بهینه برای کاربردهای فوق در نظر گرفته و به بررسی بتای پیوسته صنعت و بتای پرشی صنعت پرداخته ایم. در نتیجه، علاوه بر شناخت آماری و توصیفی بتای پرشی و پیوسته صنایع، برتری قوی بتای پرشی نسبت به بتای پیوسته، در کلیه صنایع مورد بررسی، نشان داده شد. در ادامه تأثیر ویژگیهای شرکتی بر بتاهای صنعت به وسیله رگرسیونهای داده های ترکیبی و تأثیر آنها بر برتری بتای پرشی به وسیله رگرسیون پروبیت مطالعه شد. سپس تأثیر ویژگیهای شرکتی بر تهاجمی بودن بتاها و نهایتاً تأثیر آنها بر انحراف از بتای صنعت تحقیق گردید. در نتیجه تأثیر اندازه شرکت بر تهاجمی بودن هردو نوع بتا و نیز تأثیر ویژگیها بر انحراف از بتای پیوسته صنعت مشاهده شده و برخی نتایج خاص صنعت ها نیز حاصل گردید که با اقتضائات هر صنعت قابل تفسیر هستند.
با توجه به اهمیت زنجیره تأمین در کسب مزیت رقابتی، گفته می شود رقابت بین سازمان ها با رقابت بین زنجیره های تأمین آن ها جایگزین گردیده است. بنابراین مدیریت مؤثر زنجیره تأمین، عاملی اساسی در موفقیت سازمان ها محسوب می گردد. اختلالات به عنوان نتایج رویدادهای غیرمنتظره، جزء غیرقابل تفکیک از زنجیره های تأمین سازمان های امروزی است که در شرایط عدم اطمینان به فعالیت می پردازند. رویکرد تاب آوری در مدیریت زنجیره تأمین برای مقابله با این رویدادهای غیرمنتظره در زنجیره تأمین و بهبود سریع و بازگشت آن به حالت اولیه و قبل از وقوع رویداد، معرفی گردیده است. نقش محصولات دفاعی در ارتقاء توان بازدارندگی در مقابل تهدیدات نظامی، اهمیت و ضرورت به کارگیری رویکرد تاب آوری در مدیریت زنجیره تأمین صنایع دفاعی را به خوبی نشان می دهد. این تحقیق باهدف تدوین مدل تاب آوری زنجیره تأمین صنایع دفاعی، ابتدا به شناسایی مهم ترین اقدامات تاب آور زنجیره تأمین پرداخته، سپس با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آن ها را دسته بندی نموده و در ادامه با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری(ISM) به ارائه مدلی که روابط بین این اقدامات را نشان می دهد، می پردازد. قدرت نفوذ و وابستگی اقدامات نیز با استفاده از تکنیک MICMAC، تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از مجموع37 اقدام معرفی شده در تحقیقات پیشین برای زنجیره تأمین تاب آور، 19اقدام در تاب آور سازی زنجیره تأمین صنایع دفاعی مؤثرند که در قالب 5دسته و شامل ارتباط با تأمین کننده، انعطاف پذیری، چابکی، افزونگی و امنیت می باشند. ارتباط با تأمین کننده به عنوان پایه ای ترین و محرک ترین اقدام و اقدامات افزونگی، چابکی و امنیت به عنوان وابسته ترین و تحت تاثیرترین اقدامات برای تاب آوری زنجیره تأمین صنایع دفاعی معرفی شدند. بنابراین مدیران قبل از هر چیز، می بایست بر برقراری ارتباط مؤثر با تأمین کنندگان جهت ارتقاء تاب آوری زنجیره تأمین متمرکز گردند.
صاحب نظران اهمیت فرهنگ سازمانی را در ارتباط با توسعه مورد تأکید قرار می دهند و استدلال می کنند که فرهنگ پایه و اساسی است که در بستر آن توسعه استعدادهای انسانی در سازمان اتفاق می افتد. مطالعه حاضر باهدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر توسعه استعداد کارکنان انجام شد. روش تحقیق توصیفی- پیمایشی و از حیث ارتباط بین متغیرهای تحقیق از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق دانش آموختگان مستعد دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری در رشته مهندسی هوافضا بودند که تعداد200 نفر از آن ها به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق دو پرسش نامه فرهنگ سازمانی و توسعه استعداد بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت انجام گرفت. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی تأثیر مثبت معنی داری بر توسعه استعداد کارکنان دارد؛ از بین ابعاد فرهنگ سازمانی، مؤلفه های حمایت مدیریت، خلاقیت فردی و سیستم پاداش به ترتیب دارای بیشترین تأثیر بر توسعه استعدادها می باشند. مؤلفه نظارت و کنترل تأثیر منفی معنی داری بر توسعه استعدادها داشته است.
سازمان های موفق دنیا در راستای حفظ سرمایۀ انسانی شایسته بعنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند سازمانی و بمنظور تضمین تداوم عملکرد پایدار خود، به موضوع شناسایی و توسعه کارکنان مستعد توجه اساسی دارند. پژوهش حاضر با هدف "طراحی مدل مدیریت استعدادها برای صنعت بانکداری و تعیین ابعاد و مولفه های مربوطه و نیز اولویت بندی آنها" انجام گرفته است. نخست؛ ادبیات و پیشینه موضوع مدیریت استعداد بطور جامع مطالعه و با بهره گیری از نتایج حاصله، الگوی اولیه طراحی گردید. پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و روش تحقیق آن ترکیبی اکتشافی می باشد. در ادامه مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق و هدفمند با 15 نفر از مدیران و متخصصین بانکی و نیز خبرگان دانشگاهی انجام و داده های حاصل با روش تحلیل محتوا، مورد تحلیل قرار گرفته و ابعاد و مولفه های موضوع مشخص گردید. سپس از پرسشنامه محقق ساخته به منظور تأیید و اولویت بندی ابعاد و مولفه ها استفاده گردید. روایی ابزار پژوهش از بعد محتوا و پایایی آن به کمک ضریب آلفای کرونباخ سنجش شد. پرسشنامه موردنظر میان 164 نفر از مدیران، روسا و معاونین ادارات ستادی سه بانک رفاه کارگران، ملی و سامان توزیع و بمنظور تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه مدل معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS3 استفاده گردید. بر اساس نتایج، 9 بعد و 80 مولفه شناسایی و اولویت بندی شدند. در این خصوص بترتیب عوامل نگهداشت استعداد، نتایج مدیریت استعداد، استراتژی استعداد، روش های توسعه استعداد، ویژگی های استعداد، شیوه های جذب و انتخاب استعداد، ارزیابی استعداد، ویژگی های صنعت بانکداری و فرهنگ سازمانی در تبیین مدل مدیریت استعدادها در صنعت بانکداری نقش معنادار دارند.
کودکی دوره مهمی برای مداخله درراستای پیشگیری از آسیب ورزشی است. یکی از تمرین های پیشنهادی، تمرین ثبات مرکزی است؛ براین اساس، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی تأثیر شش هفته تمرین ثبات مرکزی بر بیومکانیک پرش- فرود تک پا در کودکان فعال 10 تا 12 سال بود. برای انجام پژوهش، 27 کودک فعال نابالغ 10 تا 12 سال که عضو باشگاه های شهر تهران بودند، به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. نتایج نشان داد که متغیرهای کینتیکی شامل نرخ بار و حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در بازیکنان گروه مداخله تغییری معنادار داشتند؛ اما در زاویه مچ پا در صفحه ساجیتال و فرونتال تغییری معنادار مشاهده نشد. با توجه به نتایج پژوهش، به نظر می رسد که تمرین های ثبات مرکزی تأثیر مثبتی بر برخی از عوامل خطرزای بیومکانیکی پرش- فرود کودکان نابالغ دارند و می توانند در پیشگیری از آسیب های این ورزشکاران مؤثر باشند.
مقدمه و هدف : هدف تحقیق حاضر، تاثیر طراحی و عناصر آن بر رضایتمندی مشتریان و کیفیت ادراک شده اماکن ورزشی در استان های غرب کشور(کرمانشاه، کردستان، همدان، ایلام و لرستان) در دهه 90-1380می باشد. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش روش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این تحقیق 4000 نفر از مشتریان (ورزشکاران )اماکن ورزشی سر پوشیده غرب کشور که سابقه 6 ماه فعالیت ورزشی داشته را شامل می شودکه به روش نمونه گیری تصادفی دسترس و هدفمند و طبق فرمول کوکران تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند .جهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه طراحی اماکن ،کیفیت خدمات و رضایتمندی شامل سوالات با طیف پنج گزینه ای لیکرت استفاده گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها توسط برخی از اساتید و متخصصان مدیریت ورزشی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت و میزان پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب به میزان 89/0 ، 84/0 و 85/0 بدست آمد.جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمارهای توصیفی و آزمونهای استنباطی نظیر آزمون کلوموگروف اسمیرنوف ،تحلیل واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج: نتایج تحقیق نشان داد بین طراحی اماکن و عناصر آن بر رضایتمندی مشتریان اماکن ورزشی غرب کشور استانهای (ایلام ،همدان،لرستان وکرمانشاه) رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد بین طراحی اماکن و عناصر آن بر کیفیت ادراک شده اماکن ورزشی غرب کشور رابطه معنی داری وجود دارد .
از دغدغه های اصلی کشورهای درحال توسعه، قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعه یافتگی است. مرور ادبیات رشد اقتصادی نشان می دهد که کیفیت نهادها و زیرساخت های اجتماعی در کشورهای درحال توسعه از عوامل مهم تأثیرگذار بر رشد و توسعه اقتصادی محسوب می شوند. بسیاری از تحلیلگران نیز بر این باورند که در بین عوامل نهادی، حاکمیت قانون یکی از مهم ترین مؤلفه های نظام مناسب برای سرمایه گذاری و رشد اقتصادی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر متغیرهای نهادی بر رشد اقتصادی کشورهای درحال توسعه و توسعه طی دوره زمانی 2015-1995 است. بدین منظور از مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل، با رد فرضیه خطی بودن، یک مدل دو رژیمی با حد های آستانه ای 1627/0 و 625/0 را برای شاخص متغیرهای نهادی در کشورهای تحت بررسی پیشنهاد می نماید. نتایج مطالعه حاکی از تأثیرگذاری مثبت شاخص حاکمیت قانون بر رشد اقتصادی، البته با شدت بیشتر در رژیم دوم است. نتایج هم چنین نشان می دهند که در هردو رژیم متغیرهای شاخص های کیفیت نهادی، آزادی اقتصادی، سرمایه انسانی و سایر متغیرهای کنترلی تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی دارند. و شدت تاثیر گذاری متغیرها با تغییر رژیم در هردو گروه کشورهای مورد مطالعه با بهبود کیفیت نهادی بیشتر می شود.
ازمنظر نظریه های مرسوم نئوکلاسیک مصرف کنندگان، بنگاه ها، و تک تک عامل های اقتصادی حداکثر کننده و بهینه سازند. بنابراین، بدون نیاز به دخالت هر عامل بیرونی، مطلوبیت، سود، و درنتیجه کارآیی و رفاه اجتماعی را حداکثر می کنند، اما ادعا می شود که در صنعت مسکن ایران سطح مقاوم سازی ساختمان ها به ویژه سطح مقاومت لرزه ای بهینه نیست؛ به آن معنا که عامل های بهینه ساز برای این کار بودجه ای کم تر از حد بهینه صرف می کنند. در این مقاله برآنیم با پذیرش این ادعا چرایی این رخداد را با تأکید بر چهارچوب اقتصاد اطلاعات و اقتصاد رفتاری توضیح دهیم. در این مطالعه نخست رخداد کژگزینی در صنعت ساختمان ایران را ، به علت متقارن نبودن اطلاعات بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان مسکن، واکاوی می کنیم و راه حل هایی برای رفع آن در قالب علامت دهی، غربال گری، و استاندارد سازی اطلاعات ارائه می دهیم. درادامه، اثر نامتعین بودن خطر قطعی زلزله بر مقاوم سازی تحلیل می شود و درنهایت براساس برخی فروض اقتصاد رفتاری کوشش می شود چگونگی کاهش تقاضا و مخارج برای مقاوم سازی، نسبت به سطح بهینه آن، تبیین و راه حل های نظری ارائه شود.
با توجه به نقش عوامل فردی و خانوادگی در وابستگی به مصرف مواد روان گردان، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرح واره های ناسازگار نخستین و کارکردهای خانواده در آمادگی برای وابستگی به مصرف مواد روان گردان انجام شد. جامعه آماری دربرگیرنده دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم در سال تحصیلی 95-96 که 12050 نفر بود و از میان آن ها با به کارگیری فرمول کوکران 300 نفر به شکل نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده دربرگیرنده پیش بینی گرایش به اعتیاد (وید و همکاران،1992)، کارکردهای خانواده (کیتنرو همکاران،1996)و طرح واره های ناسازگار نخستین (یانگ و همکاران،1995) بودند. تحلیل داده های پژوهش با به کارگیری روش همبستگی پیرسون، آزمون تی گروه های مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. برآیندها نشان دادند که مقیاس اصلی آمادگی برای وابستگی به مصرف مواد روان گردان با طرح واره های رهاشدگی/ بی ثباتی (141/0r=، P
هدف این پژوهش تبیین و تحلیل «شرایط امکان» استراتژی بین المللی شدن در خانه در دانشگاهای تخصصی استان تهران بود. سه مولفه اصلی مورد مطالعه این پژوهش برنامه ریزی درسی بین فرهنگی، استفاده از اساتید بین المللی و انجام پژوهش های بین المللی بو. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری اطلاعات، آمیخته از نوع تشریحی است. جامعه مورد مطالعه، اعضای هیات علمی تمام وقت و مدیران ارشد دانشگاه های تخصصیِ سطح «یک» استان تهران بود که تعداد آنها 2445 نفر بود. نمونه مورد مطالعه از دانشگاههای علامه طباطبائی و صنعتی شریف انتخاب شدند. برای بخش کمی پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای و برای بخش کیفی پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی، پرسشنامه ی محقق ساخته و در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. تحلیل یافته های این پژوهش نشان داد که «توسعه مهارت های زبانی و ارتباطات بین فرهنگی اساتید بومی»، «تدوین فوق برنامه های مبتنی بر تعامل دانشجویان بومی و خارجی»، «اجرای برنامه های تدریس مشترک اساتید ایرانی و خارجی»، «سیاست گذاری جهت جذب اعضای هیات علمی حائز قابلیت های زبانی، ارتباطی، و علمی بین المللی»، «وجود سیاست های پشتیبان مالی برای پژوهشگران»، «توسعه ی دانش و مهارت های پژوهشی دانشجویان و اساتید» و «تشکیل انجمن ها و باشگاه های پژوهشی متشکل از پژوهشگران داخلی و خارجی» مهمترین عوامل برای ایجاد شرایط عملی شدن سیاستها و فعالیتهای بین المللی شدن در خانه دانشگاههای تخصصی استان تهران است. علاوه برآن، این پژوهش نشان داد، «برنامه ریزی درسی بین فرهنگی» باید به عنوان سیاست اصلی در بازنگری سرفصلهای برنامه های درسی دپارتمانهای آموزشی شناخته و عمل شود. علاوه بر آن، تصویب قوانین حامی و تامین زیرساختهای مالی و استقرار سیستم ارزیابی کیفی و برنامه های درسی مبتنی بر ارتقای مهارت روش پژوهش و زبان از دیگر عوامل مهم ایجاد شرایط عملی شدن سیاستها و فعالیتهای بین المللی شدن در خانه دانشگاهها است.
مهارگری می تواند تأثیری شایان در رابطه ناسازگار خانواده ها مخصوصاً روابط زناشویی داشته باشد. این پژوهش با هدف شناسایی روش های مهارگری در روابط زناشویی و ساخت سنجه مهارگری زناشویی، تعیین روایی و پایایی آن در زوج های ایرانی انجام گرفت. پژوهش حاضر از دید هدف، پژوهشی توسعه ای و از دید شیوه اجرا توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش همه افراد متأهل شهر مشهد در سال ۱۳۹۶ را شامل می شد که با به کارگیری روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تعداد 310 نفر (155F= و 155M=) به سنجه 52 سؤالی مهارگری زناشویی پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از روایی صوری و محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی ، همسانی درونی و روایی ملاکی استفاده گردید. داده ها با استفاده از دو نرم افزار Spss-21 و Amos-24 مورد تحلیل قرار گرفت. با انجام تحلیل عاملی اکتشافی و با استفاده از چرخش واریماکس پنج عامل شناسایی شد که مقدار ویژه هر عامل بالاتر از یک بود. از 37 گویه باقی مانده، برای تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. مدل ساختاری مهارگری زناشویی با 21 گویه پس از اعمال پیش فرض های تحلیل عاملی تأییدی و اصلاح مدل با پنج عامل مهارگری هیجانی، مهارگری از طریق بی توجهی، مهارگری از طریق خشونت کلامی، مهارگری از طریق انزوا و مهارگری از طریق پنهان کاری تائید شد. همچنین روایی همگرای این سنجه با خرده سنجه سلطه-اطاعت شانزده عاملی کتل رابطه مثبت معنی دار۰٫۲۴ به دست آمد (۰٫۰۰۱p
