مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵۲٬۳۴۱ تا ۴۵۲٬۳۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
تقیه و نهضت امام حسین(ع)
سیر از ظاهر به باطن مسجد
حوزههای تخصصی:
از فرود به فراز
حوزههای تخصصی:
کمک به بچه ها در لذت بردن از تجربه فعالیت های حرکتی
حوزههای تخصصی:
نقش فعالیت های تکتونیکی در تکامل مخروط افکنه های دامنه ی شمالی میشو داغ، شمال غرب ایران
حوزههای تخصصی:
راههای میانبر (HOTKEY) در استفاده از نرم افزارهای G.I.S
حوزههای تخصصی:
سیمین دانشور: شهرزادی پسامدرن
درباره اشتقاق واژه «ترکه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فارسی امروز، واژه ترکه از جمله واژه های بسیار رایج است. این واژه، در فرهنگ نفیسی «شاخه بلند و باریک وسبز از هر درختی» و، در لغت نامه دهخدا، «شاخه جوان و تر و باریک» معنی شده است.
به نظر نگارنده، ترکه واژه ای است مرکب از دو جز یا دو تکواژ تر و رکه که هر یک جداگانه بررسی خواهد شد.
تر در فرهنگ ها و در متون با معانی متعدد آمده است که ذیلا شواهدی برای آن ذکر می شود:
1. تر، «هر چیز تازه و آبدار و سبز و نرم و هر چیز که پلاسیده و پژمرده نشده باشد، مانند گیاه تر و میوه تر». (فرهنگ نفیسی)
چوب تر را چنان که خواهی پیچ نشود خشک جز به آتش راست (سعدی، به نقل لغت نامه دهخدا)
و اندروی خرمای تر باشد سخت نیکو. (حدودالعالم، به نقل لغت نامه دهخدا)
شواهد دیگر: بوسه تر، ابر تر، شعر تر، شربت تر، کتاب تر، شکرتر، نغمه تر. (لغت نامه دهخدا)
2. تره زا: تازه زاییده. (فرهنگ فارسی - کردی)
3. tarne tarne (= تازه تازه)، tarne (= تازه، گیاه جوان، انسان جوان). (شکری، ص 332)
4. ترچک، جوان، نازک و ترد. معمولا صفت برای رستنی هاست. (فرهنگ لری)
5. ترنم، افغانی به معنی آب اندکی که روی زمین یا لباس بپاشد. (کرباسی راوری، ص 91)
6. تروفرز و تروند به معنی نوباوه (برهان قاطع) و تردست که جلد و چست و چالاک معنی می دهد. (همان)
7. هم چنین واژه هایی که با آب و خیسی مربوط اند، مانند terit (= کاه شسته) (کرباسی راوری، ص 29)، و ترید کردن نان.
8. با تبدیل a به e و o، در سنگسری واژه terne (= باد شمالی که با رطوبت توام است) و در لاسگردی و شهمیرزادی towrune یا torvone (= ترانه، جوان، آبدار).
9. تر متاری (= بسیارتر، نمناک)، تریان یا ترنیان «طبق و سبد پهنی که از شاخ های باریک چوب ببافند» که در این جا نوعی رابطه معنایی مشهود است.
بیرون شد پیرزن سوی سبزه و آورد پژند چیده بر تریان (لغت فرس)
10. terek «شاخه سبز و تازه درمنه». (واژه نامه راجی)
11. tere «نسل تازه و جوان را گویند» در ضیابر گیلان، از توابع صومعه سرا، نیز در ارمنی واژه های ذیل را داریم: tarm «خیس، تازه، شاخه، فرزند، جوان». (فرهنگ های ارمنی)
12. تراهی «میوه نوباوه و نورسیده» (برهان قاطع). شاید از همین ریشه باشد واژه t?rak «خربزه نارس» در سیستانی. (واژه نامه سیستانی)
13. ترمرگ (به زعم نگارنده به معنای «جوان مرگ») لفظی است که والدین در افغانستان برای نفرین فرزندانشان به هنگام خشم بر زبان می آورند...
«نسل من»؛ مخاطبان، شیفتگان، خرده فرهنگها
فیلم و خاطره مردمی؛ گفتگوی ماهنامه «کایه دو سینما» با میشل فوکو
سیطره عمومی
سنت های ایرانی در معماری معبد سغدی
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
جرم زدایی از قانون
حوزههای تخصصی:
مروری بر برنامه های توسعه پیش و پس از انقلاب
مسئله مسکن و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن
لنین و لنینیسم (بخش نخست)
افغانستان: گورستان امپراتوری ها
بررسی موانع قانونی پیوستن ایران به سازمان جهانی بازرگانی با نگرش بر سیاست های بازرگانی موجود در زمینه ماشین ها و دستگاه های برقی
حوزههای تخصصی:







