بخش دوم – جاشگاه فرهنگستان زبان فارسی در سیاست علمی کشور با توجه به تحلیل های گذشته و مبانی و اصول موضوعه ای که در بخش اول مطرح شد، در این بخش به بحث درباره جایگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی و نسبت آن با سیاست علمی ایران می پردازیم. در پاسخ به این پرسش که فرهنگستان ها، به ویژه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به عنوان دانشگاه یا پژوهشگاه یا مرکز سیاستگذاری و برنامه ریزی عمل می کنند می توان پاسخ داد که فرهنگستان ها مرکز سیاستگذاری و برنامه ریزی اند. در خصوص فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صرف نظر از جنبه های نظری که این معنی را به کرسی می نشاند و در بخش اول بدان پرداختیم، اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، هم در قسمت اهداف و هم در قسمت وظایف، به همین خط مشی اشاراتی صریح دارد. در این بخش نیز، به ترتیبی که در تحلیل های بخش اول پیش رفتیم، مباحث را پی می گیریم ...
داستان سیاوش در شاهنامه چنین آغاز می شود که روزی گیو و گودرز و توس، به همراه چند سوار، به نخجبیر می روند و، پس از شکارگوران، در بیشه ای دختری زیبا رو و تنها می یابند. میان توس و گیو بر سر تصاحب دختر گفت و گو در می گیرد و ستیزه و پرخاش به جای می رسد که می گویند: «که این ماه را سر بباید برید.» با میانجگری یکی از بزرگان، داوری این کار را به نزد کاووس می برند و کاووس، که با دیدن دختر به یکباره شیفته او می شود، وی را به همسری خویش در می آورد و «بسی برنیامد بر این روزگار» که سیاوش از این زن زاده می شود ...
معرفت شناسی شاخهای ازفلسفه است که از معرفت بحث میکند. برخی از مسائلی که در این شاخه مطرح میشوند عبارتند از: معرفت چیست و چه اقسامی دارد؟ باور چه ارتباطی با معرفت دارد؟ آیا همواره معرفت بشری، خطا پذیر است یا در مواردی معرفت ما خطا ناپذیر است؟ اینها پارهای از مسائل است که از گذشته درمیان فلاسفه یونان مطرح بوده و تدریجا در طول تاریخ، برخی فلاسفه پاسخهای متفاوتی به آنها دادهاند. اما امروزه معرفت شناسی، بیش از آنکه یک دانش باشد. یک ابزار سیاسی است. لذا جنبشهای سیاسی متفاوت تلاش میکنند که بر اساس این ابزار، موفقیتهایی را به دست بیاورند. اگر فمینیسم را هم به عنوان یک جنبش اجتماعی زنان در نظر بگیریم از این نکته مستثنی نبوده که تلاش کرده است به کمک این ابزار مقبولیتی در میان اندیشمندان کسب کند. در این مجال مروری داریم به معرفت شناسی فمنیستی و دغدغه های آن.
جمعی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، طرحی را مبنی بر اصلاح برخی از مواد فصل نکاح قانون مدنی، ترتیب نموده و جهت بررسی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم نمودند.نوشتار حاضر، بر آن است تا این طرح را از نقطه نظر فقهی و با استناد به قواعد و نظریات فقها مورد بررسی قرار دهد.البته نگارنده، ادعا ندارد که تحقیق جامع و بررسی کامل و همه جانبه در این زمینه صورت داده است.
دستیابی به عدالت اجتماعی به عنوان بزرگترین هدف و شعار کابینه جدید در جمهوری اسلامی ایران که متأثر از آرمان های انقلاب شکوهمند اسلامی است، در تعامل سازنده با اقتصاد جهانی و همسو با سند چشم انداز بیست ساله کشور منوط به انجام اصلاحات و تغییرات بنیادین در بسیاری از سیاست ها و راهکارهای اجرایی اقتصادی از جمله در نقش و کارکرد دولت به منظور تسریع، گسترش و نهادینه نمودن توسعه پایدار اقتصادی است. مقاله حاضر به حوزه های تجاری، تولیدی و سرمایه گذاری در بخش تولید و خدمات از یک سو و اصلاح سیاستها، نقش و جایگاه دولت در حوزه اقتصادی از سوی دیگر، به عنوان مبانی استراتژیک اصلاح سیاست های توسعه اقتصادی پرداخته و به برخی چالش ها در حوزه اجتماعی و تبعات سیاست های توسعه اقتصادی اشاره نموده است. رویکرد توضیحی ـ تحلیلی این نوشتار مبتنی اقتصاد سیاسی بین الملل و معطوف به تعامل متقابل اقتصاد و سیاست در حوزه های داخلی و جهانی می باشد.