اعطای اعتبار به سرمایه گذار برای خرید اوراق بهادار که از قالب خرید اعتباری محقق می شود، ضمن برخورداری از ابعاد و آثار حقوقی متعدد، با این مسأله اساسی مواجه است که به سبب ارتباط با امور حرفه ای باید علاوه بر مقررات بازار اوراق بهادار، تابع ضوابط بازار پولی و بانکی نیز باشد. از این رو، قرار گرفتن آن در شاکله بانکی یا بورسیِ صرف محل تأمل است. در نوشتار حاضر با امعان نظر به زمینه فوق، با رویکردی تحلیلی و مبنایی، به بررسی الگوی خرید اعتباری اوراق بهادار در کشورمان پرداخته و ساختار کنونی این فرآیند را مورد ارزیابی حقوقی و هنجاری قرار می دهیم. در این خصوص، فارغ از انگیزه های سرمایه گذاری در اوراق بهادار، مقررات کنونی خرید اعتباری اوراق بهادار در بازار سرمایه ایران از حیث مبنایی با یک چالش مهم روبه روست که همین مسأله باعث خلط تقنینی و عملیاتی ضوابط بازار پول و بازار اوراق بهادار و تعارض حقوقی و نظارتی میان مراجع مربوط به این دو بازار شده است. بنابراین، به نظر می رسد در عین توجه به قابلیت ها و معیارهای حقوق اقتصادی، مواجهه با موضوع مورد اشاره باید با فرآیندی همراه باشد تا در عین همگرایی و همکاری میان بازار پولی و بازار سرمایه؛ بر اساس اصول و ضوابط حرفه ای، رقابت فعالان بازار در این دو حوزه را فراهم نماید. با وجود این، الگوی خرید اعتباری در ایران به دلیل جدایی نسبی از ضوابط پولی و بانکی با چالش هایی روبه روست که توفیق آن منوط به رفع ایرادات و ابهامات مبنایی و عملیاتی با توجه به منطق حقوق اقتصادی است.
یکی از عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی کشورها توجه به جایگاه کارآفرینی سازمانی است به همین منظور بیشتر سازمان ها منابع خود را در این زمینه هدایت می کنند. برای موفقیت کارآفرینی سازمانی عوامل متعددی نقش دارند که بدون در نظر گرفتن آن ها کارآفرینی میسر نیست. ازاین رو پژوهش حاضر به بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی در شرکت توزیع برق استان یزد می پردازد. نوع این پژوهش با رویکرد کیفی و کمی است که در بخش کیفی با مصاحبه با تعدادی از مدیران شرکت توزیع برق و تحلیل آن ها به کمک نظریه بنیادی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی استخراج گردید. در بخش کمی به تحلیل ارتباط بین عوامل مستخرج از مرحله کیفی پژوهش اقدام گردید. درنهایت نتایج برنامه ریزی بر اساس سناریو نشان داد سناریوی بازبینی نظام ارزیابی عملکرد در میان 24 سناریوی تدوین شده، به علت ایجاد بیشترین میزان تغییرپذیری و شدت تغییر در 58 عامل تأیید شده، به عنوان مهم ترین سناریو شناخته شد.
هدف از پژوهش حاضَر مقایسه تاثیر روش های مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی و رسالت محور بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان شهریار بود. نمونه پژوهش 120 دانش آموز (60 دانش آموز دختر و 60 دانش آموز پسر)انتخاب شدند و به صورت تصادفی به شش گروه (دوگروه مداخله شناختی اجتماعی و دو گروه مداخله رسالت محور و دو گروه گواه) تقسیم شدند. ابزار پژوهش، مقیاس اشتیاق تحصیلی شوفلی، سالانوا، گونزالس و باکر (2002) بود. یافته های نتایج حاصل از تحلیل واریانس مکرر نشان دادند که تاثیر روش های مشاوره مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی و رسالت محور بر اشتیاق تحصیلی معنی دار بود و هم چنین آزمون مقایسه های زوجی شفه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری نشان داد که میانگین ها در پس آزمون افزایش یافته و تا پیگیری ثبات داشته است. ولی بین گروه شناختی اجتماعی با گروه رسالت تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری هر دو روش مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی و رسالت محور بر اشتیاق تحصیلی تاثیر گذارند. می توان با شناسایی افراد دارای اشتیاق پایین و شرکت دادن آن ها در جلسات مشاوره شناختی اجتماعی به بهبود کیفیت آموزش و رسیدن به اهداف عالی تر سیستم آموزشی کمک نمود و زمینه استفاده هر چه بهتر افراد از توانمندی ها و استعداد های بالقوه و بهبود عملکرد را فراهم نمود. کلید واژه ها : اشتیاق تحصیلی، رسالت، نظریه شناختی اجتماعی.
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر آموزش کیفیت زندگی درمانی بر کاهش فرسودگی شغلی کارکنان زن یکی از سازمان های بزرگ شهر اصفهان انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری عبارت بود از کلیه کارکنان زن یکی از سازمان های شهر اصفهان. نمونه این پژوهش شامل 30 کارمند زن بود که بر اساس غربالگری اولیه فرسودگی شغلی انتخاب شدند و سپس به تصادف در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین گردیدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای بسته کیفیت زندگی درمانی را دریافت کردند. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (1981). هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری در معرض ارزیابی قرار گرفتند. به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه های تکراری) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد فرسودگی شغلی (006/0=p) خستگی عاطفی (001/0=p) مسخ شخصیت (001/0=p) و عملکرد فردی (005/0=p) به طور معنادار بهبود یافته است. طبق یافته های این پژوهش می توان گفت کیفیت زندگی درمانی برای کاهش فرسودگی شغلی و ابعاد آن در بین کارکنان زن مؤثر بوده است.
این نوشتار به بررسی تأثیر رقابت در بازار حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی می پردازد. همچنین نقش تعدیل کننده اندازه بازار حسابرسی را مورد بررسی قرار می دهد. در این راستا، برای اندازه گیری رقابت در بازار حسابرسی از شاخصِ تمرکز حسابرس استفاده شده است. اندازه بازار حسابرسی نیز با استفاده از رتبه دارایی شرکت ها در سطح صنایع، اندازه گیری شده است. یافته های تجربی مربوط به بررسی 133 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1386 تا 1394، نشان می دهد که رقابت در بازار حسابرسی اثر منفی و معناداری بر حق-الزحمه حسابرسی دارد. به علاوه، یافته های پژوهش حاکی از آن است که اندازه بازار حسابرسی بر رابطه بین رقابت در بازار حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی اثر منفی و معناداری دارد. در ادامه، نتایج تجزیه و تحلیل تکمیلی پژوهش نشان داد که رقابت در بازار حسابرسی منجر به کاهش کیفیت حسابرسی می شود و اثر اندازه بازار حسابرسی بر رابطه بین رقابت در بازار حسابرسی و کیفیت حسابرسی معنادار نیست.
یکی از جنبه های مغفول مانده در سیره پیامبر اکرم، توجه ایشان به شعر و ادبیات کودک است. به گواهی تاریخ، نه تنها شعرهای کودکانه ای که عموما در اوزان محرّک و مهیِّج سروده می شده، در زمان کودکی پیامبر برای ایشان خوانده می شده، بلکه شخص پیامبر نیز پاره ای از اشعار کودکانه را برای کودکانی مانند امام حسن و امام حسین می خوانده اند و گاه نیز در باب برخی از اشعار کودکانه اظهار نظر می کرده اند. ما در این مقاله می کوشیم با بررسی متون حدیثی و تاریخی، شعرهای کودکانه ای را که در سیره پیامبر اکرم مورد توجه واقع شده، استخراج، بررسی و تحلیل کنیم. در ضمن این بحث نشان داده ایم که ساختار برخی از این اشعار، به احتمال با ساختار شعرهایی که گوسان های ایرانی در دوران پیش از اسلام می خوانده اند مشابهت هایی دارد و احتمال تاثیرپذیری برخی شعرهای کودکانه عرب، از ساختارهای پیش از اسلامی شعر فارسی وجود دارد. همچنین در پایان مقاله با ذکر دو نمونه، تاثیرگذاری و قدرت شعر کودک در تمدن اسلامی را نشان داده ایم.