هر منظومه فکرى، ناچار از جهان بینى و انسانشناسى است که بر اساس آن احکام خود را در مورد جامعه و سیاست بیان مىکند؛ از این رو شناخت اندیشه سیاسى مسلمانان نیز منوط به فهم مبانى کیهان شناختى و انسان بینى آنان است. در این مقاله سعى شده برمحور انسانشناسى، پرتویى بر ساختمان اندیشه سیاسى قدیم مسلمانان افکنده شود. شناخت طبع انسان از لحاظ این که سمت و سوى آن به سوى خوبىها یابدىهاست، اولین و در عین حال مهمترین گام در این راه است. تبیین سلسله مراتب انسانها در جامعه و تأکید بر طبع مدنى آنها، گامهاى بعدى است، و در نهایت بررسى کفایت یا عدم کفایت عقل براى کشف قوانین زندگى بشر در گفتمان سنتى، ما را به شناخت «انسانِ» مورد نظر فلاسفه سیاسى قدیم رهنمون مىشود.
درباره "بودن" وسوم شخص مفرد مضارع این فعل که به صورت "است" و "هست" تبلور می یابد و نیز تفاوتهای موجود میان این دو بحث و تتبع فراوانی صورت نگرفته است. پژوهشهائی اندک نیز که در این زمینه انجام شده، بررسی خود را تنها به مقایسه "است" و "هست" آن هم صرفا در سطح معنایی، محدود کرده، صیغه های دیگر این فعل و تفاوت در سایر سطوح را به دست فراموشی سپرده و در نتیجه به برخی نتیجه گیری های خطا رسیده اند. در این مقاله، پس از بررسی پژوهشهای پیشین تلاش خواهد شد که علاوه بر صیغه سوم شخص مفرد، سایر صیغه ها نیز مورد بررسی قرار گیرد و نیز نشان داده شود که افزون بر تفاوت در سطح معنائی، این دو فعل، در سطوح نحوی و ساختواژی نیز دارای تفاوتهای عمیقند.
کتاب مورد بررسی، از جمله کتابهای درسیی است که توسط انتشارات سمت، به منظور استفاده دانشجویان دوره کارشناسی (لیسانس) تاریخ دانشگاههای کشور، به طبع رسیده است. متأسفانه، با تمام زحمتی که نویسنده اصلی کتاب، جناب آقای روزبه زرین کوب، زیر نظر استاد گرانمایه دکتر عبدالحسین زرین کوب، در تألیف خود متحمل گشته اند، اشکالات متعدد تاریخی، نگارشی و چاپی، به آن راه یافته که ممکن است خواننده را با مشکل مواجه سازد. به همین سبب، نویسنده نقد کوشیده است آن موارد را با ذکر دلیل مشخص نماید، تا اگر مورد تأیید قرار گرفت، در چاپهای بعدی کتاب مورد استفاده مؤلف محترم قرار گیرد و بدین وسیله بر کیفیت و غنای بیشتر مطالب آن بیفزاید.
تحقیق و بررسی در باره سکه های اسلامی و چگونگی پیدایش آن در جهان اسلام، به نوبه خود، یکی از مباحث شناخته شده در فرهنگ و تمدن اسلامی می باشد. مسلمانان از همان آغازین سالهای ظهور اسلام به فکر ضرب سکه بودند و سکه هایی را نیز ضرب کردند اما تا دوره عبدالملک مروان این سکه ها رسمیت نداشت. برای نخستین بار او بود که به ضرب سکه در جهان اسلام اقدام نمود. پس از او نیز خلفای مسلمان توجه زیادی به ضرب سکه از خود نشان دادند. خلفای فاطمی نیز از این امر مستثنی نبودند و هر یک از آنان به ضرب سکه هایی با طرازهای متفاوت اقدام نمودند. به این ترتیب، می توان گفت سکه های هر یک از آنان از سکه های فاطمی متمایز بوده است. در این مقاله ویژگی های سکه های هر یک از این خلفا به ترتیب ذکر شده، نوآوری های آنان در ضرب سکه مورد بررسی قرار می گیرد.
مقاله حاضر با توصیف این پیش فرض آغاز می شود که فلسفه غرب همواره با گفتمان تقابلی سخن گفته است. یعنی همواره تعاریف براساس غیاب وحضورواین که پدیده های عالم دو قطبی هستند شکل گرفته اند. در برابر، نگارنده ادعا می کند که ژاک دریدا(Jacques Derrida) فیلسوف فرانسوی(2004-1930) با به چالش گرفتن منطق کلامی فلسفه غرب از عصرافلاطون تا به امروز، منطقی نوین برای طرح مباحث فلسفی خود بر می گزیند. این منطق را منطق پارادوکسی(منطق تناقض نما) نامیده ام و در این تحقیق به تشریح آن از طریق شرح چند اصطلاح مهم درفلسفه واسازی(deconstruction) دریدا خواهم پرداخت. طرح این مسئله(این که منطق کلامی اندیشه دریدا چیست و با منطق کلامی متداول درفلسفه غرب چه تفاوتی دارد) می تواند پایه نخست و در واقع پیش نیازی برای طرح فلسفه واسازی محسوب گردد.
سیاست حضرت رسول خدا (ص) با زردشتیان ناحیه هجر در منطقه بحرین به عنوان اهل کتاب اعتراض برخی از مسلمانان را برانگیخت. امّا پیامبر به شدت با این گروه برخورد کرد. تا جایی که برخی منابع از آنان به عنوان منافقان یاد کرده اند. خلفای اوّلیه نیز با تأسی از رسول خدا (ص) پس از فتح ایران زردشتیان را به عنوان اهل ذمه پذیرفتند.
در این مقاله چگونگی جدایی گزینی سکونتی در شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است. با آنکه جدایی گروههای مختلف اجتماعی در شهرهای بزرگ فرض پذیرفتهای است، ولی تاکنون چند و چون این فرض از طریق روشهای علمی و شاخصسازی مناسب مورد مطالعه قرار نگرفته است. در سالهای اخیر این جدایی از دو منظر مورد بحث قرار گرفته است. یکی از آنها به تفکیک و تمایز فزاینده در شهرها باور دارد و دیگری قطبی شدن، دوگانگی و یا قطعهای شدن فضای اجتماعی شهرها را مدنظر قرار داده است. در این مقاله با توجه به پیامدهای گوناگون جدایی گزینی سکونتی در شهرها، با استفاده از اطلاعات ثانویه، فرض جدایی فضایی - مکانی گروههای مختلف اقتصادی - اجتماعی با استفاده از شاخصهای آماری گوناگون مورد آزمون قرار گرفته است و در نهایت تفکیک پایگاههای مختلف اجتماعی و ابعاد آن برحسب مناطق مورد تأیید قرار میگیرد.
مقالة حاضر تلاشی است برای تحلیل انقلاب اسلامی ایران. از آنجا که نظریههای اجتماعی موجود توان آن را ندارد که شکلگیری و آغاز انقلاب، نقش مردم و علل انقلاب و همچنین نقش روحانیت را تبیین و تشریح کننده نگارنده بر آن شده که به تشریح سه مسأله در مورد انقلاب بپردازد: 1ـ انقلاب اسلامی و نظریههای موجود در مورد آن؛ 2ـ تشریح انقلاب اسلامی؛ 3ـ علل انقلاب اسلامی ایران. علاوه بر این، نویسنده در این مقاله انقلاب اسلامی را با سایر انقلابها مقایسه میکند و سپس به نقش این انقلاب در آشکار کردن ضعف نظریههای اجتماعی موجود در تشریح انقلابها، از یکسو، و تکمیل این نظریهها تحت تأثیر انقلاب اسلامی، از طرف دیگر، میپردازد.