اعتماد از مسائل بنیادین و مغفول مطالعات اجتماعی و سیاسی است و بنیان اجتماع و روابط اجتماعی به حساب می آید . در این تحقیق پس از بحث از منابع اعتماد و اهمیت آن در ساحت های مختلف ، بر مساله نظم اجتماعی تمرکز شده است . در خصوص منابع ، مقاله به تشریح دو گونه منابع اجتماعی یا جامعه شناسانه و منابع فکری ، فلسفی یا اعتقادی می پردازد . در ذیل منبع نخست دو مبحث رونق اقتصادی و مساوات اجتماعی مطرح می شوند و پاره ای نگرش ها ، اعتقادات و ارزش های اخلاقی می توانند زیر مجموعه منابع فکری به شمار آیند . ...
اگرچه گفت وگوی تمدن ها مفهومی کاملاً جدید نیست ؛ با طرح مجدد آن از سوی سیدمحمد خاتمی ، رئیس جمهوری اسلامی ایران ، در اواخر دهه 1990 میلادی مورد توجه جدی قرار گرفت . این مفهوم در روابط بین الملل دارای مدلولات مهم نظری در سطوح مختلف هستی شناختی ، معرفت شناختی ، جامعه شناختی و هنجاری است و در عین حال ، به اندازه کافی مداقه نظری نشده است . به نظر می رسد که از میان نظریه های روابط بین الملل ، نظریه به اصطلاح انتقادی، یکی از بهترین بسترهای نظری برای فهم و مفهوم بندی جایگاه نظری گفت وگوی تمدن ها است . شهرت نظریه انتقادی به دلیل تأکید آن بر گفت وگو و گفتمان و نقش آن در شکل دادن به بنیان حقیقت ، غیبت و اجماع است . اینها می توانند در سطح بین الملل پیامدهای مهمی در ابعاد نظری و فرانظری داشته باشند. این مقاله نشان می دهد که چگونه این انگاره می تواند در سطح هستی شناسی، برداشت دولت محور را از روابط بین الملل متحول سازد. از لحاظ معرفت شناختی می تواند به عنوان بنیانی برای برداشت هایی غیر اروپا محور از روابط بین الملل عمل کند و در سطح جامعه شناختی ، راهی به سمت شکل گیری اجتماع اخلاقی است. سرانجام اینکه از نظر هنجاری معطوف به سیاست جهانی عادلانه تری است که کمتر جنبه برون گذارانه دارد. استدلال این مقاله آن است که همه این ابعاد کم وبیش با تعهدات فرانظری ، نظری و اخلاقی نظریه بین المللی انتقادی همخوانی دارند.
نوشتار حاضر از دو بخش تشکیل شده است: در بخش اول, نظریه هاى شىءانگارانه معنا در سنّت فلسفه تحلیلى به اختصار معرفى مى شوند. این نظریه ها به ترتیب عبارت اند از: 1. نظریه حکایى. 2. نظریه ایده انگارانه. 3. نظریه گزاره اى. 4. نظریه سمانتیک جهان هاى ممکن. بخش دوم به طرح و بررسى نظریه معنا در علم اصول فقه مى پردازد. البته, مبحثى تحت عنوان (نظریه معنا) در سنّت اصولى موجود نیست, ولى مسئله دیگرى در بعضى منابع یافت مى شود که بسیار مشابه با مبحث نظریه معنا در سنّت فلسفه تحلیلى است. مسئله مزبور این مسئله است که موضوع له الفاظ چه سنخ هویتى است. در منابع اصولى چهار نظریه اصلى دراین باره ارائه شده که عبارت اند از: 1. وضع براى موجودات خارج. 2. وضع براى صورت هاى ذهنى. 3. وضع براى طبیعت یا ماهیت یا مفهوم. 4. وضع براى مفهوم به لحاظ حکایت از مصادیق. در بخش دوم, این نظریات و دلایل له و علیه آنها به تفصیل مطرح مى شوند, و علاوه بر آن, در موارد مختلف بین آراى اصولیان و نظریه هاى معنا در سنّت فلسفه تحلیلى مقایسه و تطبیق صورت مى گیرد. نتیجه اى که در نهایت, از بخش دوم حاصل مى شود این است که رایج ترین نظریه اصولى (یعنى نظریه سوم) مشکلاتى جدّى دارد, که با اصلاح آن, تقریباً به نظریه اى مشابه با نظریه گزاره اى معنا در سنّت فلسفه تحلیلى دست مى یابیم.
گفتنى است در این نوشتار, عمدتاً مسئله معنا در الفاظ عام مدنظر است, ازاین رو, نظریات مربوط به معناى اسماى خاص, اسماى اشاره, ضمایر و حروف مطرح نمى شود, مگر به هدف تمهید براى سایر مباحث.